"> شکنندگی وحدت فلسطینی‌ها، دلایل و انگیزه‌ها
صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۱  ، 
کد خبر : ۴۳۳۸۷

شکنندگی وحدت فلسطینی‌ها، دلایل و انگیزه‌ها


فرزان شهیدی

فلسطینی‌ها پنجاه و نهمین سالگرد اشغال فلسطین (موسوم به یوم‌النکبة) را در حالی پشت سر گذاردند که موج جدیدی از درگیری‌های خونین میان طرفداران جنبش فتح و حماس را شاهد بودند. این درگیری‌ها که اخیرا در نوار غزه آغاز شد در طول چند روز اول آن 9 کشته و بیش از 70 مجروح بر جای گذارد. این در حالی بود که فتح و حماس توافق جدیدی مبنی بر پایان دادن به درگیری‌ها و عقب‌ راندن نیروهای مسلح خود از خیابان‌ها را به امضا رسانده بودند.

در همین حال هانی‌ القواسمی وزیر کشور دولت وحدت ملی در اعتراض به بحران جاری و عدم حمایت کافی تشکیلات خودگردان و دولت از وی، استعفا کرد. استعفای قواسمی که از شخصیت‌های مستقل محسوب می‌شود، تردیدهای جدیدی را نسبت به ادامه توافق تقسیم قدرت میان فتح و حماس به وجود آورده است.

بر اساس توافقنامه مکه که با وساطت عربستان میان رهبران فتح و حماس به امضا رسید، طرفین موافقت خود را با پایان دادن به درگیری‌ها و تشکیل دولت وحدت ملی اعلام کردند، اما به نظر می‌رسد با درگیری‌های خونین اخیر، تلاش‌های صورت گرفته برای ایجاد آرامش، نتیجه مطلوبی در برنداشته است.

سوال اصلی آن است که چرا وحدت فلسطینیان در شرایط بحرانی کنونی و در سایه وجود دشمن مشترک صهیونیستی، تا این حد شکننده شده است؟

در واکاوی علل این درگیری‌های خونین، می‌توان از یک سو به نقش مخرب رژیم صهیونیستی اشاره کرد که در سیاست‌های تفرقه‌آمیز و ایجاد فتنه ید طولایی دارد. عوامل نفوذی رژیم صهیونیستی از دیر باز در میان جریانات داخلی فلسطین رخنه کرده و به ایجاد فتنه و اختلاف می‌پردازند. این سناریو در راستای طرح آمریکا در منطقه موسوم به ایجاد «جبهه اعتدال» در برابر «جبهه افراطی‌گری» صورت می‌گیرد و به تعبیری قرار است فلسطین تبدیل به معرکه‌ای میان میانه‌روها و تندروها گردد. در این طرح هدف سرنگونی حماس است و متاسفانه برخی کشورهای عربی نیز با این سناریو همراه شده‌اند.

از سویی اسراییل همچنان سیاست‌های توسعه‌طلبانه خود را ادامه می‌دهد و به تعهدات خود مبنی بر کاهش فشار علیه فلسطینی‌ها عمل نکرده است. این گونه فشارها به طور طبیعی اوضاع داخلی فلسطین را دچار التهاب بیشتری خواهد ساخت.

علت دیگر وقوع این درگیری‌ها برخاسته از وجود جریانات تندرو در فتح و حماس می‌باشد. تندروهای فتح سند مکه را برنمی‌تابند و با توافق میان محمود عباس و اسماعیل هنیه مبنی بر تشکیل دولت وحدت ملی مخالف هستند. از سوی دیگر حماس قائل به آن است که فتح مایل به همکاری با حماس نیست و به نحوی در صدد کودتا علیه حماس و در دست گرفتن کامل قدرت می‌باشد.

ناظران تحولات فلسطین معتقدند جنبش فتح پس از مرگ عرفات قدرت سازمانی خود را از دست داده است و فساد مالی و اداری موجب شکست این جنبش در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین در برابر رقیب خود یعنی جنبش حماس گردید، جنبشی که دارای سوابقی درخشان در مبارزه بوده و با شعارهای جدیدی وارد عرصه انتخابات گردید.

ظهور یک رقیب جدی که پیش از این خارج از میدان قدرت بود، رقابت‌های فتح و حماس را تشدید کرد. به تدریج رقابت‌ها تبدیل به اختلافات سیاسی و اختلافات سیاسی به درگیری‌های خیابانی منجر شد. میانجیگری‌های کشورهای عربی خصوصا مصر و عربستان تا حدی از اختلافات دو طرف کاست اما ریشه آن را از میان نبرد.

شاید یکی از عوامل مهم شکنندگی توافقات دو طرف آن است که توافقاتی چون پیمان مکه از ضمانت اجرایی لازم برخوردار نبوده است. به عبارت دیگر این توافقات مشکلات فلسطینیان را حل نکرد و تشکیل دولت وحدت ملی به رفع گرسنگی و تحریم فلسطینیان نینجامید. فشارهای اسراییل و اهمالگری از سوی جامعه بین‌المللی و اعراب نسبت به فلسطینیان نیز همچنان ادامه یافت. طبیعی است که در چنین شرایط دشواری زمزمه ناکارآمدی دولت وحدت ملی به گوش می‌رسد و دو طرف به تبادل اتهامات پرداخته و بار دیگر آتش درگیری‌های داخلی برافروخته می‌شود. وجود نهادهای متعدد و موازی امنیتی و نفوذ عوامل فتنه‌گر در این نهادها به آسانی می‌تواند نبردهای خیابانی را رقم زند و حتی آن را تبدیل به جنگی تمام‌عیار کند. (برای نمونه محمود عباس طی اقدامی غیرقانونی نهادی با عنوان مدیریت امنیت داخلی ایجاد کرده تا در برابر وزارت کشور قرار گیرد و از سویی محمد دحلان را به سمت مشاور امنیت ملی خود تعیین کرده که از مخالفان سرسخت حماس است)

امروزه سلاحی که روزی اشغالگران صهیونیستی را نشانه می‌رفت، گویی ماموریتی جز برادرکشی ندارد و روحیه مقاومت و ستیزه‌گری که آزادی فلسطین را مطمح نظر داشت، اکنون تبدیل به خصومت‌های جناحی و انتقامجویی‌های داخلی شده است. جوانان فلسطینی که امروزه سایه فقر و بیکاری و بی‌سوادی بر سر آن‌ها سنگینی می‌کند، سلاح پدران خود را در دست دارند، اما هدف‌گیری آن‌ها همانند اسلاف خود نیست.

خط سازش در جنبش فتح که عملیات‌های استشهادی علیه صهیونیست‌ها برنمی‌تابد، امروزه با شائبه‌های قدرت‌طلبی و فساد حکومتی عجین شده و می‌رود تا جوانان فلسطینی را از مسیر مقدس انتفاضه منحرف سازد. همین خط سازش از حماس می‌خواهد اسراییل را به رسمیت بشناسد، بنابراین درگیری دوباره شبه‌نظامیان وابسته به فتح و حماس در نوار غزه ترجمان اختلافهای پنهان دو طرف بر سر روند صلح با اسرائیل باشد. هر چند اختلاف سازشکاران با حماس تنها به این جا ختم نمی‌شود و به نظر می‌رسد اختلاف اصلی بر سر اعمال قدرت در قلمروی داخلی فلسطین نهفته است.

جوانان فلسطینی امروزه قربانی اختلافات سیاسی میان مبارزان قدیمی شده‌اند که بر سر دستیابی به اریکه قدرت، وارد یک نزاع فرساینده شده و آرمان فلسطین را به فراموشی سپرده‌اند. اکنون اندک امکانات باقیمانده از تشکیلات خودگردان صرف ستیزه و درگیری با حماس می‌شود. این بدان معناست که بحران و محاصره و گرسنگی در فلسطین همچنان ادامه دارد و در چنین شرایط شکننده‌ای است که اسراییل با صراحت در غزه اعلام جنگ می‌کند و فرمانده ارتش اسراییل در منطقه میانی اعلام می‌کند هر فلسطینی که مورد ظن واقع شود، به ضرب گلوله از پای در خواهد آمد.

شاید تعبیر قهمی هویدی روزنامه‌نگار مصری در روزنامه الاهرام به خوبی این واقعیت تلخ را در صحنه داخلی فلسطین تبیین کرده باشد. وی می‌گوید فلسطینی‌ها در روز یکدیگر را می‌کشند و شبانگاه توسط دشمن صهیونیستی کشته می‌شوند. وی می‌پرسد آیا برای فلسطینی‌ها مصیبتی بالاتر از این متصور است؟

در صورت ادامه درگیری‌ها چه بسا دولت وحدت ملی از هم فرو بپاشد و وضعیت جدید از سه حالت خارج نخواهد بود:‌ جنگ داخلی تمام‌عیار، کودتای فتح یا برگزاری انتخابات زودرس. جنگ داخلی مورد رضایت هیچکدام از دو طرف نیست، کودتا هم ممکن است پرهزینه باشد، بنابراین همه راهها به انتخابات زودهنگام ختم خواهد شد، انتخاباتی که محمودعباس در صورت در دست داشتن توافق پنهان با اسرائیل، می‌تواند برنده آن باشد.

در هر حال فلسطینی‌ها که روزی با روحیه مقاومت و شهادت‌طلبی و با برافروختن انتفاضه اول و دوم درهای بهشت را به روی خود می‌گشودند، به تعبیر طلال سلمان در روزنامه السفیر، امروزه می‌روند تا درهای جهنم جنگ داخلی را بروی خود بگشایند. آیا بر باد دادن سوابق درخشان و طولانی مبارزه و استقلال‌طلبی سزاوار ملت قهرمان فلسطین است؟

امید آن است که فلسطینی‌ها به آن مرحله از بلوغ سیاسی و فکری برسند که منافع ملی و آرمان‌های مقدس و تاریخی خود را بر منافع شخصی و گروهی ترجیح دهند و تنها دشمن مشترک خود را نشانه روند. میانجیگران منطقه‌ای که تاکنون تلاش زیادی جهت همگرایی داخلی فلسطینی‌ها به خرج داده‌اند، شاید بار دیگر موفق به آرام‌سازی عرصه داخلی فلسطین شوند، اما مهم آن است که حمایت‌های جدی در حمایت از دولت وحدت ملی و دفاع از حقوق مسلم فلسطینی‌ها و تقویت زیرساخت‌های فلسطین به عمل آید و محاصره ملت مظلوم فلسطین پایان پذیرد وگرنه اوضاع داخلی سرزمین اشغالی فلسطین همچنان شکننده و بحرانی خواهد بود.  

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات