صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۷  ، 
کد خبر : ۴۳۷۳۹

ایالات متحده اروپا!


علی تتماج

کشورهای اروپایی که در جنگ دوم جهانی لطمات بسیاری را متحمل شده بودند از یک سو و ایالات متحده که برای جلوگیری از توسعه فعالیت‌های شوروی فعالیت می‌کرد، از سوی دیگر، تشکیل اتحادیه اروپا را در دهه 1950 پایه‌گذاری کردند. این همکاری‌ها که در ابتدا جنبه اقتصادی و سیاسی داشت با افزایش اعضا به بازیگری مهم در قاره سبز و عرصه جهان مبدل شد که بقای خود را در اتحاد فراگیر جست‌و جو می‌کرد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و حذف خطر کمونیسم حوزه فعالیت اتحادیه را به بلوک شرق افزایش داد چنانکه اعضای آن از 19 عضو به 27 عضو افزایش یافت. نکته مهم در تحولات اخیر اروپا رویکرد اتحادیه به اتخاذ فراگیر و حل اختلافات گذشته است. اکنون محورهای اصلی نشست‌های 27 عضو اتحادیه و حتی شعار و برنامه روسای دوره‌ای آن، حل بحران‌هایی نظیر قانون واحد، رشد و توسعه فراگیر، ایجاد نیروی امنیتی واحد بدون ناتو و آمریکا و... می‌باشد. تحرکات آنها برای اتحاد تا بدان حد است که برخی از کشورها خواستار تعیین رئیس‌جمهور برای اتحادیه شده‌اند که هماهنگ کننده تمام امور باشد. برخی از آنها نظیر انگلیس و فرانسه، تونی‌بلر، نخست‌وزیر پیشین و نماینده کنونی کمیته چهار جانبه صلح خاورمیانه را برای این سمت پیشنهاد داده‌اند تا عزم خود را برای تحقق این امر به نمایش گذارند. این تحرکات که می‌توان از آن با نام احیای اروپا یاد کرد در حالی صورت می‌گیرد که:

1-‌‌ ‌اروپایی‌ها که در قالب ناتو فعالیت‌هایی را در مناطق‌ بحران نظیر بوسنی و برخی کشورهای تازه استقلال یافته اجرا کرده‌ بودند، در اولین ماموریت خارج از خانه وارد افغانستان شدند. هر چند آنها این امر را موقعیتی برای ارتقای جایگاه جهانی خود می‌دانند اما ناکامی‌های آنها این طرح را با شکست مواجه ساخت. آنها در گرداب سیاستهای آمریکا تمام توان اقتصادی، سیاسی و نظامی خود را در افغانستان به کار بستند ولی در داخل با چالشهایی مواجه شده‌اند که آنها را از مسیر توسعه باز داشته است. اکنون اروپایی‌ها برای خروج از سرخوردگی جنگ افغانستان رویکرد اصلاحات را در پیش گرفته‌اند تا سرپوشی برای ناکامی‌های آنها بویژه در افغانستان باشد.

2- اروپا که در دوران جنگ سرد عرصه رقابت و سدی میان آمریکا و روسیه بود بار دیگر خود را در مسیر تکرار تاریخ مشاهده می‌کند. از یک سو آمریکا با طرح استقرار سپر موشکی و حفظ نیروهایش در اروپا برای حفظ سلطه‌اش بر این قاره تلاش می‌کند و از سوی دیگر روسیه با اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی بویژه در بخش انرژی، اروپا را در تنگنا قرار داده است.

اروپایی‌ها برای خروج از بن‌بست ایجاد شده برآنند تا به احیای توانایی‌های خود بپردازند تا شاید بدین وسیله در این عرصه رقابت به منافع خود دست یابند. آنها از شرایط تقابل روسیه و آمریکا برای اجرای اهداف خود بهره‌برداری می‌کنند. در این میان آنها برآنند تا از اختلافات موجود برای کاهش همکاری با ناتو نیز بهره‌برداری کنند و با تشکیل نیروهای امنیتی واحد به نوعی در عرصه رقابت نظامی جهانی نیز حضور یابند.

تحرکات نظامی آمریکا و روسیه که به امور هسته‌ای رسیده از دلایل رویکرد اروپا به نظامی‌گری مستقل از ناتو می‌باشد که در شرایط بحرانی کنونی برای ایجاد آن کوشش می‌کنند.

3- نکته مهم در تحولات داخلی اروپا افزایش تعداد بازیگران و درخواست‌های سایر کشورها برای عضویت است.

 این افزایش که چالشهای فرهنگی و سیاسی و نگرشی به همراه داشته قدرت‌های ملی نظیر آلمان، انگلیس، فرانسه و ایتالیا را بر آن داشته تا با انجام اصلاحات فراگیر و دگرگون ساختاری در اتحادیه ضمن ایجاد هماهنگی میان اعضا قدرت خویش را بر سایر کشورها حفظ و به نوعی از تشکیل بازیگران جدید جلوگیری کنند. آنها بر انحصار قدرت خود در اتحادیه اروپا اصرار داشته‌اند که اعتراضات کشورهای کوچک را به همراه داشته است.

4- تحولات جهانی بیانگر حضور بازیگران مقتدر و متحد در عرصه بین‌الملل است که منافع اروپا را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. حضور بازیگران انفرادی نظیر چین، روسیه، آمریکا، ژاپن و اتحادیه‌هایی نظیر آمریکای لاتین، آفریقا، شرق آسیا و... این حقیقت را برای اروپا آشکار می‌سازد که عدم اتحاد به منزله حذف شدن در جمع بازیگران است. اروپا برای فرار از این بن‌بست رویکرد ایالات متحده اروپا را در پیش گرفته تا بدین‌ وسیله منافع خود را در عرصه جهانی حفظ و از سایر رقبا دور نماند.

با تمام این تفاسیر عدم تمایل تمام بازیگران اروپایی به حضور در جمع ایالات متحده اروپا، تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی، رویکردهای منطقه‌ای کشورهای اروپای شرقی که بر گرفته از تفکرات دوران جنگ سرد و همگرایی با روسیه است، سیاستهای آمریکا برای ادامه بحران در اروپا برای حفظ نظام سلطه واداشتن آنها به همکاری، اعتراضات روسیه به فعالیتهای اروپا در شرق، بحران‌های اقتصادی و عدم توسعه همگانی، منافع انحصاری قدرت‌های بزرگ نظیر انگلیس، آلمان و فرانسه که مغایر با سایر کشورها است و... موانعی هستند که مانع از تحقق اهداف اتحادیه در کوتاه‌مدت می‌شود. این مسائل می‌تواند عدم تحقق اهداف اتحادیه اروپا در بخشهای نظامی و سیاسی را به همراه داشته باشد هر چند در زمینه قانون اساسی و امور اقتصادی می‌توانند به دستاوردهایی نائل آیند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات