دکتر یدالله جوانی
پس از اعلام نظر هیاتهای اجرایی در مورد صلاحیت کاندیداهای نمایندگی برای مجلس هشتم، فریادهایی به آسمان بلند شد که با نوعی تنگنظری و تسویه حساب عجیب، بسیاری از نیروهای مومن، مجرب و با سابقه روشن از حضور در صحنه انتخابات محروم شدند. منتقدین ردصلاحیتها این گونه سخن گفتند که با حذف یک عده از چهرههای شاخص سیاسی و حزبی، عملا انتخابات رقابتی منتفی شده و حتی روزنامه کارگزاران با نسبت دادن جملهای به یکی از چهرههای برجسته سیاسی کشور، با تیتر درشت نوشت: «الزامی برای شرکت در انتخابات غیررقابتی نیست.»
به طور قطع این قلم به دنبال تایید صددرصد اقدام هیاتهای اجرایی نیست. آنها ممکن است در مورد تعدادی از کاندیداها اعم از تایید صلاحیت شده، ردصلاحیت شده و یا کسانی که عدم احراز صلاحیت آنها اعلام شده دچار اشتباه شده باشند. هیاتهای نظارت و شورای نگهبان میتوانند در صورت شکایت یا به استناد گزارشهای بعدی، این اشتباهات را جبران کرده یا کاهش دهند. همچنین با قاطعیت میتوان گفت، کسانی که در روزهای گذشته سنگ ردصلاحیت شدهها را به سینه زده و به دنبال رایزنی و گفتوگو برای گرفتن تایید آنها هستند، منظورشان افراد دارای سوابق سوء کیفری و سوابقی مانند اعتیاد، قاچاق مواد مخدر، محکومیت به حدود شرعی و یا وابستگی به نظام طاغوتی گذشته نیستند. منظور آنان، کسانی هستند که به قول سیدمحمد خاتمی، از نیروهای مومن، مجرب و با سابقه روشن میباشند. کسانی که به دلیل نداشتن اعتقاد و التزام عملی به اسلام و عدم وفاداری به قانون اساسی و جمهوری اسلامی ردصلاحیت شدهاند.
به استناد گزارشات و اخبار منتشره در نشریات روزهای گذشته، تعدادی از وزرای آقای خاتمی و نمایندگان مجلس ششم و چهرههای برجسته برخی از احزاب دوم خردادی جزء ردصلاحیت شدهها بوده و دغدغه اصلی منتقدین نیز همین افراد میباشند. بدیهی است که امور هنگامی به خوبی پیش خواهد رفت که همه پای بند به قانون بوده و براساس قانون عمل نمایند و ملتزم به اجرای قانون و پیامدهای آن نیز باشند. برای برگزاری یک انتخابات پرشور و نشاط، آزاد و رقابتی و در شان جمهوری اسلامی همانند انتخابات پیشین همه باید تابع قانون باشند. براساس قانون انتخابات، کاندیداهای نمایندگی مجلس باید التزام عملی به اسلام داشته و وفادار به قانون اساسی و جمهوری اسلامی ایران باشند. این شرایط نیز باید احراز گردد.
طبق قانون، هیاتهای اجرایی، هیاتهای نظارت و شورای نگهبان مسئولیت احراز صلاحیتها را طبق قانون برعهده دارند. به استناد بسیاری از اظهارنظرهای این روزها، میتوان دریافت که منتقدین ردصلاحیتها معتقدند که برای احراز شرط التزام عملی به اسلام و وفاداری به قانون اساسی و جمهوری اسلامی، گفته خود افراد کفایت میکند. یعنی همینکه فرد کاندیدا بگوید مسلمانم و قانون اساسی و جمهوری اسلامی را قبول دارم کفایت میکند. باید دید این نوع احراز شرایط تا چه حد از منطق و استحکام برخوردار است. یعنی گفته خود افراد ملاک وجود شرایط باشد و نیازی به بررسی سوابق و عملکرد افراد برای اثبات این شرایط نباشد. اگر برای احراز این شرایط بسیار مهم، سخن خود افراد میتواند ملاک باشد، چرا این ملاک را به دیگر شرایط تعمیم ندهیم. مثلا همینکه فرد داوطلب نمایندگی بگوید، من معتاد نیستم، قاچاقچی نیستم، سابقه شرارت و دزدی و خوردن حدود شرعی ندارم، در دستگاه قضایی فاقد پروندهام و هیچگونه وابستگی به گروههای ضدنظام نداشته و وابستگی به نظام طاغوت هم ندارم، این گفتهها کفایت میکند. آیا این منطق قابل پذیرش است. اگر قابل پذیرش است پس چرا قانونگذار بیهوده موضوع استعلام از مراجع چهارگانه را مطرح کرده است. خیلی روشن است که از این دیدگاه نمیتوان دفاع کرد. اگر قانون شرایطی را تعیین کرده، این شرایط باید احراز گردد. در واقع باید با بررسی سوابق، مواضع و عملکرد افراد التزام عملی آنان به اسلام و وفاداری آنان به قانون اساسی و جمهوری اسلامی ثابت گردد. متاسفانه مواضع و عملکرد برخی از دوم خردادیها در گذشته به گونه ای بوده که اعتقاد و وفاداری آنان به قانون اساسی و جمهوری اسلامی به شدت زیر سوال است.
برخی از دوم خردادیها طی سالیان گذشته مواضع و عملکردی از خود به نمایش گذاشتند که دشمنان اسلام، انقلاب و جمهوری اسلامی ایران به آنان دل بستند و آنان را مورد حمایت قرار دادند. در پایبندی برخی از این افراد به واجبات و محرمات تردیدی نیست، لکن این پای بندی تمام مسئله نیست. بعضی از اعضای نهضت آزادی و افرادی چون مرحوم بازرگان چه بسا فراتر از واجبات، برخی از مستحبات را هم به جای میآوردند، لکن معتقد به جدایی دین از سیاست بوده و در عمل نشان دادند به قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی وفادار نیستند و به شدت تمایل به غرب و برقراری رابطه با آمریکا دارند. به همین دلیل آمریکا از جریان لیبرالیسم داخلی و گروهکهایی مثل نهضت آزادی و ملی مذهبیها حمایت میکند و دقیقا به همین دلایل هست که حضرت امام(ره) در پاسخ به نامه آقای محتشمی در زمان وزارت کشور ایشان در خصوص نهضت آزادی هشدار دادند که اینان در برداشتهای دینی خود دچار انحراف هستند و گرایش آمریکایی دارند و اگر به ساختار قدرت وارد شوند مجددا پای آمریکا را به این کشور باز میکنند و همه دستاوردهای ملت مسلمان و انقلابی ایران را به باد میدهند. این آقایان منتقد و معترض به ردصلاحیتها اگر امام(ره) را قبول دارند، پاسخ دهند که اگر افرادی از نهضت آزادی برای انتخابات ثبتنام کنند که کردهاند، آیا باید به صرف اینکه نماز میخوانند و روزه میگیرند باید تایید صلاحیت شوند؟ حالا اگر افرادی که سالها در درون نظام بودهاند ولی به هر دلیلی امروز به لحاظ فکری و مواضع و عملکرد مثل نهضت آزادی، لیبرالها و ملی مذهبیهای غربگرا شدهاند، آیا باید برای ورود به مجلس شورای اسلامی مورد تایید صلاحیت قرار گیرند؟ باید گفت کسانیکه از آنان به عنوان نیروهای مومن، مجرب و با سابقه روشن یاد میشود، چنین وضعیتی به لحاظ فکری و عملکردی پیدا کردهاند. به همین دلیل مورد توجه غرب قرار گرفته و بوش رئیسجمهور آمریکا با صراحت چندی قبل اعلام کرد از دمکراتها و اصلاحطلبان در تهران حمایت میکند. موارد زیر نمونههایی از حمایتهای دیگر و دلخوشیهای غرب به جریان اصلاحات در ایران است که مقام معظم رهبری همگان را به تفکر در این خصوص فراخواندند. معظمله فرمودند حمایت دشمن از یک دسته و جریان در داخل کشور ننگ است و باید اول خود آن افراد و بعد هم مردم فکر کنند که این دسته و گروهها چه مواضعی داشتهاند و چه کارهایی کردهاند که دشمن از آنها حمایت میکند.
1ـ خبرگزاری ایتالیا به نقل از وزیر امور خارجه ایتالیا: «دوره نوین که توسط خاتمی آغاز شده نیازمند حمایت قوی از سوی غرب است.» (خبرگزاری جمهوری اسلامی، 15/12/77)
2ـ «برناروالرو» سخنگوی وزارت خارجه فرانسه در جمع خبرنگاران: «ما فکر میکنیم که سیاست گشایش و اصلاحات خاتمی شایسته حمایت است.» (پاریس، خبرگزاری جمهوری اسلامی، 22/4/78)
3ـ هفتهنامه اکونومیست چاپ لندن: «این همه انتخابات به آمریکا فرصت بینظیری میدهند تا به اصلاحطلبان کمک کند و منافع خود را هر چه بیشتر به پیش برد. آمریکا، باید از این فرصت استفاده کند.» (خبرگزاری جمهوری اسلامی، 1/12/78)
4ـ «ریچارد مکمن» مشاور کاخ سفید: «با روی کارآمدن اصلاحطلبان در ایران ظاهرا روزهای تلخ سرگردانی آمریکا سپری شده و از این پس باید شاهد فرو ریختن ستونهای این نظام سرکش و مهار نشدنی باشیم.» (خبرگزاری جمهوری اسلامی، 20/5/79)
5ـ رادیو آمریکا: «پیروزی خیرهکننده اصلاحطلبان در انتخابات پارلمانی ایران، بسیاری از صاحبنظران را متقاعد کرده است که زمان مناسب برای احیای روابط ایران و آمریکا فرا رسیدهاست.» (خبرگزاری جمهوری اسلامی، 28/1/79)
6ـ روزنامه آمریکایی واشنگتن پست: «اصلاحطلبان ایران علنا خواستار پایان دادن به دو دهه حکومت مذهبی در ایران شدند.» (خبرگزاری جمهوری اسلامی، 13/5/79)
این قبیل موارد بسیار فراوان است و ذکر تمامی آنها در این یادداشت نمیگنجد. واقعا در دوره دوم خرداد چه اتفاقاتی در این کشور رخ داد که «هنری پرکت» مسئول سابق میز ایران در وزارت خارجه آمریکا گفت: «اگر موجی که در مطبوعات اصلاحطلب ایران باتز امکان ارتباط با آمریکا شروع شده و به تردید در اساسیترین وجوه انقلاب مشغول است، اگر بتواند از حریم روحانیت عبور کند و از آن طریق ولایت فقیه را برکشتی تردید سوار کند، این کار بار سنگینی را از دوش آمریکا برخواهد داشت.» چه کسانی آن روزها از این مطبوعات حمایت میکردند. آیا کسانی که در دوره اصلاحات مسئولیت داشتند، چنانچه به قانون اساسی و جمهوری اسلامی و آرمانهای انقلاب و امام(ره) وفادار بودند اجازه میدادند که چنین موجی را مطبوعات در ایران به راه اندازند؟ اگر جواب منفی است، پس باید حق داد که امروز صلاحیت آنان تایید نگردد.