در سه شماره گذشته این ستون با مفاهیم لغوی، اصطلاحی و خاستگاه واژه «پلورالیسم»، «پلورالیسم دینی» و «کاربردهای مختلف آن» تا حدودی آشنا شدیم. نظر به اهمیت بحث و ضرورت آشنایی با نظرات اندیشمندان اسلامی به عنوان نماینده تفکر اسلامی با مبحث فرهنگی- فلسفی غربی پلورالیسم، در این شماره با نظر اسلام در خصوص کاربردهای مختلف پلورالیسم آشنا میشویم. پاسخهای گزینش شده در این مختصر به انواع پلورالیسم (که شماره قبل ذکر شد)، از نظرات سه اندیشمند فاضل اسلامی، آیتالله مصباح یزدی، آیتالله جوادی آملی و مرحوم علامه جعفری انتخاب شده است.
اسلام در مورد معنای اول پلورالیسم (قبول تکثر در واقعیتهای اجتماعی) هیچ مشکلی با معتقدان به آن ندارد. در اسلام نیز همزیستی مسالمتآمیز با ادیان الهی (نه مشرک) پذیرفته شده است. در داخل حکومت اسلامی هم فیالجمله، پلورالیسم بین ادیان الهی پذیرفته شده است. ما مسلمانان با فرقهها و مسلکهای مختلف در یک مذهب و نیز با فتاوی مختلف در یک مسلک آشناییم. این معنای اول پلورالیسم است که مورد تایید است. اما معنای دوم پلورالیسم- اختلاف در معرفتهای دینی- اصلا و مطلقا قابل داوری نیست و حتما باطل است. زیرا حقیقت دور از دسترس بشر و اینکه نتوان گفت توحید حق است یا شرک؟ اصولا معنا ندارد. ما پلورالیزم را فقط در مسائل ظنی که راهی به قطعیات نداریم، میپذیریم. این از قطعیات اسلام و بدیهیات قرآن است. به عبارت دیگر پلورالیزم دینی تنها بدین معنی میتواند مقبول باشد که ابتدا افراد یا گروههای انسانی، اصولی را به مثابه حقایق ثابت و «اصول موضوعه یک دین» یا ضروریات و قطعیات آن دین بنگرند و آن پیشفرضها مسلم باشد سپس بپردازند به اینکه تحقق فلان اصل از کدام را میسرتر است و نتیجهگیری نسبت بدان چگونه باید باشد؟ کیفیت بهرهبرداری از آن چه باشد؟ آموزش آن چگونه باشد؟ اینها اموری است که به قول علامه جعفری(ره) میتواند مشمول کثرت یا تنوعگرایی باشد.
پلورالیسم به معنای سوم آن مطلقا باطل است و هیچ قابل قبول نیست. ما در هر قضیهای به حکم عقل، یا وجه ایجابی یا وجه سلبی آن را میپذیریم. ولی پذیرش پلورالیسم نوع سوم- که حقایق را کثیر میداند و هم حق را حق میداند و هم باطل را حق- مستلزم پذیرش درستی وجه ایجابی و سلبی یک قضیه است که به هیچوجه معقول نبوده و تناقض دارد و بدیهی البطلان است. از نظر ما اسلام دینی واجد همه حقایق دینی و جامع ادیان است. بنابراین تکثر و اختلافنظر را در بخشی از مطالب دینی که دلیل یقینی ندارند، میتوان پذیرفت. اصولا چون در اسلام تعارضی نیست، نیاز و انگیزهای هم به طرح پلورالیزم نیست. زیرا خاستگاه پلورالیزم به تعارض بین دین مسیحیت و نظرات اربابان کلیسا با نظریات تجربی و علم برمیگردد که به هیچ وجه در اسلام چنین تعارضی نبوده و نیست. علم در خدمت اسلام و اسلام باعث تقویت علم شده است.