سیامک باقری
با گزارش دومی که دبیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی از روند اجرای «طرح اقدام» در خصوص روشن شدن ابهام از فعالیت هستهای ایران ارائه کرد شرایط ویژهای برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد شد و در حال حاضر اغلب تحولات و نگاهها متاثر از این روند شده است. اما آمریکا و متحدین آن نمیخواهند به گزارش البرادعی اعتنایی کنند. از همینرو به جای تمکین به یافتههای آژانس تمرکز خود را بر ارائه گزارش از سوی سولانا و یکسری اقدامات دیگر گذاشتند.
1ـ طی مسیر دوم به تنهایی: قرائت گزارش البرادعی در نشست شورای حکام این شورا را از اتخاذ تصمیم علیه پرونده هستهای ایران مانع شد. آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی در این نشست سعی کرده بودند که شرایط صدور قطعنامه شدیداللحن علیه ایران صادر نمایند اما در مجموع نتوانست همراهانی را با خود در شورا جمع نماید. آمریکاییها برای اینکه تاثیرات گزارش را خنثی نمایند اعلام کردند که این گزارش گزینشی است و ایران به درخواستهای شورای امنیت عمل نکرده و همچنین با استناد به برخی از بندهای گزارش شرایط اجماع علیه ایران را در شورای حکام فراهم آورند که با شکست روبهرو شدند. به دنبال چنین وضعیتی، سفیر آمریکا در روسیه اعلام کرد که آمریکا مسیر دوم را در دستور کار خود قرار میدهد. استراتژی مسیر دوم بدین معنا است که راهحل مسئله هستهای ایران باید متکی بر فشار و تنگناسازی باشد و استراتژی دو مسیری (مذاکره و فشار) که مورد تاکید متحدین آمریکایی بود، پایان یافته تلقی شد. اما واکنشها نسبت به تحولات جدید هستهای و گزارش دوم البرادعی نشان میدهد که آمریکا در این مسیر تنها است. زیرا در اولین واکنش، لاوروت وزیر خارجه روسیه، آمریکا را متهم به دوگانگی در رفتار کرد و از سوی دیگر روسای دولتهای ایتالیا و اسپانیا و برخی از کشورهای دیگر اروپایی ضمن حمایت از گزارش البرادعی فرایند مذاکره را مورد تایید قرار دادند.
2ـ تنزل گروه 1+5: شرایط کنونی اثر زیادی بر این گروه وارد کرده است. نشستهای گروه 1+5 به سختی موفق به تشکیل میشود و هر یک از کشورها به بهانه نشستها آن را به تعویق میاندازد. چنانکه چینیها اعلام کرده بودند که در نشست پاریس شرکت نخواهند کرد. از سوی دیگر این نشست از زمان شروع روند جدید در حل مسئله هستهای ایران از سطح مدیران سیاسی کشورهای گروه 1+5 فراتر نرفت. مضافا اینکه گروه 1+5 تاکنون نتوانست اجمالی بر سر فشار علیه ایران به دست آورد. در حال حاضر روسیه و چین با توجه به همکاری ایران ـ آژانس قایل به سیاستهای فشار نبوده و به همین جهت در مقابل آمریکا قرار گرفتهاند. رسانههای اروپایی موضع آلمان را نیز متفاوت با مواضع فرانسه و انگلیس و آمریکا عنوان کردهاند. در شرایطی که اعضای گروه 1+5 به شدت اختلاف دارند سولانا از طرف این گروه مامور به مذاکره با دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران شد و متعاقبا این مذاکره در لندن به مدت 5 ساعت برگزار شد. به همین جهت گزارش سولانا و گزارش دوم البرادعی در نشست مدیران گروه 1+5 در پاریس مورد ارزیابی قرار گرفت. نکته اساسی این است که این گروه تحت تاثیر روند همکاریهای ایران ـ آژانس قادر نیست تصمیم جدی را اتخاذ کند.
3ـ در شرایطی که ابهامات پرونده هستهای ایران در شرف مختومه شدن است، سولانا به عنوان نماینده اتحادیه اروپا و گروه 1+5 «حامل طرح جدیدی» است. اگرچه زوایای طرح سولانا آشکار نشد، لکن با توجه به سابقه طرحهای غربیها میتوان گفت که این طرح غنیسازی در خاک ایران را به هیچوجه نمیپذیرد. سولانا پیش از دیدار با خلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی گفته بود که بهترین راهحل، پایان دادن مسئله هستهای ایران غنیسازی در یک کشور دیگر است. در واقع کشورهای اروپایی و آمریکا با نادیده گرفتن گزارشهای آژانس بار دیگر طرح غنیسازی مشترک ایران ـ روسیه در خاک روسیه را به طور بازسازی شده و جابهجایی روسیه در یک کشور دیگر را مطرح ساختند. به نظر میرسد با توجه به طرحی که ملک عبدالله شاه عربستان سعودی در خصوص غنیسازی در یک کشور دیگر برای حل مسئله هستهای ایران مطرح ساخته بود زمینه طرح مجدد آن توسط اروپا و آمریکا شد. اما این در حالی است که ارائه چنین طرحهایی با واقعیتهای هستهای ایران بسیار فاصله دارد آنها میبایست با دقت بیشتری گزارش اخیر آژانس را مورد مطالعه قرار میدادند. زیرا در این گزارش نشان داده شد که ایران نزدیک به 3 هزار سانتریفیوژ را نصب و راهاندازی کرده و موفق به تزریق گاز هگزافلوراید نیز شده است و از سوی دیگر ایران علیرغم تحریمهای همه جانبه، گامهای مهم چرخه سوخت را پشتسر گذاشته است. چنانکه یکی از رسانههای غربی اعلام کرد که ایران موفق به تولید قرص هستهای از اکسید اورانیوم شده است.
4ـ بنابر اعلام نظر دبیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی تا پایان سال 2007 تمام مسائل باقیمانده مورد راستی آزمایی قرار خواهد گرفت. بنابراین دو ماه آینده بسیار سرنوشتساز است. سوالات بیشماری برای هفتههای آتی مطرح است؛ آیا آمریکا و متحدین آن خواهند گذاشت که چنین اتفاقی رخ دهد؟ آیا البرادعی چنانکه در ماههای اخیر اقدامات مستقلانهای از خود نشان داده همچنان حفظ خواهد کرد؟ آیا این احتمال وجود دارد که برخی از مسائل همچنین استخوان لای زخم در پرونده هستهای ایران باقی گذاشته خواهد شد تا از این طریق دیدگاهها و طرحهای غیرمنطقیشان را بر ایران تحمیل نمایند؟ اگر البرادعی پس از پایان مراحل «طرح اقدام» (طرح توافقی بین آژانس و ایران) اعلام کند که پاسخهای ایران نسبت به سوالات آژانس مطابق یافتههای آژانس است، چه شرایطی به وجود خواهد آمد؟ آیا پرونده ایران بسته خواهد شد یا همچنان برای غرب مفتوح خواهد ماند؟
در مجموع اگر چه شرایط مثبتی برای ایران به وجود آمده اما این آرامش، در درون خود تلاطمی را به همراه دارد و دیپلماسی هستهای ایرانی باید بر اساس طرح سناریوهای مختلف خود را با هر نوع شرایطی آماده سازد.