تابستان داغ و بحرانی آمریکا در لبنان محقق نگردید چون قدرت و توان آمریکا برای اجرای آن علیرغم بهره گیری از امکانات خود محدود است. و این حزب الله بود که در ایام جشن پیروزی‌های جنگ 33 روزه بر دشمن، بزرگترین شادی‌ها را برای لبنانی‌ها به ارمغان آورده است.

"> لبنان؛ بهار ظفر و شادمانی /علی امینی
صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۶  ، 
کد خبر : ۴۵۸۲۶

لبنان؛ بهار ظفر و شادمانی /علی امینی

تابستان داغ و بحرانی آمریکا در لبنان محقق نگردید چون قدرت و توان آمریکا برای اجرای آن علیرغم بهره گیری از امکانات خود محدود است. و این حزب الله بود که در ایام جشن پیروزی‌های جنگ 33 روزه بر دشمن، بزرگترین شادی‌ها را برای لبنانی‌ها به ارمغان آورده است.


لبنان کوچکترین کشور خاورمیانه است که طی چند سال گذشته به یکی از مهمترین کشورهای تاثیرگذار بر محیط منطقه‌ای و بین‌المللی مبدل شده است. زمانی در جنگ 33 روزه که تمام دستگاه سیاست خارجی آمریکا درگیر بحران لبنان و غالب کردن رژیم صهیونیستی در جنگ علیه مقاومت لبنان بود، رایس، وزیر خارجه آمریکا، لبنان را دروازه ورود به «خاورمیانه جدید» دانست و جنگ 33 روزه را تلاشی برای ورود به فضای جدید در منطقه قلمداد کرد. فرایندی که او به "زایمانی سخت" از آن یاد کرد.
او امیدوار بود که نتیجه این زایمان به سود آمریکا، رژیم صهیونیستی و جریانهای عربی همسوی واشنگتن و تل‌آویو رقم خواهد خورد.
بر خلاف انتظارات مقامات آمریکا و رژیم صهیونیستی، آنها در جنگ 33 روزه با مقاومت، شکست سختی خوردند اما این شکست منجر به آن نشد که آنها از لبنان عقب‌نشینی کنند و در حقیقت در فردای جنگ 33 روزه جنگ در لبنان در قالب سیاسی، امنیتی و تبلیغاتی- روانی آغاز شد. هدف آمریکا، رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی منطقه که به طیفی از گروههای وابسته داخلی لبنان پیوند خورده بود شکست اراده مقاومت و جدا کردن لبنان از سوریه و ایران بود، هدفی که علیرغم همه تلاشهای منطقه‌ای و بین‌المللی هنوز نه تنها نتوانسته است موفق شود بلکه آنها در فرایند تلاشهای خود متحمل شکست‌های سنگینی شده‌اند.
آنها که از "تابستانی داغ و بحرانی" برای لبنان سخن گفته بودند امروز نظاره گر "تابستانی شادمان" در لبنان هستند اما نه برای خود که برای حزب الله و مقاومت لبنانی. حزب الله لبنان نه تنها بر تابستان داغ و بحرانی مربع شوم غلبه کرد بلکه از "بحران دولت سازی" نیز به سلامت عبور کرد و در تابستان بهاری خود در میان تعجب افکار عمومی جهان، "اسرای لبنانی" را نیز از چنگال دژخیمان صهیونیستی آزاد کرد تا مجموعه‌ای از شادی‌ها را به لبنانی‌ها تقدیم کند. لبنانی که امروز سنگر مستحکم مقاومت اسلامی‌در مقابل قدرتهای منطقه‌ای و استعمارگر بین‌المللی محسوب می‌شود.
غلبه بر تابستان داغ آمریکا
در اوایل فصل بهار و در نیمه دوم فروردین ماه سال جاری، "دیوید ولش"، دستیار ارشد وزیر امور خارجه آمریکا در سفری که به عربستان سعودی داشت در میزگردی با حضور "سعود الفیصل"، وزیر امور خارجه عربستان از "تابستانی داغ و بحرانی" برای لبنان سخن گفت. اعلام این مطلب در حضور وزیر خارجه عربستان، بیانگر توافق این دو کشور برای طرحی مشترک برای مقابله با حزب الله لبنان در تابستان است.
پس از اینکه "ولش" از تابستانی داغ برای لبنانی‌ها سخن گفت، بسیاری از تحلیل گران و ناظران سیاسی از بحرانهای به شدت فزاینده امنیتی و درگیریهای خونین داخلی نظیر جنگهای خانمانسوز دهه 70 و 80 میلادی برای لبنان سخن می‌گفتند. به زعم آنها آمریکا دیگر تحمل پیروزیهای روز افزون حزب الله را ندارد و با استفاده از توانمندیهای خود در منطقه و لبنان، تابستانی خونین را بر لبنان با هدف خلع سلاح حزب الله بر لبنان تحمیل کند. غافل از اینکه قدرت آمریکا برای اجرای این طرح بسیار محدود است.
در چارچوب طرح مشترک آمریکایی- صهیونیستی و عربی قرار بود در ششم اردیبهشت ماه هواپیماهای ویژه و فوق مدرن رژیم صهیونیستی در عمق خاک لبنان، مقر سید حسن نصرالله، رهبر حزب الله و مقاومت لبنان را بمباران کنند. همگام با این کار "ولید جنبلاط"، رهبر بخشی از دروزی‌های لبنان با استفاده از نیروهای کماندوی خود که قبلا توسط آمریکا مجهز، مسلح و سازماندهی می‌شوند به مقر بمباران شده دبیر کل حزب الله یورش ببرند و کار احیاناً ناتمام تهاجم هوایی رژیم صهیونیستی را تمام کند. با اجرای این طرح، طبیعتاً لبنان با درگیریهای خونین جناحهای 14 مارس و 8 مارس مواجه خواهد شد و زمینه‌های حضور مستقیم نظامی‌آمریکا برای خلع سلاح مقاومت از طریق شورای امنیت فراهم می‌شود. برای هماهنگی طرح مذکور، "جیمز جفری"، رئیس عملیات ویژه سازمان سیا و مرتبط با "الیوت ابرام"، مسئول میز لبنان در وزارت خارجه آمریکا به همراه ژنرال "ایوب" یکی از فرماندهان ارشد اطلاعاتی رژیم صهیونیستی وارد لبنان شوند. آنها ماموریت داشتند تا زمینه‌های لازم را برای اجرای عملیات "تابستان داغ" با ترکیبی از عملیات تروریستی رژیم صهیونیستی با استفاده از هواپیماهای مدرن و آشوب داخلی از سوی عناصر 14 مارس فراهم کنند. در این میان یک مقام اطلاعاتی لبنان افشا کرد که فرانسوی‌ها نیز از طریق "کریم پاکزاد" مسئول حزب سوسیالیست فرانسه به تیم عملیاتی مشترک آمریکا، عربستان، رژیم صهیونیستی و 14 مارس پیوسته است.
اعزام ناو قبلی یو- اس- اس-کول آمریکا به مدیترانه و آبهای ساحلی لبنان، اعزام فرمانده نیروهای آمریکایی در خاورمیانه به لبنان و مذاکرات وی با گروههای 14 مارس و نیز مواضع حمایتی مکرر بوش از جریان 14 مارس و مواضع تند وی بر علیه حزب الله و مقاومت لبنانی تکمیل کننده طرح "تابستان داغ لبنان" بود.
این طرح از سوی حزب الله افشا شد و عملاً اصلاح آن از هم گسسته گردید تا جایی که ولید جنبلاط، رئیس حزب سوسیالیست ترقی خواه لبنان نزد طایفه دروزی‌ها بی آبرو شد. "شیخ عقلی"، رهبر هندی دروزی‌ها همکاری جنبلاط با رژیم صهیونیستی و آمریکا برای بمباران مقر حزب الله و کشاندن لبنان به درگیریهای خانمانسوز داخلی را بشدت تقبیح کرد و "طلال ارسلان" چهره برجسته دروزی‌ها که رهبری بخشی از دروزی‌های لبنان را بر عهده دارد و در آن گروه 8 مارس قرار داد حملات تندی را متوجه ولید جنبلاط نمود. از سوی دیگر "زئیفی فرکش"، رئیس سابق شعبه اطلاعاتی نظامی رژیم صهیونیستی اعلام کرد که افشاگری حزب الله، همه زحمات سه ساله اسرائیل را در یک شب بر باد داد. این رژیم همچنین به طراحان تابستان داغ هشدار داد تا زمانی که حزب الله به سیستمهای پیچیده ارتباطی و مخابراتی، مجهز است شکست این جنبش امکان پذیر نیست. چرا که حزب الله از طریق شنود مکالمات طراحان بین‌المللی، منطقه‌ای و داخلی پروژه تابستان داغ به آن دسترسی پیدا کرده و آن را افشا نموده است.
با افشا و خنثی شدن عملیات مشترک مربع شوم آمریکا، عربستان، رژیم صهیونیستی و گروههای 14 مارس برای تابستان لبنان، عمداً روند برخورد با حزب الله و به چالش کشانده شدن آن وارد فاز جدیدی شد. این فاز جدید در حقیقت جایگزینی فاز اول بود تا در صورت عدم موفقیت و یا لو رفتن به اجرا درآید.
پس از اعلام مقامات رژیم صهیونیستی که مشکل اصلی، سیستم مخابراتی حزب الله است ولید جنبلاط پس از بازگشت از سفری که به آمریکا داشت، شبکه مخابراتی حزب الله را نشانه گرفت و اعلام کرد این شبکه قانونی نیست و بایستی برچیده شود. مواضع جنبلاط که با جنجال رسانه‌ای و مطبوعاتی گروههای 14 مارس همراه بود "سمیر جعجع" رهبر شبه نظامیان قراه اللبنانیه را واداشت تا طی مصاحبه‌ای با مطبوعات و سپس طی بیانیه‌ای از خطرناک بودن سیستم‌های مخابراتی حزب الله برای 14 مارسی‌ها سخن بگوید و خواهان برخورد قاطع دولت با این شبکه شود. متعاقب سخنان "زئینی فرکش" مقام ارشد اطلاعاتی صهیونیستی، ولید جنبلاط و سمیر جعجع از رهبران گروه 14 مارس، "دولت نیم بند فؤاد سنیوره" تشکیل جلسه داد و خواهان عزل وفیق شقیر، فرمانده امنیتی فرودگاه بیروت که به زعم گروههای 14 مارسی نقش مهمی در کنترل آمریکایی، صهیونیستها و ... در فرودگاه بیروت داشته و از جمله طرفداران جنبش شیعی امل است شد و نیز دستور جمع آوری سیستم‌های مخابراتی حزب الله را به وزیر دادگستری صادر نمود.
متعاقب این دو تصمیم، شبه نظامیان گروه‌های 14 مارس، اعم از نیروهای ولید جنبلاط، سمیر جعجع، سعد الحریری و ... به درگیریهای خیابانی روی آوردند. مردم و رزمندگان حزب الله را هدف قرار دادند.
سید حسن نصرالله تصمیم دولت علیه شبکه مخابراتی مقاومت را اعلان رسمی جنگ به حزب الله قلمداد کرد و خواهان لغو دو مصوبه دولت شد. اما دولت فؤاد سنیوره به جای عقب نشینی، به گسترش و تشدید درگیریهای داخلی اهتمام بیشتری نمود. به زعم آنها حزب الله از درگیریهای داخلی واهمه دارد و تحت فشار گروههای 14 مارس مجبور می‌شود در مذاکرات سیاسی احتمالی از مواضع اصولی خود عقب نشینی کند.
بی توجهی دولت به خواسته‌های دبیر کل حزب الله سبب شد تا نیروهای حزب الله وارد عمل شدند و ظرف چند ساعت بر تمام بیروت مسلط شوند و شبه نظامیان مجهز و مسلح 14 مارس را دستگیر و تحویل ارتش دهند.
پس از سقوط بیروت و محاصره کامل آن توسط بخشی از نیروهای حزب الله، کشورهای عربی سراسیمه در قاهره تشکیل جلسه دادند و یک تیم 5 نفره را مامور حل و فصل اختلافات داخلی لبنان نمودند. این تیم که ترکیبی از وزرای امور خارجه 5 کشور عربی و از جمله قطر بود دو روز بعد در دوحه پایتخت قطر با حضور سران گروههای 14 مارس، سران احزاب هوادار مقاومت لبنان و سه نمایند از حزب الله لبنان تشکیل جلسه داد و پس از دو روز بحث و بررسی به تشکیل "دولت وحدت ملی" در لبنان تن داد.
فرایند دولت سازی
اجلاس دوحه و تشکیل دولت وحدت ملی در لبنان در حقیقت یک شکست بزرگ سیاسی برای آمریکایی‌ها و جریانهای منطقه‌ای وابسته و گروه اقماری داخلی آنها در لبنان بود. چرا که جنبش حزب الله در اجلاس دوحه توانست به تمام خواسته‌های خود نائل آید و جریان 14 مارس را در مقابل خواسته‌های خود به تسلیم وا دارد.
به این ترتیب تشکیل دولت وحدت ملی در لبنان پس از غلبه حزب الله به طرح تابستان داغ آمریکا دومین پیروزی بزرگ این جنبش و بزرگترین هدیه به ملت لبنان بود که بیش از 18 ماه با بحران دولت سازی مواجه بود و بیش از 7 ماه نیز فاقد دولت قانونی بود. در طول 18 ماه قبل از تشکیل دولت وحدت ملی 19 جلسه پارلمان برای تشکیل دولت وحدت ملی و عبور از بحران دولت سازی عملاً با بازیگری جریانهای گروه 14 مارس ناکام مانده بود و اشتباه استراتژیک دولت سنیوره و گروههای 14 مارس در تصویب دو مصوبه خود و از جمله برخورد با شبکه مخابراتی حزب الله عملاً این جریان را کاملاً مستأصل نمود. تردیدی نیست که توان آنها برای محدودسازی حزب الله در داخل لبنان بسیار نامحدود است اما آنها تصور می‌کردند از آنجایی که حزب الله از درگیریهای داخلی وحشت دارد و درگیریهای داخلی "خط قرمز" حزب الله است تحت شرایطی خاص می‌توانند حزب الله را ناگزیر به عقب نشینی از مواضع خود بکنند. غافل از اینکه آنها در مقابل توان حزب الله در عرصه امنیتی، نظامی چیزی برای ارائه ندارند.
1- در اجلاس دوحه، مقرر شد که دولت وحدت ملی با ترکیبی از 16 وزیر از گروههای14 مارس، 11وزیر از 8 مارس، و3 وزیر از سوی رئیس جمهور تشکیل شود. این ترکیب از جمله خواسته‌های حزب‌الله بود که از حدود دو سال پیش مطرح شده است. آن زمان حزب‌الله خواهان ثلث+1 کابینه برای گروههای اپوزیسیون دولت شد که جریان حاکم تحت فشارهای آمریکا هیچگاه به این خواسته تن نداد. آن ‌زمان"زلمای خلیل‌زاد" سفیر آمریکا در سازمان ملل از این خواسته تحت عنوان "تلاش حزب الله برای دستیابی به حق وتو در کابینه" سخن گفت. اما این خواسته حزب الله در اجلاس دوحه محقق گردید و به این ترتیب جریان مقاومت در دولت لبنان دارای حق وتو گردید. از این پس، دولت بدون نظر ثلث + یک کابینه که از طرفداران مقاومت و اعضای گروههای آن هستند نمی‌تواند مصوبه‌ای نظیر آنچه که در موضوع عزل فرمانده امنیتی فرودگاه، برچیدن شبکه مخابراتی حزب الله و یا درخواست از مجامع بین‌المللی برای پی‌گیری قتل حریری در مجامع حقوقی سازمان ملل و ... مصوب نمایند.
2- در این اجلاس مقرر شد که "میشل سلیمان" به عنوان رئیس جمهور لبنان برگزیده شود میشل سلیمان از دوستان نزدیک بشار اسد و از هواداران مقاومت است. و از جمله گزینه‌های اولیه حزب الله، برای پست ریاست جمهوری لبنان پس از امیل لحود بود. تسلیم شدن جریان 14 مارس در مقابل این خواسته حزب الله در حقیقت یک پیروزی دیگر برای حزب الله تلقی می‌شود. میشل سلیمان پیش از اجلاس دوحه صراحتاً اعلام کرده بود که درگیر کردن سلاح مقاومت در داخل لبنان خیانت به لبنان و ایجاد فرصت برای اسرائیل به منظور حمله مجدد به لبنان است. وی تلاش گروههای14 مارس برای درگیر کردن ارتش با حزب الله و مقاومت را تقبیح نمود و رسماً اعلام کرد که ارتش هیچگاه با مقاومت درگیر نمی‌شود. پس از انتخاب به عنوان رئیس جمهور بر این مواضع خود نیز چندین بار اصرار نمود و اعلام کرد سلاح مقاومت سلاح لبنان است و تا تجاوزگری وجود دارد این سلاح هم در دستان مقاومت وجود دارد.
3- اصلاح قانون انتخابات و بازگرداندن روند انتخاباتی از قانون 1990 که در پیمان طائف گنجانیده شده بود به قانون انتخابات سال 1960 که روی طایفه‌ای و شهرستانی (و نه استانی) تاکید می‌کند نیز از جمله خواسته‌های اولیه حزب الله است که در اجلاس دوحه تصویب شد و فرایند انتخاباتی را به نفع حزب الله رقم زد. با اجرای این قانون، در انتخابات پارلمانی آینده که در اردیبهشت ماه سال بعد انجام می‌شود حداقل 60 تا 65 درصد مجلس 120 نفره لبنان از آن حزب الله و گروههای مقاومت خواهد بود.
4- عدم استفاده از سلاح در درگیریهای داخلی نیز که از جمله مصوبات اجلاس دوحه بود عملاً به سود حزب الله و مقاومت لبنانی تمام شد. چرا که حزب الله از اول مخالف درگیریهای نظامی میان گروههای داخلی بوده و حل مشکلات سیاسی را از طریق مذاکره و گفت و گو دنبال می‌کرد. اما این جریان 14 مارس بودند که تحت فشارهای آمریکایی، صهیونیستی و برخی از کشورهای عربی منطقه مثل عربستان به رویارویی‌های نظامی داخلی کشیده می‌شدند.
در اجلاس دوحه برخی از گروههای 14 مارسی تلاش کردند که موضوع خلع سلاح مقاومت را به عنوان یک بند در مصوبات اجلاس دوحه وارد کنند اما موفق نشدند.
پس از اجلاس دوحه گروههای 14 مارسی که خود را شکست خورده می‌دیدند تلاش کردند که فرصت سوزی کنند و تشکیل دولت وحدت ملی را به عقب بیاندازند اما تحت فشارها و هشدارهای رئیس مجلس، نبیه بری و گروههای 8 مارس سرانجام تسلیم شدند.
پس از انتخاب رئیس جمهور در مجلس و رأی قاطع نمایندگان به وی، فؤاد سنیوره از سوی رئیس جمهور ماموریت تشکیل دولت شد. هر چند کارشکنی‌هایی از سوی گروههای 14 مارس انجام شد تا درگیریهای داخلی مانع تشکیل کابینه گردد اما سرانجام آنها مغلوب فشارهای رقبا شدند. در انتخاب وزراء سعی شده که وزارتخانه‌های خاص در اختیار یک گروه و یا جریان سیاسی قرار نگیرد. وزیر خارجه در اختیار شیعیان (جنبش امل نبیه بری)، وزیر دارایی در اختیار سنی‌ها (گروه مستقل حریری)، وزیر دفاع در اختیار مسیحیان ارتدوکس، وزیر کشور در اختیار مسیحیان مارونی (گروه آزاد میشل عون) و وزیر دادگستری در اختیار مسیحیان ارتدوکس قرار گرفت.
وزارتخانه‌های مذکور وزارت خانه‌های حساس هستند که گروههای 14 مارس برای آن برنامه ریزی کرده بودند اما با تدبیر رئیس جمهور و رایزنی مداوم گروههای 8 مارس به صورت عادلانه‌ای میان همه گروههای لبنانی تقسیم شدند به نحوی که هیچ کدام قادر نباشند از آنها در راستای اهداف سیاسی خود بهره برداری کنند.
در این میان با توجه به حساسیت اوضاع امنیتی داخلی و عبور از وضعیت جاری و آماده سازی فضای آرام برای انتخابات آتی پارلمانی (کمتر از یکسال آینده)، و نیز تهدیدات مکرر رژیم صهیونیستی علیه حاکمیت و استقلال ارضی لبنان انتخاب وزیر سه وزارتخانه و از جمله دو وزارتخانه کشور و دفاع در اختیار رئیس جمهور، میشل سلیمان قرار گرفت که وی آنها را به ترتیب در اختیار مسیحیان مارونی و مسیحیان ارتدوکس قرار داد.
جریان المستقبل حریری برای وزارت دادگستری خیلی سرمایه گذاری کرده بود تا با استفاده از آن بتوانند حرف سیاسی خود یعنی پیگیری قتل رفیق حریری را از مجامع بین‌المللی دنبال کنند و زمینه‌های دخالت بیشتر خارجی‌ها را در امور داخلی لبنان به نفع خود تقویت کنند. با تدبیر رئیس جمهور، این وزارتخانه نیز در اختیار مسیحیان ارتدوکس قرار گرفت. با این تدبیر در حقیقت جریان 14 مارس کاملاً خلع سلاح شدند.
اگر چه دوره وحدت ملی، با عمر کوتاه و دولتی یک ساله است و پس از انتخابات پارلمانی در اردیبهشت ماه، دولت 4 ساله از دل آن بیرون می‌آید اما با توجه به اینکه این دولت چند وظیفه مهم از جمله برگزاری انتخابات پارلمانی، مجدد از فضای جاری امنیتی، حفظ سلاح مقاومت و کاهش فشارهای بین‌المللی و ملاحظات خارجی، مقابله با تهدیدات روز افزون رژیم صهیونیستی و ... بر عهده دارد از اهمیت بسزایی برخوردار است.
در هر صورت با توجه به حضور 16 پست وزارتی 14 مارسی‌ها در کابینه انتظار موفقیت در همه عرصه‌ها برای آن متصور نیست اما در مجموع ترکیب متوازن کابینه مانع تکروی‌های گروههای 14 مارس در کابینه می‌شود.
تبادل نامتوازن
موفقیت حزب الله در آزادسازی همه اسرای لبنانی در چنگال دژخیمان رژیم صهیونیستی یکی دیگر از پیروزیهای بزرگ حزب الله است که زمانی که در کنار پیروزیهای داخلی مثل عبور از تابستان داغ بحرانی، فرایند دولت سازی و تشکیل دولت وحدت ملی قرار می‌گیرد.
از حزب الله جنبشی "معجزه آفرین" و "خارق‌العاده" می‌سازد. حزب الله توانست بدون مذاکره مستقیم با رژیم صهیونیستی همه زندانیان لبنانی و از جمله قدیمی‌ترین زندانی لبنان یعنی "سمیر قنطار" که مدت 30 سال اسیر رژیم صهیونیستی بود آزاد کند و ضربه‌ای سخت بر کالبد متزلزل رژیم صهیونیستی وارد کند. در طول حیات سیاسی 60 ساله این رژیم، این اولین بار است که یک جریان عربی بدون مذاکره مستقیم و بدون دادن امتیاز توانسته اسیران ملت خود را آزاد کند.
آزاد کردن دهها اسیر لبنانی و فلسطینی و بازگشت دهها پیکر مطهر شهدای مقاومت از سرزمینهای تحت اشغال رژیم صهیونیستی، در مقابل تحویل تنها 2 جسد سرباز صهیونیستی برگ برنده‌ای برای حزب الله محسوب می‌شود. جالب اینکه صهیونیست‌ها تا زمان تحویل اجساد 2 سرباز خود از زنده و یا مرده بودن آنها هیچ اطلاعاتی نداشتند. هدف آنها از جنگ 33 روزه برای آزادی همین دو سرباز صهیونیستی بود که همان زمان سید حسن اعلام کرد که آزادی اینها تنها با گفت و گو و مذاکره غیرمستقیم انجام می‌شود و نه جنگ. و این وعده صادقه دبیر کل پس از 2 سال و در سالگرد آن جنگ با میانجیگری سازمان ملل و کشور آلمان عملی شد. آزادی اسرای لبنانی و از جمله سمیر قنطار که از سوی صهیونیست‌ها به 3 بار اعدام محکوم شده بود خفتی عظیم برای صهیونیستها، آمریکایی‌ها و عقبه‌‌های منطقه‌ای و داخلی آنها در لبنان است که در انتظار تابستانی داغ و بحرانی برای لبنان بودند.
موفقیتهای پی در پی حزب الله در عرصه داخلی و در محیط بین‌المللی و دیپلماسی خارجی از این جنبش یک قوه معادله‌ساز و تاثیرگذار بر فرایندهای سیاسی و امنیتی ایجاد نموده که هیچ قدرت منطقه‌ای و بین‌المللی قادر نیست قدرت و تاثیرگذاری حزب الله را نادیده بگیرد. این حزب الله بود که در دو سال پیشبرد در تابستان 85 اسطوره شکست ناپذیری رژیم صهیونیستی را در هم کوبید و این رژیم را پس از آن با بحرانهای سیاسی، امنیتی، روحی و روانی مواجه ساخت که امروزه حتی خوش‌بینانه‌ترین تحلیل گران سیاسی رژیم صهیونیستی از استمرار بقای حیات سیاسی این رژیم تردید دارند. بسیاری از تحلیل‌گران منطقه‌ای و بین‌المللی و از جمله تحلیل گران آمریکایی و اروپایی، به تداوم حیات رژیم صهیونیستی و عبور از بحرانهای فزاینده هویتی امیدی ندارند و متلاشی شدن قریب‌الوقوع آن را احتمال می‌دهند و حتی به دولتمردان آمریکا توصیه می‌کنند که به تدریج از دردسرهای متلاشی شدن این رژیم فاصله بگیرند و منافع کلان تر آمریکا را قربانی یک پایگاه متلاشی شده صهیونیسم بین‌المللی نکنند.
به این ترتیب تابستان داغ و بحرانی آمریکا در لبنان محقق نگردید چون قدرت و توان آمریکا برای اجرای آن علیرغم بهره گیری از امکانات خود محدود است.
و این حزب الله است که برای مردم لبنان "تابستانی شادمان" آفریده است تابستانی که در ایام جشن پیروزی‌های جنگ 33 روزه بر دشمن صهیونیستی، بزرگترین شادی‌ها را برای لبنانی‌ها به ارمغان آورده است.
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات