هر رفتارى در نظام بینالملل امروز پاسخى دارد. به عبارت دیگر دیالکتیک یا تقارن میان رفتارها و پاسخهاست که بسیارى از مناسبات را به جریان انداخته یا از جریان مىاندازد.
نکته اصلى اینجاست که میان ماهیت و نوع «رفتارها» و «پاسخها» باید همخوانى و انطباق وجود داشته باشد. بر این اساس نمىتوان با یک رفتار یا کنش سیاسى از منظرى حقوقى یا تاریخى برخورد نمود.
آنچه ذکر شد شناختهشدهترین قواعد بازى در مدار 180 درجه است. مدارى که در آن برآیند نیروهاى موافق و مخالف موجود در نظام بینالملل همدیگر را خنثى مىنمایند و از این لحاظ، ظاهرى خطى با زاویهاى معادل 180 درجه مىیابند. هماکنون نه در دوران جنگهاى پروتستان و کاتولیک هستیم و نه در دوران جنگ جهانى دوم و جنگ سرد. هماکنون در فضایى هستیم که شاهد ربایش قدرتها و اعمال جاذبه و دافعه هموزن آنها مىباشیم. روسیه، چین، اروپا و کاخ سفید براى بقاى موثر خود در جهان به صورت قهرى نمىتوانند از خطوط قرمز ایجادشده در هزاره سوم فراتر روند. اگرنه نیروهاى مخالف «فرمولگذار از جریان زیادهخواه» را پیاده مىنمایند.
با توجه به آنچه در زیرساختها و مناسبات کلان قدرتهاى جهان امروز حکم است به مسئله هستهاى ایران مىپردازیم:
اول اینکه کشورهاى 1+5 و خصوصا چهار کشور آمریکا، فرانسه، آلمان و انگلستان نمىتوانند انتظار داشته باشند که در مقابل «رفتار سیاسی» خود واکنش و پاسخى حقوقى و چارچوبوار دریافت کنند.
دوم اینکه «ایهود اولمرت» نخستوزیر رژیم اشغالگر قدس اخیرا در آلمان نسبت به وجود بمب هستهاى در تلآویو اعتراف کرد. سکوت کشورهاى اروپایى و کاخ سفید و آژانس بینالمللى انرژى اتمى نشاندهنده غیرطبیعى و مسموم بودن فضایى است که زورمداران در سازمانهاى بینالمللى ایجاد کردهاند. جمهورى اسلامى در قالب گفتگوهاى دکتر لاریجانى و «خاویر سولانا» و همکارىهاى پیوسته با آژانس بینالمللى انرژى اتمى حسن نیت خود را به جامعه جهانى اثبات کرده است اما اسرائیل با فضاى مانورى که توسط شوراى امنیت برایش ایجاد شده است همچنان به حیات آزاردهنده خود در جهان ادامه مىدهد.
سوم اینکه کلید خروج پرونده هستهاى ایران از شوراى امنیت سازمان ملل متحد نه در دستان مقامات کاخ کرملین است و نه در نزد سران نسل چهارم کمونیستهاى پکن. برگ برنده ایران و عامل اصلى حرکت روبه رشد هستهاى این کشور ملت ایران هستند. ملتى که مانند دیگران نمىتوان با لابىهاى پشت پرده و وعدههاى دروغین آنها را فریفت.
چهارم اینکه میان «تهدید» و «اجرا» در کل فاصلهاى قابل محاسبه وجود دارد. اما این فاصله در شوراى امنیت به اندازهاى است که نمىتوان با هیچگونه استناد یا گمانهاى به محاسبه آن پرداخت. اعتبار شوراى امنیت سازمان ملل در طول سالهاى اخیر بسیار کمرنگ شده است. تضاد موجود در زیرساختهاى قدرتهاى جهان باعث شده است تا در نهایت بتوان در سطح گفتار میان آنها وجوه اشتراکى را ترسیم کرد. اما در سطوح رفتارى و عملى همواره شاهد نوعى چرخش و گذار در میان این کشورها بودهایم
پنجم اینکه جمهورى اسلامى ایران به عنوان قدرت اول خاورمیانه با قطعنامه کشورهاى 1+5 به صورتى «دست بسته» و «محدود» برخورد نخواهد کرد. مطابق اظهارات دبیر شوراى عالى امنیت کشورمان تجدیدنظر در همکارى با آژانس حداقل پاسخى است که دولت و ملت ایران به زیادهخواهىهاى کشورهاى 1+5 خواهند داد.
در نهایت اینکه فرار از مدار 180 درجه براى آمریکا و سه کشور اروپایى غیرممکن است. تا هنگامى که کشورهایى مانند جمهورى اسلامى ایران بر سر مواضع و حقوق حقه خود ایستادهاند، هیچ قدرت یا جریانى نمىتواند از حدود تعریف شده خود در نظام بینالملل عدول نماید. این همان حقیقتى است که امثال بوش، بلر، شیراک و مرکل از پذیرفتن آن امتناع نموده و زمانى نسبت به آن پى خواهند برد که دیگر نقشى در معادلات سیاسى جهان ندارند.