صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۹  ، 
کد خبر : ۴۱۰۶۴
تلخ و شیرین‌های سال 85 به روایت «صبح صادق»

طلوع فرصت‌ها از کالبد تهدیدها


در طلوع 28 سالی که از پیروزی انقلاب شکوهمند ایران اسلامی می گذرد، هیچ سالی را نمی توان یافت که برای نظام اسلامی و ملت بیدار دل و قهرمان کشورمان، بدون حساسیت و چالش سپری شده باشد. طی این دوره زمانی پرفراز ونشیب که با تلخ وشیرینی های بسیاری همراه بوده، نظام و مردم به طور مرتب درحال مجاهده و مبارزه دائمی با چالش هایی بوده اند که در داخل و خارج مرزها برای به زانو درآوردن این تحفه الهی تدارک دیده شده است.
این مبارزه و مجاهده لاینقطع، درکنار هزینه های سنگین که برای آن پرداخت شده، ارزش های مادی و معنوی فراوانی هم برای کشور در بر داشته که از آن جمله می توان به کسب متعدد تجارب خودکفایی وخوداتکایی، تقویت روحیه استقامت و پایداری، رویش های جدید، سرافرازی ملی و عزت بین المللی، تثبیت وتقویت پایه های نظام، حاکمیت گفتمان عدالت، شکست تمامی طرح های براندازی و مهار جمهوری اسلامی ایران و بالاخره وحدت و یکپارچگی ملت ودولت در مقابله با تهدیدات وتولد فرصت های بی شمار از کالبد تهدیدها اشاره کرد.
با این وجود، در طول 28 سالی که از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی می گذرد، برخی سال ها از اهمیت وحساسیت ویژه ای برخوردارند، حساسیت خاصی که ناشی از حجم بالای چالش ها و تهدیدات فراروی نظام و ملت بوده و به نوعی این سال ها را می توان «سال های سرنوشت» نامید، سال هایی چون سال 1359 که جنگ تحمیلی آغاز شد وسال 1360 که رویارویی خط امام با گروهک نفاق و لیبرال به مرحله نهایی رسید وسال 1368 که حضرت امام (ره) به ملکوت اعلاء پیوست وخبرگان ملت، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای را به جانشینی ایشان برگزیدند وسال 1386 که گفتمان عدالت با پیروزی دولت نهم به حاکمیت رسید و بالاخره 1385 که با تمام فراز ونشیب ها وتلخ وشیرین های آن به روزهای پایانی خود نزدیک شده واینک ملت بیدار دل ایران اسلامی، دستاوردهای 365 روز استقامت و پایداری را به نظاره نشسته است، دستاوردهایی که معدلی قابل دفاع و افتخار آمیز را برای نظام اسلامی، دولت وملت بزرگوار ایران رقم زده است.
تکمیل چرخه سوخت هسته ای وغنی سازی 5/4 درصدی در 19 فروردین سال جاری، پیروزی فرزندان معنونی حضرت روح الله درجنگ 33 روزه لبنان و رژیم صهیونیستی، حماسه آفرینی مردم در انتخابات 42 آذر خبرگان وشوراها، رزمایش های مقتدارانه نیروهای مسلح با بهره گیری از تجهیزات ساخت داخل، حضور بی سابقه مردم در راهپیمایی 22 بهمن سال جاری، دستاوردهای بزرگ نظام در عرصه های پزشکی، دارویی، صنعتی، کشاورزی، فناوری های نوین، وبالاخره شکست طرح ها و پروژه های مختلف دشمنان این مرز و بوم برای به زانو درآوردن ملت ایران، گوشه هایی از دستاوردهای نظام درسال 85 می باشد.
رویکرد دولت نهم
به اعتقاد بسیاری از تحلیل گران سیاسی، نگاه ژرف اندیش رهبر معظم انقلاب به دولت های گذشته وفعلی ، بیش از آنکه مبتنی بر عملکرد آنان در کلنگ زنی ها و افتتاح پروژه های عمرانی باشد، بر اساس «رویکرد»های آنان تعریف شده است. تجربه دهه گذشته انقلاب نیز نشان داد که با ورود گفتمان های کاذب و جعلی همچون محوریت توسعه اقتصادی و یا اصالت توسعه سیاسی، تا چه میزان می توان مسیر حرکت نظام اسلامی را آبستن فراز وفرودهای خطرناک و ریل گذاری های انحرافی نمود.
بنابراین اگر قرار است در پایان سال 85، نگاهی به پرونده دولت داشت، این نگاه بیش از آنکه معطوف به «عملکرد»ها باشد، باید معطوف به «رویکرد» دولتمردان باشد و آنچه که لبخند شادی و یا اشک غم را بر چهره دشمنان نظام اسلامی می نشاند، رویکردهای دولتمردان است و اگر امروز جمهوری اسلامی ایران خواب را از چشمان صاحبان سلطه ربوده، نه به خاطر افتتاح ده ها وصدها پروژه بزرگ عمرانی و صنعتی وحتی دستیابی به فناوری های نوین روز همچون فناوری هسته ای، نانو تکنولوژی، شبیه سازی وسلول های بنیادین است چرا که این دستاوردهای علمی در بسیاری دیگر از کشورها هم به دست آمده است. خطر بزرگ برای آنان، تأثیرات «الهام بخش» انقلاب اسلامی است که طی سه دهه گذشته، موجی از بیداری و خیزش های اسلامی و مردمی را در مناطق مختلف جهان برانگیخته است واین خطر زمانی قوت و قدرت بیشتری به خود می گیرد که این رقیب، تبدیل به الگو و مدلی برای دیگر ملت ها شود.
ازاین رو، زمانی که اعضای هیات دولت در سال جاری وبه مناسبت هفته دولت به حضور رهبر معظم شرفیاب می شوند، ایشان قبل ازآن که به «عملکرد» دولتمردان بپردازند، به تحلیل از«رویکرد» های دولت نهم پرداخته ومی فرمایند:«دوره کنونی به لحاظ رویکردهای اصوگرایانه، انطباق شعارها واهداف دولت با مبانی انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره)، اعتماد مردم به دولت وهمچنین ابهت وعظمت کم سابقه بین المللی ملت ایران و نظام اسلامی، دوره ای استثنایی است که دولت باید با حداکثر استفاده از این شرایط، در جهت تحقق اهداف و شعارهای اعلام شده حرکت کند ووظیفه همه دلسوزان انقلاب و نظام اسلامی نیز کمک و یاری دولت است.»
با اتخاذ چنین نگاهی به دولت است که می توان از برخی اشتباهات، کاستی ها و خطاهای دولتمردان در مرحله تصمیم گیری و اجرا گذشت کرد چرا که در حوزه عملکردها، ما هنوز درمرحله مشق و تمرین به سر می بریم وبرای گذر از عقبه هایی سخت و دشوار همچون تعمیم عدالت اجتماعی با نگاه مبتنی بر توسعه زیر ساخت های اقتصادی کشور، مسیری را فراروی خود داریم که هنوز هیچ کاروانی به سلامت از آن عبور نکرده است. از این روی، رهبر معظم انقلاب در تحلیل از نگاه عدالت محورانه دولت نهم می فرمایند:«چنانچه آقای احمدی نژاد در عملی نمودن سیاست های خود موفق هم نباشد، حداقل مسئله عدالت را زنده نموده اند.» از زاویه ای دیگر، این تعبیر نشان می دهد که موضوع استراتژیک عدالت، نه تنها یک وظیفه، بلکه یک تکلیف است. ودرست از همین زاو یه در تابلوی افتخارات دولت در سال جاری می توان به کم شدن فاصله دولتمردان با مردم که بخشی از آن درسفرهای استانی محقق شده است، برخورد قاطع با مظاهر تجمل گرایی، تقویت روحیه خودباوری، تلاش بی وقفه برای خدمت به خلق خدا، سیاست تثبیت قیمت کالاهای اساسی، تثبیت قیمت خدمات دولتی، کاهش سود تسهیلات بانکی، پایین آوردن نرخ تورم، توجه به صنایع داخلی، حمایت از تولیدکنندگان و کارآفرینان، افزایش نرخ تعرفه واردات، برخورد با پدیده رانت خواری، تاسیس صندوق ضمانت سرمایه گذاری صنایع کوچک، اجرایی شدن سهام عدالت، افزایش حقوق بازنشستگان، خرید نقدی محصولات استراتژیک کشاورزی ازکشاورزان، کاهش تصدی گری دولت، پرهیز از ورود به دعواها وجنجال های سیاسی، افزایش بودجه طرح های عمرانی، اصلاح جهت گیری های فرهنگی و آموزشی، تمرکز زدایی از تهران، حمایت از صادرات غیر نفتی و ... اشاراتی گذرا داشت.
اوج دستاوردهای دولت نهم
از سوی دیگر، به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران داخلی و خارجی، نقطه اوج دستاوردهای دولت نهم را باید در عرصه روابط خارجی ونحوه تعامل با کشورها و نهادهای بین المللی دانست. در مراسم معرفی وزرای کابینه دولت نهم به مجلس، دکتر احمدی نژاد درتوضیح استراتژی آینده وزارت خارجه و در دفاع از وزیر پیشنهاد خودی گفت:«در دروه جدید، دیپلماسی تهاجمی مبنای عمل ما خواهد بود. ما نمی خواهیم همواره متهم باشیم. ماجای مدعی و متهم را عوض خواهیم کرد.» ارزیابی عمکرد دولت در سال 85، نشان می دهد که دستگاه دیپلماسی کشور با اتخاذ دیپلماسی پیشدستانه،در بسیاری از اوقات وبزنگاهها، اجاز ه بازی را به حریف در زمین خودی نداده است. ازاین رو یک روز پس از ارسال نامه احمدی نژاد به بوش، روزنامه لبنانی«الحیات» نوشت:«دردوره جدید شطرنج دیپلماسی، باید از روش ایرانی به جای روش سوئیسی نام برد. دراین روش حریف ایرانی با روشی تهاجمی وبا در دست گرفتن ابتکار عمل، دستگاه دیپلماسی غرب را در موقعیت آچمز قرار می دهد.»
در استراتژی دولت نهم، استفاده از اهرم «فشار دیپلماسی» و پیگری استراتژی «لبه پرتگاه» به خوبی دنبال می شود. استراتژی«تهدید و فشار وتحریم» به عنوان یک استراتژی کارآمد و کم هزینه که ارمغان «ترومن» برای هیات حاکمه کاخ سفید به شمار می آمد، با تیزچنگی وهوشیاری دکتر احمدی نژاد، به اهرمی در دستگاه دیپلماسی کشور تبدیل شده است. شعارها، سفرها، سوال ها و نامه نگاری های احمدی نژاد، دنیای غرب به ویژه آمریکا را سخت عصبانی ودر تنگنا قرار داده است به گونه ای که بخش عمده ای از توان و فرصت رسانه ای غرب به جای آن که به تبلیغ منفی علیه جمهوری اسلامی ایران بپردازند، ناگریز شده اند بخش عمده ای از توان و فرصت خود را معطوف کتمان و سانسور شعارهای احمدی نژاد نمایند.
فشارهای اخیر دستگاه دیپلماسی کشورمان به هیأت حاکمه کاخ سفید، ساکنان این کاخ شیشه ای را سخت خسته درمانده وپریشان احوال کرده است. این فشارهای مستمر که گوشه هایی از آن درعراق، افغانستان، لبنان، سرزمین های اشغالی وآمریکای لاتین به خوبی قابل مشاهده است، علاوه بر آنکه هژمونی این کشور را در عرصه نظام بین المللی با مخاطرات جدی مواجه نموده، باعث گردیده تا رفتارهای پرخاشگرایانه وغیر منطقی بسیاری از جانب مقامات ارشد آمریکایی صورت پذیرد که این امر، فرصتی مغتنم را دراختیار جمهوری اسلامی ایران قرار داده است. فرصتی که برخی ناظران از آن به عنوان «بهارشکوفایی و سرباز کردن مفاهیم انقلاب اسلامی در میان گفتمان های به زانودر آمده دنیای امروز» نام می برند. به همین جهت، «ریچارد هالبروک»«مشاورجان کری» درمصاحبه با کانال تلویزیونی ان . تی. وی، به صراحت اعلام می نماید:
«مهمترین مشکل آمریکا رئیس جمهور جدید ایران وگفتمانی است که دستگاه دیپلماسی او دنبال می نماید.»
عملکرد نظام و دولت نهم درعرصه صیانت از فناوری هسته ای آن قدر روشن، شفاف و درخشان است که حتی گاه مخالفان دولت را مجبور کرده به هر نحو ممکن، خود را در خرمن افتخارات این دولت که اولین گام آن در 19 فروردین امسال با دستیابی ایران به چرخه سوخت وغنی سازی 5/4 درصدی اورانیوم در مقیاس آزمایشگاهی به دست آمد، سهیم سازند. اگر زمانی در دوره تعلیق ها باید به خاطر گم شدن چند کیلو کیک زرد وچند گرم اروانیوم غنی شده به آژانس و بازرسان آن حساب پس می دادیم، اینک به مرحله ای رسیده ایم که از آن به عنوان«قدرت نو ظهور ایران هسته ای» نام می برند وتمام نگرانی غرب از آینده ای است که جمهوری اسلامی ایران به مرکزی برای صدور فناوری وسوخت هسته ای درمنطقه تبدیل گردد.
فقدان استراتژی فرهنگی
اما در حوزه فرهنگ، علیرغم برخورداری دولت از یکی از باتجربه ترین، متدین ترین و صادق ترین وزیران کابینه، باید اعتراف نمایئم که عملکرد وحتی رویکرد دولت از نمره قابل قبولی درسال 58 برخوردار نبوده است. عملکرد فرهنگی دولت درسال جاری نشان داد که ما هنوز از فقدان یک استراتژی مشخص درعرصه فرهنگی ومدیریت آن رنج می بریم. ما هنوز همچون سال های گذشته، به جای متن و اصل، اسیر حاشیه ها هستیم. به جای تأملات ومطالعات جدی بر روی حوزه هایی چون ریشه های بیماری های فرهنگی، لاابالی گری واباحه محوری، به بررسی مقولاتی چون بدحجابی ومروجان آن پرداخته ایم.
یکی از معضلات اساسی دستگاه فرهنگی کشور در سال های اخیر، سیطره «کمیت» بر «کیفیت» بوده است. بر مبنای این تفکر وارداتی که ورود آن به سالهای پس ازپایان جنگ و آغاز توسعه اقتصادی باز می گردد، معیار ارزیابی و عملکرد مدیران وسازمان ها مراکز فرهنگی، بر مبنای تیراژ، تعداد و شمارگان شکل می گیرد، همانگونه که درارزیابی های جهان، معیار توسعه یافتگی وعقب ماندگی کشورها با شاخص هایی همچون سرانه مطبوعات، فیلم، کتاب وتیراژ محصولات فرهنگی در سبد اقتصادی خانوار سنجیده می شود. بر این مبنا مدیرانی موفق ترند که بیشتر تولید کرده باشند خواه این تولید درعرصه اقتصادی باشد یا فرهنگی این غلبه نگاه کمی انگارانه در عرصه فرهنگ باعث می شود که مدیر سینمایی ما از افزایش تولیدات سینمایی در سال 85، مدیر بخش موسیقی ما از توزیع یک میلیون کاست از جوانی 23 ساله در عرض یک هفته در سراسر کشور و مدیربخش کتاب ما بدون اشاره به محتوای کتاب های منتشره در سال جاری، از افزایش 20 درصدی تیراژها سخن می گوید.
متولیان فرهنگی کشور به ویژه وزارت ارشاد باید در پایان سال 85 به مردم و مخاطبان فرهنگی خود صادقانه بگویند که در عرصه تولید موسیقی فاخر چه کرده اند؟ نتایج کارآنان در عرصه ارائه الگوی لباس ملی چه بوده است؟ دستاوردهای دفاع مقدس را به چه میزان به نسل تشنه امروز منتقل کرده اند، در ترویج فرهنگ عفاف، ساده زیستی، قناعت و اقدام به حقوق دیگران چقدر موفق بوده اند کدام استراتژی کلان فرهنگی را در سطح جامعه و اقشار ومخاطبان مختلف خود طراحی و پیگیری نموده ایم و از ظرفیت های عظیم و بی بدلیل فرهنگ ناب اسلام و ایرانی در تشکیل جبهه ای برخاسته از ارزش ها، آداب و سنن ایرانی و اسلامی در برابر ناتوی فرهنگی به چه میزان بهره جسته ایم ؟
دغدغه‌ها و نگرانی‌ها
درکنار همه افتخارات و دستاوردهایی که دولت نهم به ویژه درعرصه «رویکردها» داشته است، برخی دغدغه ها و نگرانی های برحق دوستداران نظام را نیز نباید به فراموشی سپرد. در دیداری که رهبر معظم انقلاب با کارگزاران نظام اسلامی داشتند، معظم له در توصیف اصولگرایی و بیان شاخصه های آن که امروزه تبلور آن در دولت و بخش عمده ای از مجلس قابل مشاهده است، فرمودند:«اصولگرایی یعنی بالابردن سقف تحمل ها، پرهیز از خرافه وسست اندیشی، دوری گزیدن از خوش بینی و بدبینی افراطی نسبت به پدیده ها و افراد و تفکراتی که از اسلام چهره ای خشن و خشم آلود ارائه می کنند، تامین و تثبیت آزاداندیشی، اصلاح روش ها، تعصب نورزیدن روی تصمیمات نابه حق، رها بودن میدان برای پرورش فکر و فهم، پرهیز از خوش بینی گمراه کننده و یا بدبینی های افراطی، شفافیت دیدگاهها، بهره مندی از ظرفیت نخبگان، سعه صدر و تحمل مخالف ، نظارت برعملکرد زیر مجموعه، مغرور نشدن، پرهیز از شتاب زدگی، عمل به وعده ها و توزیع عادلانه منابع مالی.»
تاملی برکارنامه دولت نهم در پایان سال 85، نشان می دهد که احمدی نژاد و مردان کابینه اش، مزد اعتماد مردم و رهبری را تاحدود قابل قبولی پرداخت کرده اند و انتظار از دولتی که برخاسته از آرمان های نظام اسلامی و به تعبیر رسانه های غربی «از دولتی که بوی خمینی می آید»،آن است که اسیر افراط و تفریط، خوش بینی گمراه کننده و بدبینی افراطی نشده و میدان خدمتگزاری وخدمت رسانی به مردم را در حلقه های پیرامونی خود محدود ننماید. این دولت، عصاره مطالبات برحق ومتراکم مردمی است که در سوم تیر یکصدا فریاد زدند اصلاحات یعنی مبارزه با فقر، تبعیض و ناعدالتی. این دولت باید قدردان فرصتی باشد که 20 ماه آن به سرعت برق وباد گذشت و بقیه آن هم به همین سرعت خواهد گذشت. خدمتگزاران کابینه نهم بهتر از هرکس دیگری می دانند که برای این ملت صالح، هنوز تابلوهای افتخار بسیاری را می توان رقم زد، به شرط آن که نقاشان چیره دست اسیر خستگی، بی برنامگی، غرور،شتاب زدگی و سست اندیشی نشوند.
مجلس در ترازوی 85
مجلس هفتم، فعالیت خود را با یک اعتماد مثال زدنی آغاز کرد و در نخستین گام ها، خود را به سرعت از پیچ وخم آئین نامه ای، تصویب اعتبارنامه ها، تعیین نمایندگان ناظر و تشکیل کمیسیون های تخصصی عبور داد تا عزم و تلاش خود را برای به منصه ظهور رساندن شعاری که تحت لوای آن تشکیل گردید، به نمایش بگذارد. مجلس هفتم یعنی مجلس عدالت محور و نماد مبارزه با فقر، فساد و تبعیض.
در ارزیابی عملکرد مجلس هفتم درسال 85، نکات مثبت و تلاش های قابل تقدیری در موضوعاتی همچون همراهی با دستگاه دیپلماسی درموضوع پرونده هسته ای، پرهیز از جناح زدگی و حزب بازی، پاک دستی، اعتقاد به مبانی و ارزش های انقلابی، همراهی و همگامی با سیاست های کلان دولت، نگاه کارشناسانه به حوزه اقتصاد، تلاش برای بسط عدالت و گره گشایی از معضلات مردم مشاهده می شود اما با جرات برخاسته از نقد مشفقانه و مصلحانه می توان ادعا کرد که مجلس هفتم در سال 85 می توانست کارنامه بهتری از خود برجای گذارد. در سال 85، نحوه تعامل دولت و مجلس، به یکی از دغدغه های اساسی دلسوزان نظام تبدیل شده بود و مجلس به عنوان مشاورامین و یار ومددکار دولت نهم، کمتر میدانی برای مانور و ارائه طرح ها و پیشنهادات از خود به نمایش گذاشت ضمن آن که برخی بی مهری ها نیز از جانب دولتمردان مشاهده می گردید.
در این سال مردم و رسانه های ما کمتر شاهد نشست های مشترک مجلس و دولت، مجلس و قوه قضائیه ، مجلس و اصحاب رسانه ، مجلس و نخبگان، کارآفرینان، مجلس و فرهنگیان، مجلس و اساتید دانشگاهها، مجلس و دانشجویان و... بودند.
ضمن آنکه تصویب چند طرح پر سر وصدا همچون تجمیع انتخابات مجلس و ریاست جمهوری که به پنج ساله شدن دوره نمایندگی نمایندگان فعلی منجر می شد، گذاشتن شرط فوق لیسانس برای نمایندگان مجلس واسثتنا نمودن نمایندگان فعلی و چند مصوبه دیگر که از آن بوی نامطبوعی استشمام می گردید در کنار کم تحملی ها و فقدان سعه صدر که برخی نمایندگان در مواجهه با دولت از خود به خرج می دادند، نقاط ضعف مجلس هفتم در سال جاری بود.
میانگین طرح 4 سوال از وزرای دولت نهم در هر جلسه رسمی مجلس، میانگین قابل قبولی برای تعامل مثبت و سازنده این دوقوه تاثیرگذار نمی باشد.
دولت و مجلس باید با عبور از دایره های موهوم بازدارنده ، امید دلسوزان و وفاداران نظام را به نیروهای اصولگرا، ناامید نکنند، زیرا تجدید اعتماد کاری بس سخت و طاقت فرساست.
فراز و فرودهای همتراز
در بررسی عملکرد قوه قضائیه در سال 85، باید با جسارت اذعان داشت که فرازهای آن همتراز فرودهای آن بوده اند. تلاش های این قوه در تشکیل شوراهای حل اختلاف، حمایت از سرمایه گذاری های داخلی و خارجی، ساماندهی زندان ها، تخریب سلول های انفرادی،برخورد با قضات مختلف از جمله قضات پرونده فرار شهرام جزایری، برخورد با سایت ها و نشریات ساختارشکن، شرکت فعال در نهادهای بین المللی قضایی و حقوق بشری، توسعه دایره عزل ونصب ها و ورود نیروهای جوان به ردهای مدیریتی و... را می توان ارج نهاد اما هنوز مطالبه اصلی ملت و رهبری از این قوه که باید به عنوان بازو و پنجه قدرتمند نظام اسلامی در مبارزه با فقر، فساد و تبعیض باشد و اعتماد از دست رفته مردم را به این قوه بازگرداند، برزمین مانده است.
باگذشت بیش از 5 سال از فرمان 8 ماده ای رهبر معظم انقلاب در مبارزه با فقر، فسادو تبعیض، هنوز معطل مانده و ستادی هم که برای پیگری این فرمان تشکیل شده بود، حدود یک سال است که با تعطیلی کامل مواجه گردیده چرا که به اذعان سخنگوی قوه قضائیه، در تشکیلات این قوه، ساختار اداری و قضایی برای آن پیش بینی نشده است! از سوی دیگر ضعف ها و کاستی ها و اطاله دادرسی ها در پرونده های مهم و تاثیرگذاری که گاه جنبه ملی پیدا کرده است، پرسش های بی پاسخ فراوانی را مطرح کرده است. پرونده هایی همچون پرونده شهرام جزایری، دانشگاه ها وایی، مدیر عامل دخانیات، ورزشگاه آزادی، حادثه نیشابور، گوشت های آلوده، ضیاء میرعمادی(دادستان اسبق)، شرکت پترو پارس، خصوصی سازی ها زمین خواری ها و واگذاری های بی ضابطه. علاوه برآنکه عدم اطلاع رسانی شفاف این قوه درباره سیر رسیدگی به پرونده های قضایی خصوصا پرونده های بزرگ مفاسد مالی و همچنین فقدان شفافیت در اطلاع رسانی در خصوص متهمان ومجرمان این پرونده ها مشاهده می شود، افکار عمومی را سخت آزرده خاطر ساخته است.
درنظام اسلامی مردم باید با پوست و گوشت خود، کارآمدی واقتدار نظام را در پاسداشت آرمان ها و برآورده کردن مطالبات خود احساس نمایند تا پایه های مشروعیت و مقبولیت نظام استحکام یابد. به همین جهت رهبر معظم انقلاب، در دیدار با کارگزاران نظام فرمودند:« مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد و تبعیض، عدالت خواهی است. تکلیف ما این است که عدالت را در جامعه مستقر کنیم. ضربه عدالت باید قاطع، بی ملاحظه، فراگیر و امیدوار کننده باشد تا اعتماد از دست رفته مردم، بازسازی و به روح و کالبد قوه قضائیه دمیده شود.
پیروزی‌های بزرگ
منطقه خاورمیانه درسال گذشته بیش از سالهای قبل، کانون تحولات بزرگ و رخدادهای تاریخ ساز بوده است. در سال گذشته همه قدرتهای بزرگ جهانی و سازمانهای بین المللی درگیر بحرانهای چند گانه خاورمیانه بوده اند. این منطقه به جهت موقعیت استراتژیک و ذخائر عظیم انرژی که دارد همچنان مورد علاقه قدرتهای بزرگ بوده است از این رو هر یک برای ایجاد و تثبیت نقش بازیگری خود در آن تلاش کرده اند. آمریکا بیش از سایر قدرتهای جهانی درگیر تحولات خاورمیانه بوده است. شاید بتوان گفت که در سال گذشته بیش از 80درصد سیاست خارجی ودیپلماسی آمریکا معطوف به همین منطقه بوده است. در واقع این منطقه در سال گذشته عرصه رویارویی تمام عیار آمریکا با روند بیداری اسلامی ونفوذ معنوی جمهوری اسلامی بوده است. عراق، فلسطین، لبنان وافغانستان کانون این تقابل سنگین بوده است. ناکامی آمریکا در برابر مقاومت اسلامی ایران وعقبه های استراتژیک آن در منطقه، درحقیقت سرآغازی بر پایان تلاشهای نومحافظه کاران آمریکا برای سیطره برجهان وشروع عصر چند قطبی با چارچوبهای نامشخص و مبهم است. اگر جریان اسلامی با درایت بیشتری با تحولات برخورد کند با توجه به موقعیت ژئوپلیتیک و ذخائر عظیم انرژی که درمنطقه موجود است می تواند محور یکی ازقدرتهای عصر چند قطبی باشد.
تحولات منطقه درعراق، لبنان، فلسطین، افغانستان، مصر، بحرین، شکست سیاستهای آمریکا را رقم زده است. فرایند این تحولات نشان داده که سیاستهای استعمارگرانه آمریکا به پایان خط رسیده واین قدرت استعماری همانند بسیاری از قدرتهای استعماری گذشته درآستانه فروپاشی واضمحلال است.
تحلیل رخدادها و تحولات سیاسی وامنیتی منطقه گویای آن است که هیچ کشوری به اندازه ایران اسلامی در سال 1385 صاحب امتیازات، فرصت ها، دستاوردها و توانمندیها نشده است. در واقع ایران در سال 85 به نسبت سالهای قبل، موقعیت و جایگاه خود را درمنطقه ارتقاء داده وشاید در طول یکصد سال گذشته هیچگاه صاحب این جایگاه و موقعیت نبوده است. هر چه آمریکا در گرداب تحولات و باتلاق رخدادها غوطه ورشده قدرت جمهوری اسلامی ایران بیشتر هویدا گردیده است. لذا تعجبی ندارد از این که «گیتس» وزیردفاع آمریکا درمقابل فشار دموکراتها برای مذاکره با ایران اذعان می دارد که چگونه با کشوری مذاکره کند که تمام برگهای برنده درمنطقه را دراختیار دارد واز آمریکا هیچی نمی خواهد.
1) روابط دو کشور ایران و عراق جدید در سال 85 وارد مرحله طلایی خود شد. در سطح منطقه، ایران اولین کشوری بود که عراق جدید را مورد شناسایی قرار داد . وزیر خارجه ایران در خرداد ماه 1385 به عنوان اولین مقام رسمی در منطقه ودر میان کشورهای اسلامی وعربی به عراق سفر کرد که این سفر در رسانه های منطقه ای و بین المللی بازتاب گسترده ای داشت. سفر آقای متکی به عراق اشغال شده در حالی صورت گرفت که اولاً روابط سیاسی منطقه ای عراق جدید هنوز به مرحله جدی وعملی خود نرسیده وثانیاً آمریکا در گرداب تحولات عراق گرفتار آمده واز روند تحولات این کشور بشدت خشمگین است و ثانیاً کشورهای عربی منطقه با اضطراب ونگرانی تحولات عراق را رصد می کنند و در مواردی نیز در هماهنگی با اشغالگران در روند تحولات عراق تخریب می کنند.
بزرگترین دستاورد ایران در سال گذشته درعراق، تعمیق وتحکیم روابط باعراق وتلاش برای ناکامی بیشتر آمریکا دراین کشور و خنثی سازی تحرکات واکنشی کشورهای عربی در عراق بوده که دراین رابطه توفیقات بزرگی نصیب دو ملت ودو نظام سیاسی ایران وعراق شده است. درواقع عراق جدید عمق استراتژیک ایران تلقی می شود واشغالگران وکشورهای منطقه گریزی از شناسایی این موقعیت برای ایران ندارند.
2) پیروزی قاطع جنبش مقاومت اسلامی حماس در انتخابات بهمن 84 و ورود قدرتمند این جریان سیاسی در ساختار رسمی فلسطین فضای جدیدی را در تحولات منطقه واین کشور رقم زد. پیروزی حماس نشان داد که مردم فلسطین نه به سازشکاران با اشغالگران این کشور ودلالان طرحهای آمریکایی، صهیونیستی که از جریان اصیل مقاومت اسلامی حمایت می کنند. حماس متحد استراتژیک در فلسطین ضمن پایان دادن به یکه تازی جریان سازش کار فتح، تجربه جدیدی را از قدرت نیروهای اسلام گرا در جهان عرب به نمایش گذارد.
حمایت معنوی و سیاسی ایران از حماس در سال 85 که شرایط بسیار دشوار و سختی را در نتیجه محاصره اقتصادی و سیاسی داشت باعث گردید که این جنبش به خواسته های رژیم صهیونیستی، آمریکا، جامعه عرب ونیز گروه چهارجانبه بین المللی پاسخ منفی دهد و هیچگاه رژیم صهیونیستی وقراردادهای منعقده سابق میان تشکیلات خودگران فلسطین (جناح ابومازن) واشغالگران را به رسمیت نشناسد و علیرغم خواست آنها همچنان بر استمرار مقاومت مسلحانه در مقابل اشغالگران تاکید ورزد. حفظ حیات سیاسی حماس در قدرت فلسطین بزرگترین شکست برای آمریکا وسازش کاران منطقه و پیروزی ودستاورد بزرگی برای ایران به عنوان حامی اصلی و جدی حماس ومقاومت اسلامی فلسطین است.
3) لبنان درسال 85 نیز مانند عراق و فلسطین منشاء تحولات بزرگی بود. جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی وحزب الله، اسطوره شکست ناپذیری این رژیم وحامیان آن را درهم ریخت وحزب الله لبنان پس از جنگ تابستان، به عنوان یک جریان نظامی، سیاسی قدرتمند وتأثیرگذار درمعادلات منطقه ای به ثبت رسید.
از آنجائیکه رژیم صهیونیستی، آمریکا و متحدین عرب منطقه آنها درمیدان جنگ با حزب الله شکست خوردند، پس از جنگ تلاش وافری نمودند تا از طریق سیاسی و بهره گیری از ابزار های شورای امنیت ومتحدین اروپائی خود ونیز فعال کردن گروه های اقماری خود در داخل لبنان توان و موجودیت حزب ا... را به چالش بکشانند اما حمایت قاطع جامعه لبنانی از مقاومت اسلامی، ابتکار عمل مسئولین حزب ا... وپشتیبانی ایران از جریان مقاومت اسلامی لبنان برنامه های دشمنان را برای خلع سلاح حزب ا... و انزوای آن ناکام گذاشت.
حمایت قاطع ایران از سوریه (بشاراسد) در مقابل فشارها و تهدیدات آمریکا و هماهنگ کردن مواضع دوکشور درمقابل اشغاگران عراق وفلسطین و نیز سفر مقامات ارشد دو کشور به تهران ودمشق از جمله مهمترین دستاوردهای دیپلماسی فعال دولت نهم در سال 85 است که قابل تحسین است. چرا که این سفرها زمینه های تشکیل یک جبهه اسلامی ضد آمریکایی وصهیونیستی را در منطقه ایجاد نموده است. از این رو سیاستها ومواضع ایران درسال 85 نقش قابل توجه و محوری درشکست وناکامی سیاستها و استراتژیهای آمریکا و وحدت بیشتر ملت های اسلامی داشته است. استمرار این وضعیت درماههای بعد زمینه های تبدیل ایران به یک ابرقدرت منطقه ای را فراهم می کند.
آمریکا مغلوب دیپلماسی ایران در آمریکای لاتین
سال 1385 را می توان سالی پرتحرک برای دستگاه دیپلماسی کشور دانست که بخشی مهمی از آن را مناسبات تهران با کشورهای آمریکای لاتین تشکیل می دهد. در شرایطی که آمریکا وغرب تلاش داشتند تا ایران را وادار به انزوای جهانی نمایند، گرایش ملتهای آمریکای لاتین به گسترش مناسبات فراگیر با ایران، این توطئه را با شکست مواجه ساخت. تقویت نهضت های ضد امپریالیستی در آمریکای لاتین، حمایت قاطع ایران از ملتهای استعمار شده وستمدیده جهان، تلاش ملتهای منطقه برای خوداتکایی و دوری از وابستگی به آمریکا باحمایت کشورهای استقلال خواه، جایگاه اقتصادی و فنی ایران که می تواند جایگزین غرب گردد، ارائه و اجرای طرح های نوین عدالت محوری که نیاز ملتهای آمریکای لاتین می باشد از سوی تهران، ایستادگی و مقاومت ایران در برابر آمریکا برای احقاق هسته ای و ... را می توان از عواملی دانست که سبب گردید تا در سال 1385 ملتها ودولتهای آمریکای لاتین خواستار همکاری فراگیر باایران شوند. در بررسی اجمالی، ابعاد این روابط را چنین می توان ارزیابی نمود:
1) بعد سیاسی: دو دیدار احمدی نژاد از کشورهای منطقه، تاکید بسیاری از دولتهای تازه تاسیس به همکاری با ایران ودوری از آمریکا (نیکاراگوا، اکوادور؛ بولیوی)حمایت نمایندگان کشورهای منطقه در شورای حکام از فعالیتهای هسته ای ایران و ...رامی توان از کارکردهای سیاسی دستگاه دیپلماسی ایران در آمریکای لاتین دانست. حضور در آمریکای لاتین را می توان بخش مهمی از تقابل ایران وآمریکا دانست که با پیروزی تهران و شکست آمریکا همراه بود. دراین چارچوب همین نکته بس که در دو دیدار احمدی نژاد از منطقه، ملتهای آنها، استقبال کم نظیری را از او به عمل آوردند و برگسترش همکاری با تهران تاکید کردند در حالی که سفر بوش درجمع متحدان آمریکایی و پایان همکاری با واشنگتن همراه گردید. اقتصادی: اجرایی شدن بیش از 120 پروژه صنعتی وعمرانی ازجمله احداث خط تولید هند و کارخانه های سیمان در ونزوئلا، امضای دههای سند همکاری اقتصادی در دیدار احمدی نژاد از کشورهای منطقه، حضور در پروژه های تولید نفت و گاز درونزوئلا و بولیوی، افزایش تر از تجاری به بیش از دهها میلیون دلار را می توان از دستآوردهای سال 1385 ایران در آمریکای لاتین دانست.
2)سایر:احداث صندوق مشترک ایران و آمریکای لاتین برای توسعه ، تلاش برای ارائه طرح ها و قوانین مشترک برای اجرای طرح های عدالت محور بویژه مبارزه با فقر، بی سوادی، تشکیل کمیته فرهنگی جوانان ایران و کوبا به تاکید ونزوئلا برهمکاری باایران در ساخت هواپیماهای بدون سرنشین وتسلیحات نظامی و... در بخش هایی از اهداف مشترک نظامی، فرهنگی واجتماعی ایران و بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین می باشد که بسیاری از آراء در سفرهای احمدی نژاد به منطقه و دیدار چاوز از تهران اجرایی گردیده است. در نهایت می توان گفت که در سال 1385 جمهوری اسلامی ایران با در پیش گرفتن. دیپلماسی ملتها به جای تاکید صرف بر دولتها واستمرار حضور در جبهه ضد امپریالیسم توانست به جایگاهی ارزنده در آمریکای لاتین دست یابد.
آخرین اهرم غرب و موضع سخت ایران
از ابتدای سال 85 مخالفان هسته ای ایران سیاست » چماق و هویج » را به منظور تغییر رفتار ایران و دست برداشتن از فعالیت های هسته ای بکار بردند . در مقابل دیپلماسی هسته ای ایران نیز به سیاست مقابله به مثل متوسل گردید دبیر شورای امنیت ملی ایران تصریح کرد که هر گام تندروانه غرب بی پاسخ نخواهد ماند . از این رو ، در سال 85 گروه 1+ 5 ابتدا بیانیه ای را از طریق شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران صادر کرده و ضرب الاجل سی روزه ای را تعیین نمود اما جمهوری اسلامی ایران در برابر این اقدام ، برای اولین بار غنی سازی 5/3 درصدی را به صورت آبشار و زنجیره 164 تایی بدست آورد .
پس از پایان ضرب الاجل ه سی روزه گرو 1+ 5 و پس از نشست های متعدد تصمیم به ارائه بسته بندی تشویقی به ایران گرفته شد . هر چند در خصوص این بسته بندی مباحث مختلفی مطرح شد اما در نهایت بسته بندی صرفا تشویقی به ایران داده شد . سولانا از زمان پاسخ ایران به بسته بندی را نامحدود اعلام کرد اما پس از سپری شدن دو هفته از آن امریکا با فشار بر متحدین خود خواستار پاسخ هر چه سریع تر ایران شد . جمهوری اسلامی ایران نیز بسته را رد نکرد اما خواستار بررسی آن شد و زمان پاسخ را به پایان ماه مرداد موکول کرد . پاسخ ایران برای کاخ سفید خوشایند نبود از این رو ، واشنگتن مقدمات نشست های گروه1+ 5 را فراهم کرده و پس از چند هفته بحث موفق شدند قطعنامه 1696 را با تعیین ضرب الاجل دیگر و تهدید ایران به تحریم در صورت عدم پاسخ به بسته تصویب نمایند . اما به دنبال شرایط جدید منطقه ای و شکست ارتش افسانه ای رژیم صهیونیستی ، تصور جدیدی در میان دولتمردان و کارشناسان غربی در خصوص ایران شکل گرفت . سولانا برای اولین بار اعلام کرد ایرانی ها دارای برگه های زیادی در منطقه هستند که آنها را به قدرت اول خاورمیانه تبدیل کرده است . این شرایط دو دیدگاه را درباره حل مساله هسته ای ایران به وجود آورد دیدگاه اول با طرح موقعیت ایران خواهان مذاکره با ایران بدون پیش شرط و با حضور امریکا شد دیدگاه دوم با خطرناک توصیف کردن قدرت یابی ایران خواهان تحریم ایران و شدت بخشیدن فشارها بودند در کشاکش این دو دیدگاه ، دیدگاه اول غلبه پیدا کرد . و باعث آغاز مذاکرات سولانا و لاریجانی شد اما امریکا و انگلیس که از این روند ناراحت بودند با تضعیف و عدم پذیرش نتایج نشست های سولانا و لاریجانی فضا را به سوی فشار بیشتر برده و در نهایت پیش نویس قطعنامه بسیار تعدیل شده ای را تحت عنوان 1737 به تصویب رساندند و بدین وسیله بار دیگر به ایران 60 روز مهلت دادند که به قطعنامه عمل نماید جمهوری اسلامی ایران اقدام فوق را غیر قانونی دانسته و نه تنها به قطعنامه عمل نکرد بلکه فعالیت های غنی سازی خود را تا سطح پایلوت سه هزار سانتریفوژ ارتقا داد پس از پایان مهلت 60 روز نشست های گروه 1+ 5 برگزار گردید اما اختلاف دیدگاه در میان آن ها شرایط دشواری را برای تنظیم قطعنامه جدید ایجاد کرده است در کنار نشست های فوق فشارهای اقتصادی و سیاسی گسترده ای نیز راه انداخته شد . در همین راستا کشورهای غربی اعلام کردند که تحریم های قطعنامه 1737 را در دستور کار خود قرار داده اند ، شورای حکام آژانس نیز همکاری خود را با ایران برای اجرای قطعنامه مذکور کاهش داد و رسانه های امریکایی و انگلیسی نیز به گونه ای وانمود می کنند که جنگ قریب الوقوعی در راه است . با همه فشارهایی که غرب ایجاد کرده و قطعنامه هایی که علیه ایران صادر کرده به نظر می رسد دیپلماسی هسته ای ایران نسبت به گذشته دستاوردهای قابل توجهی را بدست آورده است . از جمله :
1-در طی این مدت جمهوری اسلامی موفق شد غنی سازی به صورت زنجیره ای را به دست آورد .
2-ماشین های سانتریفیوژ مورد نیاز در مقیاس پایلوت را فراهم سازد .
3-بنابر اظهارات مطرح شده در بیستم فروردین سال آینده ، 81 آبشار سانتریفوژ نصب و راه اندازی خواهد شد .
4-کارخانه آب سنگین ایران مورد بهره برداری قرار گرفت .
5-راکتور آب سنگین ایران نیز مسیر خود را بدون توقف طی کرده است
6-مراکز تحقیقات هسته ای ایران با ظرفیت بیشتر ادامه یافت .
7-ایران خود ر ا آماده احداث نیروگاه هسته ای 360 مگاواتی آب سبک کرده است
8-مهندسین و اندیشمندان هسته ای ایران احساس غرور و موثر بودن می کنند .
9-تولید هگذا فلوراید ایرانی بالغ بر 250 تن رسید .
10-ملت ایران از مسئولان مربوطه راضی گردیده و خواستار ادامه دیپلماسی موجود با ظرفیت بیشتر و قاطعانه تر هستند .
11-غرب گام به گام از خواسته های زیاد خواهانه خود عقب نشینی کرده است هر چند هنوز به خواسته های ایران نرسیده . طرح سوئیس نمونه آن می باشد .
12-ناکارآمدی اهرم ها و ابزارهای تهدید آمیز غرب که همواره مانند شمشیر ترسناک بر بالای سر ما قرار می گرفت ، آشکار گردید .
13-جریان نوظهوری از بدنه کارشناسی اروپا و امریکا شکل گرفت که معتقد به پذیرش ایران هسته ای شده اند .
14-آخرین ابزار غرب یعنی شورای امنیت نیز شکست خورد .
15-دوگانگی رفتار غرب بیش از پیش بر ملا شد.
16-حامیان صلح آمیز بودن هسته ای ایران حفظ شدند. بیانیه گروه 77 و چین و گروه نم در نشست مارس شورای حکام بیانگر آن است .
دولت موفق در برگزاری انتخابات
دولت نهم با برگزاری موفق انتخابات 24 آذر سال 85 که در اصل سه انتخابات مجلس خبرگان ، انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا و در برخی مناطق انتخابات میان دوره ای مجلس شورای اسلامی را در بر داشت ، توانست کارنامه درخشانی را از خود بر جای گذارد . موفقیت دولت در برگزاری این انتخابات بیشتر در ارتباط با موضوع طرح تجمیع انتخابات بود . زیرا پس از انقلاب برای اولین بار بود که می بایست دو انتخابات مجلس خبرگان و شوراهای اسلامی شهر و روستا به شکل همزمان برگزار می شدند . آن چه که این موفقیت را مزین کرد حضور بیش از 61 درصدی مردم در انتخابات بود . این حضور به لحاظ همزمانی با فشارهایی که دشمنان نظام از خارج بر نظام وارد می کردند و بعضاً انتقادات منتقدین نیز در داخل علیه دولت فزونی یافته بود اهمیت داشت . حضور و مشارکت گسترده مردم پاسخ و سد محکمی بود به فشار دشمنان خارجی و نیز اعلام اعتماد و همبستگی بود نسبت به نظام و دولتی که مجری این انتخابات بود عملکرد دقیق و مثبت دولت در این انتخابات به گونه ای بود که کمتر بهانه ای را برای انتقاد منتقدین باقی گذاشت در حالی که در آستانه انتخابات فضای سیاسی و تبلیغاتی ایجاد شده به شکلی بود که احتمال داده می شد پایان انتخابات و اعلام نتایج با حرف و حدیث های بسیار همراه باشد که این چنین نشد . ارزیابی نتیجه انتخابات در ارتباط با گروه های سیاسی موضوعی است که پس از آغاز به کار مجلس خبرگان و شوراها می توان به آن پرداخت اما آن چه که به دولت مربوط می شود ، برخورد احتیاط آمیز با مدیریت گروهی است که در انتخابات با شعار حمایت از دولت فعالیت کرد و موفقیت چندانی نداشت . عملکرد دولت در انتخابات از جایگاه مجری و متولی امر برگزاری انتخابات مثبت و در خور تمجید و تقدیر بود و سبب تقویت موقعیت نظام گردید .
دولت همچنان جلوتر
دولت نهم سال 85 را در حالی آغاز کرد که با زیر پا گذاشتن پیش بینی برخی منتقدین و مخالفین خود که ناشیانه پیش بینی کرده بودند که این دولت شش ماه دوام نمی آورد و نیز با ورود به سال 85 نشان داد با وجودی که برای در اختیار گرفتن کرسی ریاست جمهوری فاقد حمایت و پشتیبانی حزبی که در این مواقع بسیار به کار می آید بود اما با جایگزین کردن کار و تلاش بی وقفه تا حد بسیار زیادی توانست آن کمبود را جبران کند و کارها را به پیش ببرد . جریان و طیف مقابل دولت وقتی پیش بینی خود را تحقق نیافته دید ، تا حدی واقعیت دولت نهم را پذیرفت اما این به معنای دست برداشتن از مخالفت با این دولت نبود بلکه به این معنا بود که سنجیده تر با دولت نهم برخورد کند و از مشی انتظار و نظاره گری سال 84 که بر اساس تصور غلط ناتوانی دولت در ادامه کار شکل گرفته بود دست کشید و به سمت برنامه ریزی برای مقابله جدی با دولت پیش رود . بر اساس این ایده جدید برنامه های تدوین شده برای برخورد با دولت به اجرا در آمد . حوزه اقتصاد یکی از نقاط هدف این برخورد بود که مدت ها دولت را به خود مشغول ساخت و آسیب های جدی را نیز به دولت وارد کرد و در حال حاضر هم هر چند دولت تا حدودی توانست بر بخشی از مشکلات ایجاد شده در این حوزه فایق آید اما رویارویی همچنان ادامه دارد که با شروع سال جدید احتمالاً شدیدتر هم خواهد شد . حوزه سیاست هدف دیگر این برخورد می باشد که از تنوع متعددی برخوردار است در این حوزه مخالفین و منتقدین مخرب دولت بیشتر درصدد آن بودند تا با درگیر ساختن دولت در شاخه های مختلف سیاسی و غیر سیاسی که بازگشت آن به عرصه سیاست است اسباب تضعیف و خستگی و فرسودگی دولت را فراهم کنند تا بتوانند با از کار انداختن مهمترین ابزارهای دولت که همانا تحرک انگیزه انر ژی فراوان و اصرار بر خدمت رسانی متفاوت از دولت های گذشته است ، دولت را سرخورده و ناتوان از مدیریت عرصه های مختلف امور سیاسی و در نهایت به شکل کامل ناکار آمد کنند با وجودی که دولت تاکنون فاقد رسانه و زبان رسا و کوتاهی برای مقابله با این اقدامات بوده ولی به یمن تحرک و فعالیت گسترده دکتر احمدی نژاد در حد قابل توجهی توانسته است برنامه های منتقدین و مخالفین خود را خنثی و کم اثر کند ضمن آن که اعتماد گسترده و عمیق مردم به دولت این فرصت را در اختیار دولت گذاشته تا بتواند نقاط ضعف خود را هم در مسایل برنامه ای و مدیریتی و هم در مقابله صحیح با مجموعه مقابل برطرف سازد . دولت در حالی روزهای پایانی سال 85 را پشت سر می گذارد که همچنان چند گام بلند از رقبا و منتقدین جدی خود جلوتر است .
سند چشم‌انداز واصل 44
امسال شاهد دو رخداد مهم در عرصه اقتصادی کشور بودیم . یکی محوریت یافتن وغبار زدایی از سند چشم انداز کشورودیگری بسیج مسولان نظام به فرمان مقام معظم رهبری جهت اجرایی شدن اصل 44 قانون اساسی که به اعتراف کارشناسان درصورت اجرایی شدن آن انقلابی اقتصادی در کشور رخ خواهد داد.
به اعتقاد کارشناسان اگر چه تدوین سند چشم انداز 20 ساله کشور، گامی بسیار مهم وارزنده در شفاف سازی مسیر طولانی مدت پیشرفت همه جانبه و جهت دار کشور است، اما دغدغه های جد}ی سند چشم انداز، تعیین الزامات و مقدمات اجرایی آن برنامه ریزی صحیح برای تحق}ق اهداف آن، رفع شکاف موجود میان امکانات اجرایی و اهداف دراز مدت آن یافتن روش های مشارکت فعال همه بخش های کشور در راستای تحقق اهداف آن، و بالأخره چگونگی استفاده از فرصت ها و مواجهه با چالش هایی است که در برنامه ریزی و اجرای آن به وجود می آید.
اهمیت سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 موجب توسعه کشور و نیل به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در منطقه می گردد بر هیچ یک ار مسولان دلسوز کشور پوشیده نیست سخنان وتلاش های ایشان موید این مطلب است. امسال با تذکرات ومطالبه رهبری از قوای سه گانه ومجمع تشخیص مصلحت نظام مبنی بر سرعت بخشیدن به اجرایی شدن این مهم شاهد تلاش وعزم جدی آنان جهت تحقق بخشیدن به این افق روشن می باشد. همایش ملی سند چشم انداز کشورکه با حضور صاحبنظران وکارشناسان قوای سه گانه ومجمع تشخیص مصلحت برگزار شد رامی توان در این راستا می توان ارزیابی کرد.
بر اساس اصل 44 قانون اساسی، نظام اقتصادی ایران بر پایه سه بخش دولتی ، تعاونی و خصوصی استوار شده است، اجرای سیاست های کلان مورد نظر رهبر معظم انقلاب در این خصوص، نسخه کم نظیری برای شتاب گرفتن رشد و توسعه اقتصادی مبتنی بر اجرای عدالت و فقر زدایی در چارچوب چشم انداز 20 ساله کشور است.
شرایط بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و ملی شدن بانک ها، صنایع بزرگ و ... چگونگی اجرا و شرایط را در آن دوران پیش آورد، همواره دولتی بودن و تسلط بر قوانین و اختیارات، دولت را به کارفرمایی بزرگ تبدیل کرد و در نتیجه موجب گردید بخش های تعاونی و خصوصی نتوانند سهم بالایی در اقتصاد ایران داشته باشند.
بدنه متورم دولت و ناکارآمدی اقتصاد دولتی و کاهش بهره وری و ضرورت ایجاد انگیزه و بکار گیری استعدادهای مردمی جهت رشد متوازن و کاهش بیکاری از دلایلی بود که، موجب شد در برنامه اول لایحه خصوصی سازی در کشور تصویب شود، اما به دلیل تعارضات اجرایی با مفاد اصل 44 قانون اساسی اجرای آن موفق نبوده است که در نسخه خصوصی سازی در برنامه های دوم و سوم هم به دلایلی این توفیق حاصل نشد.
کارشناسان، موضوع ابلاغ سیاست های اصل 44 قانون اساسی را به لحاظ ایجاد تحول بنیادین و اثرگذاری آن بسیار مهم تلقی کرده اند، به گونه ای که جهت خروج از بن بست فراروی آن چاره ای جز تفسیر و تبیین اصل 44 قانون اساسی توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام نبوده و کارشناسان بر این اعتقاد بوده اند که باید تعریف جدیدی از نقش دولت در اقتصاد ارائه می شد.
اصل 44 از زمان تصویب قانون اساسی تاکنون، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر نهاده است، تیر ماه سال 1384 بندهای »الف : ب : د : ه» سیاست های اصل 44 بعد از مشورت و کار کارشناسی مجمع تشخیص مصلحت نظام توسط مقام معظم رهبری خطاب به سران سه قوه ابلاغ شد و حدود یک سال بعد، معظم له سیاست های بند »ج» را به عنوان سرآغاز یک خصوصی سازی وسیع و گسترده در کشور ابلاغ نمودند. این حکم زمینه ساز حضور عموم مردم در عرصه خصوصی سازی است.
رشد سرمایه‌گذاری خارجی
میزان جذب سرمایه گذاری خارجی در کشور امسال به 71 میلیارد دلار رسید.
این میزان جذب سرمایه گذاری در سال گذشته 3/4میلیارد دلار بوده، که امسال با رشد بسیار چشمگیری همراه شده است. این میزان جذب سرمایه گذاری خارجی غیر از سرمایه گذاری در بخش صنعت نفت و گاز و مناطق آزاد کشور می باشد. تاکنون بیش از دو هزار و پانصد فرصت سرمایه گذاری خارجی با کمک ستادهای جذب سرمایه گذاری خارجی استانها شناسایی شد. تمامی مولفه های لازم برای جذب سرمایه گذار خارجی در ایران با تصویب سند چشم انداز بیست ساله نظام فراهم شده و تصویب این سند موجب امنیت خاطر برای سرمایه گذاران خارجی شده است.
درگذشته کشورهای اروپایی تمایل به سرمایه گذاری در ایران را داشتند و هم اکنون سرمایه گذاران کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای اسلامی نیز تمایل خود را برای سرمایه گذاری در کشور اعلام داشته اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات