روز سهشنبه دوم بهمن ماه، وزرای خارجه گروه پنج به علاوه یک، مرکب از اعضای دایمی شورای امنیت و آلمان در برلین گردهم آمدند تا درباره تهیه پیشنویس قطعنامهای علیه فعالیتهای هستهای ایران به بحث و تبادلنظر بپردازند.
وزرای خارجه 1+5 پس از ساعتها بحث و جدل، بر پیشنویس اولیهای توافق کردند تا آن را برای بررسی بیشتر به نیویورک بفرستند. قرار بود عصر جمعه نشستی غیرعلنی در محل دفتر نمایندگی انگلیس در سازمان ملل تشکیل شود تا پیشنویس قطعنامه سوم به تصویب نمایندگان 1+5 در سازمان ملل برسد اما به علت حاضر نشدن اعضاء، این نشست به روزهای آتی موکول گردید تا پس از تصویب، برای 10 عضو غیردائم شورای امنیت ارسال گردد.
به گفته کارشناسان، قطعنامه سوم در اواخر فوریه (اوایل اسفند) به رای گذاشته خواهد شد که علت این تاخیر یک ماهه، بررسی گزارشی است که قرار است البرادعی ظرف دو هفته آینده درباره پاسخهای ایران به پرسشهای 6 گانه آژانس در قالب طرح مدالیته ارائه دهد. بر اساس برخی اخبار منتشره، عناصر اصلی پیشنویس قطعنامه سوم به شرح ذیل است:
الف- محدویتهای داوطلبانه سفر: این قطعنامه از همه کشورها میخواهد درباره ورود یا انتقال افرادی که ارتباط مستقیم با فعالیتهای هستهای حساس مربوط به برنامه هستهای ایران یا تولید سیستمهای پرتاب تسلیحات هستهای دارند یا از آن حمایت میکنند، احتیاط و خویشتنداری به خرج دهند. این شامل افراد مرتبط یا حامی فعالیتهای هستهای حساس و یا تولید سیستمهای پرتاب تسلیحات هستهای از جمله از طریق مشارکت در تهیه اقلام، کالاها، تجهیزات، مواد و فناوری ممنوعه که در قطعنامه قبلی به آن اشاره شده، میشود.
ب- ممنوعیتهای الزامآور: تصمیم میگیرد که همه کشورها اقدامات لازم را برای جلوگیری از ورود یا انتقال افراد اشاره شده در ضمیمه شماره 2 این قطعنامه به سرزمینهایشان انجام دهند به این شرط که هیچ بند این قطعنامه کشوری را به ممنوعیت ورود اتباع خود به سرزمینش مجبور نمیکند.
ج- مسدود کردن داراییها: این پیشنهاد خواستار افزایش مسدود کردن داراییهایی است که پیش از این به آنها اشاره شده و اینکه این مسئله همچنین شامل افرادی که در ضمیمه یک و سه این قطعنامه به آن اشاره شده و هر فردی که به نمایندگی از آنها یا در مسیر آنها و یا در نهادهای مورد کنترل یا تحت مالکیت آنها کار میکند، میشود.
د- اعتبارهای مربوط به صادرات: از همه کشورها میخواهد در ورود به تعهدات جدید برای حمایت مالی از تجارت با ایران از جمله ارائه اعتبارهای صادراتی، تضمینها یا بیمه، به اتباع یا نهادهای مرتبط با این تجارت احتیاط به خرج دهند تا از حمایت مالی فعالیتهای هستهای حساس و یا تولید سیستمهای پرتاب سلاح هستهای جلوگیری شود.
ه- نظارت بر نهادهای مالی: از همه کشورها میخواهد درباره فعالیتهای نهادهای مالی سرزمینشان با همه بانکهای داخلی ایران خصوصا بانک ملی، بانک صادرات و شعب و زیرمجموعههای آنها در خارج احتیاط به خرج دهند تا از چنین فعالیتهای مرتبط با فعالیتهای هستهای ایران یا تولید سیستمهای پرتاب سلاح هستهای جلوگیری شود.
و- بازرسی از محمولهها: از همه کشورها میخواهد محمولههای هوایی و دریایی در فرودگاهها و بندرهای تحت مالکیت یا مورد کنترل ایرانایر و خطوط کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران را به داخل یا خارج از ایران بازرسی کنند به این شرط که زمینههای منطقی مبنی بر اعتقاد به وجود کالاهای ممنوعه در کشتی یا هواپیما براساس این قطعنامه یا قطعنامههای قبلی وجود داشته باشد.
ز- سرباز زدن ایران از تعلیق غنیسازی: این پیشنهاد با نگرانی اعلام میکند ایران تعلیق کامل و مداوم همه فعالیتهای مربوط به غنیسازی و بازفرآوری و پروژههای آب سنگین را اجرایی نکرده و همکاری کامل با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را از سرنگرفته است.
ح- پیشنهاد دیپلماسی: چین، فرانسه، آلمان، فدراسیون روسیه، انگلیس و آمریکا مایل به انجام اقدامات عینی درباره راهبرد کلی حل مسئله هستهای ایران از طریق مذاکره بر اساس پیشنهادهای ژوئن 2006 هستند.
ط- گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی: درخواست میکند که مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی طی 60 روز گزارش دیگری را درباره اینکه آیا ایران به تعلیق کامل و مداوم همه فعالیتهای غنیسازی دست زده است، ارائه دهد.
بیانیهای برای مذاکره
همانگونه که اشاره گردید، این متن هنوز در قالب یک پیشنویس است که در مرحله اول باید به تصویب نمایندگان کشورهای 1+5 در نیویورک برسد و سپس به 10 عضو غیردائم شورای امنیت ارائه و نظرات آنان دریافت شود و سرانجام در میان 15 عضو دائم و غیردائم در ماه آینده به رای گذاشته شود.
در صورتی که همین پیشنویس به تصویب برسد و روسها و چینیها مخالفتی با برخی مفاد و بندهای آن نداشته باشند، به گفته کارشناسان مربوطه، قطعنامه سوم شورای امنیت را باید تاکیدی بر اجرای دو قطعنامه پیشین دانست. به عبارت دیگر، پس از گذشت بیش از 10 ماه از تصویب قطعنامه 1747، قطعنامهای به تصویب رسیده است تا مفاد دو قطعنامه پیشین به فراموشی سپرده نشود. در واقع قطعنامه سوم را میتوان قطعنامهای برای اجرای قطعنامههای پیشین و یا به تعبیری واقعیتر، دمیدن روح و حیات تازه در کالبد قطعنامههای به فراموش سپرده شده 1696، 1737، 1747 دانست.
در پیشنویس جدید بدون اشاره به واژگانی چون «ممنوعیت» و «الزام»، تنها از کشورها درخواست شده است درباره فعالیت نهادهای مالی سرزمینشان با بانکهای ایرانی به ویژه بانک ملی و صادرات، «احتیاط» به خرج دهند تا از فعالیتهای مرتبط با فعالیتهای هستهای ایران یا تولید سیستمهای پرتاب سلاح هستهای جلوگیری شود. همچنین از کشورها میخواهد درباره ورود یا انتقال افرادی که ارتباط مستقیم با فعالیتهای هستهای و موشکی ایران دارند، «احتیاط و خویشتنداری» به خرج دهند. به عبارت دیگر، اعمال این محدودیتهای سفر برای کشورها یک محدودیت «داوطلبانه» است.
در مورد بازرسی از محمولهها که در قطعنامه 1747 نیز به آن اشاره شده، اولا این بازرسی یک درخواست غیرالزامآور است و ثانیا به شرطی است که زمینههای منطقی مبنی بر وجود کالاهای ممنوعه در کشتی یا هواپیما وجود داشته باشد. شاید جامعترین و کاملترین تعبیر درباره پیشنویس قطعنامه سوم را بتوان از آن «سرگئی لاوروف» وزیر امور خارجه روسیه دانست که درباره ویژگی قطعنامه سوم به خبرنگاران در برلین گفت: «در این قطعنامه هیچ تحریم جدیدی در کار نیست. ما در واقع در صدد تقویت موضع آژانس در مذاکره با تهران هستیم.»
اظهارات لاوروف در حقیقت مهر تاییدی بر مواضع اخیر محمد البرادعی است که به صراحت اعلام کرده «فعالیتهای هستهای ایران هیچ تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی نیست.» البرادعی در این اظهارات بار دیگر به گروه 1+5 و اعضای شورای امنیتی متذکر گردیده که فعالیتهای هستهای ایران نباید تحت ماده 42 منشور سازمان ملل بررسی شود و اگر قرار است به دور از نگاه سیاسی، ابهامات فنی فعالیتهای هستهای ایران مرتفع گردد، این پرونده باید به جایگاه اصلی خود یعنی آژانس برگردد. از سوی دیگر با توجه به درخواست گروه 1+5 برای مذاکره با ایران، برخی کارشناسان عنوان قطعنامه سوم را «بیانیهای برای مذاکره» دانستهاند. از آن جهت گفتهاند که این قطعنامه از حداقلها و ضمانتهای لازم هم برای اجراء برخوردار نبوده و ارادهای هم برای تحقق آن وجود ندارد. به عبارت دیگر، پس از ناکامی غرب در اجرای قطعنامههای 1696، 1737، 1747، که این روزها از آن به عنوان «کاغذ پاره» یاد میشود، در قطعنامه جدید آنان از برج عاج فرود آمده و دریافتهاند که اراده و پایمردی ملتی در برابر زیادهخواهیهای یک نهاد خود ساخته اربابان سلطه، آن را تبدیل به یک مترسک مضحک نموده و دنیای غرب برای کشاندن جمهوری اسلامی ایران به پای میز مذاکره درباره حقوق هستهایاش، روی به التماس و التجا آورده است. در واقع این اولین بار است که شورای امنیت مجبور به صدور قطعنامهای شده تا از کشوری بخواهد با اعضای دائم آن درباره موضوعی به مذاکره بنشیند.
نگاه به آینده
در این میان جای یک سوال اساسی باقی است و آن اینکه قطعنامه ضعیف شدهای با این مشخصات چرا باید تهیه و اصرار بر تصویب آن باشد؟ چرا آمریکاییها از سطح حداقلهای خود نیز تنزل کردهاند و به هر قیمت ممکن ولو قطعنامهای در شمایل یک بیانیه را در دستور کار قرار دادهاند؟
بدون تردید یکی از اهداف صدور قطعنامه سوم، تاثیرگذاری بر انتخابات مجلس هشتم خواهد بود. از ماهها قبل نیز برخی عناصر وابسته داخلی در مصاحبهها و اظهارنظرهایشان به صراحت اعلام کرده بودند برای پیروزی در انتخابات و یا حداقل سهم بیشتری از کرسیهای مجلس، چشم به صدور قطعنامه سوم دوختهاند تا بار روانی آن را به جامعه منتقل نمایند و اصولگرایان حاکم بر قوای کشور را نیروهایی افراطی و جنگطلب معرفی کنند که با پایمال نمودن حقوق ملت در صدد تامین منافع شخصیشان هستند. این تمنای داخلی در حل اجابت شدن از سوی دشمن خارجی است به گونهای که روزنامه آمریکایی واشنگتنپست به صراحت مینویسد هدف اصلی دنیای غرب به ویژه آمریکا از تهیه و به تصویب رسانیدن قطعنامه سوم ولو با الزامات ضعیف، تاثیرگذاری بر انتخابات مجلس هشتم و ممانعت از به پیروزی رسیدن مجدد اصولگرایان در مجلس است.
اما از آن سوی دیگر، شاهد اظهارنظرهایی معتدل و منطقی نیز از سوی مقامات ارشد کاخ سفید درباره پرونده هستهای ایران هستیم که این اظهارات هم قابل تامل و بررسی است.
چرا باید رایس به عنوان طراح و مجری سیاستهای خارجی ایالات متحده، در اجلاس داوس اعلام نماید ایران و آمریکا میتوانند دوستان یکدیگر باشند و ما نباید تمام تخم مرغهایمان را در سبد اسرائیل بچینیم؟ چرا بوش در دیدار با ملک عبدالله تصریح میکند که ما از طریق ابزارهای سیاسی میتوانیم پرونده هستهای ایران را از نیویورک به وین بازگردانیم و آن را ببندیم؟ و چرا اشتانمایر میزبان نشست 1+5 در برلین تاکید مینماید راه حل و نگاه البرادعی برای ما بسیار مهم است، دبیرکل آژانسی که پیش از دیدار با مایر به صراحت اعلام کرده بود از نظر ما ابهامات فنی آژانس درباره فعالیتهای هستهای ایران در حال پایان یافتن است و این مذاکره ایران و آمریکا است که منجر به بازگشت پرونده به وین و بسته شدن آن میشود؟
این اظهارات نشان میدهد که در حال حاضر دیالوگها و تحرکات بینالمللی درباره پرونده هستهای ایران در حال خارج شدن از مسیر شورای امنیت و ورود به دالان مذاکره و تفاهم با ایران در چارچوب آژانس بینالمللی انرژی اتمی است. بدون تردید مقامات کاخ سفید نیز با اتخاذ چنین رفتار و گفتاری، نگاه به سوی آینده دارند. آیندهای که جایگاه جمهوریخواهان را در کاخ سفید مشخص میسازد.
آنان به نیکی دریافتهاند که خروج از گرداب عراق و افغانستان و فروکش کردن بحرانهای منطقه خاورمیانه در گرو تعامل هرچه نزدیکتر با جمهوری ایران است.
روزگاری بود که نومحافظهکارانی چون ریچاردپرل، پلوولفوتیز، دونالدرامسفلد و جان بولتون سیاست خارجی بوش را رقم میزند اما در دور دوم ریاست جمهوری بوش که سکان هدایت آن به دست رایس و تیم جنگ سرد افتاد، جمهوریخواهان با یک حرکت حساب شده، حساب نومحافظهکاران را از خود جدا کرده و آنان را مجبور به استعفاهای زنجیرهای نمودند. شاید گزارش 16 نهاد اطلاعاتی آمریکا را نیز بتوان در این راستا ارزیابی و تحلیل کرد، گزارشی که پایانی بر داستانسراییهای یاوهگویانی چون پرل، بولتون و وولفوتیز بود. بوش اگر بخواهد مشکلات فراروی جمهوریخواهان را برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آینده ورق بزند، باید چندین دفتر را بگشاید. این مشکلات دیگر مجالی برای زیادهخواهیها و گندهگوییهای او باقی نگذاشته است. بوش نمیخواهد یک شکست خورده سرشکسته در تاریخ باشد. نگاه ملتمسانه او حکایتهای بسیاری پشت پرده دارد. این موقعیت حساس و سرنوشتساز را دولتمردان جمهوری اسلامی ایران به خوبی احساس کردهاند. شاید این بهترین فرصت برای جهشهای فنی در پرونده هستهای ایران باشد. منتظر 22 بهمن باشید. یکی از این خبرها در راه است.