سیامک باقری
کوشنر وزیر خارجه فرانسه در روزهای اخیر سعی بر اصلاح مواضع خود در قبال ایران داشته است. وی که در یکی از مصاحبههای خود اعلام کرده بود که فرانسه باید خود را برای یک جنگ با ایران آماده کند، در سفر به مسکو به منظور اصلاح این موضعگیری خود تاکید کرد که حاضر به سفر به تهران و مذاکره با دولت ایران میباشد. وزیر خارجه فرانسه مجددا در ملاقات با متکی وزیر خارجه ایران در مقر سازمان ملل ضمن پوزش اعلام کرد که رسانهها سخن او را درست منعکس نکردند به عبارت دیگر او منکر مواضع خصمانه خود علیه ایران شد. آیا رفتار جدید فرانسه به معنای بازگشت به سیاست معقول در قبال ایران است؟ چند دیدگاه در این خصوص قابل طرح است.
دیدگاه اول معتقد است رویکرد خارجی دولت جدید فرانسه هیچگونه تغییری نکرده و مواضع وزیر خارجه این کشور تابع اقتضائات بوده و اصل رویکرد خارجی دولت فرانسه که متمایل به تعارض با ایران است، همچنان باقی است در واقع ایدههای نومحافظهکارانه سارکوزی رئیسجمهور فرانسه مانع از پیروی آیین «گلیسم» در دولت جدید این کشور است و متعاقبا چنین تفکری، پاریس را به شدت از سیاست مستقلانه فاصله انداخته و به سیاستهای نومحافظهکاران آمریکا همگرا و نزدیک کرده است. سیاست جنگطلبانه و ضدهستهای سارکوزی ناشی از گرایش وی به ایدههای نومحافظهکاری است. اتخاذ لحن جنگطلبانه توسط سارکوزی رئیسجمهور فرانسه علیه ایران با ادبیات کاخسفید سنخیت دارد همانگونه که کاخ سفید ایران را به عنوان یک «هژمون مزاحم منطقهای» و برهم زننده معادله قدرت در خاورمیانه تحلیل و سپس سیاستهای خصمانه و جنگطلبانه را علیه ایران تجویز میکند. سارکوزی نیز به همین ترتیب، مناسبات خود با ایران را تنظیم کرده است. سارکوزی مانند بوش برنامه هستهای ایران را بسیار خطرناک توصیف میکند و علیرغم گزارشهای آژانس و همکاریهای اعتمادساز ایران معتقد است که برنامه هستهای ایران حتما به بمب هستهای ختم میشود و در نتیجه هر نوع سختگیری را علیه تهران مجاز میداند.
لذا بر اساس این دیدگاه، رفتار دوگانه وزیر خارجه فرانسه و عذرخواهی او از موضعگیری اتخاذ شده علیه ایران، باید ناشی از یکسری اقتضائات و شرایط موقتی باشد. مهمترین علت در موضع جدید وزیر خارجه فرانسه مسائل و رخدادهای مربوط به صحنه سیاسی لبنان است. روند تحولات لبنان در شرایط جدید مطلوب به نظر نمیرسد در چنین شرایطی موقعیت و نفوذ ایران در لبنان برای فرانسویها مهم تلقی شده است. فلذا به زعم وزارت خارجه فرانسه در صورت افزایش تنش با ایران منجر به تضعیف منافع آنها در لبنان خواهد شد.
دیدگاه دوم معتقد است که موضع اصلاحی کوشنر وزیرخارجه فرانسه نشانههای تغییر رویکرد اولیه دولت جدید فرانسه در قبال ایران است. به عبارت دیگر موضع جدید وزیر خارجه فرانسه ناشی از یکسری واقعیاتی است که رویکرد دولت سارکوزی را تغییر خواهد داد. یکی از این واقعیات، موقعیت ایران در سطوح منطقهای و بینالمللی است. واکنشی که در کشورهای منطقه و جهان علیه مواضع جنگطلبانه دولت فرانسه صورت گرفت در سیستم تصمیمسازی سیاست خارجی فرانسه موثر واقع شد. از سوی دیگر فرانسویها در محاسبات خود از نفوذ منطقهای ایران این مسئله را درک میکنند که نادیده گرفتن آن به منزله پاککردن صورت مسئله است نه حل چالشهای موجود در خاورمیانه .
واقعیت دیگر مناسبات گسترده اقتصادی و تجاری فرانسه با ایران است. فرانسه در میان کشورهای اتحادیه اروپا دومین شریک تجاری ایران محسوب میشود فلذا تیرگی روابط و ایجاد تنش ضربه سنگینی را بر تجار و شرکتهای بزرگ فرانسوی وارد خواهد کرد چنانکه نوع واکنشهای جامعه ایران به مواضع فرانسویها پیام روشنی را به دولتمردان فرانسوی درخصوص آینده روابط اقتصادی داده بود.
سومین واقعیت مربوط به انرژی و سرمایهگذاری فرانسویها در این زمینه میشود. اساسا فرانسه نیاز شدیدی به انرژی منطقه خاورمیانه بهویژه ایران دارد، با توجه به وابستگی روزافزون اقتصاد جهان بر انرژی و رقابت شرکتهای بزرگ برای بستن قراردادهای بلندمدت، دولت فرانسه تنش غیرمنطقی و ناپخته با ایران را تهدیدی برای منافع انرژیک خود با ایران ارزیابی کرده است.
چهارمین واقعیت، جامعه سیاسی فرانسه و گفتمان حاکم بر این کشور است. اگر چه دولت سارکوزی «کنشهای تابع محوری» را پس از روی کارآمدن اتخاذ کرد اما چنین رویکردی با توجه به گفتمان سیاست خارجی فرانسه که همواره آیین گلیسم در راس آن بوده و جامعه سیاسی آن، قادر به تداوم نیست. موضع کوشنر وزیر خارجه فرانسه یکی از نشانههای اولیه همین مسئله است.
نتیجه
هر یک از دیدگاههای فوق واقعیتهایی را مطرح میسازند اما به تنهایی قادر به توضیح رفتارهای «تخیلی ـ تعقلی» دولت سارکوزی نیست. در واقع تاثیر ایدههای نو محافظهکاری سارکوزی و ناپختگی سیاسی وی را بر جهتگیری سیاست خارجی فرانسه نمیتوان نادیده گرفت کما اینکه از تاثیر جامعه سیاسی و حزبی این کشور و آیین گلیسم نیز نمیتوان غفلت کرد. علاوه بر این شرایط و واقعیتهای محیط (ایران، منطقه و بینالملل) در همکاری و تعارض دولت فرانسه با ایران نیز موثر میباشد.
اما رفتار اصلاحی دولت فرانسه نباید به پوزش و عذرخواهی محدود شود. فرانسه باید عملا نشان دهد که قصد او تنش و تیرهسازی روابط خود با تهران نیست این عمل زمانی موثر میشود که دولت فرانسه از همکاری و همراهی خود با آمریکا دست بردارد و بر شرکتها و تجار خود فشار وارد نکند و از موقعیت خود در اتحادیه اروپا و شورای امنیت جهت حل معقول پرونده هستهای ایران استفاده کند.