امروزه تعریف سیاست در کتب علوم سیاسی تحت تاثیر تعالیم غربی از سیاست است. در اندیشه غربی «سیاست» علم قدرت و علم اداره کشور از موضع قدرت تعریف میشود که با اندیشه امام(ره) و تعریف سیاست از دیدگاه امام(ره) کاملا متفاوت است . از تفکر بنیانگذار کبیر انقلاب ،سیاست علم هدایت کشور در صراط مستقیم الهی و مسیر الیالله است . این تعریف سیاست موجب میشود که در تمامی ابعاد سیاست تحولی عمیق پدید بیاید و اهداف و راهبردها و راهکارها و مدیریت و ... بر اساس آن اندیشه سیاسی و تعریف سیاست شکل بگیرند. همان طور که در تعریف سیاست از دیدگاه غرب چنین میشود.
تعریف سیاست در اندیشه امام ،سیاستمداری اسلامی میپروراند که از امامان نور میشود و تعریف سیاست در غرب سیاستمداری میسازد که در پی قدرت و قدرت برتر است که اکثر این قدرت طلبی به سلطه خواهی تبدیل میشود و سیاستمدار را از اهالی جهنم میگرداند. در اندیشه امام قدرت ابزاری است برای خدمت و رهبری سیاسی در واقع برای خدمتگزار ملت و اسلام بودن است نه برای ریاست و کسب مقام و افزایش قدرت که در آن خدمت باید در چارچوب ارزشهای اسلامی و خالصانه برای خدا باشد و این تفاوت ماهیتی دارد با قدرتی که اندیشمدان غربی تعریف میکنند همان طور که پیتراوده گارد اندیشمند سیاسی آمریکایی میگوید :
« مشخصه قدرت سیاسی، همان استفاده از حق به کارگیری زور در اجرای فرمان سیاستمدار و دولت است.»
و یا هارولدهاس ول تاکید میکند:
« مطالعه سیاست عبارت است از مطالعه نفوذ و صاحبان نفوذ. صاحبان نفوذ کسانی هستند که حداکثر آنچه را میتوان دست آورد به دست میآورند .»
اشاره به گوشهای از نظریات ارسطو نیز در نوع خود جالب توجه است . وی در این باره میگوید:
«انسان بهطور طبیعی حیوان سیاسی است خواه حاکم باشد خواه محکوم و در هر جا بنده دولت است.»
در چنین اندیشهای در واقع سیاستمدار و حاکم به خود حق میدهد که برای کسب قدرت به زور متوسل شود و یا قبل از به کار بردن «زور» به فریب و تبلیغات و شیوههای تبلیغی روانی و گاه جنگ روانی رو آورد و یا اگر خدمت میکند خدمت برای کسب قدرت باشد نه اینکه قدرت را به مثابه ابزار خدمت بخواهد.
در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) مردم حاکمان و سیاستمداران را « خدمت رسانان به ملت» مییابند . لذا مراقبت دارند که آنها از مسیر خدمت به قدرت طلبی و خودکامگی و سلطهگری منحرف نشوند و در انتخابات آنان را انتخاب نمایند که صادقانه و خالصانه اهل خدمت بوده و در سوابق خویش این امر را اثبات کرده باشند. همین اندیشه بودکه مردمی که به بنی صدر رای بالایی داده بودند ، توانستند ماهیت او را بشناسند و چون دیدند او در پی سلطه گری در پوششهای فریبنده لیبرالی است او را با پینوشه دیکتاتور آمریکایی شیلی مقایسه کرده و از حمایتش دست برداشتند تا به ناچار فرار اختیار کرد. اما بعد از او رجایی را که برای آنها یک مظهر مطلوب و اخلاقی بود به ریاست جمهوری برگزیدند. در اندیشههای غرب حاکمان هر چند انتخابی هستند ولی برای سیاست و مقام انتخاب میشوند و مردم آنها را روسا و سران حکومتی و دولتمردان خویش میدانند و در پی عادل بودن و تقوای آنها نیستند. محور اساسی و اصل اصیل در اندیشه سیاسی امام ،« عدالت و قسط» و تقوا است . لذا برقراری عدالت و قسط محوریترین وظیفه مسئولین در نظام حکومتی و سیاسی اسلام است . یعنی ولی فقیه باید عادل باشد و از دید امام اگر لحظهای از عدالت خارج گردد از ولایت امور مسلمین ساقط میشود.
اخلاق وسیاست :
در اندیشه سیاسی امام اخلاق یکی ازمهمترین ارکان سیاست است . امام خود معلم اخلاق در حوزه علمیه قم بود .اسوه حاکم اسلامی در اندیشه حکومتی اسلام پیامبر اکرم(ص) وامیرالمومنین(ع) هستند که اولی به گواهی خداوند متعال دارای عظمت اخلاقی است (و انک لعلی خلق عظیم ) و دومی مظهر عظیم اخلاق در و ادب و عرفان و باب العلم است. در اندیشه سیاسی غرب ،اخلاق جایی در سیاست ندارد مگر آنکه برای کسب قدرت مقید باشد و بتواند قدرت سیاسی را مستحکم گرداند. برخلاف متفکران و سیاستمداران غربی در اندیشه سیاسی حضرت امام رهبری سیاسی و مسئول حکومتی میتواند رعایت ضرورت را داشته باشد و مانند حضرت خضر اسرار سیاستها و اقدامات خود را فاش نسازد اما این امر مقطعی است و پس از گذشتن آن مقطع ولایت سیاستها و اقداماتی که مصلحت و ضرورت ایجاب کرده که بازگو نکند به ملت اعلام خواهد کرد. در تفکر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران دروغ و فریب و دورویی و نفاق ،گناه وجرم است و رهبر سیاسی با مردم یکی و یگانه وهمراه است. رهبر و مسئولیت مقام نیست که ریاست و مقامات برای افراد مهیا کند بلکه سنگر خدمت است و باید پاسخگوی خدا وملت باشد .