مهدی سعیدی
بعد از برشمردن ویژگیهای حاکم اسلامی، تبیین سیره عملی کارگزاران نظام اسلامی را مورد بررسی قرار میدهیم. شاید بتوان گفت که از منظر دینی بیشترین تکالیف و انتظارات الهی برای جایگاه مسئولین در حکومت اسلامی تعریف شده است. انتظارات مطرح شده به نحوی است که در نگاه مومنین، حکمرانی نه تنها فرصتی برای رفاه و آسایش نبوده، بلکه آزمایشی بس دشوار و پردردسر است که تنها از باب اینکه وظیفهای برای خدمت به ملت و تحقق اهداف متعالی اسلام در اجتماع است، پذیرفته میگردد.
جهت ارائه الگویی عملی برای کارگزاران نظام اسلامی بیشک بهترین منبع سیره و کلام ارزشمند امیرالمومنین(ع)، اسوه و الگوی تمام عیار ارائه شده اسلام در باب حکمرانی است. در نهجالبلاغه از حقوق واقعی توده مردم و موقعیت شایسته و ممتاز آنها در برابر حکمران و اینکه مقام واقعی حکمران امانتداری و نگهبانی حقوق مردم است، غفلت نشده، بلکه سخت بدان توجه شده است. در منطق این کتاب شریف، امام و حکمران، امین و پاسبان حقوق مردم و مسئول در برابر آنهاست؛ از این دو (حکمران و مردم) اگر بناست یکی برای دیگری باشد، این حکمران است که برای توده مردم است، نه توده محکوم برای حکمران.
آنچه در اولین گام باید بدان توجه نمود، نگاه اسلام به جایگاه مسئولیت است. از نگاه آموزههای دینی حکومت، فرصتی برای بهرهکشی از مردم نیست! بلکه حکومت امانتی است در اختیار حاکم تا با داشتن آن برای خدمت به مردم تلاش نماید. حضرت علی(ع) در نامهای به اشعثبنقیس میفرماید: «ان عملک لیس لک بطعمه لکنه فی عنقک امانه» یعنی این مسئولیت و منصبی که داری در نظام اسلامی، این طعمه نیست. سرمایه و کاسبی نیست. اشتباه نشود. مسئولیت در نظام اسلامی یک باری است بر دوش انسان که باید آن بار را بخاطر یک هدف و نیتی تحمل کند.
در نگاه اسلام مسئولین نظام اسلامی به نسبت جایگاهی که در اختیار دارند باید نماد تجلی اخلاق اسلامی در رفتار و گفتار باشند، زیرا در این صورت است که حکومت خواهد توانست ارزشهای اسلامی را در جامعه گسترانده و ملت را بسوی این کمالات اخلاقی دعوت نماید.
سلوک سادهزیستانه مسئولین از لوازم اصلی حکومت اسلامی است و پیشوای پارسایان، علی(ع) چنین سلوکی را برای زمامداران واجب و ضروری معرفی کرده و فرموده است: «خدای متعال بر پیشوایان دادگر واجب کرده است که خود را با مردم ناتوان برابر نهند تا مستمندی، تنگدست را پریشان و نگران نسازد.» (نهجالبلاغه، کلام 209) فلسفه سلوک سادهزیستانه، آزادی از اشرافیت برای خدمت است، همراهی و همدردی با مردم ناتوان و درک ملموس زندگی آنان است، در جهت تلاش برای برپا نمودن عدالت و رفاه برای ایشان.
نکته دیگر اینکه، امیرالمومنین(ع) مبنای سلوک سیاسی خود را بر صراحت و صداقت قرار داده بود و این مبنا را در خطبه آغازین حکومت خویش اعلام فرمود: «پیمان من بدانچه میگویم در گرو است و به درستی گفتارم متعهد و متکلفم... به خدا سوگند هرگز به اندازه سرسوزنی حقیقت را پنهان نداشتهام و هیچگونه دروغی نگفتهام.» (نهج البلاغه، کلام 16)
همچنین سلوک سیاسی ایشان برگشودن راه نصیحت و انتقاد و استقبال از آن و صراحت در سخن و صداقت در عمل و مشورت و رایزنی در کارها و حقمداری در امور استوار بود. درمورد حسن سلوک مسئولین نظام اسلامی موارد متعدد دیگری را نیز میتوان برشمرد که به تفصیل در عهدنامه مالکاشتر آمده است. اما حسن ختام کلام، بخشی از رهنمودهای حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای به مسئولین جمهوری اسلامی است:
«...اگر بخواهند این وظایف را انجام بدهند به یک نقطه دیگر احتیاج دارند و آن اخلاص است. برای خدا کار کردن. با خدا رابطه خود را نگهداشتن. لذا مسئول امور و صاحب منصب در نظام اسلامی مسئلهاش مواجهه با مردم نیست. اگر با خدا متصل نباشد کار برای مردم، خدمت برای مردم همان مسئولیت اصلی که دارد، آن لنگ خواهد ماند... لذا باز امیرالمومنین در همین نامه به مالکاشتر میفرماید: طبق روایت نهج البلاغه: «واجعل لنفسک فیما بینک و بینالله افضل تلک المواقیت.» بهترین اوقات خود را که صرف میکنی برای کارهای گوناگون، بهترینش را بگذار برای خلوت بین خودت و خدا. یعنی حالت ارتباط با خدا، انابه به خداوند، تضرع را برای اوقات خستگی نگذار، برای وقت کسالت نگذار، بهترین وقت و با نشاطترین وقتت را صرف بین خودت و خدا کن و «اجزل تلک الاقسام»، بهترین این کارها را که دستوراتش را در آن نامه فرمودند، بهترینش را برای بین خودت و خدا قرار بده و بعد میفرماید: «و ان کانت کلها لله» اگر چه تو وقتی صاحب منصب در حکومت اسلامی هستی همه کارهایت مال خداست و «ان کانت کلها لله» «اذا اصلحت فیها النیه و سلمت منها الرعیه» اگر نیتت خالص باشد؛ کاری که مردم را بیازارد از تو سر نزند؛ همه کارهای تو مال خداست و عبادت است.» (25/9/79)