به ابتکار «کاندولیزا رایس» وزیر خارجه آمریکا، روز 27 نوامبر (6 آذر) نشستی با عنوان «کنفرانس صلح خاورمیانه» در آکادمی نیروی دریایی آمریکا در شهر آناپولیس، مرکز ایالت میرلند برگزار میشود که از سوی رسانههای غربی نخستین مذاکرات همهجانبه و جدی در زمینه صلح خاورمیانه از سال 2000 توصیف شده است.
در هفته گذشته، وزارت خارجه آمریکا با صدور بیانیهای رسمی اعلام کرد برای 49 کشور و سازمان بینالمللی و شخصیتهای مطرح دعوتنامه فرستاده تا در نشست آناپولیس شرکت کنند. چهار عضو شورای امنیت در کنار آمریکا، بانکیمون دبیرکل سازمان ملل متحد، تونیبلر نماینده ویژه کمیته چهارجانبه خاورمیانه، عمروموسی دبیرکل اتحادیه عرب، خاویر سولانا نماینده عالی سیاست خارجی اتحادیه اروپا، نماینده پرتغال به عنوان ریاست اتحادیه اروپا، نمایندگان بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول و کشورهایی چون آلمان، برزیل، کانادا، اسپانیا، ایتالیا، ژاپن، ترکیه، نروژ، یونان، هند، موریتانی، عربستان، مصر، عراق، اردن، لبنان، الجزایر، سوریه، پاکستان، لهستان، سنگال، اسلوونی، آفریقای جنوبی، یمن، تونس، سودان، قطر، عمان، مغرب و امارات به همراه محمود عباس رئیس حکومت خودگردان و ایهود اولمرت نخستوزیر رژیم صهیونیستی از دعوتشدگان به نشست آناپولیس هستند.
دستور کار کنفرانس آناپولیس
15 سال پیش و پس از هیاهوهای کنفرانس مادرید و اسلو که زمزمه تشکیل دولت فلسطین مطرح بود، یاسر عرفات به عنوان رهبر فلسطینیها برای رایزنی به فرانسه رفت. وی بعدها در خاطرات خود اینگونه گفت که در ملاقات با فرانسوا میتران رئیسجمهوری وقت فرانسه مسئله اعلان تشکیل دولت فلسطینی را با میتران مطرح کردم و او مرا از این کار منع کرد و گفت: اگر تشکیل دولت فلسطین اعلام شود، پاریس نمیتواند دولت فلسطینی را به رسمیت بشناسد. عرفات میگوید پرسیدم چرا؟ و میتران گفت چون مرزهای دولت فلسطینی مشخص نیست و من به رئیسجمهوری فرانسه گفتم شما که دولت اسرائیل را به رسمیت شناختهاید حالا بگویید مرزهای اسرائیل کجاست که میتران سکوت کرد.
حال پس از 15 سال، قرار است محمود عباس به عنوان رئیس تشکیلات خودگردان در کنفرانسی شرکت کند که به گفته وی درباره موضوعاتی چون تعیین مرزهای میان اسرائیل و فلسطین، روشن شدن آینده بیتالمقدس، حل مسئله شهرکهای اسرائیلی برپا شده در زمینهایی که اسرائیل در جنگ سال 1967 اشغال کرد و بازگشت پناهجویان فلسطینی به شهرها و روستاهایی که در جنگ 1948 از آن رانده شدهاند، بحث خواهد شد. این در حالی است که 5 روز مانده به نشست آناپولیس، ایهود باراک وزیر جنگ و ایهود اولمرت نخستوزیر رژیم صهیونیستی در مصاحبههایی به صراحت اعلام کردند در کنفرانس صلح آناپولیس درباره مسائل و موضوعاتی همچون احداث شهرکهای صهیونیستی، بازگشت فلسطینیان به مناطق اشغالی 1948 و شهر بیتالمقدس هیچگونه مذاکرهای انجام نخواهد شد.
از سوی دیگر، وزارت خارجه آمریکا هم که پیش از این هدف برگزاری کنفرانس صلح آناپولیس را فراهم ساختن اجرای طرح دو دولت فلسطینی و اسرائیلی اعلام کرده بود، در روزهای اخیر تاکید داشته «از آنجا که به هر میزان دامنه موضوعی مذاکرات افزایش یابد، به همان میزان شانس دستیابی به توافقات نیز کاهش مییابد، بنابراین باید تلاش کرد زمینههای از سرگیری روابط سیاسی ـ اقتصادی میان اسرائیل و کشورهای عربی منطقه را فراهم آورد.»
حال با توجه به اینکه حتی موضوع و دستور کار کنفرانس موسوم به صلح آناپولیس، مورد توافق طرفهای اصلی مذاکرهکننده نیست، پس برپاکنندگان این نشست چه اهدافی را ورای این کنفرانس دنبال مینمایند؟
اهداف آمریکا از نشست آناپولیس
جورج بوش که هفته گذشته در کنار کاندولیزا رایس به سوالات خبرنگاران درباره اهداف نشست پاییزی پاسخ میگفت به صراحت اعلام کرد: «موضوع اعراب و اسرائیل را در دوره ریاست جمهوریاش یکسره خواهد کرد.»
ارزیابی عملکرد 7 ساله نومحافظهکاران آمریکایی در موضوعات مهم بینالمللی همچون عراق، افغانستان، کره شمالی، سوریه، سودان، لبنان، فلسطین و ایران نشان میدهد که هیچ نقطه روشنی در کارنامه آنان مشاهده نمیشود و روند امور در موضوعات درجه اولی همچون باتلاق عراق و مهار رفتار ایران به بهانه پرونده هستهای، سیر قهقرایی کاخ سفید به همراه داشته است از این رو برگزاری یک نشست به ظاهر بینالمللی ولو در سطح پایینی از مقامات دولتهای شرکتکننده، یک نیاز اساسی برای دولتمردان کاخ سفید به ویژه مقامات وزارت خارجه این کشور است تا شاید یک موضوع درجه 2 بتواند گرهی از انبوه مشکلات آنها بگشاید.
با توجه به مشکلات عدیدهای که ایالات متحده آمریکا در حال حاضر با آن دست و پنجه نرم میکند، به یقین موضوع صلح میان فلسطینیان و اسرائیل و حتی به تعبیری اعراب و اسرائیل یک نیاز درجه اول سیاسی برای آنان نخواهد بود. آمریکاییها به ظاهر در تدارک برقراری صلح و سازش میان اعراب و اسرائیلی برآمدهاند که در چهار دهه گذشته هیچ جنگ و منازعهای با هم نداشته و گاه در برخی موارد دولتهای عربی در نقش ستون پنجم رژیم صهیونیستی عمل کردهاند. به تعبیری دیگر، نشست آناپولیس را باید آخرین فرصت نومحافظهکاران برای ورود و حضور در یک موضوع بینالمللی دانست که آمریکاییها میخواهند طلایهدار آن باشند.
در آن سوی میدان نیز رژیم صهیونیستی که از بحرانها شدید داخلی به ویژه پس از شکست در جنگ 33 روزه و متعاقب آن گزارش وینوگراد رنج میبرد، پای به میدان آناپولیس گذاشته است تا ضمن ترمیم چهره شکستخوردهاش در مقابله با حزبالله لبنان، حقارت رژیمهای عربی و سازشکار منطقه را به رخ آنان بکشد.
رژیم صهیونیستی در سه سال گذشته سعی نموده است موضوع منازعه فلسطین ـ اسرائیل را تبدیل به منازعه فلسطینی ـ فلسطینی نماید که این پروژه را با روی کار آوردن دولت دستنشاندهای به نام ابومازن اجرایی نموده است و هماکنون چالشی جدی میان گروه اسلامگرای حماس که بر منطقه غزه تسلط دارد و گروه لائیک فتح که از ابومازن حمایت میکند و مناطق کرانه باختری را تا حدودی در اختیار دارند، وجود دارد. جرقه این توطئه با انحلال کابینه مردمی اسماعیل هنیه که پس از پیروزی آنان در انتخابات پارلمانی بهمن 1384 به دست آمد، زده شد و فلسطین به دو بخش غربی و شرقی تبدیل گردید. نشست آناپولیس میتواند به درگیریهای داخلی و تشدید اختلاف میان گروههای فلسطینی از طریق حمایت آمریکا، اروپا و برخی کشورهای عربی از ابومازن و در نتیجه دامن زدن به آتش فتنه کمک کند.
از سوی دیگر، حضور مقاماتی از کشورهای عربی و اسلامی در این کنفرانس و مذاکرات رویاروی آنان با هیأت اسرائیلی، جریان عادیسازی مذاکره و رابطه با رژیم صهیونیستی را تسهیل خواهد کرد. علاوه بر آنکه این رژیم که در سالهای اخیر تنها نان پیروزیهای گذشته خود را میخورد و با تمرکز بر عملیاتهای تروریستی و قتلعام فلسطینیها درصدد پیشبرد اهداف خود میباشد، در این نشست سعی خواهد کرد مشکلاتش را نه تنها با هزینههای کمتر بلکه با اخذ امتیازات لازم، حل نماید.
در عین حال مقامات تلآویو، واقعیتهای کشور فلسطین را به خوبی میدانند. یک ماه پیش از برگزاری نشست آناپولیس، موسسه صهیونیستی «معیار صلح»، با انجام یک نظرسنجی در مناطق اشغالی به نتایج ملموس و آموزندهای برای دولتمردان این رژیم دست یافت. بیش از 90 درصد صهیونیستهای ساکن در اراضی اشغالی معتقد بودند محمود عباس در رویارویی با حماس شکست خواهد خورد، محمود عباس فاقد قدرت واقعی در میان فلسطینیان است، تحریم حماس بیفایده است و حتی به قدرتمند شدن این جنبش مردمی کمک خواهد کرد.
این موسسه نظرسنجی که نیروهای خود را برای تکمیل فرمهای نظرسنجی به غزه و کرانه باختری هم فرستاده بود، در جمعبندی نتایج نظرسنجیاش به مقامات رژیم صهیونیستی اعلام کرد: «مردم فلسطین ابومازن را بازیچه دست آمریکا و اسرائیل میدانند، آنان پیروز نهایی را گروه اسلامگرای حماس و 10 گروه همپیمان حماس میدانند. به تحریم و محاصره حماس پایان دهید تا از فراگیر شدن و نفوذ قدرت اسلامگرایان در فلسطین جلوگیری نمایید.»
رفتار گذشته مقامات رژیم صهیونیستی و دنیای غرب در برخورد با ابومازن نشان میدهد که آنان روی دشمن ضعیف، زبون و سازشکار حسابی باز نمیکنند، نه با او وارد مذاکره جدی میشوند و نه توافقنامهای را به امضا میرسانند. آنان چشم به طرف اصلی درگیری و نزاع دارند. طرفی که حرف اول و آخر را در میدان نبرد با اسرائیل زده و عزت و شرف و حیات خود را در مبارزه و ایمان به پیروزی نهایی تعریف کرده است. از این رو مقامات رژیم صهیونیستی حتی دولتهای عربی را که در 40 سال گذشته حتی یک تیر مشخصی هم به سمت سرزمینهای اشغالی شلیک نکردهاند را هم طرف مذاکره و صلح واقعی و پایدار نمیداند. مشکل این رژیم و دولت اولمرت، مبارزانی است که توان مهار آنان را ندارند، مبارزانی که به تصریح رسانههای صهیونیستی، جابهجایی کوهها آسانتر از خلع سلاح و کشانیدن آنان به پای میز مذاکره میباشد.
تغییر فاز مبارزه مردم فلسطین از تکیه بر شعارهای ناسیونالیستی و ملیگرایانه به شعارها و آرمانهای اسلامی، یک معضل جدی و اساسی برای رژیم صهیونیستی و رژیمهای سازشکار عربی است. انتفاضه اول و دوم ملت فلسطین با الهام از تاثیرات و آموزههای انقلاب اسلامی ایران، بر بستر مبارزات دینی و اسلامی آنان شکل گرفت و در تداوم همین حرکت نجاتبخش بود که جنبش اسلامگرای حماس در ائتلاف با 10 گروه اسلامی دیگر، اکثریت کرسیهای پارلمان را در دست گرفته و کابینه اسماعیل هنیه را تشکیل دادند.
امروز حماس به عنوان نماینده واقعی مردم فلسطین در نشست سازش آناپولیس شرکت ندارد و اصولا چنین جنبشی نمیتواند بر سر حقوق ملت فلسطین پای مذاکره و سازش حضور پیدا کند. دولتهای حاضر در آناپولیس هم نمیتوانند از جانب مردم فلسطین تصمیمی بگیرند. امروز موضوع فلسطین از مرز دولتهای عربی عبور کرده و تبدیل به منازعه دنیای اسلام و حامیان رژیم صهیونیستی شده است.
ورود جهان اسلام به موضوع فلسطین
29 سال پیش یعنی سپتامبر 1978، هنگامی که انورسادات رئیسجمهور معدوم مصر و مناخمبگین نخستوزیر وقت رژیم صهیونیستی، پیمان کمپ دیوید را به نمایندگی از سوی دولتهای خود امضا کردند، جیمی کارتر رئیسجمهور وقت آمریکا که انعقاد این پیمان با میانجیگری او صورت گرفته بود، طی سخنانی ضمن تقدیر از شجاعت و جسارت انورسادات ابراز امیدواری کرد که در آیندهای نزدیک شاهد پیوستن تمامی کشورهای عربی به کمپ دیوید و پایان درگیریها به قول او «اعراب و اسرائیل» باشد.
7 ماه بعد در اردیبهشت ماه 1359، موسسه آمریکایی هریتیج با اشاره به پیروزی انقلاب اسلامی در ایران هشدار داد که منطقه خاورمیانه سالهای سختی را در پیش دارد و پیشبینی کرد که نفوذ خمینی(ره) با دکترین محو اسرائیل، امضای انورسادات و مناخمبگین در پای قرارداد کمپ دیوید را به «انگشت کشیدن بر روی آب» تبدیل کرده است و برژینسکی مشاور امنیتی کارتر از تبدیل مناقشه «اعراب ـ اسرائیل» به درگیری «اسرائیل ـ جهان اسلام» به شدت ابراز نگرانی کرده و گفت مشکل بعدی برای پیوستن به پیمان کمپ دیوید، کشورهای عربی نیستند بلکه امام خمینی(ره) جهان اسلام را به عرصه این درگیری کشانده و جنگ اعراب و اسرائیل را که میتوانست یک درگیری با درون مایه «ملی» باشد، به یک «جنگ مقدس» تبدیل کرده است. جنگی که مسلمانان شرکت در آن را یک وظیفه دینی میدانند.
کنفرانس صلح پاییزی بر فرض حضور کشورهای دعوت شده نیز یک اجلاس صوری و بیاثر مانند کنفرانسهای قبلی موسوم به صلح خواهد بود چرا که توافقهای احتمالی در این کنفرانس کمترین تضمین اجرایی ندارند، زیرا این توافقها میان اسرائیل و آمریکا با دولتهایی خواهد بود که هرگز دشمن اسرائیل نبودهاند، بنابراین سازش آمریکا و اسرائیل با کسانی که همواره در سازش بودهاند چه نتیجهای میتواند داشته باشد؟ اسرائیل و آمریکا در منطقه با انتفاضه، حزبالله و تودههای عظیم ملتهای مسلمان درگیر هستند نه با حسنی مبارک و ملکعبدالله سعودی و ملکعبدالله اردنی. این کنفرانس با مقاومت و پایمردی نمایندگان واقعی مردم فلسطین که این روزها در غزه و کرانه باختری جبهههای نبرد با رژیم صهیونیستی را با خون خود گلگون میکنند، تبدیل به پاییز سازشکاران و برگریزان دولتهای سازشکاری خواهد شد که امروزه در پی انقلاب حضرت روحالله و بیداری ملتها، فرمول توافق «دولت ـ دولت» را به زبالهدان ریخته و سرنوشت خود را در بستر ترسیم آیندهشان به دست مبارزه تعالیبخش اسلامی سپردهاند.