صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۷  ، 
کد خبر : ۴۵۲۶۹

چالش‌های حزب‌الله پس از پیروزی


فرزان شهیدى
رژیم صهیونیستی وحامی استراتژیک آن یعنی ایالات متحده، در جنگ 33 روزه در برابر حزب الله لبنان طعم شکست سختی را چشیدند. این شکست همانند عقب نشینی یک جانبه رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان در ماه می 2000 اعتبار رژیم غاصب وارتش اسطوره ای آن را به شدت زیر سوال برد.
اما ویژگی جنگ 33 روزه آن بود که طرف اصلی معرکه آمریکا بود و صهیونیست ها به نمایندگی از محافظه کاران جدید کاخ سفید وارد این نبرد شدند. واشنگتن با برافروختن این جنگ حساب شده تلاش داشت حلقه جنگ های منطقه ای خود را که از افغانستان و سپس عراق آغاز کرده بود تکمیل کند و طرحی نو در خاورمیانه دراندازد. اما شکست مفتضحانه در جبهه لبنان طرح «خاورمیانه جدید» را با ناکامی مواجه ساخت و نوزادی که امثال کاندولیزا رایس انتظار تولد آن را از جنگ لبنان داشتتد، در نطفه خفه شد.
اما آیا سردمداران جنگ طلب آمریکا که از ابتدا شعارهای پرطمطراقی چون مبارزه با تروریسم وبسط دمکراسی در منطقه را سرداده اند، با این شکست از میدان بدر خواهند رفت؟ به دیگر عبارت آیا شکست در معرکه جنگ 33 روزه مقدمه ای برای ارائه طرح های جدید از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی به منظور انتقام از حزب الله و جریان اسلامگرایی در منطقه نخواهد بود؟
پاسخ به این پرسش در بررسی چالش های جدید حزب الله در مرحله پس از پیروزی خلاصه می شود. معمولا هر پیروزی آفات و چالش هایی به دنبال دارد وحزب الله لبنان که اکنون کامیابی تاریخی و بزرگی را برای خود ثبت کرده است، از این قاعده مستثنی نیست.
با نگاهی به گذشته درمی یابیم دوران پس از پیروزی سال 2000 نیز برای حزب الله چالش آفرین بود. در این مرحله حزب الله تحت فشارهای شدید داخلی وخارجی قرار گرفت و قطعنامه 9551 مبنی بر خلع سلاح این جنبش از سوی شورای امنیت صادر شد. در داخل لبنان نیز به دنبال ترور مشکوک رفیق حریری نخست وزیر اسبق لبنان، جبهه ای موسوم به 14 مارس ایجاد شد که متشکل از گروه های ضد سوریه و حزب الله بود. این جبهه در واقع خواسته های آمریکا و رژیم صهیونیستی را با زبان لبنانی به حزب الله گوشزد می‌نمود.
البته این گروه در جریان جنگ 33 روزه علیرغم برخی مصاحبه ها و اظهارنظرهای غیرمسئولانه، ترجیح دادند با مقاومت همگرایی کرده ویا حداقل سکوت پیشه کنند. با این حال این جبهه مترصد دوران پس از جنگ بودند تا فعالیت های خود را از سر گیرند و البته این بار افزون بر قطعنامه 1559 قطعنامه دیگری(1701) جهت اعمال فشار بر حزب الله در دست دارند.
برخی ناظران معتقدند برگه گروه 14 مارس در برابر حزب الله یک برگه سوخته است وحزب الله پیش از جنگ با درایت خاص سیاسی خود موفق به عبور از چالش های برخاسته از گسست داخلی شده بود. حزب الله در طرح «گفت وگوی ملی»(موسوم به الحوار الوطنی) نیز گام های موفقی برداشته بود واساسا یکی از دلایل آغاز جنگ تهاجم رژیم صهیونیستی ناکامی دشمن در عرصه داخلی لبنان بود.
با این حال با توجه به رویکرد و مواضع شخصیت هایی چون ولید جنبلاط، سمیر جعجع، امین جمیل وحتی سعد حریری به نظر نمی آید حزب الله علیرغم پیروزی قاطع وپرافتخار در جنگ 33 روزه، از اعمال فشار گروه 14 مارس در امان باشد.
دولت لبنان نیز پس از جنگ به تداعی اختلافات خود با حزب الله پرداخته وپای بندی کامل خود را به قطعنامه 1701 وطرح هفت ماده ای نخست وزیر فواد سنیوره اعلام داشته است. به نظر می رسد مقوله «سیادت دولت لبنان» تبدیل به محرکه نیرومندی برای خلع سلاح حزب الله شده است، هر چند در توانمندی های ارتش لبنان برای عهده داری ماموریت حراست از تمامیت این کشور تردیدهای جدی وجود دارد.
البته حزب الله با توجه به این واقعیت ونیز شرایط میدانی واشغال مناطقی چون مزارع شبعا تن به خلع سلاح نخواهد داد ودر عین حال از رویارویی با دولت پرهیز نموده ونسبت به وحدت ملی لبنان اهتمام خاصی نشان می دهد، اما بی تردید فشارها وچالش های داخلی همانند گذشته تا مدت ها فراروی حزب الله خودنمایی خواهد کرد.
اقدامات اجتماعی ومردمی حزب الله همانند کمک به آسیب دیدگان جنگ ومشارکت در بازسازی از جمله گام های حساب شده حزب الله در شرایط جدید است که به منظور حفظ محبوبیت وپایگاه اجتماعی در عرصه داخلی لبنان صورت می گیرد. حزب الله تلاش دارد حتی اگر شائبه ای در درون جامعه لبنان وجود داشته باشد که این حزب را مسئول جنگ و ویرانی های ناشی از آن بداند، به ترمیم آن بپردازد و مشروعیت مقاومت را که در خلال نبرد در سطوح مختلف لبنان نمود یافت، همچنان استمرار بخشد.
چالش دیگر حزب الله پس از پیروزی عبارت است از تهدیدات وحملات مجدد رژیم صهیونیستی که به سان گرگ زخم خورده ای است که هر لحظه در اندیشه انتقامجویی از حزب الله است. سوابق اسرائیل حاکی از آن است که این رژیم هیچ گونه پای بندی به قطعنامه ها وقوانین بین المللی ندارد وپس از آتش بس نیز به نقض مواد قطعنامه 1701 پرداخت. این امر نشانگر آن است که تنها عامل بازدارنده تهاجمات رژیم صهیونیستی مقاومت است، نه قطعنامه های شورای امنیت.
با این تفاصیل اسرائیل به بازسازی مادی ومعنوی خود پرداخته وخود را برای نبردی دیگر آماده خواهد ساخت. هر چند با توجه به حجم سنگین خسارت های مادی ومعنوی دشمن، این جنگ در کوتاه مدت به وقوع نخواهد پیوست، اما از سوی دیگر حزب الله نیز در این فرصت باید به بازسازی وافزایش توانمندی های بازدارنده وتدافعی خود بپردازد.
تجربه جنگ 33 روزه نشان داد حزب الله از عنصر غافلگیری در نبرد به خوبی بهره برد وتاکتیک های نوینی در جنگ نامتقارن ارائه کرد. نبرد آتی مستلزم ارائه تاکتیک های جدیدتر خواهد بود، خصوصا آن که کارشناسان نظامی دشمن از هم اکنون به بررسی جنگ 33 روزه وتحلیل نقاط قوت وضعف حزب الله پرداخته اند. آیا جنگ آینده در صورت وقوع، شکست ننگین دیگری را برای اشغالگران وحامیان آمریکایی آنان رقم خواهد زد؟ بدیهی است پاسخ این سوال نزد کسانی که دل به وعده های الهی بسته اند، مثبت خواهد بود، چرا که »الا ان حزب الله هم الغالبون....»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات