با وفات آیتالله العظمی شیخمحمدعلی اراکی در تاریخ (8/9/73) آخرین مرجع بزرگ شیعیان نیز به رحمت خدا رفته و جهان شیعه با خلأ مرجعیت مواجه شد. پیش از ایشان آیتالله العظمی سیدشهابالدین مرعشی نجفی در تاریخ (7/6/69)، آیتالله العظمی خویی در (6/5/71)، آیتالله العظمی سیدمحمدرضا گلپایگانی در (18/9/72) مرحوم شده بودند. در این بین شاید تنها مرجعی که این شایستگی و صلاحیت را داشت که بتواند برای آینده مرجعیت تصمیمگیری کرده و مردم مسلمان را از نوعی سردرگمی رها سازد جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود.
جامعه مدرسین که متشکل از فقها و اساتید حوزه علمیه قم بوده و نسبت به بزرگان و مجتهدین و فقهای جهان تشیع شناخت کامل داشت با توجه به مسئله مهم اعلمیت، در اقدامی به موقع ضمن صدور بیانیهای هفت نقر از فقهاء و مجتهدین طراز اول حوزه قم را به عنوان مرجع تقلید به جامعه شیعه معرفی کرد و مردم را در انتخاب مرجع از میان این هفت بزرگوار مخیر نمود. متن بیانیه بدین شرح است:
بسماللهالرحمنالرحیم
موضوع مرجعیت از اعظم مسائلی است که نمیتواند از مصالح مسلمین و استقلال و عظمت آنان جدا و منفک باشد و یا بدون توجه به دسیسهها و توطئههای کفر و استکبار بر ضد اسلام مورد بررسی و امعاننظر قرار گیرد.
لذا جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در جلسات متعدد این موضوع را مورد بحث و تبادلنظر قرار داد تا اینکه در جلسه مورخ جمعه (11/9/73) به این نتیجه رسید که حضرات آیات آقایانی که ذیلا نامشان یاد میشود واجد شرایط مرجعیت میباشند و تقلید از هر کدام آنان جایز است. واللهالعالم.
1ـ حضرت آیتالله حاج شیخ محمدفاضل لنکرانی
2ـ حضرت آیتالله حاج شیخ محمدتقی بهجت
3ـ حضرت آیتالله حاج سیدعلی خامنهای (مقام معظم رهبری)
4ـ حضرت آیتالله حاج شیخ حسین وحید خراسانی
5ـ حضرت آیتالله حاج شیخ جواد تبریزی
6ـ حضرت آیتالله حاج سیدموسی شبیری زنجانی
7ـ حضرت آیتالله حاج شیخ ناصر مکارم شیرازی
دامت برکاتهم.
نکته قابل توجه در این ماجرا ترفندهایی بود که بیگانگان برای تضعیف جایگاه مرجعیت و ضربه زدن به انقلاب اسلامی آغاز نمودند. از جمله این مسایل ایجاد تردید و القای سیاسی بودن معرفی آیتالله العظمی خامنهای به عنوان مرجع بود. آنان قصد داشتند تا با القای این شبهه هم امتیاز مرجعیت و محبوبیت ایشان و هم از رجوعکنندگان به ایشان بکاهند. در این بین دشمنان بیش از هر چیز دیگر نگران آن بودند که با مرجعیت معظمله جایگاه استوار رهبری ایشان استوارتر گردد و بدینسان با پیوند مرجعیت و رهبری محبوبیت ایشان دوچندان شده و با افزایش نفوذ کلامشان راه برای هرگونه نفوذ دشمن بسته شود.
اما آنچه در عمل محقق شد چیز دیگری خلافنظر و خواست دشمنان بود و ملت مسلمان جهان اسلام تبعیت از فقیه اسلامشناس آگاه به زمانی که به فقه پویا و جواهری تسلط کامل داشته و تجربه سالها مدیریت کلان کشور را نیز به کمک فهم مقتضیات زمان و استنباط مسایل فقهی آورده است را به عنوان مرجع تقلید برگزیدند و پیوندشان را با روحانیت اصیل و شاگردان مکتب حضرت امام(ره) بیش از پیش محکم نمودند.