سامان زاهدى
جورج بوش رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا در نخستین روزهای هشتمین سال ریاست جمهوری خود طی سفری خاورمیانهای، یک هفته را با سران چند کشور منطقه گذراند. وی ابتدای سفر را با مذاکره با سران رژیم صهیونیستی و سران تشکیلات خودگردان فلسطین آغاز کرد. سپس به کشورهای کویت، بحرین و امارات متحده عربی رفت. سرانجام به عربستان و مصر وارد شد. بوش در سفر 8 روزه خود (از چهارشنبه 19 دی تا چهارشنبه 26 دی ماه) اهداف متعددی را دنبال میکرد که تثبیت رژیم صهیونیستی و ایرانهراسی در صدر اهداف وی قرار داشت.
1) تثبیت رژیم صهیونیستی: بوش در ملاقات با سران رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان ظاهراً تلاش کرد تا توازن را حفظ کند. او از یک سو در مورد رژیم صهیونیستی از کلمه اشغال استفاده کرد و گفت اشغالی که در سال 1967 آغاز شد باید پایان یابد. وی همچنین از رژیم اسراییل و فلسطینیها دعوت به صلح کرد. اما وی از سوی دیگر بیشترین حمایتها را در گفتار خود از اسراییلیها، اظهار داشت.
موضوع دادن غرامت به آوارگان فلسطینی یکی از این نکات بود که با انتقاد شدید فلسطینیها مواجه شد. وی در مورد حق بازگشت نیز هیچ سخنی به میان نیاورد. حمایت بوش از یهودیت اسراییل و اشاره وی به احتمال تغییراتی در مرزهای 1967 با هدف حفظ شهرکهای بزرگ و همچنین انتشار اخباری مبنی بر مذاکره بوش با اولمرت و موافقت بوش با حمله اسراییل به نوارغزه برای سرکوب مقاومت از دیگر نکات قابل توجه میباشد.
اولمرت و ابومازن، هر کدام تلاش کردند تا با ارائه اسناد و تحلیلهایی، نظر بوش را برای جلب سیاستهایشان جلب کنند. از یک طرف سران اسراییلی، با تمرکز بر عملیات موشکی مبارزان از نوارغزه و ارائه باصطلاح اسنادی در رابطه با فعالیتهای هستهای ایران تلاش کردند تا لزوم مقابله گسترده اسراییلیها با مبارزین فلسطینی و همچنین ایرانهراسی را توجیه کنند. در سوی مقابل ابومازن با اظهار امیدواری به اینکه «کشور مستقل فلسطینی در چارچوب قطعنامهها و توافقنامههای بینالمللی و براساس حل عادلانه جهت پایان دادن به تمامی سختیها و مشکلات آوارگان فلسطینی تشکیل شود» یادآور شد: صلح جهانی از سرزمینهای مقدس آغاز میشود و به کل سرزمینهای دیگر جهان خواهد رسید. بوش طی اظهارات خود اظهار امیدواری کرد به توافقی در جهت برقراری صلح قبل از پایان ریاست جمهوری خود تا سال 2009 دست یابد.
واکنشهای متفاوتی به سفر و اظهارات بوش از سوی گروههای فلسطینی ابراز شده است. جنبش حماس که پیش از سفر بوش، هدف از آن را حمایت از رژیم صهیونیستی اعلام کرده بود پس از اظهارات بوش در رامالله، این گفتهها را مشروعیتبخشی به جنایات اسراییل و حمایت از شهرکسازی اسراییل بیان کرد. سخنگوی دولت هنیه نیز طی اظهاراتی سفر بوش را «سفر در چارچوب خدمت به اهداف دشمن صهیونیستی و حمایت از امنیت اسراییل و اعمال فشار بر گروه مذاکره کننده فلسطینی جهت تسلیم در برابر خواستههای کاخسفید و تلآویو» توصیف کرد. خالد البطش از رهبران برجسته جنبش جهاد اسلامی نیز سفر بوش را حمایت بیحد وحصر از رژیم صهیونیستی و تأمین امنیت این رژیم و بحرانیکردن منطقه دانست. سیدحسن نصرالله، دبیر کل جنبش حزبالله لبنان با اشاره به سفر بوش، مقاومت را تنها راه رویارویی با طرحهای آمریکایی ـ صهیونیستی در منطقه دانست.
2) ایرانهراسی: یکی از مهمترین اهداف بوش، ترساندن کشورهای عربی از ایران اسلامی بود. وی که طی 7 سال حکومت خود در آمریکا تلاش گستردهای را برای به عقبنشاندن ایران از اهداف و آرمانهایش به ویژه در موضوع پرونده هستهای بکار گرفته بود ولی ناامید شد تلاش کرد تا بار دیگر در این سفر سیاستهای خصمانه خود را احیاء کند. مأموریت بوش برای اجرای پروژه ایرانهراسی با توجه به انتشار گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا مبنی بر عدم تلاش ایران برای دستیابی به بمب هستهای از سال 2003، سختتر شده بود. بوش طی سخنرانیهای خود در سفر خاورمیانهای، همواره تلاش کرد ایران را رژیمی طرفدار گروههای به اصطلاح تروریستی و حامی تروریسم معرفی کند. وی به ویژه طی سخنرانی خود در ابوظبی که کاخسفید آن را مهمترین سخنرانی بوش در خاورمیانه خواند طی اظهاراتی ادعا کرد حمایتهای ایران از تروریسم، کل کشورهای منطقه را تهدید میکند. وی برای همراه کردن کشورهای غربی با اندیشههای جنگطلبانه خود به وعده و وعید روی آورد و گفت: ما به دنبال ایجاد روابطی جدید با دوستان و همپیمانانمان در خاورمیانه هستیم و در همین راستا آمادهایم تا اقتصاد شما را به بازارهای بینالمللی وارد ساخته و از اصلاحات سیاسی و اقتصادی در کشورهایتان حمایت کنیم. وی اظهار داشت: آمریکا اهدافی را در کشورهای شما دنبال نمیکند و قصد استثمار شما را ندارد اما معتقد است ثبات خاورمیانه و به انزوا کشاندن افراطگرایان در این منطقه تأثیر بسزایی در تحقق ثبات در جهان دارد.
3) ترمیم وجهه مخدوش دولت آمریکا: بوش طی 7 سال گذشته با لشکرکشی به عراق و افغانستان و کمکهای بی شائبه به رژیم صهیونیستی که فلسطینیهای زیادی را به خاک و خون کشید، جایگاه آمریکا را در میان افکار عمومی منطقه به شدت تنزل داد. براساس نظرسنجیهای صورت گرفته طی سالهای اخیر، بوش همواره رتبه اول را در قالب منفورترین شخصیت، بدست میآورد. این امر در داخل آمریکا نیز دارای پیامدهای خاص خود میباشد. به ویژه اینکه در حال حاضر رقابتهای انتخاباتی 2 حزب جمهوریخواه و دموکرات به مراحل سرنوشتسازی میرسد موضوع سیاستهای بوش و دستاوردهای خاورمیانهای آن در معرض نقد و انتقاد کاندیداهای ریاست جمهوری است. به نظر میرسد بوش تلاش میکند تا با ارائه چهرهای موفق و نتایجی قابل قبول از اقدامات خویش در خاورمیانه طی سالهای اخیر از طریق سفر به کشورهای خاورمیانه و استقبال ظاهراً بیسابقه از وی توسط حکام عرب، تا حدی لبه تیز شمشیر انتقادات را کند کرده و در صورت امکان مجدداً شاهد پیروزی کاندیدای جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری باشد.
4) تلاش برای کاهش مشکلات در عراق: طولانی شدن حضور آمریکاییها در عراق موجب شد تا بسیاری از همپیمانان آمریکا در عراق نیروهای خود را خارج کنند که این موضوع حتی دامنگیر دولت بریتانیا نیز شد. در این شرایط که از یک سو تداوم حضور نیروهای آمریکایی در عراق با مخالفتهایی در خود عراق و آمریکا مواجه میباشد و از سوی دیگر سربازان آمریکایی نیز هر روز در معرض کشته شدن قرار دارند، بوش در تلاش بود تا با همراه نمودن کشورهای عربی، به زعم خویش از تقویت تروریستها در عراق کاسته و فضای مناسبی را برای نیروهای خود ایجاد کند. وی در توجیه دستاوردهای خود در عراق اعلام کرد: مردم عراق دموکراسی را برگزیدند و با وجود حملات تروریستی و خشونتهای افراطگرایان در این کشور، تروریستها نمیتوانند بر مردم عراق پرهیز شوند.
5) اعلام مخالفت با حزب الله و حماس: بوش که طی هفتهها و ماههای اخیر، به کرات حزبالله لبنان و حماس را گروههای تروریستی معرفی کرده و از گروه حاکم در لبنان و ابومازن و فیاض در فلسطین حمایت کرده بود در این سفر نیز هدف مذکور را تعقیب مینمود. بوش در ابوظبی حزبالله لبنان را یک گروه تروریستی توصیف کرد که قطعنامههای سازمان ملل را در این کشور نقض میکند و با فعالیتهایش منافع کشورهای منطقه را به خطر میاندازد. وی همچنین ضمن تروریستی خواندن حماس، حملات مدافعانه این جنبش علیه رژیم صهیونیستی را تهدیدی برای این منطقه دانست.