فتحالله پریشان
همراهان عزیز خدا را سپاسگزاریم که دو سال با صفحه علمی - آموزشی «کارگاه سیاسی» با مطالب و ستون های متنوع جریان شناسی، آفاق (غربشناسی)، تبیین بیانات رهبر معظم انقلاب، ستون پیامبر اعظم (در سال 85 به مناسبت نامگذاری این سال از سوی رهبری به سال پیامبراعظم(ص) و ستون مردم سالاری دینی در سال 86 و اصطلاحات هسته ای و سیاسی در خدمت شما بوده ایم و به طرق مختلف از بازخورد کارهای انجام شده و نظرات مخاطبین آگاه شدیم که بسیاری از هادیان سیاسی ضرورت تداوم آن را ستودند و پیشنهاداتی نیز برای بهره وری بیشتر ارائه کرده اند.در راستای این پیشنهادات و درخواست ها، سه ستون جریان شناسی، تبیین و اصطلاحات به ادامه راه خواهند پرداخت اما ستون های مردم سالاری دینی و آفاق با موضوعات جدید و مورد نیاز مخاطبین در اختیار شما عزیزان قرار خواهند گرفت. «تطبیق حقوق اساسی» از قبیل آزادی، برابری و... در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با قوانین بین المللی حقوق بشری عنوان سری جدید مبحثی خواهد بود که جایگزین مردم سالاری دینی خواهد شد. اما ستون آفاق که به مباحث غرب شناسی می پردازد، در سال اول کاری خود (85) به مبانی نظری و بنیان های فکری و فلسفی اندیشه غرب با سیاق سیاسی آنها پرداخت و در سال دوم به صورت مصداقی به نقد ساختارهای حکومتی آمریکا به عنوان نماد غرب پرداخت و در سال جدید که سومین سال این صفحه و ستون است به نوع «تعامل و رابطه صهیونیست ها و آمریکاییها» خواهد پرداخت و در سطح بضاعت علمی خود پرده از میزان نقش و نفوذ لابی صهیونیستی در ساختارهای حکومتی و جامعه آمریکا برخواهد گرفت.
لذا در سال جدید هدف ستون آفاق پرداختن به یکی از سوالات اساسی درخصوص سطح روابط و تعاملات آمریکا و صهیونیست ها و یهودیان متعصب جامعه آمریکا است که ضمن داشتن گرایش تند صهیونیستی، سخت مدافع منافع رژیم جعلی صهیونیستی در ساختارهای تصمیم گیری آمریکا هستند. صهیونیستها و یهودیان 3-2 درصدی جامعه آمریکا در نقاط کلیدی ساختارهای حکومتی آمریکا چنان حضور فعال و نقش موثر دارند که معروف است پیروزی یک نامزد در انتخابات ریاست جمهوری این کشور یا کنگره آن منوط به حمایت گروه های صهیونیستی و لابی های یهودی است. از این رو همواره این سوال برای محقق موضوع آمریکا و روابط این کشور با رژیم صهیونیستی مطرح است که واقعا در این رابطه دوسویه کدام طرف دست برتر دارد؟ آیا آنطور که شواهد و قرائن بسیار و اکثر تحلیل گران سیاسی معتقدند به دلیل نفوذ بالای صهیونیست ها و لابی یهودیان در ساختارهای جامعه آمریکا، رئیس جمهور این کشور در تل آویو تعیین می شود؟ یا رژیم صهیونیستی نقش یکی از ایالت های آمریکا را بازی می نماید و از این رو است که آمریکا در عرصه های بین المللی و به صورت غیرقانونی و با زیرپا گذاشتن اصول اولیه انسانی و حقوق بین الملل با صرف هزینه های میلیاردی از این رژیم حمایت می نماید تا بعد از فروپاشی رژیم پهلوی در ایران، حافظ منافع آمریکا در منطقه خطیر خاورمیانه باشد؟
اگرچه هر دو فرضیه طرفدارانی دارند و استدلال هایی برای هر کدام اقامه می شود اما می توان دیدگاه سومی را نیز در خصوص نوع روابط و تعاملات ساختارهای حکومتی آمریکا و صهیونیست ها و یهودیان صهیونیست مطرح کرد. این نظریه، عامل عمده تاثیرگذار بر این روابط را در نفوذ و هژمونی یکی بر دیگری نمی داند بلکه «سرمایه» و به تعبیر کلان تر منافع ملی آمریکا یا رژیم صهیونیستی را که یهودیان و صهیونیست های جامعه آمریکا با لابی در آمریکا درصدد جلب نظر حمایتی تصمیم گیران این کشور به نفع رژیم صهیونیستی هستند، عامل پیوند یا دوستی و دشمنی این دو می دانند. مدعای معتقدان این دیدگاه این است که درست است که صهیونیست ها و یهودیان متمول برخوردار از مثلث «قدرت، ثروت و رسانه» آمریکا شدیدا به نفع رژیم جعلی اسرائیل لابی می نمایند ولی آمریکا نیز به دلیل نیاز به حضور و اقتدار این رژیم در منطقه در مقابل اسلام سیاسی تن به این حمایت می دهد و هرگاه این دو از حوزه های تعریف شده عدول نمایند، رابطه به هم می خورد. دستگیری و اعدام جاسوسان اسرائیلی در آمریکا و یا مخالفت سران تل آویو با برخی تصمیمات آمریکایی ها در خصوص مسائل و روند صلح خاورمیانه و واگذاری اراضی اشغالی در همین راستا قابل ارزیابی است.
به رغم مسائل فوق، در سال جدید و در مبحث «نقش صهیونیست ها در ساختارهای حکومتی و جامعه آمریکا» ستون آفاق بدون اینکه درصدد ارزش گذاری بین نظریات بالا باشد و یکی از این سه دیدگاه مطرح را انتخاب نماید، درصدد است بنابه نیاز مخاطبین صفحه که فرهیختگان سپاه و بسیج و مسئولان و هادیان سیاسی هستند، به ادله و برخی مصادیق نفوذ و نقش صهیونیست ها و یهودیان صهیونیست جامعه آمریکا در ساختارهای حکومتی این کشور بپردازد تا ضمن تاباندن آفتاب بر منافذ نفوذ به این ساختارها، میزان عجز و نقایص ساختار حکومتی آمریکا را که ادعای مدل و الگوی حکومتی نمونه برای جوامع لیبرال دمکراسی دنیا را دارد، آشکار کند.
نظریهپردازی و تبیین صهیونیسم مسیحی و نظریات آخرالزمانی و پیوند آن به مسائل سیاسی بینالملل و اشغال فلسطین از این طریق از نمونه های امروزی و حاصل سرمایه گذاری های صهیونیستی است. البته این امر آخرین نیز نخواهد بود. روندی که آغاز شده در شرایط فعلی در جهت گیری های خود به شدت تحت تاثیر بیداری اسلامی پس از انقلاب اسلامی ایران قرار گرفته است.
به زعم صهیونیستها تلاش تاریخی صهیونیسم تاکنون توانسته حرکت تفکر مسیحیان در حوزه سیاسی و رویکرد به جهان مادی را در چارچوب مورد نظر خود مهار و حفظ کند و تنها این اندیشه پویای اسلامی است که با اشغال ذهن مسلمانان و بسیاری از غیرمسلمانان مسیر تاریخ معاصر را در جهت مخالف میل صهیونیست ها سوق می دهد از این رو پیوند صهیونیستها با آمریکاییها برای مقابله با این حرکت مقدس موضوعی است که می تواند تعاملات این دو مجموعه را وارد مرحله جدیدی کند.