کیهان:
حزب الله لبنان همواره با «مبارزه» شناخته شده است و مردم خاورمیانه رهبران حزب الله را بعنوان مردان پولادین عرصه نبرد با صهیونیست ها می دانند. از همین رو وقتی حزب الله اعلام کرد که برای وادار کردن دولت به تعدیل کابینه به گونه ای که از درون آن اقدامی علیه مقاومت صورت بگیرد، وارد عمل می شود برای بسیاری از هواداران آن سهال به وجود آمد از همین رو طلال سلمان سردبیر روزنامه صاحب نام السفیر لبنان در سرمقاله ای از ورود حزب الله به عرصه داخلی ابراز نگرانی کرد و آن را تضعیف کننده وجهه مبارزاتی حزب الله و دبیرکل آن دانست. اما واقعاً چرا حزب الله وارد این صحنه شد؟
برای رسیدن به پاسخ این سهال باید کمی به عقب بازگشت و شرایط عینی ورود حزب الله و هواداران آن به «اعتصام مفتوح» را مورد بررسی قرار داد.
حزب الله لبنان روز 23 مردادماه از جنگ 33 روزه پیروز بیرون آمد در همان حال همه می دانستند که دست های آمریکا، رژیم صهیونیستی، اروپا، عربستان سعودی، اردن، مصر و بعضی دیگر از کشورهای تهثیرگذار در این عرصه و نیز گروههای تشکیل دهنده طیف 14 مارس لبنان در هم گره خوردند تا طرف پیروز رژیم صهیونیستی و آمریکا باشند و نه مقاومت لبنان! جنگ 33 روزه تموز با قطعنامه 1701 به پایان رسید، این دستاورد بسیار ناچیزی بود و قادر نبود که حتی حداقل ها را برای تضعیف حزب الله فراهم نماید. روشن بود که برای غرب و همپیمانان منطقه ای و داخلی آن پذیرش پیروزی مقاومت اسلامی به هیچ وجه قابل قبول نبود از این رو از فردای پایان جنگ به برنامه ریزی مشغول شدند تا شرایط را به گونه ای پیش ببرند که مقاومت را تا سرحد ممکن تضعیف نمایند.
تضعیف حزب الله در منطقه و لبنان تنها یک راه داشت و آن بدنام کردن مقاومت از طریق وارد کردن آن به «درگیری» داخلی بود. از این رو سناریو براساس «تهدید» حزب الله و وادار کردن آن به واکنش طراحی گردید.
دولت فهاد سینیوره مهمور شد تا از طریق تنگ کردن فضای داخلی لبنان بر مقاومت، حز ب الله را ناچار به فعال شدن در عرصه داخلی بنماید. این دولت از یک سو با مانع تراشی بر سر راه بازسازی مناطق آسیب دیده از حملات 33 روزه اخیر رژیم صهیونیستی تلاش کرد تا شیعیان را نسبت به عملی شدن وعده های سیدحسن نصرالله مبنی بر بازسازی سریع لبنان بدبین نماید و آنان را در حالی رهسپار زمستان نماید که امکانات لازم برای زندگی نداشته باشند، از سوی دیگر با پیگیری اجرایی قطعنامه 1701 و نیز با تصویب داخلی موضوع دادگاه بین المللی رسیدگی به ترور رفیق حریری زمینه را برای اعمال فشار و اتهام بستن به نیروهای مرتبط با مقاومت فراهم نماید.
وقتی دادگاه بین المللی در شورای امنیت سازمان ملل از سوی دشمنان مقاومت لبنان به تصویب رسید، دبیرکل حزب الله لبنان از دولت خواست این قطعنامه را در فرآیند داخلی به بحث بگذارد و تصمیم گیری در مورد ابعاد و زوایای آن را به بحث گروهها (حوار) واگذار نماید. فهاد سینیوره این خواسته منطقی را نپذیرفت و بلافاصله پس از تصویب قطعنامه مربوط به تشکیل این دادگاه در شورای امنیت سازمان ملل آن را در دستور کار دولت قرار داد.
پس از این اقدام بود که حزب الله لبنان و گروههای مرتبط با آن وزرای خود را از دولت خارج کردند ولی تعداد صندلی های آنان در دولت به اندازه ای نبود که دولت را وادار به پذیرش خواسته منطقی مقاومت نماید. از سوی دیگر دولت فواد سینیوره برای به تصویب نهایی رساندن قانون مربوط به تشکیل دادگاه بین المللی مشکل قانونی نداشت چرا که اگرچه رئیس جمهورلحود آن را تصویب نمی کرد ولی قانون به سینیوره اجازه می داد با ارجاع قانون رد شده توسط رئیس جمهور به مجلس و گرفتن تصویب دو سوم نمایندگان مجلس مشکل خود را حل کند. این در حالی بود که حالا همه می دانستند که طیف حمایت کننده دولت سینیوره تبدیل به اقلیت شده و حزب الله و نیروهای مؤتلف آن در موضع اکثریت قرار گرفته اند.
در این فضا ترور پیرجمیل وزیر صنایع لبنان اتفاق افتاد. مخالفان حزب الله گمان می کردند این ترور همان کاری را با فضای داخلی لبنان می کند که ترور رفیق حریری کرد ولی این اتفاق نیفتاد چرا که هیچ کس تردید نداشت که محور سوریه، حزب الله هیچ نفعی از این ترور نمی برند و لذا حتی امین جمیل و خانواده او انگشت اشاره خود را به سوی رقبای داخلی حزب کتائب و شخص «سمیر جعجع» نشانه رفتند.
در این میان حزب الله یا باید برای حفظ وجهه خود تسلیم وضع موجود می شد و در چنبره توطئه های رنگارنگ و پی درپی قرار می گرفت و یا از آبروی خود برای ناکام گذاشتن توطئه گران مایه می گذاشت. حزب الله به خوبی می دانست که موضوع دادگاه بین المللی، توطئه حساب شده ای است و برای آن به راه افتاده تا حزب الله و مقاومت که از طریق جنگ شکست نخورده اند را در فرایند سیاسی به شکست بکشانند. دادگاه بین المللی با آن تعریفی که شورای امنیت ارائه داد کاملاً مطلق العنان است و با تصویب داخلی از حمایت بی دریغ بعضی از گروههای ذی نفوذ هم برخوردار می باشد. این دادگاه که عنان آن در اختیار فرانسه و آمریکا (دو مخالف محوری مقاومت) است اجازه دارد هر لبنانی و غیر لبنانی را به عنوان شاهد یا متهم احضار کند، هر فرد را که خواست بازداشت موقت نماید- بدون آنکه مدت آن مشخص باشد- هر فرد را محکوم کند- بدون آنکه نیاز بداند که مسئولان داخلی لبنان را توجیه نماید- و اجازه دارد هر حکمی را علیه هر فرد به اجرا بگذارد با این وصف مشخص بود که مخالفان حزب الله مصمم شده اند که نیروهای عالیرتبه و غیر عالیرتبه مقاومت را به عناوین مختلف - بدون نیاز به داشتن سند یا مدرک- به دادگاه بکشانند و بدنام نمایند. به یاد داشته باشید که کاندالیزا رایس وزیر خارجه آمریکا 4-3 روز پس از آغاز جنگ اخیر به بیروت رفت و در جلسه داخلی گروههای 14 مارس، آنان را از خاتمه کار حزب الله خبر داد و گفت که آمریکا و اسرائیل زندانی را در جنوب منطقه جنین واقع در فلسطین شمالی آماده کرده اند تا نصرالله و یارانش را به آنجا انتقال دهند! سناریو دادگاه بین المللی دقیقاً ادامه همین ماجرا محسوب می شود.
حزب الله لبنان برای آنکه نشان دهد، اقدامات دولت سینیوره و هواداران داخلی، منطقه ای و بین المللی آن از مشروعیت داخلی برخوردار نیست و در همان حال برای آنکه به برنامه خشونت گرایانه مخالفان خود پاسخ منفی داده باشد، اعلام کرد که هواداران و هم پیمانان خود را برای اقدام مسالمت آمیز به خیابانها می کشاند و تا رسیدن به ثلث ضامن در دولت (1+8) به حضور مسالمت آمیز خود ادامه می دهند. اینگونه بود که از روز جمعه 10/9/85 «اعتصام مفتوح» در دو میدان بزرگ ریاض الصلح و ساحت الشهدای بیروت آغاز شد و هواداران حزب الله، جنبش امل، جریان مسیحی میشل عون و بعضی از موتلفین سنی و دروزی حزب الله، بزرگترین اجتماع تاریخی را به وجود آوردند و حضور خود را در میدان حفظ کرده اند.
وقتی اعتصام مفتوح در بیروت با حضور حدود یک میلیون نفر از مردم هوادار مقاومت به وجود آمد، کاملا مشخص شد که جریان شکل دهنده دولت لبنان در موضع اقلیت هستند. این را دولت لبنان پذیرفت چرا که حتی عمروموسی در سفر اول خود به بیروت که دو روز پس از شروع اعتصام انجام گرفت به فؤاد سینیوره یادآور شد که این جمعیت عظیم مجال ادامه فعالیت دولت را نمی دهد. اما از آنجا که پذیرش خواسته های حزب الله به معنای به رسمیت شناختن پیروزی سیاسی آن و تکمیل حلقات پیروزی حزب الله بود، آمریکا، اروپا و بعضی از دولت های منطقه، سینیوره را از کناره گیری برحذر داشتند. از آن به بعد رفت و آمدهای دیپلماتیک غرب و اعراب به بیروت شدت گرفت و کاملا مشخص بود که سینیوره اجازه کناره گیری ندارد.
اما جنبه دیگری از توطئه علیه حزب الله از زمانی رقم خورد که مشخص گردید حامیان دولت در آراء مردم جایگاه ندارند و اگر حزب الله بر انتخابات پیش رس تاکید کند نتیجه آن شکست فاحش هواداران آمریکاست. آنان بر مبنای نظریه بدنام کردن حزب الله، دعوای شیعه و سنی را به راه انداختند و هرچند شخصیت های برجسته ای از اهل سنت (نظیر رشید صلح، سلیم الحص، عمر کرامی و فتحی یکن) در کنار حزب الله خواستار اصلاح دولت سینیوره بودند ولی مخالفان حزب الله با دروغ پردازی تلاش کردند تا چنین وانمود شود که گویا حزب الله با اهل سنت درگیر است. آنان تبلیغ می کردند که حزب الله درصدد ساقط کردن دولت سنی لبنان است. مخالفان مقاومت با همانندسازی جایگزین شدن اکثریت شیعه با اقلیت سنی عراق و با استفاده از رسانه های مختلف جمعی (انواع تلویزیون ها و روزنامه ها) درصدد تحریک اهل سنت برآمدند. از این مرحله درگیری های پراکنده یکطرفه ای در بعلبک، طرابلس و عکار به وجود آمد و در بیروت یکی از شیعیان شرکت کننده در اعتصام به شهادت رسید. همزمان با این رخدادها بعضی از چهره های روحانی اهل سنت نطق های آتشینی به نفع فؤاد سینیوره نمودند تا نوعی نزاع مذهبی جلوه گر شود. آنان در همان حال چهره های سیاسی هوادار دولت (نظیر سعد حریری) را به پشت صحنه هدایت کردند. توطئه شکل کامل پیدا نکرد چرا که حزب الله لبنان حاضر به بازی در میدان دشمنان خود نشد. سیدحسن نصرالله با هوشیاری تحسین برانگیزی اعلام کرد که حتی اگر 1000نفر از هواداران مقاومت را بکشند، به هیچ وجه با مخالفان خود درگیر نمی شوند و جواب گلوله را فقط با خون خود می دهند. توطئه اصلی این نبود که درگیری عظیم و کنترل ناپذیری میان اهل سنت و شیعه به وجود آید، توطئه این بود که با درگیری های محدود چشم انداز درگیری های شدید مذهبی را برای حزب الله به تصویر بکشند تا برای پرهیز از آن، رهبری حزب الله از تعدیل دولت در همان حال حزب الله در دومین جمعه «اعتصام مفتوح» شیعیان را به اقامه نمازجمعه به امامت علامه فتحی یکن- چهره سرشناس اهل سنت طرابلس و یکی از عناصر اصلی اخوان المسلمین لبنان- فرا خواند. این نماز باشکوه برگزار شد و فتحی یکن نطق آرامش بخشی که برخلاف مشی گروه سنی المستقبل- گروه بانفوذ سعد حریری- بود، ایراد کرد و از اعتصام مفتوح حمایت کرد. در همان حال سیدحسن نصرالله در یک نطق پرشور که در روز چهارشنبه (پنجمین روز اعتصام) برای شرکت کنندگان در اعتصام ایراد کرد آنان را به برگزاری پرشکوه تجمع روز یکشنبه آینده -که مسیحی ها به دلیل تعطیل بودن راحت تر مشارکت می کردند- فرا خواند. این تجمع بزرگتر از تجمعی بود که ده روز پیش از آن در روز جمعه برگزار شده بود. تظاهرات عظیم روز یکشنبه با مشارکت انبوه هواداران مسیحی میشل عون برگزار شد و حتی مخالفان حزب الله آن را بی سابقه اعلام کردند. از این پس لحن داخلی در لبنان تغییر کرد و فواد سینیوره اتهام بستن به ایران و سوریه را کنار گذاشت و حتی در سفر به مسکو اعلام کرد که حاضر است حداکثر همکاری را با ایران و سوریه داشته باشد. در همان حال سفر او به روسیه بیانگر آن بود که او می خواهد حمایت قاطع بین المللی از روسیه تا آمریکا و فرانسه را به معرض نمایش بگذارد.
تجمع سنگین هواداران مقاومت در روز یکشنبه که عدد آن حداقل به 5/1میلیون نفر می رسد و نطق آتشین و پرکنایه سیدحسن نصرالله نشان داد که تحولات لبنان به سمتی که غرب می خواهد پیش نمی رود از این رو مذاکرات فعالتر شد و حتی فواد سینیوره عصر روز یکشنبه از فرستاده سودان خواست که بار دیگر به لبنان بازگردد و طرح خود را برای حل و فصل ماجرا پی بگیرد.
در این فاصله حداقل سه طرح از سوی نصراله صغیر رهبر مسیحی های کاتولیک با عمرو موسی دبیرکل اتحادیه عرب و نماینده رئیس جمهور سودان رئیس دوره ای اتحادیه عرب مطرح شد که همگی بر دادن امتیازاتی به مقاومت نظر داشت. این طرح ها اگرچه از سوی حزب الله با انتقاداتی مواجه بود ولی در مجموع با کلیات آن موافقت کرد ولی سینیوره اجازه نداشت در این باره تصمیم بگیرد از این رو نمایندگان اتحادیه عرب ناچار شدند چندین بار به اروپا و بعضی از کشورهای منطقه ای مسافرت نمایند.
طرح نماینده سودان از یک سو بر انتخابات زودرس، از سوی دیگر بر تشکیل دولت جدید، رئیس جمهور جدید، توجه داشت و از سوی دیگر بر پذیرش دادگاه بین المللی و قبول ثلث+1 برای مقاومت تاکید داشت چشم بپوشد و به قضا تن دهد.
در خاتمه باید گفت حزب الله به هیچ وجه قصد تشکیل دولت را ندارد. این کار اساسا شدنی هم نیست چرا که سیستم طایفه ای و سیاسی لبنان با چنین هدفی همخوان نیست. حزب الله حتی نمی خواهد گروهها و افراد 14 مارس را کنار بزند و حضور آنان را به دلیل اینکه از موضع اکثریت به اقلیت درغلتیده اند، نادیده بگیرد. آنچه حزب الله می خواهد ایمن سازی فضای تصمیم گیری لبنان است به گونه ای که قدرت های منطقه ای و خارجی نتوانند با استفاده از ظرفیت داخلی -دولت، مجلس، دستگاه قضایی، ارتش و...- علیه مقاومت مردمی لبنان و جنبش های تشکیل دهنده به این مقاومت وارد عمل شوند. این خواسته ای کاملا منطقی است، حزب الله نمی تواند به عنوان حفظ آبرو تن به تحمل توطئه های رنگارنگ بدهد.