بسم الله الرحمن الرحیم
شورای امنیت سازمان ملل شنبه شب با تصویب قطعنامه پیشنهادی از سوی سه کشور اروپایی که حمایت آمریکا را نیز به همراه داشت، موضوع هسته ای ایران را وارد مرحله جدیدی کرد. پس از ارجاع پرونده هسته ای جمهوری اسلامی ایران از آژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت، این دومین قطعنامه ای است که از سوی این شورا علیه ایران صادر می شود. قطعنامه اول که در مرداد ماه سال جاری صادر شد و با مخالفت جدی جمهوری اسلامی ایران مواجه گردید، نتوانست نظر صادر کنندگان را جلب کند و ایران با تداوم بخشیدن به فعالیتهای هسته ای خود و بی اعتنایی نسبت به آن نشان داد که در پی گیری اهداف هسته ای خود بسیار جدی است و اینگونه اقدامات تهدید آمیز نمی تواند نظر جمهوری اسلامی ایران را تغییر دهد. گفتگوهای چندماهه اعضای گروه 1+5 که در جهت ملایم کردن متن پیشنهادی سه کشور اروپایی انجام می گرفت و همچنین اظهارات برخی از مقامات این کشورها پس از صدور قطعنامه دوم در شنبه شب حاکی از آن است که درحال حاضر برای اصرار کنندگان بر صدور قطعنامه ظاهر مسأله مهمتر از محتواست لحن ملایم و تعدیل شده قطعنامه صادره که دلالت بر ضعف آن دارد گواه این نظراست هر چند که ممکن است در آینده از آن بهره برداری های بیشتری شود. در این بین دو گروه از کشورها به شدت تلاش می کردند که این قطعنامه تصویب شود، گروه اول آمریکا و رژیم صهیونیستی و گروه دوم سه کشور فرانسه، آلمان، انگلیس بودند. علت این اصرار هم به مسایلی باز می گردد که تا حد زیادی سیاست خارجی این کشورها بویژه آمریکا، رژیم صهیونیستی، انگلیس و فرانسه را با مشکلات جدی مواجه کرده است به نحوی که با تحمیل شکستهای متعدد بر آنها موقعیت تمامی آن ها را در اصلی ترین مباحث مربوط حساسیتهای نظام بین الملل متزلزل و نا کار آمد ساخته است تا جایی که آنها راضی شدند برای اندکی اصلاح موقتی در چهره مخدوش شده خود به تصویب چنین قطعنامه ای رضایت دهند و به زعم خود پس از شکستهای متعدد به یک پیروزی حداقل دست یابند. اگرچه واکنش خردورزانه جمهوری اسلامی ایران به قطعنامه می تواند در زمانی کوتاه طعم نه چندان شیرین این به اصطلاح پیروزی نیم بند و حداقلی را به تلخی تبدیل کند. آمریکایی های گرفتار آمده در عراق وافغانستان و اذناب آنها گمان می کنند پاسخ آن شکست ما را با تصویب این قطعنامه داده اند و با این اقدام که به تصور آنها فشار جدی بر جمهوری اسلامی ایران تلقی می شود. مطالبات آنها از جمهوری اسلامی برای نجات از ورطه های هلاک درمنطقه به نتیجه می رسد. نیاز و آروزمندی آنها به یک پیروزی حداقلی و یا اقدامی که به هر بهانه بتوان برآن عنوان پیروزی را گذاشت باعث گردیده که آنها از وجود دیگر قضیه که از اهمیت بیشتری برخوردار است غافل شوند. آن وجه اینگونه تعریف می شود که آنها حرکت خود را انجام دادند و حالا نوبت اقدام جمهوری اسلامی ایران است که می تواند دقیقاً درنقطه مقابل تصوری باشد که آنها از اقدام خود داشتند به این معنا که با استنکاف جمهوری اسلامی از ورود به مباحث مربوط به عراق و افغانستان و نیز استمرار فعالیتهای هسته ای و فعال ساختن بسیاری از امکانات را که خود با پیچیده کردن صحنه، کار کرد و اهمیت قطعنامه اخیر را به حداقل برساند. با توجه به انتخابات با شکوه برگزار شده در 24 آذر که تحسین جهانیان را به دنبال داشت و پرده ای بود از حمایت ملی و قدرت ناپذیر نظامی که متکی به پشتیبانی بی دریغ ملت خود است، جمهوری اسلامی می تواند و باید موضعی بسیار مقتدرانه داشته باشد و با عزم و جدیت بیشتر که برای جهانیان به اثبات رسیده برنامه های هسته ای خود را ادامه دهد باید به یاد داشت جمهوری اسلامی ایران گردنه های سخت و صعب العبور را بدون همراه پشت سرگذاشت وموقعیت حاضر سخت تر از مسیر طی شده نمی باشد. پس با همراهی عقل و اندیشه هوشیار و بدون درنگ باید تا وصول به نتیجه نهایی مسیر را ادامه داد.