سرتیپ پاسدار دکتر حسین علایی
احمد کاظمی یکی از سرداران بزرگ و برجسته دوران دفاع مقدس است که در کنار سایر فرماندهان، طراحان و برنامهریزان عملیاتهای گوناگون، تأثیر شگرفی در تاریخ جنگ تحمیلی از خود بر جای گذارده است. بررسی حماسههایی که در دوران پرحادثه دفاع مقدس از سوی رزمندگان باصفای اسلام خلق شده است بدون تبیین نقش احمد کاظمی و چندین فرمانده مثل او از جمله شهید حسین خرازی قابل شناخت کافی و درک درست نیست.
احمد کاظمی برای یارانش چهرهای فوقالعاده زیرک، باتدبیر، مهربان، فروتن و پرمایه بود. او در سیر تکاملی خویش در مرحله «شکفتن بیشتر» بود که به هنگام فراز با هواپیمای فالکن به سمت ارومیه جهت بازدید از قرارگاه حمزه، دچار سانحه هوایی شد و در سن 47 سالگی در روز عرفه سال 1384 هجری شمسی به دیدار معبود شتافت. او سرانجام پس از یک دوره طولانی جهاد در راه خداوند بزرگ و حضور مستمر در صحنههای مختلف دفاع از انقلاب اسلامی و خلق حماسههای ماندگار در دوران جنگ تحمیلی و پس از آن، به همراه جمعی دیگر از چهرههای سرشناس و فداکار سپاه از میان ما به سوی رفیع اعلی، پرواز کردند. احمد حق جهاد را ادا کرد و سراسر زندگی و حیات خود را وقف آن کرد. احمد کاظمی شخصیت انسانی بسیار خوبی داشت و توانایی خودش را میشناخت و این توانایی را در راه نیازها و خواستههای جمهوری اسلامی به کار میگرفت.
دوران تلاشها و اقدامات احمد کاظمی را میتوان به شرح ذیل تقسیم نمود:
الف ـ حضور در میدان مبارزه با گروههای مسلح ضدانقلاب
با پیروزی انقلاب اسلامی، رژیم بعثی عراق، بلافاصله احزاب دموکرات و کومله را مسلح نموده و آنها را راهی استانهای کردستان و آذربایجان غربی نمود تا بتواند شرایط مقدماتی را برای برنامهریزی جهت آغاز جنگ تحمیلی، فراهم نماید. با این اقدام رژیم بعثی، عملاً بخشی از توان نیروهای مسلح ایران، درگیر منازعات داخلی میگردید و فرصت کافی برای ارزیابی وضعیت قوای رزمی ایران از سوی حاکمان وقت عراق فراهم میآمد. در این شرایط احمد کاظمی با تعدادی از همراهان خود در نجفآباد، در اوایل سال 1359 عازم منطقه کردستان گردید تا با حضور خود و با کمک سایر انسانهایی که از دیگر نقاط کشور به آنجا آمده بودند این برنامه رژیم بعثی را ناکام بگذارد. در همان جا بود که او توانست اولین هسته گروه رزمی خود را شکل داده و با حسین خرازی و همرزمانش که از اصفهان آمده بودند، دوستی پایداری را شکل دهد.
ب ـ دوران جنگتحمیلی و دفاع مقدس
1ـ حضور مستمر در میدان جنگ و سازمان دادن لشکر هشت نجف اشرف
او از همان روزهای آغاز حمله سراسری ارتش بعثی صدام به خاک ایران اسلامی، از منطقه درگیری با گروههای مسلح مورد حمایت صدام در استان کردستان به جبهه جنوب آمد و در کنار سرداران نامدار سپاه اسلام قرار گرفت و بلافاصله در جبهه فیاضیه آبادان که در آن زمان ارتش بعثی صدام، تلاش وسیعی را برای تکمیل محاصره و اشغال آن شهر مقاوم، سازمان داده بود، مستقر گردید. احمد پس از مذاکره با فرمانده وقت سپاه آبادان، نقطهای از آن منطقه را جهت تشکیل خط دفاعی در برابر قوای ارتش متجاوز، انتخاب کرد که بتواند جبههای فعال علیه دشمن را تشکیل داده و مقاومت تازهای را در دفاع از شهر آبادان شکل دهد. او توانست به سرعت در رأس یک گروه از رزمندگان شهر نجفآباد قرار گیرد که همگی پر از امید، انرژی، نشاط و سلحشوری بودند. آنها، قدرت ایستادگی در مقابل دشمن مغرور را از ایمان عمیق خود به خدای متعال و نیز از صلابت و منش و سخن امام عزیزشان خمینی کبیر میگرفتند.
عملیاتهای مهمی مانند نبرد برای «شکست حصر آبادان»، عملیات «فتح مبین» برای آزادسازی سرزمینهای غرب شهرهای دزفول و شوش، عملیات «بیتالمقدس» برای فتح خرمشهر و رسیدن به مرزهای بینالمللی، عملیات «والفجر هشت» برای تصرف فاو و کشاندن جنگ به خاک دشمن جهت ایجاد فشار اساسی به خصم به منظور تسلیم شدن و همچنین عملیات «کربلای پنج» برای انهدام ماشین جنگی صدام، همگی خاطرات زیادی را از تلاشهای لشکر هشت نجفاشرف در حافظه خود به ثبت رساندهاند. احمد، ظرفیت وسیعی را با عنوان لشکر هشت نجف اشرف به وجود آورد که توانست استعدادهای مختلف مردم را در قالب نیروهای داوطلب بسیجی به کارگیری نماید
2ـ ابداع تاکتیکهای مناسب برای فائقآمدن بر دشمن
در عملیات ثامنالائمه که با انجام آن، به حصر آبادان پایان داده شد نیروهای رزمنده همراه احمد، در شب اول درگیری به موفقیت مطلوب در رسیدن به اهداف خود نایل نشدند. بنابراین در روز اول و با کمک سایر نیروهای رزمنده سپاه، مقاومت دشمن در مقابل نیروهای وی شکسته شد و در نتیجه ارتش بعثی به همت همه رزمندگان به آن سوی رودخانه کارون رانده شد. در این شرایط همدلی و کمک فرماندهان دیگر در میدان، پیروزی بزرگی را برای مردم چشمانتظار به ارمغان آورد.
ج ـ دوران پس از خاتمه جنگ تحمیلی
فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهدا
برای بررسی نقش احمد کاظمی باید اقدامات او را در دوران فرماندهی بر قرارگاه عملیاتی شمال غرب کشور که به منظور گسترش امنیت در آن منطقه و نیز مقابله با گروههای مسلح غیرقانونی فعال در کردستان و آذربایجان غربی تشکیل شده بود نیز مورد ارزیابی و سنجش قرار داد.
کاظمی در سال 1372 به فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) برگزیده شد و به شهر ارومیه رفت و با موضوع ناامنیهای شمال غرب کشور مواجه شد. او ابتدا وضعیت و شرایط منطقه، نحوه عمل گروههای مسلح ضدانقلاب و نیز روشهای مقابله با آنها را که تا آن زمان مورد استفاده قرار میگرفت ارزیابی کرده و مورد بررسی و مطالعه قرار داده و آنگاه با اطلاعاتی که به دست آورد و با دیدگاهی که براساس آن مطالعات، پیدا کرد، دست به فعالیتهایی به شرح ذیل زد:
1ـ کاظمی اِشراف اطلاعاتی بر گروههای مسلح وابسته به رژیم بعثی را جایگزین «منتظر حادثه ماندن» و «اقدامات دشمن» کرد. او سعی کرد تا شرایط، استعداد و تاکتیکهای دشمن را به صورت کامل درک کند، بشناسد و بداند که نیروهای دشمن به طور مشخص در کجا استقرار دارند، چگونه عمل میکنند، چگونه پشتیبانی میشوند و از چه بسترهایی برای موفقیت خود استفاده میکنند.
2ـ احمد به خوبی دریافته بود که ریشه گروههای مسلح فعال در شمال غرب کشور، در خاک کشور همسایه یعنی عراق قرار دارد و حکومت صدام آنها را در مقابل جمهوریاسلامی ایران تجهیز، تقویت و وادار به اقدام مینماید بنابراین نمیتوان امنیت پایدار را در مناطق شمال غرب کشور ایجاد کرد، مگر اینکه این ریشه، زده شود و نابود گردد و یا اینکه ارتباطش با سرشاخههای خویش در ایران قطع گردد.
بنابراین او با همت بلند خویش و با شجاعت متهورانه خود، طرح محاصره پایگاههای دشمن در خاک عراق را تهیه و برای انجام آن برنامهریزی نمود. احمد حدود دو سال پس از حضور در قرارگاه حمزه، واحدهای زبده این قرارگاه را به دنبال افراد مسلح دشمن در عمق حدود 100 کیلومتری خاک عراق فرستاد و موفق شد تا با محاصره پایگاههای دشمن، گروههای مسلح را وارد نماید که طی توافقنامهای بپذیرند که دست از عملیات مسلحانه و ناامنکردن فضای زندگی مردم کرد و آذری بردارند و اجازه دهند که مردم منطقه زندگی خود را در ایران یکپارچه، ادامه دهند و خود به یک گروه غیرمسلح تبدیل شوند.
او با این اقدام شجاعانه، موفق شد که حدود سه هزار نفر از نیروهای مسلح احزاب دمکرات و کومهله و خانوادههایشان را در پایگاههای خود در کوی سنجق در منطقه اربیل در شمال عراق به محاصره درآورد و بدون شلیک حتی یک گلوله، آنها را وادار به تسلیم نماید. این اقدام که دو روز به طول انجامید، اثر عمیقی بر امنیت مردم ایران در کردستان گذاشت. از آن پس فضای منطقه کردستان و آذربایجان غربی، حتی از بسیاری از شهرهای ایران امنتر گردید به طوری که وقتی یکبار در آن ایام در سفر به شهر ارومیه به اتفاق احمد تا مهاباد رفتیم و از طریق دره قاسملو به قرارگاه حمزه بازگشتیم امنیت ایجاد شده در منطقه را با چشم سر، مشاهده کردیم. همچنین در سفر دیگری به اتفاق او تا مرز منطقه حاج عمران در خاک عراق رفتیم و اثری از گروههای مسلح دمکرات و کوموله ندیدیم.
د ـ فرماندهی بر نیروی هوایی سپاه
احمد علاقهمند بود که پس از پایان حضور در قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) به فرماندهی نیروی دریایی سپاه برگزیده شود تا بتواند برای مقابله با ناوگان نظامی آمریکا در خلیجفارس و دفاع در برابر تهاجم نظامی احتمالی آمریکا، برنامهریزی نماید ولی به هر ترتیب او در سال 1379 در سمت فرماندهی نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفت.
کاظمی مجموعه یگان موشکی سپاه را قدرت بخشید و برای به کارگیری موشکهای دوربرد شهاب برنامهریزی کرد. یگان موشکی سپاه که از دوران جنگ تحمیلی، مجهز به موشکهای پدافند ضدهوایی و موشکهای زمین به زمین شده بود، در این دوران نیز به توسعه خود ادامه داد و بر کیفیت خود افزود. همچنین ایشان اهمیت تعمیر و نگهداری هواپیماها و بالگردها را به خوبی درک کرده بود و خود مجموعهای را بدین منظور با نام «سازمان خدمات هوایی پارس» ساماندهی کرده بود که به راحتی بتواند هواپیماها را سرپا و عملیاتی نگه دارد. در این دوران که ارتباط کاری نزدیکتری با وی پیدا کردم او را انسانی مصمم و پرتلاش برای توسعه توان هوایی سپاه یافتم که به سرعت بر یادگیری خود در حوزه هوانوردی میافزود.
ه ـ فرماندهی بر نیروی زمینی
دوران مدیریت او بر نیروی زمینی سپاه، که از تابستان سال 1384 آغاز گردید، مصادف با اعمال فشارهای آمریکا بر ایران به بهانه موضوع هستهای بود. حرف از تهدید نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران هر از چند گاهی مطرح میشد و حضور نظامی گسترده آمریکا در عراق، افغانستان ناوگان نظامی ایالات متحده در خلیجفارس و نیز سیاست حمله پیشگیرانه شیطان بزرگ و حاکمیت محافظهکاران و جنگطلبان بر کاخ سفید هوشیاری و آمادگی رزمی فراوانی را برای نیروهای مسلح ایران میطلبید. احمد در ایام کوتاه پنج ماهه فرماندهی بر نیروی زمینی سپاه، تلاش وسیعی را برای ارتقاء سطح توانمندیهای رزمی سپاه با توجه به احتمال تهدید نظامی آمریکا علیه ایران، سازمان داده و برنامهریزیهای وسیعی را انجام داد و توانست برخی از آنها را به مرحله عمل برساند. او در این چند ماه، با توجه به تجربیات خود در جنگهای کلاسیک و منظم و نیز در جنگهای چریکی و نامنظم و با عنایت به درک خود از توانمندیهای هوایی دشمن، اقدامات موثری را برای تجدید ساختار و سازماندهی و مهندسی مجدد نیروی زمینی به کار گرفت.