سیامک باقرى
خلیجفارس یکی از مناطق مهم و استراتژیک جهان محسوب میشود. به جهت اهمیت این منطقه که عمدتا ناشی از ذخایر عظیم نفتی این منطقه میشود، همواره مورد توجه قدرتها بوده و جایگاه ویژهای در راهبردهای آنها داشته است. افزایش قیمت انرژی از یک سو و وابستگی جهان به حدود 65 درصد نفت این منطقه در کنار تنشهای موجود در آبراه، قدرتهای جهانی را بیش از گذشته حساس کرده است.
«نان لوهازن» نظریهپرداز نظامی اروپایی اظهار داشت که «هر قدرتی که در اینجا استقرار یابد به صرف همین واقعیت استراتژیک میتواند به عنوان پشتیبان یا تهدیدی همه جانبه برای دنیا باشد.» بنابراین اهمیت این موضوع موجب طرحهای مختلفی برای امنیت خلیجفارس ارائه و اجرا شده است. زمانی طرح دو ستونی نیکسون به عنوان سیستم امنیتی این منطقه اجرا شد. با پیروزی انقلاب اسلامی این سیاست فرو پاشید و آمریکا نیروی واکنش سریع را ایجاد کرد تا به هر نوع ناآرامی در خلیجفارس پاسخ سریع دهید اما فاصله آمریکا به این منطقه این طرح را با مشکلاتی مواجه میکرد به همین جهت شورای همکاری خلیج به عنوان سیستم امنیتی منطقه شکل گرفت. اما از آنجایی که قدرتهای مهم منطقه مانند ایران نادیده گرفته شد نتوانست اطمینانبخش باشد به خصوص زمانی که صدام به کویت حمله کرد ناتوانی این شورا برای همگان آشکار گردید. تحولات در سیاست بینالملل و متعاقبا تحولات و چشمانداز رخدادهای منطقه خاورمیانه، سربازان کاخ سفید را وارد منطقه کرد. آمریکا پس از 11 سپتامبر و با حمله به عراق سعی در برقراری «نظم و امنیت یک جانبه» با قدرت نظامی خود داشت. اما اکنون بر همگان ثابت شد که این طرحها نه تنها امنیت را به خلیجفارس نیاورده بلکه اوضاع رو به وخامت بیشتر میباشد. لذا اکنون به ویژه در یک ماه اخیر شاهد طرحهای متعددی از سوی بازیگران بینالمللی برای امنیت خلیجفارس هستیم. نگاهی به این طرحها و هدف از چنین طرحهایی و به ویژه مرکز ثقل این طرحها نشانگر تحول و رخداد بزرگی در این منطقه میباشد. به عبارت دیگری این رویکردها نشانگر عصر جدیدی از خلیجفارس است. اما آیا این وضعیت به نفع جمهوری اسلامی ایران و یا کشورهای منطقه است؟
رویکردهای جدید
در هفتههای اخیر چند تحرک فشرده و بسیار قابل تامل از سوی بازیگران مختلف داشتیم؛
1- گسترش ناتو به خلیج فارس: در هفته اخیر سمیناری در دوحه قطر تحت عنوان پیمان ناتو و برقراری ثبات و امنیت برگزار شد که در این سمینار معاون سازمان آتلانتیک شمالی (ناتو) گفت: امنیت خلیجفارس برای ناتو بسیار مهم است که موفقترین ائتلاف در تاریخ به شمار رود. ناتو اهمیت ثبات این منطقه را درک کرده است که علت اهمیت فقط به خاطر عملیات ناتو در مناطق نزدیک به منطقه خلیجفارس نیست بلکه به طور کلی به خاطر وجود نگرانیهای امنیتی منطقه خاورمیانه است. ناتو بر فرصتهای همکاری میان ناتو و کشورهای عرب حوزه خلیجفارس متمرکز است. ناتو به امنیت کشورهای همپیمان خود و امنیت انرژی تاکید دارد.
قابل ذکر است، سمینار فوق در ادامه توافقات ناتو با کشورهای منطقه در سال 2004 در استانبول میباشد. توافقاتی که به «طرح استانبول» معروف میباشد که در جریان نشست ناتو در این شهر چهار کشور؛ قطر، بحرین، کویت و امارات این طرح را امضا کردند و عربستان و عمان در حال بررسی برای پیوستن به آن هستند. در این راستا، العطیه رئیس ستاد ارتش مشترک نیروهای مسلح قطر تاکید کرد که استفاده از حضور ناتو در منطقه برای تحکیم ثبات است و نقش مهمی را در ایجاد توازن ایفا میکند.
2ـ طرح تشکیل کمیته مشترک نظامی: کاخ سفید در 10 ژانویه سال 2008 با ارسال نامهای به تهران از طریق سفارت سوئیس، خواهان تشکیل کمیته مشترک نظامی با ایران در منطقه خلیجفارس شد. این رخداد نیز ریشه تاریخی داشته و آنطور که در خبرها آمده است، آمریکاییها این طرح را در سال گذشته میلادی به ایران پیشنهاد داده بودند. با این حال، مهم این است که در کنار پیشروی ناتو در منطقه خلیجفارس، پیشنهاد آمریکا به ایران علی رغم خصومتهای این کشور قابل تامل است.
3ـ ایجاد پایگاه نظامی قدرتهای ذینفع: اگرچه این مسئله به عنوان یک طرح پیشنهادی محسوب نمیشود اما عملا برخی از کشورهای اروپا در این فاز قرار گرفتهاند. توافقاتی که بین امارات و فرانسه در جریان سفر سارکوزی به منطقه صورت گرفت حاکی از این مسئله است. سارکوزی توافق امارات را جلب کرد که یک پایگاه نظامی دریایی در منطقه جهت حفظ امنیت در منطقه داشته باشد.
4- آخرین طرح امنیتی مربوط به روسها است و به نظر میرسد که روسها با مشاهده رویدادهای گفته شده و در واکنش به این تحرکات، پیشنهاد امنیت و همکاری مشترک را ارائه داد. معاون وزیر امور خارجه روسیه رسما اطلاع داد که روسیه با توجه به نگرانی از اوضاع این منطقه نظر به ایجاد سیستم امنیت منطقهای مشارکتی را با در نظر گرفتن مناطق همه کشورهای حاشیه خلیجفارس و دیگر کشورهای ذینفع مطرح میسازد. روسها همکاریها را نه تنها در زمینه امنیتی بلکه در ابعاد دیگری مانند اقتصادی، فرهنگی و علمی نیز مدنظر قرار داد.
گمانههای هشداری
رویدادهای فوق بیانگر رقم خوردن سرنوشت جدید در پهنه خلیجفارس است. اما مهم انگیزه بازیگران فرامنطقهای و سیاستهای اعمالی آنها در ورای طرحهای پیشنهادی است. در این رابطه چند گمانه مهم مطرح است: گمانه اول، ارائه طرحهای فوقالذکر در واکنش به تحولات در حوزه بحران انرژی و عدم اطمینان در ثبات منطقه است. این گمانه اگرچه بخشی از واقعیت را ابراز میدارد لکن انگیزههای سیاسی و منفعتطلبانه را با ادبیات اقتصادی سرپوش میگذارد. زیرا بحران منطقهای بیش از آنکه ریشه درون منطقهای داشته باشد، ناشی از تعاملات غیرمنطقی غرب در منطقه است. در واقع مسئله اصلی در منطقه خلیجفارس در قالب جنگ منابع در میان قدرتهای اقتصادی و هژمونیک جهان قابل تعریف و شناخت است و به همین جهت امنیت درون منطقه خلیجفارس همواره تحت تاثیر قدرتهای خارجی بوده است.
دومین گمانه، بینالمللی کردن آبراه خلیجفارس به منظور کاهش تاثیر تحول ساختار منطقه بر موقعیت استراتژیک منطقه است. هدف اصلی کاخ سفید در تهاجم نظامی منطقه، تغییر ساختار منطقه در چارچوب راهبردهای نظم جهانی آمریکا بود اما عملا شکست پنتاگون در این تهاجم، پیامدهای معکوسی را ایجاد کرد و در عوض وزن ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی ایران به طور بنیادی متحول گردد. در چنین شرایطی از نظر غربیها موازنه خلیجفارس به نفع ایران به هم خورده است. از همین رو چند طرح امنیتی همزمان در منطقه، معطوف به مهار و مدیریت رفتار ایران ارزیابی میشود. گسترش ناتو به خلیجفارس به منظور ایجاد موازنه صورت میگیرد و درخواست آمریکا از ایران برای کمیته مشترک، سیاست کنترل را دنبال میکند. اما روسها در این میان احساس میکنند که تحرکات ناتو و آمریکا در خلیجفارس و درگیر ساختن ایران در سیستم امنیتی به ضرر آنها تمام شود. از همین رو ماهیت طرح پیشنهادی روسها متفاوت با طرح غربیها است.
سومین گمانه در خصوص طرحهای امنیتی غربیها در خلیجفارس که مکمل گمانه دوم نیز میتواند به شمار آید، برای جلوگیری از خارج شدن فضای امنیتی منطقه از اختیارات آنها است. به عبارت دیگر ریشه این رویدادها به تحرک دیپلماتیک ایران در منطقه خلیجفارس به منظور ایجاد امنیت جمعی بومی برمیگردد. قراردادهای امنیتی دوجانبه ایران با کشورهای منطقه که از چند سال اخیر شروع شده روند همگرایی امنیتی منطقه را بیش از پیش تقویت کرده تا جایی که اعضای شورای همکاری خلیجفارس پس از 28 سال انقلاب حاضر شدند که از رئیسجمهوری ایران دعوت به عمل آورند.
نتیجه
با توجه به گمانههای فوق، لازم است جمهوری اسلامی ایران ضمن تهیه پاسخ مناسب به چنین طرحهایی، فعالیتهای دیپلماتیک خود را در جلوگیری از مداخلات بازیگران فرامنطقهای در مناسبات امنیتی منطقه معطوف سازد.