دکتر یدالله جوانی
به دو خبر زیر توجه فرمائید:
1- یورونیوز: مجلس نمایندگان آمریکا سپاه پاسداران ایران را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داد. شبکه یورونیوز روز چهارشنبه چهارم مهرماه گزارش داد، در حالیکه محمود احمدینژاد رئیسجمهور ایران در حال سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک بود، مجلس نمایندگان آمریکا با اکثریت آراء تصمیم گرفت سپاه پاسداران ایران را در فهرست گروههای تروریستی قرار دهد.
2- لیبراسیون: احمدینژاد ستاره واقعی نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد بود. در گزارشی که روزنامه فرانسوی لیبراسیون منتشر ساخت آمده است: در حالی که «نیکلا سارکوزی» سخنان هشدارآمیز میداد و «جورج بوش» تهدید میکرد، اما «محمود احمدینژاد» رئیسجمهوری ایران ستاره واقعی نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد بود. براساس گزارش این روزنامه اروپایی، سخنان احمدینژاد، از تمامی دیگر شرکتکنندگان مجمع عمومی سازمان ملل بیشتر مورد استقبال قرار گرفت.
تامل در 2 خبر مذکور نشان میدهد که چگونه رهبران و دولتمردان آمریکایی چشم را بر واقعیات بسته و با شنا کردن برخلاف مسیر آب، روزبهروز خود را خستهتر و ناتوانتر میسازند. عصر حاضر، عصر بیداری ملتها و به ویژه ملل مسلمان، محروم و مستضعف و پایان دوره امپراطوریها و قدرتهای سلطهگراست. آمریکاییها بدون توجه به این واقعیت، با همان خلقوخوی استعماری و استکباری، با حرکت برخلاف روندهای تغییرناپذیر کنونی، هراز چندی یک اشتباه استراتژیک را مرتکب میشوند. اقدام نمایندگان آمریکا در قراردادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای تروریستی، بهطور قطع از اشتباهات بزگر آمریکاییها است. اساسا دوران اتهامزنی به دیگران و اقدام براساس این اتهامات گذشته است. جالب است در حالی که سخنان رئیسجمهور ایران در سازمان ملل، به اعتراف تمامی رسانهها موردتوجه و استقبال عمومی قرار گرفته، سخنان جورج بوش در همین نشست با اعتراضات گستردهای روبهرو بوده است. جورج بوش در سخنان خود بر رعایت حقوق بشر تاکید کرد و از جامعه جهانی خواست تا با ناقضین حقوق بشر برخورد کند. اما همزمان با این سخنان، هزاران آمریکایی معترض در مقابل ساختمان سازمان ملل در نیویورک علیه سیاستهای جنگطلبانه نئومحافظهکاران حاکم بر آمریکا دست به تظاهرات زده و با هجوم پلیس، تعدادی از آنان بازداشت شدند. مقامات آمریکا باید بدانند متهم کردن دیگران به نقض حقوق بشر و تروریست نامیدن دیگران، نخنما شده و حتی این مکر و حیله در نزد خود ملت آمریکا حنایی بیرنگ شده است. اکنون ملت آمریکا هم متوجه شده که ناقض اصلی حقوق بشر و سرکرده تروریستهای عالم، هیات حاکمه کشور خودشان است. زندانهای گونتانامو و ابوغریب، زندانهای مخفی در اروپا و نقض مکرر حقوق شهروندی در خود آمریکا، در برابر دیدگان ملتهای جهان بهویژه آمریکاییها قرار دارد. به موازات افشای چهره خشن و جنگطلب حاکمان مستبد آمریکا، حقطلبی و عدالتخواهی ملت ایران نیز برای ملت آمریکا در حال آشکار شدن است. حقطلبی ملت بزرگوار ایران، روزبروز بر عظمت و عزت این ملت در میان ملل دیگر میافزاید. محبوبیت احمدینژاد به عنوان نماینده این ملت عزیز از مرزهای کشورهای اسلامی و خاورمیانه فراتر رفته و اکنون حتی در کشورهایی چون آمریکا، این محبوبیت رو به فزونی است. به گزارش باشگاه خبرنگاران و براساس نظرسنجی «مؤسسه دیلی کاس» چهل درصد آمریکاییها طرفدار احمدینژاد هستند. در نظرسنجی این مؤسسه، از مردم آمریکا پرسیده شده بود جورج بوش رئیسجمهور بهتری است یا احمدینژاد، که چهل درصد از پاسخگویان به احمدینژاد رأی دادهاند. محبوبیت بوش به پایینترین حدممکن کاهش یافته و این انزوا به خاطر اشتباهات مکرر نئومحافظهکاران، به ویژه جهت کوبیدن بر طبل جنگ و اشغال کشور عراق است.
متحدین آمریکا در راهانداختن بساط جنگ عراق، یکییکی متوجه اشتباهات خود شده و به دنبال جبران این اشتباهات هستند. ایتالیا، اسپانیا و انگلیس در زمره متحدین آمریکا در حمله به عراق بودند و اکنون راه خود را از آمریکا جدا کردهاند. وزیر خارجه انگلیس، متحد اصلی آمریکا با صراحت هرچه تمام اعلام میدارد، لندن و واشنگتن باید قبول کنند که جنگ عراق حیثیتشان را خدشهدار کرد. به گزارش خبرگزاری ایسنا، دیوید میلیبند ضمن وعده درخصوص ایجاد تغییر در نوع نگرش و رویکرد کشورش در برقراری مناسبات بینالمللی، با اشاره به درسهای خوبی که از جنگ در عراق گرفته شده، ابراز داشت که در مسیر متفاوتی از اسلاف خود گام برخواهد داشت. وزیر خارجه جوان انگلیس، در کنفرانس حزب کارگر نیز بر این نکته تاکید میکند که قصد دارد به مذاکره با کشورهایی چون ایران ادامه دهد و با همدردی با مسلمانان، فضای سرد و کسالتباری که بر وزارت خارجه بریتانیا حاکم شده را از بین ببرد.
درحالیکه متحدین بوش متوجه اشتباهات خود شده و راه خود را از او جدا کردهاند، بوش و تیم جنگطلب او بر ادامه و تکرار اشتباهات خود اصرار دارند. آنچه در کنگره آمریکا مبنی بر قراردادن نام سپاه در لیست گروههای تروریستی انجام گرفت، چیزی جز پاسخ مجلس نمایندگان به خواسته بوش و تیم جنگطلب او نبود. اما آمریکاییها با هر هدفی این کار را انجام داده باشند، اشتباه کردند و به اهداف خود نخواهند رسید. سپاه یک سازمان قانونی و نماد قدرت ملت انقلابی ایران است. بوش اگر میخواهد متوجه این اشتباه خود شود باید به عقب برگردد و سخنان خود در کنگره آمریکا بعد از حمله به افغانستان را مرور نماید. وی در آن سخنان که حدود پنج سال قبل ایراد گردید، تلاش داشت تا صف ملت ایران را از دولتمردان و حاکمان ایران جدا کند و اینگونه القاء کند که دشمنی آمریکا با یک اقلیتی در ایران است که به دنبال دستیابی به سلاح هستهای است و از تروریسم حمایت میکند. گذر زمان نشان داد که موضوع هستهای، یک موضوع ملی در ایران است. ایرانیان نسبت به مسئله هستهای آنچنان حساسیت به خرج دادند که یکی از مقامات آمریکایی با صراحت گفت، مشکل غرب در بحث هستهای ایران این است که با یک ملت 70 میلیونی مواجه است. اشتباه دیروز آمریکا در بحث هستهای، امروز در مورد سپاه تکرار شده و آمریکاییها با گذشت زمان به خوبی درخواهند یافت که سپاه نه یک سازمان چند ده یا چند صدهزار نفری، بلکه سپاه پاسداران از پشتوانه یک ملت 70 میلیونی برخوردار است. همانطور که دولت ایران در بحث هستهای، از حمایت ملی برخوردار بوده و هست، سپاه نیز از چنین حمایتی برخوردار بوده و خواهد بود.