">
دکتر یدالله جوانی
دوم خرداد بهانهای شد تا برخی از جریانهای سیاسی در هفته گذشته، به بازخوانی جریان دوم خرداد، جبهه دوم خرداد، حبهه اصلاحات، آرمانهای اصلاحطلبی و در نهایت به طرح دیدگاهها در مورد آینده اصلاحات بپردازند.
در این راستا سخنرانی خاتمی رئیسجمهور سابق در جمع هواداران در مراسمی با عنوان جشن اولین دهه اصلاحات در تهران و سخنان مهدی کروبی رئیس سابق مجلس شورای اسلامی و دبیرکل حزب اعتماد ملی در شهر قم و تحلیل آنان از حرکت دوم خرداد از اهمیت بیشتری برخوردار است. روزنامههای وابسته به جریان دوم خرداد هر کدام به نحوی به تحلیل و نقادی جبهه موسوم به اصلاحات پرداخته و دیدگاه چهرههای برجسته سیاسی این جبهه را بازتاب دادند. نظر به اینکه جبهه موسوم به اصلاحطلبان نسبت به انتخابات در پیش روی، یعنی انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی رویکردی فعال برای بازگشت به عرضه سیاسی را به صورت حداکثری اتخاذ کرده، توجه به نکاتی حائز اهمیت است. دو گزاره زیر تاریخچه این جریان را به اجمال بیان میدارد.
گزاره اول: جریان دوم خرداد با انتخاب خاتمی به عنوان رئیسجمهور در انتخابات دوم خرداد 1376 شکل گرفت و با تشکیل جبهه دوم خرداد به دنبال این پیروزی، این جریان موفق شد با رای مردم، شوراهای اسلامی دوره اول و مجلس ششم را به صورت کامل در اختیار گیرد و علاوه بر شوراهای اسلامی، بر دو قوه مقننه و مجریه تسلط یابد.
گزاره دوم: جریان دوم خرداد از انتخابات دوره دوم شوراهای اسلامی با بیاقبالی مردم مواجه شد و به همین دلیل با از دستدادن «رای ملت» دوره تسلط این جریان بر قوای مقننه و مجریه پایان یافت.
در واقع، اگر روزی با رای مردم جریان دوم خرداد به قدرت رسید و جبهه موسوم به اصلاحات را شکل داد، پس از هشت سال این جبهه با شکست سنگین مواجه شد و رای مردم را از دست داد. گزاره اول در بردارنده این نگاه خاتمی در جشن اولین دهه اصلاحات است که میگوید: «تردیدی نیست که در دوم خرداد، یک روش، یک بینش و منش انتخاب شد.» اما تمامی سخن در این اینجاست که این روش، بینش و منش از چه اصالت و ماهیتی برخوردار است؟ نسبت این روش، بینش و منش با روش، بینش و منش جریان رقیب که اکنون با عنوان جریان اصولگرایی شناخته میشود، چگونه است؟ این روش، بینش و منش، با اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی چگونه نسبتی دارد؟
آقای کروبی از چهرههای محوری جریان دوم خرداد و دبیرکل حزب اعتماد ملی، خطا و مبانی فکری جبهه دوم خرداد را ادامه راه و اهداف و آرمانهای امام راهحل میداند. یکی دیگر از چهرههای سیاسی این جریان وضعیت اصیل جریان دوم خرداد را اینگونه بیان میدارد: «جریان دوم خرداد در وضعیت اصیل آن، جریانی کاملاً همسو با ارزشهای انقلاب و نظر امام بود.» چرا این جریان یا به تعبیر آقای خاتمی، این روش، بینش و منشی که مردم آن را انتخاب کردند و افرادی چون کروبی ماهیت آن را اسلامی و انقلابی معرفی میکند و در نهایت شکست خورد و جریانی که شعار اصولگرایی را سر داد و دفاع از ارزشهای انقلاب اسلامی را سرلوحه مواضع و اقدامات سیاسی خود قرار داد توانست رای مردم مسلمان و انقلابی را به دست آورد؟ پاسخ به این سئوال برای همگان مفید میباشد. هر کسی از یک زاویه از پاسخ صحیح به این سوال منتفع میشود. اگر افکار عمومی پاسخ صحیحی برای این سئوال داشته باشد، که دارد و رفتار سیاسی مردم در انتخابات شوراها دوره دوم، مجلس هفتم و ریاست جمهوری دوره نهم گویای این واقعیت است، استمرار این توجه عمومی برای پیشبرد آرمانهای انقلاب اسلامی و تحقق اهداف ملی در چارچوب ارزشهای اسلامی بسیار مهم خواهد بود.
آقای کروبی در بازخوانی جبهه دوم خرداد، عامل اصلی شکست این جبهه را شعارهایی میداند که از سوی کسانی غیر از سردمداران این جبهه مطرح شد ولی با آن مقابلهای صورت نگرفت. وی در این راستا میگوید: «آغاز کجیها از اینجا شروع شد که یکسری شعارهایی مطرح گردید که مدیریت صحیح برای مقابله با آن صورت نگرفت.» آقای کروبی به عنوان یک عنصر محوری در دورن این جبهه، در جایی دیگر از سخنانش در سالگرد دوم خرداد، ماهیت این شعارهای مطرح شده در درون جبهه اصلاحات که باعث شکست آن گردید را به صورت غیرمستقیم اینگونه مورد اشاره قرار میدهد: «برای موفقیت در عرصه سیاسی، باید با مردم صادقانه برخورد میکرد و به آنها دروغ نگفت... برای موفقیت در عرصه انتخابات آتی باید تعریف درستی از اصلاحات ارائه شود و به مردم تفهیم کنیم که در چارچوب اهداف امام(ره) و قانون اساسی حرکت میکنیم.»
آقای مجید انصاری از دیگر چهرههای روحانی جریان دوم خرداد، در بازخوانی پرونده این جریان، همانند کروبی معتقد است باید جبهه دوم خرداد آسیبشناسی شود و پس از این آسیبشناسی، برنامههای جامعی از اصلاحات که منطبق با ارزشهای اسلامی و انقلابی و قانون اساسی باشد به جامعه ارائه گردد. از اظهارات مورد اشاره و همچنین اظهارات مشابه در بازخوانی پرونده دوم خرداد میتوان به موارد زیر رسید:
1- عمده کسانی که در دوم خرداد به آقای خاتمی رای دادند و براساس این رای جبهه دوم خرداد شکل گرفت، آقای خاتمی را در مسیر انقلاب و امام و رهبری میپنداشتند.
2- در جبهه دوم خرداد به قول آقای کروبی، افراد حاشیهای با طرح شعارهایی انحرافی، مدیریت جبهه دوم خرداد را به دست گرفتند و در درون این جبهه مدیریتی برای برخورد با این جریان انحرافی وجود نداشت.
3- انحراف در جبهه دوم خرداد نه تنها این جبهه را از ارزشها و آرمانهای انقلابی دور کرد، بلکه مردم، حداقل بخشی از این جبهه را در قالب اپوزیسیون نظام اسلامی با محور ولایت فقیه ارزیابی و تحلیل میکنند.
4- چهرههای اصلی، کلیدی و باسابقه انقلابی در دورن جبهه اصلاحات معتقد هستند برای بازگشت به عرصه قدرت از طریق انتخابات، باید به مردم تفهیم کرد که این جبهه در مسیر انقلاب و امام حرکت میکند.
با توجه به جمعبندی فوق در این بازخوانی از پرونده دوم خرداد، اکنون این سوال مطرح است که پالایش درونی در جبهه دوم خرداد به معنی کنار گذاشتن تمامی احزاب، گروهها و تشکلها و یا آدمهایی که از مبانی نظام دینی و آرمانهای حضرت امام خمینی(ره) فاصله گرفتهاند، با تاکتیک ائتلاف بزرگ اصلاحطلبان برای پیروزی در انتخابات مجلس هشتم چگونه قابل جمع خواهد بود؟