* آقای دکتر، به عنوان سوال اول، لطفا درباره وضعیت فعلی فرهنگ دانشگاه ما توضیح دهید.
** درخصوص وضعیت فرهنگی دانشگاه ها، ما یک سری مسائل عینی داریم که من به آنها اشاره خواهم کرد، اما در ابتدا باید نکته ای را عرض کنم و آن اینکه فرهنگ حاکم بر مجامع علمی مثل دانشگاه ها، به اندازه خود تعریف فرهنگ که ابهاماتی در آن وجود دارد و انسان وقتی وارد مباحث فرهنگی می شود به لحاظ اینکه بحث فرهنگ در میان سایر مقولات اجتماعی قرار دارد و فرهنگ در عین حالی که متغیر مستقل است متغیر وابسته هم می باشد، بنابراین به درستی نمی شود با صراحت و قاطعیت در مورد آن صحبت کرد. در مورد موضوعاتی مثل این با توجه به دخالت شدید عنصر نسبیت باید به صورت نسبی صحبت کرد.
حالا به پاسخ سوال شما می رسیم.
آن چیزی که در فضای فرهنگی حاکم بر دانشگاه ها در حال حاضر مسلم است سرخوردگی نسبت به کار سیاسی و رویکرد سیاسی در جوهره فرهنگ دانشگاهی است. شاید بتوان دلیل چنین سرخوردگی و گریز از حرکت به سمت سیاسی شدن را در این دانست که در گذشته از سیاست به معنای درست آن یعنی سیاست اسلامی و ارزشی فاصله گرفته شد و ما شاهد نوعی افراط سیاسی در دانشگاه ها بودیم.
مسئله دیگر حالت سردرگمی نهادهای مختلف حوزه دانشگاهی است. بخصوص که بسیاری از این نهادها متولد شرایط بعد از دوم خرداد هستند و چون آن شرایط از جامعه ما رخت بربسته و دیگر آن فضا در جامعه ما وجود ندارد اینها در بسیاری از مسائل دچار سردرگمی هستند.
در فاصله تغییر دولت یعنی بین دولت اصلاحات و دولت کنونی، در خیلی از مفاهیمی که دست اندرکاران فرهنگی دولت قبلی، به دنبالش بودند تغییر ایجاد شد. البته در آن مفاهیم ابهام وجود داشت، حال این ابهام عامدانه آفریده شده بود یا در جوهر و ذات مفاهیمی بود که در آن زمان به کار می رفت، وجود داشت.
مسئله بعدی که در فضای فرهنگی دانشگاه ها مشهود است و نیاز به آن احساس می شود و همگان از دانشجو و استاد گرفته تا کارکنان دانشگاه و افراد جامعه این انتظار را دارند که فرهنگ به معنی واقعی آن به دانشگاه برگردد و به نوع بهتری روی آن کار شود. یعنی نوعی از فرهنگ که متناسب با دانشگاه است در دانشگاه ترویج شود، روی آن کار شود و ایجاد گردد.
* مسیر حرکت فرهنگ در دانشگاه ها به کدام سمت است و ماهیت و رویکرد این حرکت را چگونه میبینید؟
** به اعتقاد من، با رویکردهایی که به دنبال روی کارآمدن دولت جدید آفریده شده، ما ناچاریم که به جایگاه دانشگاه در جامعه، جهان اسلام و سطح بین المللی توجه کنیم و با مشخص کردن این رویکرد کاری کنیم که فضای فرهنگی دانشگاه هم در همان جهت کلی که ما برای دانشگاه در کشورمان در نظر می گیریم، قرار داشته باشد.
اگر به این نیاز درست پاسخ داده شود، دورنمای بحث بدین گونه می شود که فرهنگی که ما برای دانشگاه می خواهیم، ماهیت شناختی پیدا خواهد کرد. از پایه های اصیل برخوردار خواهد شد و از حالت سطحی و قشری به سمت عمیق شدن حرکت خواهد کرد و در آن فضا افرادی ساخته بشوند که این افراد واقعا بار فرهنگی داشته باشند.
با توجه به این مسائل، بنده معتقدم که ما باید به آینده خوشبین باشیم یعنی اگر رویکرد ما این باشد نباید دچار حس ناامیدی شویم زیرا یک وقت رویکرد شما این است که دانشجو و استاد را به مسائل زودگذر و سطحی مشغول کنیم و طبیعتا این مسائل زودگذر است و تمام می شود و یا به صورت عمیق با یک نهاد فرهنگی که قاعدتا فرهنگ ساز هم هست و خیلی چیزهای دیگر را هم می سازد، برخورد کنیم. دیدگاه جدید این است که رویکرد دوم حاکم شود و آن چیزی که در دانشگاه باید دنبالش بود و از ارزش های ما هم جدا نیست، فرهنگ علمی است زیرا اصلی ترین کارکرد دانشگاه ارتباط این نهاد با علم است. در این صورت آینده ما، آینده ای روشن خواهد بود.
* سیاست های فرهنگی وزارت علوم در دولت جدید چیست؟ آیا در جهت گیری این سیاست ها، تفاوتی با دوران گذشته مشاهده میشود؟
**پیش از اینکه من به این سوال پاسخ دهم، شما به این نکته توجه کنید که تاسیس معاونت فرهنگی در وزارت علوم در دوران جدید بعد از انحلال آن در وزارت علوم دولت سابق یکی از شواهد و نشانه های توجه دولت جدید و وزیر جدید به بحث فرهنگ است.
در دولت سابق، معاونت فرهنگی از ساختار تشکیلاتی وزارت علوم حذف شد و آنها خود را متصدی امور فرهنگی نمی دانستند. البته برای این کار توجیهاتی هم وجود داشت بعضی از آنها معتقد بودند که هر استاد علاوه بر کار در رشته تخصصی اش که می تواند فیزیک، پزشکی یا علوم سیاسی باشد، دارای یک شخصیت فرهنگی نیز می باشد و آن کاری که معاونت فرهنگی بخواهد انجام دهد، خود استاد هم می تواند انجام دهد و نیازی به معاونت فرهنگی نیست.
بنابراین اگر ما شخصی را سر کلاس بفرستیم که هم علم را هم فناوری را و هم تحقیق را به دانشجویان بیاموزد در حقیقت فرهنگ را هم آموخته است. من نمی دانم این نظر در کجای دنیا جواب می دهد ولی در کشور ما تجربه نشان داده چنین چیزی نتیجه ای برعکس میدهد.
همین احیای معاونت فرهنگی خود از نشانه های توجه به فرهنگ در دولت جدید است.
سیاستهای فرهنگی معاونت فرهنگی وزارت علوم بر این مبنا قرار دارد که دانشگاه نهادی است در جامعه ما که باید در خدمت کشور و ایران اسلامی باشد و موتور محرک کشور در ابعاد مختلف به حساب می آید. این خود تفاوتی مهم است زیرا زمانی شما دانشگاه را به عنوان کلاس، درخت، نگهبان و... معنی می کنید در حالی که اینجا بحث ما بر روی دانش آموختگانی است که وارد عرصه جامعه شده و پاسخ به نیازهای واقعی جامعه توسط همین ها صورت میگیرد.
در سیاستهای جدید ما اعتقاد بر این است که دانش آموخته ای که از دانشگاه های ما فارغ التحصیل می شود باید دارای این خصوصیات باشد، در ابتدا انتظار طبیعی از چنین شخصی این است که در رشته تخصصی خودش دارای مهارت و تخصص باشد. دوم تعهد دینی است و دانش آموخته ما در کشور اسلامی باید تعهد دینی داشته باشد. سوم داشتن تعهد ملی و احساسات ملی گرایانه است و چهارم اینکه ما می خواهیم فردی که فارغ التحصیل شد در دانشگاه مهارت زندگی را آموخته باشد. اگر این چهار ویژگی را کنار هم بگذاریم، فرهنگ را باید طوری طراحی کنیم که چنین انسانی را از دانشگاه تحویل بگیریم و اگر هر فرد فارغ التحصیل حتی چند درصد از همه این چهار ویژگی را در خود داشته باشد ما به هدف خود رسیدهایم.
سیاست مهم معاونت فرهنگی در زمان ما حرکت به سمت گسترش فضای علم گرایی در دانشگاه ها می باشد البته نه علم به معنی غربی آن و Scientism غربی بلکه منظور ما آن علمی است که ما در دینمان داریم. این امر در گفتار مسئولان جدید وزارتخانه به خوبی مشخص است.
* در مدت یک سالی که از عمر دولت جدید گذشته چه کارهایی صورت گرفته است؟
** درست است که یک سال از تشکیل دولت جدید گذشته ولی در کشور ما از این یک سال حداقل شش ماه آن به تغییر و تحول سپری شده است. در این معاونت در این مدت دو کار به موازات هم صورت گرفته است: یعنی هم تاسیس صورت گرفته و هم به نیازهای مقطعی که در این مدت وجود داشته پاسخ داده شده است.
آن چیزی که در اینجا می توان گفت و در واقع مهم ترین کار عینی وزارت علوم و معاونت فرهنگی آن در همین مدت کوتاه بوده است، احیا و تقویت انجمن های علمی دانشجویی است. در این زمینه کار و تلاش بسیاری صورت گرفته است تا آنجا که ایده یک انجمن علمی برای هر دانشکده تحقق بشود و این هنوز جای کار دارد.
نکته مهم دیگری که مدنظر مسئولان وزارت بوده و البته این هنوز بیشتر در مقام حرف بوده و عملی نشده است، توجه به نقش استاد و ارتقای مقام اوست. به مهمترین چیزی که در دانشگاه باید اهمیت داده شود استاد است. این نقش قبلا مغفول واقع شده علی رغم اینکه در مقام حرف بسیار از آن صحبت شده است. بنابراین نظر ما این است که الان برای اصلاح امور دانشگاه ها به سوی مهمترین چیزی که باید حرکت کرد خود استاد است.
بحث بعدی، کارکنان دانشگاه، فضای حاکم بر دانشگاه، محیط دانشگاهی، شناخت آسیب ها و برنامه ریزی برای آینده، اینها مسائلی است که مدنظر قرار گرفته و در دست اجرا است.
در این مدت کم مقدمات قضیه که همان شناخت وضع موجود است، اقداماتی درباره آن صورت گرفته و برنامه ریزی هم برای رسیدن به وضع مطلوب در دست اقدام است. البته شما مستحضرید که اقدامات فرهنگی این طور نیست که امروز ما بگوییم و بلافاصله آن بحث صورت گیرد. مسائلی که امروز ما شاهد آن هستیم حداقل در 10 سال گذشته روی آنها کار شده و حالا هم باید کار با برنامه صورت گیرد.
به هر حال این اقداماتی بود که در همین مدت کم صورت گرفته است.
* در صحبت هایتان به بحث اساتید اشاره کردید. واقعیت این است که اساتید با توجه به جایگاه و کارکردشان و ارتباط مستقیمی که با دانشجو دارند موثرترین عضو دانشگاه به حساب می آیند. برنامه شما برای رسیدن به اساتید فرهنگی در دانشگاه ها چیست؟
** مجموعه آموزش عالی اعم از همه نهادهای مشغول در این زمینه به اضافه نهاد نمایندگی رهبر معظم انقلاب در دانشگاه ها، چون به اهمیت این مسئله واقف شده اند، توجه خاصی به این زمینه دارند و علاوه بر آن کاری که برای اساتید در دولت سابق صورت گرفت و ما شاهد افزایش حقوق اساتید بودیم، در مسائل دیگر توجهاتی شده و این کار تقویت می شود. یکی از این کارها، گزینش و جذب اساتیدی است که متناسب با دانشگاه جمهوری اسلامی فعالیت کند قاعدتا اگر ما بتوانیم که نیروهای جدیدی وارد دانشگاه ها کنیم که این افراد از دانش آموختگان دانشگاه های جمهوری اسلامی هستند و با این کار گروه های علمی را جوان سازی کنیم، گامی بزرگ در این زمینه برداشتهایم.
بحث دیگری که در این زمینه مطرح است این است که فضایی ایجاد شود که اساتید بتوانند تجربیات علمی شان را به یکدیگر منتقل کنند.
چنین چیزی در گذشته وجود نداشته است. چنانچه این انتقال تجربه در اثر هم اندیشی صورت گیرد در سطح معرفتی و علمی اساتید هم ارتقا صورت می گیرد و این افزایش سطح علمی دانشگاه را به دنبال خود خواهد داشت.
علاوه بر اینکه در دوره جدید خود وزارت علوم سعی کرده تا از اساتید به عنوان کسانی که مشکلات را به خوبی می دانند و می توانند در زمینه مشکلات کمک کنند برای حل این مشکلات استفاده کند و در سطوح مختلف با آنها مشورت نماید. نمونه اعلای این مسئله این است که در دوران دولت جدید تلاش شده که از اساتید نمونه دانشگاه ها که هر سال براساس ضوابط انتخاب می شوند به عنوان یک تشکل غیردولتی استفاده شود و این تشکل بازوی مشورتی وزارت علوم باشد. تاسیس جامعه استادان نمونه ایران که در آینده نزدیک صورت می گیرد، در همین راستاست. این کلیاتی بود از مقولاتی که می شود در این زمینه گفت و بعضی مسائل دیگر هم وجود دارد که امکان طرح آنها در این مصاحبه نیست.
* با توجه به اینکه فرهنگ و به تبع آن فرهنگ در دانشگاه ها متغیری وابسته است و عواملی خارج از دانشگاه هم بر آن تاثیر می گذارد، لطفا درباره این عوامل و نقش آنها توضیح دهید؟
** نمی توان گفت دانشگاه از جامعه جداست بلکه آن هم جزئی از جامعه ماست. مسائل سیاسی و سیاست های کلی که دولت در پیش می گیرد و مسائلی که در عرصه سیاسی اتفاق می افتد یکی از این ها است. برخی از تشکل های دانشجویی مستقل نیستند، شاخه ای از احزاب هستند که در دانشگاه فعالیت می کنند. فضای دانشگاه ها گاهی تحت تاثیر این مسائل است. بحث وضعیت اقتصادی کشور قطعا بر وضعیت دانشگاه ها تاثیر میگذارد.
در دولت جدید سعی شده به سمت حل مشکلات جدی مالی دانشگاه ها حرکت شود، تا دانشگاه ها با خیال آسوده از این بابت به تولید علم بپردازند. مسائل روبه روی ما در سطح داخلی و بین المللی هم بر دانشگاه ها تاثیر می گذارد. علی رغم این مشکلات بر طبق آمارهای تایید شده هم وزارت علوم و هم منابع خارجی، در طول سال های بعد از جنگ، آمار مقالات معتبر علمی در دانشگاه های ما بالا رفته و این خود مایه امیدواری است. در حال حاضر هم سیاست وزارت علوم حمایت از تمام کسانی است که دست به نوآوری علمی میزنند.
* در جهت حرکت به سمت اسلامی شدن دانشگاه ها که خواست رهبر معظم انقلاب هم هست، چه حرکتی صورت گرفته و چه طرحی وجود دارد؟
** بحث نظری و تئوریک اسلامی شدن دانشگاه ها در سال های بعد از انقلاب توسط عده ای از نخبه ترین افراد کشور در مجموعه ای تدوین شده است. این برنامه را در شش مولفه، شورای عالی انقلاب فرهنگی هم تایید کرده است و در فضای کلی بنابراین است که این طرح اجرایی شود. من فکر نمی کنم بتوان در مقام نظر چیزی به این مجموعه اضافه کرد چون تمام مطالب مفید را در آنجا جمع آوری کرده اند. من معتقدم که اگر آن شش بندی که در آنجا تدوین شده از هر کدام مقدار کمی هم انجام دهیم گام بسیار بلندی در جهت اسلامی کردن دانشگاه ها برداشته ایم و این فضا را می توانیم عوض کنیم. با کارهایی که در نهادهای متولی قضیه دارد صورت می گیرد، تصور من این است که این طرح عملی شود.
این طرح، طرح کاملی است. برای نمونه شما در دانشگاه می دانید استاد راهنما چیست اما در آنجا علاوه بر این استاد مشاور هم در نظر گرفته شده است. علاوه بر این اگر استادی کار فرهنگی انجام داد این کار در ارتقای شغلی او موثر می باشد. اگر این مسائل مطرح شود خوب باید آن آیین نامه ارتقای اساتید تغییر کند. در جمع بندی این مسئله باید گفت که هدف ما در این بحث عملیاتی کردن همان طرح است.
* در دانشگاه ها مجموعه های مختلفی کار فرهنگی می کنند این نهادها بعضا مربوط به دانشگاه هم نیستند تاثیرگذاری زیادی هم دارند، درباره نظارت بر این کارها چه فکری کرده اید؟
** در بحث نظارتی بر فرهنگ، قاعدتا شورای عالی انقلاب فرهنگی بخشی است که مقرراتی را برای دانشگاه تصویب می کند و خود هم بر آن نظارت می کند. آن قسمتی که از نظر فرهنگی باید نظارت انجام دهد، اکنون این کار را انجام نمی دهد. البته نه اینکه کلا هیچ نظارتی نباشد اما نظارت موجود قوی نیست و آن هم دلایلی دارد که یکی از این دلایل تضعیفی است که در دوره سابق نسبت به این بخش صورت گرفته است.
به هر حال عملکرد این بخش مطلوب نیست و راهکارهایی برای این امر وجود دارد که یکی از آنها این است که طبق مقرراتی که موجود است ما می توانیم بر مجریان بحث فرهنگ در دانشگاه ها که کارمندان خودمان هم هستند نظارت داشته باشیم. یکی از مسائلی که بنا هست به صورت خیلی جدی بر آن نظارت صورت گیرد، بودجه و سرانه فرهنگی دانشگاه ها و چگونگی صرف آن در بخش های فرهنگی است. البته در این قسمت ما در آغاز راه هستیم.
* به عنوان سوال آخر، چشم انداز آینده بحث فرهنگ در دانشگاه ها را چگونه می بینید؟
** من معتقدم با این رویکردی که در حال حاضر اتخاذ شده و اینکه این رویکرد تناسب زیادی با دانشگاه دارد چون با توجه به نگاه علمی که دانشگاه باید باشد، طراحی شده، اگر بشود این رویکرد را عملی کرد، آینده بسیار روشن خواهد بود.
نکته دیگری که از جمله فرصت هایی است که الان دست داده، مجلس شورای اسلامی به عنوان نهاد قانونگذار، شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم نوعی همسویی را در این مسئله دارند و این موقعیت خوبی است اگر بتوان از این فرصت استفاده کرد، امیدواریم بتوانیم در دانشگاه ها به فرهنگی برسیم که از جانب آن فرهنگ کشور ما احساس آرامش بکند و دستاورد چنین فرهنگی هم پیشرفت کشور باشد.