دکتر یدالله جوانی
1- به جملات زیر توجه کنید:
الف) اصل بر برائت است
ب) میزان مردم هستند نه شورای نگهبان
ج) با انتخابات گزینشی مخالفیم
د) آیا مردم بهتر میفهمند یا این سه چهار نفر
ه) انتخابات باید آزاد، سالم و عادلانه باشد
و)...
طی یک ماه گذشته به صورت هماهنگ حمله گستردهای به شورای نگهبان صورت گرفت. اوج این حملات موقعی بود که آیتالله جنتی دبیر شورای نگهبان در همایش مسئولان دفاتر نظارتی شورای نگهبان درباره نحوه رسیدگی به صلاحیت نامزدها گفته بود: «بحث اصل برائت که مدتی است در بین بعضی احزاب مطرح گردیده، فاقد پشتوانه حقوقی است و هنگام سپردن مسئولیت به افراد باید صلاحیت نامزدها کسب گردد.»
2- با چه اهدافی شورای نگهبان مورد هجوم قرار میگیرد؟
جملاتی که در بالا آمد، جملاتی است که طی هفتههای اخیر به شکلهای گوناگون از زبان برخی از بزرگان دوم خردادی در تجمعات تبلیغاتی یا مصاحبهها تکرار شده است. با وجود شناخت این افراد از جایگاه حقوقی شورای نگهبان از یک طرف و آشنایی آنان با بیطرفی، صداقت و عدالت فقهای شورای نگهبان از طرف دیگر، این سوال مطرح است که چرا شورای نگهبان اینگونه مورد تهاجم قرار میگیرد؟ نگارنده مطمئن است که این افراد به خوبی با جایگاه حقوقی شورای نگهبان و صلاحیتهای نظارتی این نهاد آشنا هستند و نمیتوان این اظهارات را به خاطر بیاطلاعی آنان از جایگاه حقوقی شورای نگهبان ارزیابی کرد. به عنوان مثال رئیسجمهور سابق با حمله به شورای نگهبان در جمع دانشجویان و دیگر جمعها، در بحث تایید صلاحیت کاندیداهای انتخاباتی میگوید: «اصل بر برائت است.» بیان این قبیل جملات در یک فضای احساسی، سوت و کف زدنها را هم به دنبال دارد. اما آیا واقعا ایشان نمیداند که موضوع «احراز صلاحیتها» برای تصدی یک مسئولیت، با موضوع «اصل برائت» که در حقوق جزایی مطرح است کاملا متفاوت میباشد. به طور قطع ایشان این موضوع را میداند. اصل برائت، یعنی اینکه نمیتوان بدون دلیل و سند محکمهپسند، کسی را متهم به جرم و خلافی نمود. اصل برائت، یعنی اصل بر سلامت افراد است، مگر اینکه خلاف آن اثبات گردد. ولی اصل «احراز صلاحیتها» میگوید هر کسی میخواهد مسئولیتی را عهدهدار شود، باید صلاحیتهای لازم برای تصدی آن مسئولیت در وی، توسط یک مرجع ذیصلاح احراز گردد. این اصل در سراسر دنیا و در تمامی فلسفههای سیاسی پذیرفته شده است. کسی که میخواهد برای انتخابات ریاست جمهوری، نمایندگی مجلس خبرگان و یا نمایندگی مجلس شورای اسلامی کاندیدا گردد، باید متناسب با آن مسئولیتی که میخواهد عهدهدار شود، یک سری صلاحیتها و شایستگیهایی را بر اساس قانون داشته باشد. بدیهی است که باید این صلاحیتها احراز گردد. کسی که میگوید اصل بر برائت است، یعنی معتقد است که همه دارای این صلاحیتها و شایستگیها هستند و در انتخابات، شورای نگهبان نباید به دنبال احراز صلاحیت باشد. این سخن به این معنا میباشد که بگوییم در کشور اصل بر این است که همه راننده، پزشک، مهندس، جراح، استاد دانشگاه، معلم، تکنسین، خلبان و... هستند. قطعا این سخن باطل و حرف نادرستی است. امروز در هر جای دنیا کسی که میخواهد عضو هیأت علمی یک موسسه آموزشی یا پژوهشی گردد و یا کسی که بخواهد به عنوان پزشک در جایی یک مطلب دایر نماید باید با ارائه مدارک علمی، صلاحیتها و شایستگیهای خود را به اثبات رساند. برای احراز این صلاحیتها نیز یک مرجعی وجود دارد. آیا مجلس شورای اسلامی که در راس امور است و نمایندگان مجلس به امر قانونگذاری پرداخته و بر تمامی امور کشور صلاحیت نظارتی پیدا میکنند، آیا خود این نمایندگان، نباید دارای یک سری صلاحیتها و شایستگیها باشند؟ اگر باید دارای صلاحیتها و شایستگیهای خاصی باشند، چه کسی باید این صلاحیتها را احراز کند؟
قانون اساسی و دیگر قوانین موضوعه از قبیل انتخابات، مرجع تایید صلاحیتها و احراز صلاحیت را شورای نگهبان میداند. اگر داشتن صلاحیت برای تصدی یک مسئولیت ضروری است، وجود یک مرجع برای احراز این صلاحیتها نیز ضروری است. ممکن است گفته شود مردم مرجع تشخیص این صلاحیتها هستند. چند روز قبل یکی از روزنامههای دوم خردادی این جمله را تیتر کرده بود: «میزان مردم هستند نه شورای نگهبان»! تعجب، نسبت به این جمله تعجب برانگیز، موقعی دو چندان میشود که میبینیم روزنامه این جمله را از قول آقای محتشمیپور نقل کرده است. پیامد پذیرش سخن آقای محتشمیپور، یعنی پذیرش این اصل که در جامعه و کشور، میزان برای تشخیص صلاحیتهای افراد مردم هستند. میزان برای اینکه چه کسی راننده، پزشک، مهندس، خلبان، تکنسین و... است، مردمند نه راهنمایی و رانندگی یا سازمان نظام پزشکی و...
آیا واقعا آقای محتشمیپور این را نمیداند؟ قطعا میداند و بهتر از نگارنده هم به اهمیت موضوع واقف است. الان دوم خردادیها میگویند شورای نگهبان فقط باید بر اساس استعلام از مراجع چهارگانه صلاحیتها را تایید کند. این سخن به این معنا است که برای استخدام در هر سازمانی، گواهی عدم سوء پیشینه کفایت میکند. آیا این حرف درست است؟ قطعا درست نیست. پاسخ مثبت مراجع چهار گانه در مورد نامزدهای انتخاباتی، یعنی همان گواهی عدم سوء پیشینه که برای هر نوع استخدامی ضروری است. گواهی عدم سوء پیشینه که اثباتکننده صلاحیتها و شایستگیها برای تصدی یک مسئولیت نیست. شاید کسانی که میگویند اصل بر برائت است و یا اینکه میزام مردم هستند نه شورای نگهبان، بگویند پس رای مردم چه میشود؟ بدیهی و روشن است که این بحث هیچ خدشهای به رای مردم و اهمیت رای مردم وارد نمیکند. در نهایت این مردم هستند که از میان افراد واجد شرایط و دارای صلاحیتها و شایستگیهای نمایندگی مجلس شورای اسلامی، افرادی را بر میگزینند. مثلا در تهران 3000 نفر برای انتخابات مجلس ثبت نام میکنند.
از این تعداد 2500 نفر را شورای نگهبان تایید صلاحیت میکند و این مردم هستند که از میان 2500 نفر، 30 نفر را برگزیده و راهی مجلس شورای اسلامی میکنند.
اکنون باید به این سوال داد که اگر «احراز صلاحیتها» از سوی شورای نگهبان دارای پشتوانه محکم قانونی، حقوقی و عقلی است، پس چرا اینگونه به شورای نگهبان تهاجم میشود؟ در پشت صحنه تهاجم به شورای نگهبان چه مسائلی نهفته است؟ به نظر میرسد در پس این تهاجمات، دو نکته اساسی وجود دارد.
نکته اول: ایجاد موج برای موجسواری
جامعه ایران، یک جامعه جوان است و رای جوانان در انتخابات بسیار تعیینکننده میباشد. جریانی که دنبال ایجاد یک فضای انتخاباتی با تبلیغات به سبک غرب، یعنی همان پروپاگاندا میباشد. یکی از سوژههای این تبلیغات حمله به شورای نگهبان است. سوژه دیگر «طرح نجات ملی» است. در حمله به شورای نگهبان مهاجم میخواهد اینگونه به مخاطب که عمدتا جوانان هستند القا کند که در کشور دو جریان و دو دیدگاه وجود دارد که یکی طرفدار حقوق مردم است و دیگری حقوق مردم و رای مردم را بر نمیتابد. در واقع حمله به شورای نگهبان برای ایجاد یک فضای احساسی و ایجاد موج با پوشش دفاع از حقوق مردم برای جلب آرا میباشد.
نکته دوم: باز کردن راه برای نااهلان و نامحرمان
امام بزرگوارمان فرمودند: «در میان شما باشم یا نباشم، نگذارید انقلاب اسلامی به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.» اتفاقا حضرت امام(ره) برای جلوگیری از ورود نااهلان و نامحرمان به ساختار قدرت سیاسی، بیشترین مسئولیت را متوجه شورای نگهبان میکند. به طور قطع افرادی چون آقای محتشمی به خوبی میدانند که لیبرالها، نهضت آزادیها و ملیگراها از مصادیق برجسته همان نااهلان و نامحرمانی هستند که حضرت امام(ره) نگران ورود آنان به ساختار قدرت بود. اگر ایشان نسبت به این موضوع تردید دارند، خوب است به تاریخ مراجعه کرده و پاسخ حضرت امام(ره) در جواب به نامه خود در مورد نهضت آزادی را بازخوانی کنند. امام(ره) در آن نامه، انحرافات عقیدتی و سیاسی جریان نهضت آزادی را با صراحت گوشزد کرده و نسبت به حضور آنان در صحنه سیاسی کشور هشدار جدی دادند. واقعیت تلخی است که در سالهای اخیر شاهد آن هستیم و آن برقراری پیوند نامبارک بین برخی از نیروهای باسابقه انقلابی و بعضا خط امامی با جریانهای لیبرال، نهضت آزادی و ملیگرا است. آقای محتشمی خود شاهد بودند که در انتخابات شوراهای دوره دوم که نظارت بر آن با مجلس ششم بود، نامزدهای این انتخابات از جریان نهضت آزادی و ملی ـ مذهبیها تایید شدند، هر چند مردم اقبالی نسبت به آنان نداشتند. الان اگر نیروهایی با گرایشهای لیبرالیستی، با تفکر نهضت آزادی و ملی ـ مذهبی بخواهند وارد ساختار قدرت شوند چه مرجعی باید به آن وصیت حضرت امام(ره) عمل بکند و جلوی ورود آنان به ساختار قدرت را بگیرد. آیا غیر از شورای نگهبان مرجع دیگری وجود دارد؟ جواب روشن است که فقط شورای نگهبان میتواند چنین کاری را انجام دهد. نه مردم در یک زمان کوتاه قدرت شناخت عمیق از سوابق سیاسی ـ فکری افراد در حجم بالا دارند و نه آن مراجع چهارگانه که به استعلامات پاسخ میدهند سابقه سیاسی ـ فکری همه آحاد کشور را دارند که بخواهند بر اساس آن سوابق به استعلامات پاسخ دهند. البته این مطالب را حملهکنندگان به شورای نگهبان نیز به خوبی میدانند. مشکل این است که امروز برخی از یاران دیروز حضرت امام(ره)، با نام امام(ره) با افکار آن عزیز سفر کرده به هر دلیلی وارد مبارزه شدهاند. برای انتخابات مجلس هشتم، ستاد ائتلاف اصلاحطلبان شکل گرفته است. در این ائتلاف جبهه مشارکت و مجمع روحانیون که آقای محتشمی و خاتمی از عناصر اصلی آن هستند، حضور دارند. پس از کنگره دهم جبهه مشارکت، محسن میردامادی با صراحت اعلام کرد از نظر ما حضور نهضت آزادیها و ملی ـ مذهبیها (یعنی همان نااهلان و نامحرمان انقلاب از نظر امام«ره») در ائتلاف اصلاحطلبان بلامانع است. نهضت آزادیها و ملی ـ مذهبیها که از نظر عقیدتی و سیاسی عوض نشدهاند، آیا آقایان هستند که عوض شدهاند و اکنون برای ورود به ساختار قدرت، نگران فیلتر شورای نگهبان هستند. چه باید کرد؟ از نظر این جریان باید این فیلتر را شکست.