مرتضیصفار هرندی
نام جامعه مدرسین با تحولات اولین مقطع حیات نظام جمهوری اسلامی پیونده خورده است.
در شمارههای پیشین موضوع اختلاف دیدگاهها در زمینه سیاستهای اقتصادی را مورد بررسی قرار دادیم و گفتیم آن گروهی که حاضر شد در این عرصه در یک روند آزمون و خطا از سرمایه اعتبار معنوی و علمی خود مایه بگذارد، جامعه مدرسین بود. زمانی هم که سخن از پیوند حوزه و دانشگاه شکل جدی به خود گرفت، همه نگاهها به سوی این جایگاه دوخته شد و جالب است بدانیم که یکی از تشکلهایی که تاریخچه آنها در مقاطع اولیه پیوند ویژهای با جامعه مدرسین داشته «دفتر تحکیم وحدت» بوده است. اوج این پیوند مربوط به دورانی است که دفتر تحکیم در ابتکاری به نام انقلاب فرهنگی به این باور رسید که نظام علمی و فرهنگی دانشگاهها برای متحول شدن نیازمند نزدیکی بیشتر به حوزههای علمیه به عنوان حافظان میراث اسلام عزیز است.
از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، دانشجوی مسلمان به دلیل آن که به چشم خود شاهد نقش منجی روحانیت در تحقق یک امر به ظاهر ناشدنی (فرو ریختن یک نظام دیکتاتوری وابسته و بسیار مستحکم) بود، به روحانیت بیش از پیش تمایل یافت. مدتی کوتاه پس از آن که انجمنهای اسلامی دانشجویان در دانشگاههای مختلف به صورت مجموعههایی خودجوش و غیرمتمرکز در تهران درصدد ایجاد اتحادیه برآمدند، در نخستین اقدام به هنگام ملاقات با حضرت امام تقاضای تعیین نمایندهای از سوی ایشان را مطرح ساختند. آنها بنا به خواست امام، افرادی را برای این مسئولیت پشنهاد کردند. شاید اکنون وقتی نام افرادی مثل علی گلزاده غفوری و محمد مجتهد شبستری به عنوان گزینههای دانشجویان برای این امر مورد توجه قرار گیرد برای ما تعجبآور باشد. طبیعی است که امام در میان افراد پیشنهادی دانشجویان هیچ فردی را همانند حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای شایسته چنین مسئولیتی نمییافتند. ما از مقطعی سخن میگوییم که حزب جمهوری اسلامی نام گلزاده غفوری، ابوالحسن بنیصدر و عزتالله سحابی را در میان نامزدهای مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی قرار داده بود و رهبران این حزب برای متقاعدکردن کسی مثل حبیبالله پیمان به عضویت در حزب جمهوری اسلامی تلاش میکردند. در روزهای اول شکلگیری جمهوری اسلامی تنها تشکل فراگیر دانشجویان مذهبی شاخه دانشجویی گروهک منافقین بود.
به طور طبیعی دانشجویان مسلمانی که تسلط این گروهک را نمیپسندیدند گروهی، پرشمار و در عینحال دارای گرایشهای متفاوتی بودند. علاوه بر این، محیطهای دانشگاهی بیشتر با روحانیونی آشنایی داشت که از قبل دارای ارتباطهایی با آنان بودهاند. به هرحال زمانی باید میگذشت تا تفاوت نگاه چنین افرادی با مراد و معشوق دانشجویان مسلمان یعنی حضرت امام(ره) روشن شود. در اولین مراحل اعضایی از جنبش مسلمانان مبارز و... نیز به صورت اقلیت در انجمنهای اسلامی دانشجویان حضور داشتند. در بین اعضای شورای مرکزی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان (دفتر تحکیم وحدت) دانشجویانی عضو حزب جمهوری اسلامی مثل حسین سرخو و از مجاهدین انقلاب اسلامی فردی مانند هاشم آقاجری (دو تشکل سیاسی عمده خط امامی) فعالیت می کردند. اما بیشتر اعضای مرکزیت دفتر تحکیم وحدت را افراد مستقلی تشکیل میدادند که برخی از آنها هم اکنون از مدیران و یا اندیشمندان دانشگاه و حوزه هستند.
از دانشگاه علم و صنعت محمود احمدینژاد، مجتبی ثمره هاشمی و علی احمدی (رئیس کنونی دانشگاه پیام نور) از دانشگاه تهران سیدعباس نبوی (استاد فعلی حوزه و دانشگاه) از دانشگاه صنعتی شریف محمد رحمتی (وزیر فعلی راه و ترابری) از دانشگاه مشهد خانم زهره طبیب زاده (مشاور رئیسجمهور در امور بانوان) را میتوان در زمره این افراد ذکر کرد.
طبیعی بود که هزینههای مالی فعالیت این جمع دانشجوی مسلمان که به تنهایی در برابر گروه های الحادی و التقاطی در دانشگاهها تلاش میکردند بایستی از طریقی تامین میشد. کمک مالی «کمیته تبلیغات امام» در ابتدای شکلگیری دفتر تحکیم وحدت، این دانشجویان را با آیتالله امامی کاشانی رئیس این کمیته مرتبط ساخته بود.
وقتی ایده انقلاب فرهنگی در یکی از جلسات دفتر تحکیم وحدت مطرح شد، برخی معتقد بودند که بایستی همانند فتح لانه جاسوسی این اقدام ابتدا انجام شود و سپس اقدامکنندگان به انتظار تایید و یا رد آن از سوی حضرت امام بنشینند. اما در نهایت با لو رفتن این تصمیم، با توجه به این که خط کلی « ایجاد انقلاب اساسی در دانشگاهها» در پیام نوروزی امام در سال 1359 ترسیم شده بود، اعضای دفتر تحکیم به دنبال تشنجآفرینی گروهکهای چپگرا در دانشگاه تبریز، تصمیم خود را عملی کردند. با وقوع انقلاب فرهنگی وظیفه دفتر تحکیم وحدت به عنوان مجری اولیه این ایده سختتر شده بود. چرا که اجرای ایده سختتر شده بود. چرا که اجرای ایده حضرت امام در ایجاد انقلاب اساسی در دانشگاهها نیازمند یک پشتوانه کلی بود. در ابتدا دفتر تحکیم اردوهایی در شمال تهران برای دانشجویان ترتیب داد. گفتمان حاکم بر این اردو نقد شدید روشنفکری در ایران بود. اعضای اولیه دفتر تحکیم وحدت کلاسهای درس تاریخ معاصر دکتر محمدرجبی و همراهی احمد مسجدجامعی با او در این اردو را فراموش نمیکنند. از جمله مدعوین به این اردو شهید بهشتی بود که متاسفانه دامنه فضاسازیهای منفی علیه او تا درون این تشکل دانشجویی مسلمان و خط امامی کشیده شده بود. با این که رهبر معظم انقلاب نماینده حضرت امام در این تشکل بودند، اما اصولا نگاه مثبتی نسبت به حزب جمهوری اسلامی در آن وجود نداشت. متقابلا اعضای حزب جمهوری اسلامی نیز اعراض این تشکل از قرار گرفتن زیر چتر بخش دانشجویی حزب جمهوری اسلامی را نشانههایی منفی تلقی میکردند و بتدریج تعابیری مثل «دفتر تحکیم قدرت» در پچپچهای آنان شنیده میشد. اقدام انفرادی یکی از اعضای دفتر تحکیم وحدت در نوشتن بیانیهای بر ضدمرحوم دکتر آیت عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی - که نوعی همنوایی با ادعاهای بنیصدر، لیبرالها و منافقین علیه حزب جمهوری اسلامی بود - به این اختلاف، بیشتر دامن میزد. البته این اقدام خودسرانه در آن زمان با اعتراض اکثریت اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت مواجه شد.
پس از انتخاب حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای به ریاست جمهوری، کثرت اشتغالات ایشان مجال انجام کامل وظیفه نمایندگی امام در دفتر تحکیم وحدت را نمیداد. اما حضرت امام همچنان ایشان را نماینده خویش میدانستند و خواستار انتخاب فردی از سوی رهبر معظم انقلاب برای این مسئولیت بودند. انتظار دانشجویان برای بهرهمندی از شخصیتی همانند رهبر معظم انقلاب، با این وضعیت هماهنگ نبود و به طور طبیعی تمایل به شخصیتهای روحانی متعدد، کانونهای مختلفی را در بین اعضای دفتر تحکیم وحدت بر حول محور عالمانی همچون آیتالله حائری شیرازی، آیتالله امامی کاشانی و بالاخره حجهالاسلام والمسلمین سیدمحمد موسوی خوئینیها - که به واسطه حضور در بین دانشجویان فاتح لانه جاسوسی مقبولیت ویژهای داشت - ایجاد کرده بود. ارتباط دفتر تحکیم وحدت با عالمان دینی و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از ابتدای شکلگیری انقلاب فرهنگی در شکل گستردهای آغاز شده بود. نتیجه این ارتباط، در اساسنامه و مرامنامه، دفتر تحکیم وحدت به وضوع قابل مشاهده است. «اعتقاد به نفی هرگونه مکاتب غیرالهی و طرد اعتقاد و اندیشههای مغایر اسلام، اعتقاد به اسلام فقاهتی به عنوان اسلام راستین که در حوزههای علمیه جاری است، اعتقاد به ولایت فقیه، (با حدود و شرایطی که امام خمینی- مدظلهالعالی- بیان کردهاند به عنوان تبلور اسلام راستین و نیابت امام عصر(عج) در زمان غیبت کبرای آن حضرت» و... از جمله اصول کلی مرامنامه دفتر تحکیم وحدت بود. همچنین از جمله شرایطی که بایستی عضو شورای مرکزی از آن برخوردار باشد «داشتن سابقه سالم و صحیح عقیدتی، سیاسی و اخلاقی در اعتقاد و تعهد به ولایتفقیه» بود. به دنبال رهنمود حضرت امام مبنی بر «استمداد از دانشمندان حوزه های علمیه در علوم انسانی و تربیتی» برای تحقق انقلاب فرهنگی یک جمع بیست نفری متشکل از پنج عضو جامعه مدرسین (حضرت آیات محمد یزدی، سیدعلی محقق، ربانی املشی، تجلیل و حجهالاسلام والمسلمین دکتراحمد احمدی) و پنج نفر از طلاب حوزه علمیه قم (آقایان سید منیرالدین حسینی، احمدی یزدی، ایرانی، محمدی عراقی، هریسی) و اساتید دانشگاه (شهیددکتر عضدی، مرحوم دکتر سهلانی، دکتر مکنون، دکتر هاشمی گلپایگانی و مهندس سرزعیم) و پنج عضو دفتر تحکیم وحدت (رحیمی، عزیزی، شهید امیرخانی، رحمانی و احتمالا صادق واعظزاده رئیس فعلی بنیاد نخبگان) به عنوان ستاد اجرایی انقلاب فرهنگی فعالیت خود را آغاز کردند.
برقراری این ارتباط بین حوزه و دانشگاه به تعاملهایی منجر شد که اوج آن را در اجتماع صمیمی و پر شور «وحدت فیضیه و دانشگاه» در مدرسه فیضیه میشد دید. سخنرانی این اجتماع - که مرحوم علامه طباطبایی نیز در آن حضور یافت - از سوی دفتر تحکیم وحدت افرادی مثل مجتبی ثمره هاشمی و هاشم آقاجری و از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم حضرات آیات مکارم شیرازی و یزدی بودند. اجتماعکنندگان همچنین به پای سخنان مرحوم منیرالدین حسینی نشستند. این تلاشی بود که سازماندهنده رکن حوزوی آن جامعه مدرسین و رکن دانشگاهی آن دفتر تحکیم وحدت بود.