علیرضا کوهکن
چندی قبل، انتخابات میان دوره ای مجالس سنا ونمایندگان ایالات متحده برگزار شد. در این انتخابات ، همان طور که پیش بینی می شد جمهوریخواهان شکست کم سابقه ای خوردند و اکثریت را در هر دو مجلس از دست دادند . برای بررسی این مسئله و تاثیر آن بر سیاست های آمریکا گفتگویی با جناب آقای دکتر اصغر زارعی کارشناس مسائل آمریکا داشتیم . آنچه می خوانید مشروح گفتگوی ما با ایشان است.
*علت پیروزی دموکرات ها را در انتخابات اخیر کنگره چه میدانید؟
** به لحاظ روان شناختی پس از حمله آمریکا و متحدینش به افغانستان و سپس عراق و شرایطی که در عراق حاصل شد و افشاگری هایی که تدریجا در خصوص اهداف وسیاست های آمریکا در خاورمیانه مطرح شد و عدم تحقق آنچه را آمریکاییها به عنوان بهانه حمله به عراق مطرح می کردند و اوج گیری مخالفت ها و مقاومت ها در جامعه بین المللی ، در عراق و حتی درمیان شهروندان دولتهای حامی ایالات متحده ، سبب شد که دولتهای همکار و متحد با آمریکا در جنگ عراق در برابر افکار عمومی شهروندان خودشان دچار مشکل شوند . اولین دولتی که با مشکل مواجه شد ، دولت اسپانیا بود که خوزه ازنار نخست وزیر وقت آن به رقیبش باخت و از صحنه سیاست کنار رفت. این وضعیت در کشورهای متعدد دیگری هم تکرار شد که در آنها احزاب رقیب قدرت گرفته و به انتقادات جدی از حاکمان پرداختند . در ایتالیا همین اتفاق افتاد و در انگلستان هم حزب کارگر یعنی حزب طرفدار بلر به شدت مورد انتقاد و اعتراض شهروندان انگلیسی واقع شد. انتظار می رفت این روند را در آمریکا هم داشته باشیم . در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا با توجه به نوع تبلیغات جورج بوش و سلطه او بر مراکز تبلیغاتی ، او موفق شد دوباره کرسی ریاست جمهوری را در اختیار بگیرد. اما بعد از آن گسترش انتقاد ها و مقاومت در برابر سیاست های یک جانبه آمریکا در خاورمیانه و تاکید و اصرار برحضور مستمر در عراق وشکست نیروهای آمریکایی در مقابله با تروریست ها در عراق و گسترش اعتراض جامعه بین المللی و وخامت وضعیت اقتصادی در ایالات متحده باعث شد تا پیش بینی ها محقق شده و جمهوری خواهان شکست بخورند .بر خلاف این امر برخی از افراد حاضر در کاخ سفید بر این اعتقاد بودند که چون در انتخابات ریاست جمهوری توانسته بودند افکار عمومی آمریکا را به سمت بوش سوق دهند ، یک بار دیگر می توانند مردم آمریکا را فریب دهند و باور نمی کردند که اعتراضات و انتقادات جدی باشد. انتخابات چند روز قبل نشان داد که اعتراضات مردم به شکل فزاینده ای گسترش پیدا کرده و علی رغم بکارگیری همه ابزارها و تکنیکهای انتخاباتی و عملیات روانی این رقیب یعنی حزب دموکرات بود که در انتخابات مجلس نمایندگان و سنا در انتخابات فرمانداران توانست پیروز شود و جمهوریخواهان با شکستی سخت در چند دهه اخیر مواجه شوند.
* با توجه به اینکه دموکرات ها گرایش بیشتری به صهیونیست ها دارند آیا اقدامات خشونت بار در خاورمیانه بیشتر خواهد شد یا با توجه به شعارهای ضد جنگی که داده اند مجبورند ملایم تر رفتار کنند؟
** به طور سنتی روابط میان محافل صهیونیستی با دموکرات ها بهتر و بیشتر بوده اما جمهوریخواهان چه در زمان جورج بوش پدر و چه در زمان جورج بوش پسر بهترین روابط را با محافل صهیونیستی داشته اند و دارند و از حمایت کامل آنها در جامعه آمریکا و دیگر جاهای دنیا برخوردار بوده اند لذا اینکه بگوییم به خاطر اینکه دموکرات ها به لحاظ سنتی ارتباط بیشتری با صهیونیست ها داشتند پس در زمان حضور در کنگره و احیانا کاخ سفید می توانند منافع آنها را بیشتر تامین کنند، درست نیست. جمهوریخواهان توانسته اند حمایت محافل صهیونیستی را به طور کامل جلب کنند و نشانه آن همکاری نزدیک کاخ سفید در دو دوره اخیر با این محافل است. اما این بحث درستی است که بخشی از شکست های رژیم صهیونیستی و محافل حامی آن مربوط به سیاست های افراطی بوش و جمهوریخواهان در خاورمیانه است و بخشی از صهیونیست های سنتی معتقدند که سیاست های تند روانه بوش ، اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی و برخی از جناح های افراطی در آن رژیم وضعیت رژیم صهیونیستی را به لحاظ اهداف و سیاست هایش در منطقه با مشکل مواجه کرده است . لذا با روی کار آمدن دموکراتها استفاده از شیوه ها و روشهایی که معمولا دموکراتها از آنها استفاده می کنند ، شاید به گونه ای مورد توجه مجدد محافل صهیونیستی قرار بگیرد تا بتوانند وضعیت بسیار بدی را که خصوصا بعد از جنگ سی و سه روزه لبنان متوجه رژیم صهیونیستی و صهیونیزم بین الملل شده، جبران نمایند، آنچه را که دموکراتها در عراق ، خاورمیانه و در اهداف کلان دنبال کردند ، قطعا با جمهوریخواهان تعارض نخواهد داشت . آنچه که می تواند موضوع اختلاف باشد روشها ، شیوه ها و نگرشهای عملیاتی و صحنه ای است . چنانکه معروف است که دموکراتها با پنبه سر می برند. اختلاف دموکراتها و جمهوری خواهان در سیاستهای آنان است ، استفاده از سیاست هویج به جای چماق در روشهای حزب دموکرات بیشتر معمول بوده است. اما جمهوری خواهان یک سیاست باز و بسیار تند و افراطی را همیشه در دستور کار خود داشته اند که معمولا این سیاست اگرچه در بعضی موارد موفق بوده است ولی در موارد بسیاری باعث انتقادات و مقاومتهای جدی در داخل جامعه آمریکا و جامعه بین المللی در برابر حرکت ها و سیاستهای دولت جمهوریخواه شده است . نکته دوم اینکه بسیاری از محافل دموکرات و حتی محافل صهیونیست ها که دارای سرمایه، بانک هاو امکانات مالی قابل توجهی در ایالات متحده هستند دو دوره ریاست جمهوری جورج بوش که حدود 6 سال آن سپری شده است وضعیت آنان را به لحاظ اقتصادی در جامعه آمریکا با بحران روبه رو کرده و وضعیت فزاینده کاهش نرخ رشد اقتصادی ، افزایش نرخ بیکاری و تبعا افزایش نرخ رشد تورم و مشکلات اجتماعی و اعتراضاتی که از ناحیه شهروندان آمریکایی صورت می گیرد،آنها هم به جهت جایگاه اجتماعی شان در جامعه آمریکا با مشکلاتی روبه رو شده اند ،لذا آمدن دولتی که در روشها و سیاستهای عملیاتی مقداری تغییر دهد قاعدتا به نفع صهیونیستها هم خواهد بود و محافل صهیونیستی در همین مسئله هم از دولت جدید و تغییرات جدید حمایت خود را به نوعی اعلام خواهند کرد.
*با توجه به شکست جمهوریخواهان در انتخابات و احتمال اینکه این شکست در انتخابات ریاست جمهوری در دوسال آینده هم تکرار شود، شما رفتار دولت بوش بعد از این انتخابات را چگونه ارزیابی می کنید؟ تندروی ها همچنان ادامه خواهد یافت؟ یا اینکه برای ترمیم وجهه جمهوریخواهان دست به تغییر و تحولاتی می زند و یا نیروهای خود را از عراق خارج می کند؟
** سیاستمداران آمریکایی خصوصا جورج بوش سعی کردند با توجه به حوادثی که در خاورمیانه اتفاق افتاده بود، خود را به نوعی با حضور در خاورمیانه و درگیر شدن در آن محق جلوه دهند ، حتی در آخرین لحظات قبل از انتخابات ما شاهد بودیم که دادگاه فرمایشی : نمایشی صدام را هم به گونه ای مورد بهره برداری قرار دادند که حکم اعدام صدام ، دیکتاتور سابق عراق ، ساعتی قبل از انتخابات اعلام شود تا حکم اعدام صدام هم بتواند در انتخابات میان دوره ای مجالس نمایندگی و سنای آمریکا تأثیرگذار باشد و از این رأی به عنوان یک عامل برای پیروزی و تأثیر بر رأی شهروندان آمریکایی استفاده کنند که خوشبختانه مردم آمریکا این مسئله را متوجه شدند، لذا همانطوری که امروز در محافل نومحافظه کاران و در موسسه آمریکایی اینترپرایز و در میان برخی از تئوریسین هایی که قبلا در ساخت تئوری های خشونت نقش داشتند مثل فوکویاما ، هانتینگتون و حتی برژینسکی و کسینجر و دیگران که به نوعی از سیاستهای کاخ سفید حمایت می کردند ، دیده می شود که در مواضع آنها نوعی چرخش و تغییر ایجاد شده است و حتی مارلین آلبرایت، وزیر خارجه اسبق آمریکا، کالین پاول و دیگران، نوعا در محافل علمی و سیاسی آمریکا نسبت به نوع عملکرد دولت آمریکا در عراق و اصرار بر سیاستهای تند و یکجانبه و مقابله با برخی از اتفاقات در گوشه و کنار دنیا خواهان یک روش منطقی تر و معقول تر از سوی دولت آمریکا هستند.
آنها آزمایش اتمی کره شمالی و پیروزی این کشور در این آزمایشات هسته ای را به نوعی ناشی از نوع عمل و شکست سیاستهای جورج بوش در مهار اقدامات دولت های کره شمالی و جمهوری اسلامی ایران و برخی از کشورهای منطقه تلقی می کنند، لذا احساس من این است که جورج بوش مسیری را که انتخاب کرده سرسختانه ادامه خواهد داد،به لحاظ تیپولوژی شخصیت بوش به گونه ای است که در این چند ساله نسبت به انتقادات و مطالبات جامعه بین المللی و حتی جامعه آمریکا که خواهان تغییر در روشها و سیاستها بوده است واکنش مثبت نشان نداده، اما ممکن است طی یکی دوسال آینده تازمان برگزاری انتخابات محافل جمهوریخواه برای اینکه بیش از این در جامعه آمریکا به اعتبار و حیثیت آنان خدشه وارد نشود سعی کنند تا بوش را به تعدیل در برخی سیاستها وادار کنند. اما قاعدتا آنچه به عنوان یک پیش بینی قابل بیان است این است که جمهوریخواهان انتخابات ریاست جمهوری در دوسال آینده را هم از دست خواهند داد و یک دوره حاشیه نشینی برای آنها در عرصه مجالس نمایندگان و سنا و در عرصه کاخ سفید را شاهد خواهند بود و بعضا تغییراتی هم در دولت ایالات متحده آمریکا ممکن است اتفاق بیفتد اما این تغییرات هم چندان اثری در سرنوشتی که طی دوسال آینده رقم خواهد خورد، ایجاد نخواهد کرد مگر اینکه اتفاق خاصی بیفتد . آنچه را که آمریکا و کاخ سفید سعی خواهد کرد طی دوسال آینده دنبال نماید مقابله با برخی کشورهایی است که به عنوان تهدید برای آمریکا تلقی می شوند از جمله دولت جمهوری اسلامی ایران که بتوانند پرونده هسته ای ما را به گونه ای مدیریت کنند که از آن به عنوان برگ برنده در انتخابات آینده برای خودشان استفاده کنند و همین طور مدیریت مسائل منطقه و خروج آبرومندانه و همراه با دستاوردهای مثبت از عراق و افغانستان و کمک به محافل صهیونیستی در خاورمیانه و منطقه برای آشتی دادن و سازش هرچه بیشتر کشورهای عربی - اسلامی با رژیم صهیونیستی و حل مسئله خاورمیانه و وادار کردن گروههای مبارز در فلسطین و لبنان برای دست کشیدن از شعارهای انقلابی خودشان. همین اقداماتی که طی دوهفته اخیر در فلسطین اشغالی شاهد بودیم. بعد از شکست نیروهای رژیم صهیونیستی در مقابل مقاومت حزبالله این رژیم فشارهای فزاینده ای را بر روی محمود عباس و دولت مردمی حماس وارد کرد تا این جنبش را وادار به سازش و همکاری با محمود عباس کند و رژیم صهیونیستی از جانب این گروه انقلابی و مردمی به رسمیت شناخته شود که خوشبختانه تا به امروز آنها توفیقی نداشته اند و علیرغم کشتار بیرحمانه و ترورهای خشنی که در بیت حانون و سرزمینهای اشغالی انجام شده، خوشبختانه حماس در مقابل این فشارها مقاومت کرده و ملت فلسطین علیرغم دادن هزینه های بسیار و شهدایی که تقدیم کرده اند تا به امروز ایستاده اند و امیدواریم این مقاومت همچنان ادامه داشته باشد.لذا محافل صهیونیستی و حامیان آنها در اروپا و آمریکا با چراغ خاموش و سکوت خودشان در برابر این جنایات سعی دارند رژیم صهیونیستی را ترغیب نمایند تا از سیاستهای دولت آمریکا حمایت کنند.
* معمولا در تاریخ خارجی کشورمان، خیلی از حوادث تاریخی با انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گره خورده است. در مورد پرونده هستهای، شما چه تغییری در مواضع دولت بوش بعد از این انتخابات پیش بینی میکنید؟ آیا در صورتی که بعد از دوسال دموکراتها بتوانند قدرت را در دست بگیرند نگاهشان به پرونده ایران تفاوت خواهد کرد؟
** در اینکه آیا جمهوریخواهان و دموکراتها در روشها و رویکردهایشان در مورد مسائلی مثل پرونده هسته ای ما تفاوتی وجود داشته باشد من اعتقاد دارم خیلی نباید به این مسئله بپردازیم، زیرا آنها روی یک سری اصول با هم توافق دارند و از همین اصول خودشان برای رقابتهای انتخاباتی و پیروزی و در دست گرفتن کاخ سفید و اداره جامعه آمریکا استفاده می کنند . آنچه که برای ما اهمیت دارد، استفاده از شکافها و فرصت هایی است که در بین جمهوریخواهان و دموکراتها ایجاد می شود لذا بازی استفاده از شکافها و خلاهای موجود در روابط میان ایالات متحده آمریکا و متحدین اروپایی و خاوردور آنها و استفاده از شرایط نظام بین المللی و رقابت های کلانی که میان قدرت های جدیدی مانند چین، اروپا وبرخی دولت های دیگر شکل می گیرد ، این فرصت را فراهم کنیم تا بتوانیم ما هم در بازی قدرت سهمی داشته باشیم.
پرونده هسته ای ما به نقطه ای رسیده که قابل بازگشت نیست وما باید از این فرصت استفاده کنیم وتأثیر گذاری لازم را درعرصه بین المللی داشته باشیم . ما حداقل در یک سال گذشته شاهد بودیم که دولت جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ یک سیاست قاطع واستفاده از ابزارهای بین المللی و داخلی خودش توانست تمام اقدامات و فرایندی را که کشورهای 1+5 در شورای امنیت تعقیب می کردند خنثی نماید تا جاییکه از حوادث و اتفاقاتی که در منطقه افتاد وشرایط داخلی کشورمان : مثل راه اندازی سانتریفیوژها در مرحله اول و دوم، راه اندازی تاسیسات آب سنگین اراک، استفاده از مانور ضربت ذوالفقار و پیامبر اعظم (ص) : و بکارگیری تمام پتانسیل های داخلی و بین المللی برای خنثی سازی اقدامات طرف مقابل واستفاده از اختلافات هرچند شفاهی و ظاهری چین و روسیه با سایر اعضای 1+5 ما توانسته ایم از شکافهای دیپلماتیک میان این قدرت ها استفاده کنیم و مسیری را که در طول پروسه فنآوری هسته ای خودمان دنبال می کردیم با موفقیت طی کردیم وتوانستیم گرفتن زمان و ایجاد فضا وفرصت هدفی بوده که ما طی دو سه سال اخیر دنبال کردیم.
در یک سال اخیر با توجه به ایستادگی و قاطعیت در تصمیمات واستفاده از تمام توان دیپلماتیک گام هایی محکم تر و موثرتر برداریم. هرچند که شرایط بیرونی و بین المللی علیه ما خیلی شدیدتر و سخت تر بوده است اما استفاده از این ظرفیت ها باعث شده تا ما این فشارها را تا امروز خنثی کنیم و اجازه ندهیم که طرفهای مقابل به آنچه می خواستند دست پیدا کنند و ما مسیری را که انتخاب کرده بودیم با سرعت بیشتری دنبال نمودیم.