سیدعلى مرادخانى
فضای سیاسی کشور برای انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی باگذر از مرحله تایید صلاحیت ثبتنام کنندگان برای کاندیداتوری مجلس از سوی دو جناح مطرح کشور، وارد فاز جدیدی شده و احزاب و گروههای سیاسی در حال ارائه برنامههای خود هستند. آنچه مهم و اساسی به نظر میرسد و مقام معظم رهبری نیز مکرر آن را در آستانه انتخابات مورد تاکید قرار دادهاند، ایجاد شور و شوق سیاسی در مردم برای مشارکت و حضور بهتر و تحسینبرانگیز در انتخابات است.
اتخاذ این رهیافت، میطلبد که بازیگران و رقابت پیشگان عرصه انتخابات با قاعدهمند کردن رفتارهای سیاسی خود، نگذارند که فضای جامعه و رقابتهای سیاسی دچار چالش، بحران و سیاستزدگی شود. در این رهگذر نباید گذاشت بدخواهان گزینشهای قلبی و عاطفی خود را با اعوجاج و توسل به پیچ و واپیچهای فیلسوفمآبانه، آشکارا اعلام و با دلبستگیهای عمیق خود به لرزشهای غیراخلاقی و غربی فضای انتخاباتی را مسموم نمایند. فضای مسموم سیاسی با راهبرد ایجاد شور و شوق سیاسی مدنظر مقام معظم رهبری کاملا در تضاد است و نوعی سیاستگریزی را به همراه خواهد داشت.
حاصل سیاستزدگی در جامعه، حضور بینشاط و کمرنگ و حداقلی در عرصه انتخابات و عدم مشارکت حداکثری مردم در تصمیمگیریهای سیاسی خواهد بود که به سود هیچ گروه و جناحی که علاقهمند به نظام و ارزشهای دینی باشند، نیست.
شرایط و زمینههایی که موجب میشود انسان در جامعه دچار سیاستزدگی و بیعلاقگی سیاسی و یا عدم حضور موثر در عرصههای سرنوشتسازی همچون انتخابات شود، بسیار است. صاحبنظران سه لایه متفاوت و در عین حال متاثر از هم را از جمله شرایط و زمینههای بیعلاقگی سیاسی مردم در امور سیاسی تشخیص دادهاند که عبارتند از لایه روانی، اجتماعی و سیاسی. در این مقوله از بحث، توجه نگارنده بیشتر معطوف به رویکرد سیاسی پدیده از خودبیگانگی است که در نهایت منجر به سیاستگریزی و بیتوجهی نسبت به مسائل سیاسی میشود. برای رسیدن به سیاست گریزی و بیمیلی افراد به امور سیاسی معمولا از رویه روانی استفاده میشود تا با ایجاد جنگ روانی بتوانند یک نوع بیاعتمادی را در مردم بوجود آورند که نتیجه نهایی آن سیاستگریزی و به حداقل رساندن حضور مردم در انتخابات است. یکی از مسائل روانی بویژه در کشور ما که ممکن است تاثیر مستقیم در مردم بگذارد و آنها را نسبت به مسئولان و نظام بدبین کند ایجاد تردید در طرح تایید صلاحیت نامزدهای انتخاباتی است که این روزها این پروژه غربی از ناحیه پارهای از افراد در طیف اصلاحطلبان برای تخریب اذهان و فریب افکار عمومی دنبال میشود تا سلامت و صلاحیت انتخابات را زیر سوال برده و عدم موفقیت و پیروزی جناح خود را که از اکنون پیشبینی میشود، ناشی از ناسالم بودن انتخابات اعلام نمایند. در چنین شرایطی بر توهم این عقیده که اساسا سیاست تنها مبارزه برای کسب قدرت میان جناحهای رقیب است، افزوده میشود و به آنجا میانجام که مردم هیچ نقشی در تغییر و تعیین امور ندارند. لذا امر خطیر مشارکت برای مشروعیت بخشیدن به نظام سیاسی با نوعی بیاعتمادی مواجه میگردد. بدین ترتیب آنچه در رویکرد سیاسی مهم و متاثر از لایه روانی و شرایط اجتماعی میتواند عدم تمایل به امور سیاسی و انتخاباتی را در میان مردم افزایش دهد به شرح زیر بیان میگردد:
1ـ موضعگیریهای غیرمنطقی و غیراصولی هر جناح علیه جناح دیگر و اولویت توجه و التفات به مصالح و منافع حزبی و گروهی تا منافع ملی و عمومی. چنین شرایطی موجب خواهد شد تا به دلیل تغافل از نیازهای اساسی و مطالبات اصولی مردم، فضای حاکم بر جامعه دچار بحران در امر مشارکت و تصمیمگیری از سوی جامعه رایدهندگان شود.
2ـ تکیه بر جنجالیهای سیاسی مبتنی بر احساسات خارج از ضوابط و ادبیات سیاسی که هر شنونده و خوانندهای را از حضور در امور سیاسی باز میدارد، این موقعیت به نحو فزایندهای موجب تضعیف کار ویژههای اصلی فضای حاکم بر جامعه در حفظ همبستگی و حل منازعات سیاسی و اجتماعی گردیده و اراده جمعی از سوی شهروندان را تحت تاثیر قرار میدهد.
3ـ توسل به روشهای تلقینی، ترغیبی و القایی و بیاعتبار و اطمینان معرفی کردن نهادهای پایه، این گونه گرایشها به قطع و یقین به ظهور نخبهگرایی سیاسی در فرآیند انتخابات و کوشش برای همشکلسازی اذهان برای حضور جدی در آن لطمه خواهد زد لذا ایجاد بیاعتمادی در جامعه از ناحیه هر فرد و گروهی نسبت به نهادهای پایه حکومتی همچون شورای نگهبان اشتباه و خطای نابخشودنی است که گفتمان تفاهم و تعامل گروهها با یکدیگر را کمرنگ نموده و مشارکت در انتخابات را بینقش و قاعده و شرایط و ضوابط و تمهیدات ایجاد شده از سوی مسئولان برای اجرای انتخابات را مخدوش مینماید.
4ـ اتهامزدن جناحها به همدیگر با اتهامات واهی سیاسی، این مسئله شکنندهترین مولفهای است که موجبات هتک حرمت، تخریب شخصیت افراد و گروهها و شکاف و شقاق در صفوف وفاق و یکپارچگی مردم را فراهم میکند که پرهیز از آن در سالی که اتحاد ملی و انسجام اسلامی نام گرفته، بیش از پیش توصیه میشود.
بدین ترتیب لازم است برای افزایش تمایل افراد جامعه جهت حضور بیشتر و بهتر در عرصه انتخابات، جناحهای سیاسی با پایبندی به ارزشها و اصول انقلابی و اسلامی روابط خود را در جریان رقابتهای سیاسی به گونهای تنظیم کنند که تعارض و ترکش برخوردها و تنشهای جناحی آنان به حوزههای مردمی، آسیب جدی نرساند. فعالان سیاسی به گونهای عمل کنند که مردم احساس کنند آنها قدرت را برای خدمت میخواهند نه قدرت را برای قدرت. آنان باید به گونهای عمل کنند که راضی نباشند منافع و مصالح اجتماعی و ارزشهای دینی و انقلابی در شرایط رقابتهای سیاسی دستخوش کشمکشهای حزبی و جناحی واقع شود.
5ـ یکی دیگر از آسیبهای دوران انتخابات دادن وعدههای کاذب و غیرعملی از سوی جناحهای سیاسی و یا نامزدهای انتخاباتی است. پارهای از گروهها و احزاب سیاسی برای اینکه بتوانند کرسیهای بیشتری را در مجلس تصاحب کنند با توجه به اینکه جامعه و برخی از اقشار مردم به نوعی از مشکلات اقتصادی رنج میبرند و از برخی محرومیتها برخوردارند به دروغ به آنان وعده میدهند که در صورت راهیابی به مجلس مشکل آنها را حل خواهند کرد در حالی که میدانیم نمایندگان مجلس شورای اسلامی دو وظیفه مهم دارند که در قانون اساسی نیز مشخص شده است:
1ـ تهیه، تنظیم و تصویب قوانین
2ـ نظارت بر اجرای قوانین توسط سایر دستگاههای حکومتی.
غیر از این هر وعدهای که به مردم داده شود دور از شأن نمایندگی است و نماینده مجلس وظیفهای در انجام کارهای اجرایی و عمرانی ندارد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی بتازگی در سخنان خود خواستار عدم ارائه وعدههای عمرانی از سوی نامزدهای انتخاباتی مجلس شدند و اینگونه امور را صرفا در صلاحیت دولت ارزیابی کردند.
البته به نظر میرسد باید دستگاههای مسئول برای آگاهی بیشتر مردم و جلوگیری از وعدههای کاذب برخی نامزدها، روشنگری کرده و مردم را از وظایف مجلس و آنچه برعهده نمایندگان است آگاه نمایند. شاید تاکنون در این خصوص کمتر اقدامی صورت گرفته باشد که با روشهایی، وظایف اصلی مجلس به عنوان قانونگذار و ناظر بر عملکرد دستگاههای حکومتی برای مردم تشریح شود و اینکه مردم بین وظایف قانونگذاری، نظارتی و اجرایی تفکیک قائل شوند تا برخی از نامزدهای انتخاباتی در آستانه فعالیتهای تبلیغاتی انتخاباتی وعدههایی در خصوص فعالیتهای اجرایی که خارج از ظرفیت و امکانات کشور است و توانایی تحقق آن از سوی نامزدهای انتخاباتی در صورت ورود به مجلس وجود ندارد به مردم ندهند. چون وعده دادن و عمل نکردن به آن باعث میشود که مردم از نمایندگان و مجموعه مجلس شورای اسلامی قطع امید کنند. به همین منظور شاید بتوان قولها و وعدههایی که نامزدهای انتخابات برای موفقیت خود مطرح میکنند را یکی از آسیبهای جدی دورههای انتخابات در کشور دانست.