صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۲  ، 
کد خبر : ۴۳۳۰۴

واگرائی در انقلاب هلای مخملی !


دیک چنی معاون رئیس جمهور آمریکا در جریان سفر زنجیره ای خود به کشورهای جمهوری آذربایجان گرجستان و اوکراین برای تشدید تخاصم با روسیه و عضوگیری در جنگ سرد از میان اقمار دیروز مسکو به رهبران کرملین هشدار داد که از تهدید همسایگان خود دست بردارند اما کاملا بعید بنظر می رسد که این اعلام حمایت دیرهنگام آمریکا چیزی را در صحنه مناسبات منطقه ای و تحولات پرشتاب قفقاز تغییر دهد.

بطور همزمان « دیمتری مدودف » رئیس جمهور روسیه از رفتار ماجراجویانه و تحریک آمیز واشنگتن به شدت انتقاد کرد و مقامات کاخ سفید را نسبت به عواقب تصمیمات و اقدامات اخیر برحذر داشت . وی از تصمیمات واشنگتن و غرب درخصوص تنبیه و تحریم روسیه بعنوان تصمیماتی که عمدتا به زیان غرب تمام خواهد شد یاد کرد و حتی اخراج روسیه از « جی ـ 8 » را به تمسخر گرفت و یادآور شد که در این صورت غرب خودش را تنبیه کرده است چون « جی ـ 8 » بدون روسیه کاری از پیش نخواهد برد .

سفر تحریک آمیز « دیک چنی » در چنین شرایطی یک « اقدام چند منظوره » ارزیابی می شود که در آن واحد اهداف گوناگونی را تعقیب می کند و عمدتا بوی نفت از آن به مشام می رسد. واقعیت اینست که « دیک چنی » علاوه بر پست معاونت ریاست جمهوری از شرکا و سهامداران اصلی کمپانیهای نفتی و تسلیحاتی از جمله « بکتل » و « هالیبرتون » محسوب می شود و در 3 کشور « هدف » دارای منافع سرشاری است که بیش از شرایط سیاسی ـ اقتصادی منطقه برای « دیک چنی » دارای جاذبه های شخصی و اختصاصی است . بدین ترتیب « دیک چنی » در این سفر عمدتا به دنبال تامین منافع شخصی و گروهی خود بعنوان یک سهامدار اصلی کمپانیهای نفتی و تسلیحاتی بوده و سعی داشته و دارد که منافع شخصی خود و همدستانش در کمپانیهای فعال در قفقاز و ماروا قفقاز را تامین و تضمین کند.

بمباران هدفهای متعددی در عمیق خاک گرجستان و از جمله بمباران فرودگاه تفلیس و چند هدف استراتژیک در اطراف تفلیس توسط جنگنده بمب افکن های روسیه زنگ خطر برای خط لوله انتقال نفت از طریق گرجستان به بنادر گرجستان در دریای سیاه را به صدا در آورده است . علاوه بر این قرار است خط لوله « باکو ـ جیهان » نیز بعنوان شاهرگ حیاتی اقتصاد صنعتی اروپا و غرب ظرفیت قابل اعتنائی از نفت مورد نیاز ماشین های صنعتی اروپا را از لحاظ انرژی فسیلی تامین کند. طبعا اگر مسکو بتواند اهداف خاصی را در خاک گرجستان مورد حمله نظامی قرار دهد چه بسا در لحظه های حساس و تعیین کننده خطوط لوله انتقال نفت و گاز عبوری از گرجستان و آذربایجان را به راحتی مورد تهدید و حمله قرار دهد. به عبارت دیگر اقدامات اخیر گرجبستان در حمله به اوستیای جنوبی « امنیت انرژی اروپا » را به شدت در معرض تهدید و مخاطره قرار داده است . مسکو انگشت اتهام را به سوی آمریکا نشانه گیری کرده و تصریح می کند که واشنگتن با تجهیز گرجستان به سلاحهای جدید و ارائه اطلاعات غلط و مخدوش رهبران تفلیس را به انجام عملیات نظامی در اوستیای جنوبی تحریک نموده و زمینه های ایجاد این کانون جدید بحران را فراهم ساخته است .

این مسائل مربوط به گذشته است ولی آنچه به آینده مرتبط می شود اینست که واشنگتن درصدد کشاندن همزمان جمهوری آذربایجان گرجستان و اوکراین به جمع اعضای « ناتو » است و سعی دارد همسایگان روسیه را « در معرض تهدید » معرفی کند و چنین وانمود سازد که هر لحظه ممکن است حوادث اوستیای جنوبی و بمباران تفلیس در مورد آنها تکرار شود و دیگر فرصتی برای تصمیم و اقدام باقی نماند. مسئله اینست که واشنگتن در عین تلاش برای تحریک آذربایجان گرجستان و اوکراین برای پیوستن به « ناتو » و اظهار حمایت از این 3 کشور در برابر تهاجمات احتمالی مسکو در میدان عمل اقدام قابل ذکری در برابر حملات برق آسای مسکو علیه گرجستان انجام نداد و فقط به لفاظی های سیاسی ـ تبلیغاتی بیهوده و بی هزینه اکتفا کرد. شدت و دامنه بی تفاوتی عملی واشنگتن به حدی بود که « ساکوشویلی » رئیس جمهور مخملی گرجستنان از فریبکاری واشنگتن به ستوه آمد و صراحتا مراتب سرخوردگی خود را نسبت به آمریکا اعلام کرد.

سفر دیک چنی در مقطع کنونی از این دیدگاه با هدف سرپوش گذاشتن بر بی تفاوتی آمریکا در جریان حملات برق آسای روسیه به گرجستان صورت می گیرد و مقامات کاخ سفید مایلند به گرجستان و سایر کشورها چنین وانمود کنند که می توانند روی حمایت واشنگتن حساب کنند! اما آیا سفر تبلیغاتی « دیک چنی » در شرایطی که تهدید مسکو عملی شده و « اوستیای جنوبی » و « آبخازیا » رسما از گرجستان تجزیه شده می تواند چیزی را تغییر دهد

نباید از نظر دور داشت که دومای روسیه و رئیس جمهور این کشور مراتب استقلال این دو بخش از خاک گرجستان را به رسمیت شناخته و اعلام کرده اند ولی رفتار انفعالی واشنگتن و اتحادیه اروپا و حتی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) هم تحت هیچ شرایطی متناسب با ابعاد بحران قفقاز نبوده و نیست .

موضوع مهمتر اینکه مسکو در روزهای اخیر بطور رسمی از زبان « مدودف » رئیس جمهور روسیه تهدید کرده است که به محض پیوستن عملی گرجستان و اوکراین به ناتو و استقرار سپر دفاع موشکی در لهستان واکنش عملی مسکو اجتناب ناپذیر خواهد بود. خشم مسکو از اینست که نه تنها « پیمان ناتو » پس از فروپاشی اتحاد شوروی و « انحلال پیمان ورشو » از میان نرفت که حتی با جذب اعضای اروپائی « پیمان ورشو » به توسعه ناتو و خیز برداشتن تا پشت مرزهای جغرافیائی روسیه پرداخته است .

در واقع ناتو اعضای دیروز ورشو را به خاکریزهای جدیدی در برابر روسیه تبدیل کرده و در پشت این خاکریزها سرگرم استقرار سپر دفاع موشکی ایستگاههای راداری و استراق سمع و کنترل تحرکات هوائی نیروهای نظامی روسیه است که محاصره روسیه را تکمیل و « حلقه محاصره » را مرتبا تنگ تر کند.

این بحرانهای منطقه ای اکنون به واگرائی انقلاب های مخملی تبدیل شده اند. موقعیت سیاسی « ساکاشویلی » درون ساختار قدرت گرجستان مرتبا در معرض آسیب و لرزه بوده و او اکنون در ضعیف ترین موقعیت ممکن قرار دارد. بعلاوه موقعیت دولت « یولیا تیموشنگو » نخست وزیر اوکراین با متزلزل شدن اتحاد احزاب شرکت کننده در دولت به شدت شکننده و ناپایدار شده است . امروزه حتی « متحدین مخملی » هم در ادامه همکاریهای خود دچار تردید شده اند و یکدیگر را به تهدید و کودتا و توطئه متهم کرده و می کنند. اما آیا سفر دیک چنی می تواند معجزه ای در جهت حفظ موقعیت مزدوران منطقه ای آمریکا صورت دهد واکنش مایوسانه مزدوران منطقه ای آمریکا نشان می دهد که حتی آنها هم به این سئوال پاسخ منفی می دهند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات