ایرنا:قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره پرونده هستهای ایران حاصل جمع بازی پرخطری است که واشنگتن آن را طراحی کرده است. از این رو تهران نمیتواند به آنچه یکشنبه گذشته در شورای امنیت رخ داد و نخستین مرحله از تحریمهای به اصطلاح نرم را علیه ایران تصویب کرد، به دیده یک تصمیم معمول در جامعه بینالملل نگریسته و آن را بپذیرد.
نئومحافظه کاران آمریکایی در سه سال و اندی گذشته استراتژی بلندمدتی را علیه پرونده هستهای ایران آغاز کردند که چند هدف اصلی را دنبال میکرد:
نخست، محروم کردن ایران از حق مسلم کسب فنآوری صلحآمیز هستهای آن هم به این اتهام که تهران یکی از کانونهای مهم مخالفت با سیاستهای استیلا طلبانه آمریکاییان است. در واقع واکنش طبیعی واشنگتن بویژه نئومحافظه کاران حاکم بر کاخ سفید راهکار برخورد با مخالفان خود را در محدودسازی، انزوا و در نهایت تلاش برای تسلیم آنان میداند.
از این رو قطعنامه ۱۷۳۷شورای امنیت حاصل واکنشی است که نئومحافظه کاران آمریکایی در برابر ایران و سیاستهایش بروز دادهاند. تهران بخوبی از انگیزه فرآیندی که منجر به تصویب قطعنامه شد، آگاه است و نمیتواند چنین رفتاری را به رسمیت شناسد.
دوم، به نظر تهران قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل به مثابه مواجهه شورای یادشده با اقدام ملی و مستقل یکی از بازیگران صحنه بینالمللی محسوب میگردد که توانسته است با تکیه بر استعدادهای داخلی و بومی خود به فنآوری صلحآمیز هستهای دست یابد.
به عقیده تهران، همه آنچه را که لازم است تا جامعه جهانی از انگیزهها، ماهیت و کمیت فنآوری هستهای ایران بداند و از حسن نیت این تلاشها آگاه شود، در اختیار بازرسان آژانس بینالمللی انرژی هستهای و حتی سازمان ملل متحد و سرانجام افکار عمومی جهان قرار داده است. مصداق مدعای تهران گزارشهایی است که "محمد البرادعی" و بازرسانش از فرآیند فنآوری هستهای ایران منتشر کردهاند و با وجود همه کاستیهای گزارشهای یادشده هرگز دلیلی مبنی بر غیرصلحآمیز بودن فنآوری هستهای ایران یافت و اعلام نشد.
تهران حق دارد این پرسش را از وجدان جامعه جهانی و نهادهای حقوقی بینالمللی بپرسد که چگونه کشوری که هرگز نشانهای از غیرصلحآمیز بودن فنآوری هستهایاش بروز نکرده است باید تن به تسلیم در برابر قدرتهایی دهد که انگیزه آنها، صرفا کین خواهی و عدم تحمل در برابر تلاش مستقل و بومی برای کسب این فنآوری است.
در باور مردم ایران این پرسش برجسته مینماید که آیا نباید جامعه جهانی از تلاش مستقل یک کشور به منظور ارتقای توانمندی اقتصادی و رفاه مردمش استقبال کند ؟ از این رو تصویب قطعنامه ۱۷۳۷شورای امنیت از نگاه مردم ایران به معنای تلاشی مشکوک و هدفدار برای محروم کردن ملتی است از دانش که میتواند توسعه کشور را در آینده تضمین کند.
سوم، اصرار بلوک همسو با آمریکا برای تعلیق کامل فنآوری هستهای ایران در حالی تداوم دارد که تجربه دستکم ۱۶سال گذشته نشان داده است ایران نه تنها منبع تهدید برای جامعه جهانی و منطقه نیست بلکه در بزنگاههای حساس توانسته است سیاستهای همسو با جامعه جهانی برای مقابله با منابع تهدید اتخاذ کند و مسوولیت پذیری خود را در صحنه عمل به عینه نمایان سازد.
دراین حال تجربه حداقل نیم سال اخیر بخوبی موید این مدعاست که رژیم اسراییل به عنوان منبع بیثبانی در منطقه حداقل عامل اصلی شعلهور شدن دو جنگ در فلسطین و لبنان شد و توانست به پشتوانه حمایتهای مستقیم نئومخافظه کاران آمریکایی لطمات سنگینی را بر بنیانهای اقتصادی ملتهای فلسطین و لبنان وارد آورد.
نکته مهمتر اینکه تل آویو بعنوان یکی از اصلیترین صاحبان فنآوری هستهای نظامی، هرگز تن به قواعد بینالمللی برای نظارت بر فعالیتهایش نداده و هرگونه درخواست برای پاسخگویی را از سوی همه نهادهای بینالمللی یا بدون پاسخ گذاشته یا به شدت مورد اعتراض قرار داده است !
به باور ملت ایران، قطعنامه ۱۷۳۷شورای امنیت به مفهوم نادیده گرفتن حقوق مسلم ایرانیان در امر فنآوری صلحآمیز هستهای و نیز اعمال تبعیضی آشکار به سود رژیم اسراییل است.
سوم، آنچه به تعاملات دیپلماتیک میان بازیگران جامعه بینالمللی فرجام می دهد، درک متقابل طرفین از هم در این تعامل است. به نظر تهران، قطعنامه ۱۷۳۷شورای امنیت سازمان ملل، فراتر از فنآوری هستهای ایران، اهداف گستردهتری را دنبال میکند ک مهمترین آن مستاصل کردن تهران است.
این وضع در حالی است که تهران بانی اقدام علیه خود را نئومحافظه کاران آمریکایی میداند که اصولا از به رسمیت شناختن انقلاب اسلامی ایران و نظام جمهوری اسلامی ابا داشته و هرگز تحمل آن را ندارند چون به طور اصولی در تعارض کامل با نگرشهای انقلاب قرار میگیرند.
ایران نمیتواند قطعنامه ۱۷۳۷را بپذیرد چون آن را نقطه عزیمت تلاشها برای ناکام کردن جمهوری اسلامی میداند. بنابراین تهران با درک کامل از اهدافی که بنیانهای نظام جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است و نئومحافظه کاران آمریکایی بر اجرای آن به عنوان مرحله اصلی از استراتژی استقرار هژمونیک خود در سطح جهان و منطقه اصرار دارند، قطعنامه ۱۷۳۷را چالشی میداند که بایستی در واکنش نسبت به آن، از حقوق خود دفاع میکند.
چهارم، همسویی متحدان غربی آمریکا با نئومحافظه کاران در اعمال فشار بیشتر بر تهران، سبب میشود ایرانیان بیش از گذشته به همدلی با یکدیگر در دفاع از حقوق مسلم خود ترغیب شوند و فرصتی را فراهم میآورد تا الگویی از مقاومت در برابر اجبار مخالفان خارجی را به رخ جهان بکشند.
تجربه انتخابات ۲۴آذر گذشته و مشارکت گسترده مردم در آن، واکنشی است به تلاشهای جاری در جامعه بینالمللی و به ویژه مخالفان که در بزنگاههای حساس، ملت و نظام سیاسی کنار هم و متحد با یکدیگر از منافع ملی و امنیت ملی خود جانانه دفاع میکنند.
پیام ۲۴آذر میتواند برای مخالفان ایران موثر باشد، اگر به نیکی آن را درک و در تحلیلهای خود به عنوان یک پارامتر اصلی در مواجهه با ایران لحاظ کنند.
سرانجام اینکه تصویب قطعنامه ۱۷۳۷شورای امنیت در نگاه ایرانیان اقدامی است مستقیم از سوی آمریکاییان که انزوای ایران را در جامعه بین المللی تعقیب میکنند اما تهران برای واکنش به این تلاش دست بسته نیست و مخالفان آن باید این مهم را به درستی درک کنند.