هنگام ریشهیابی زمینههای هجوم اخیر رژیم صهیونیستی به لبنان، برخی کارشناسان آغاز ماجرا را به عملیات نظامی حزب الله در شمال فلسطین اشغالی که طی آن چند نظامی صهیونیست کشته و مجروح و دو نفر نیز اسیر شدهاند، معطوف میکنند. این در حالی است که اقدام حزبالله در واقع واکنشی نسبت به تهاجمات قبلی رژیم صهیونیستی به لبنان و نقض مکرر آتشبس بین دو کشور و مهمتر از همه تلاش برای آزادی اسرای لبنانی از چنگ رژیم صهیونیستی بود. اما انگیزههای اصلی رژیم صهیونیستی در آغاز ماجرا ریشه در مسائلی دیگر دارد که شناخت آن در تحلیل کلان ماجرا و سیر تحولات آینده، بسیار ضروری خواهد بود.
1/1_ دلایل اقدام حزبالله
علیرغم عقبنشینی اسرائیل از لبنان در سال 2000 میلادی، این رژیم هر از چند گاهی و به بهانهای حریم هوایی و یا زمینی لبنان را نقض و سعی در حفظ حالت نظامی و تهدید علیه لبنان داشت که این وضعیت در طی هفتههای اخیر ودر پی آغاز درگیری بین حماس و رژیم صهیونیستی شدت یافته بود.
مستندات حزبالله در مقابله با رژیم صهیونیستی را میتوان بدین شرح برشمرد:
1_ تداوم اسارت تعداد زیادی از مردم و رزمندگان لبنانی در نزد رژیم صهیونیستی که تاکنون این رژیم از آزادی آنها خودداری نموده است.
2_ تداوم اشغال بخشی از سرزمین لبنان توسط صهیونیستها (مزارع شبعا) که درگیری اخیر نیز که منجر به اسارت تعدادی ازسربازان رژیم صهیونیستی شده بود، در این منطقه به وقوع پیوسته است.
3_ ندادن نقشه مینهای کاشته شده در لبنان توسط رژیم صهیونیستی که این امر ضمن مغایرت با قوانین حقوقی بینالمللی، پیامدهای ناگواری راهم برای مردم لبنان در پی دارد.
4_ تجاوز مکرر هوایی به لبنان خصوصاً بعد از درگیریهای اخیر میان رژیم صهیونیستی با دولت قانونی فلسطین (حماس) در غزه و دیگر مناطق فلسطینی نشین .
5_ انجام اقدامات گسترده جاسوسی در لبنان که به دستگیری تعداد زیادی از جاسوسان موساد در لبنان منجر شده است. یک مورد از این دستگیریها در تاریخ 20/4/85 (یک روز قبل از آغاز تهاجم اسرائیلیها به لبنان) به وقوع پیوست. روزنامه اماراتی «الاتحاد» در این زمینه مینویسد: نیروهای امنیتی لبنان در حالی که حسینالخطاب مرد شماره 2 یکی از شبکههای موساد را در لبنان تعقیب میکردند، توانستند این فرد را دستگیر کنند.
نکته جالب توجه در این زمینه عدم اجازه آمریکا و فرانسه به سیستم امنیتی لبنان برای بازجویی از این افراد است. به نوشته روزنامه الاتحاد «نایب آغازی» یکی از اعضای فراکسیون توسعه و آزادی مجلس لبنان درباره دستگیری اعضاء موساد در لبنان اعلام کرد که سفیران آمریکا و فرانسه خواهان توقف بازجویی از این جاسوسان در لبنان شدند زیرا این روند به ضرر اسراییل و منافع آمریکا در لبنان و منطقه تمام خواهد شد. بنا بر اعلام وزیر دفاع لبنان، شبکه جاسوسی کشف شده خطرناکترین شبکه جاسوسی در چند دهه اخیر به شمار میرود که اعضاء آن به تجهیزات پیشرفته مجهز بودند.
اما آخرین دستگیری از جاسوسان مربوط به روز جمعه 30 تیرماه است که طی آن سرویسهای اطلاعات ارتش لبنان موفق شدند یکی از شبکههای جاسوسی اسراییل را در لبنان منهدم کنند.
روزنامه «السفیر» چاپ لبنان در روز شنبه 31/4/85 به نقل از یک مقام سرویس اطلاعاتی لبنان مینویسد:
اعضاء این شبکه جاسوسی اعتراف کردند که با توجه به تجهیزات پیشرفتهای که در اختیار داشتند، اطلاعات مختلف را در اختیار جنگندههای اسراییلی قرار میدادند و جنگندههای اسراییلی نیز اهداف و مواضع مشخصی را در جنوب لبنان بمباران میکردند.
6- ترور فعالان فلسطینی در لبنان با استفاده از خودروهای بمبگذاری شده و یا موشکهای هدایت شونده که آخرین مورد آن ترور «محمود المجذوب» و «نضال المجذوب» از رهبران جهاد اسلامی در شهر ساحلی صیدا بود.
به گزارش خبرگزاری شینهوا امیل لحود رییس جمهور لبنان در تاریخ 26/3/85 با اشاره به شبکه جاسوسی رژیم صهیونیستی در لبنان و ترورهای مکرر این رژیم، اعلام کرد که لبنان در اعتراض به اقدامهای تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی در داخل خاک این کشور و نیزکشف شبکههای تروریستی در این کشور به سازمان ملل شکایت خواهد کرد.
به گزارش این خبرگزاری امیل لحود گفت ترور اخیر محمودالمجذوب و نضال المجذوب از رهبران جهاد اسلامی در شهر ساحلی صیدا و نیز کشف شبکه جاسوسی اسراییل در لبنان دلیل روشنی است که اسراییل برای فتنهانگیزی و تفرقهافکنی بین لبنانیهاوفلسطینیهاو نیز بین خود فلسطینیها تلاش میکند.
7- رژیم صهیونیستی، دشمن اصلی لبنان است. این امر نه تنها ادعای مقاومت اسلامی است، بلکه هیئت دولت لبنان نیز به آن اعتقاد دارد. به گزارش واحد مرکزی خبر هیئت وزیران لبنان در جلسهای که در روز 25/3/85 با حضور امیل لحود برگزار گردید تاکید کرد که رژیم صهیونیستی دشمن اصلی لبنان است و بر خلاف ادعاهای مقامات این رژیم، همچنان بخشی از خاک لبنان در اشغال صهیونیستها است و آنها همچنان به خاک لبنان تجاوز میکنند.
2/1_ بهانه رژیم صهیونیستی و آمریکا در آغاز دور جدید نبرد
فارغ از بهانه رژیم صهیونیستی درحمله به لبنان مبنی بر تلاش برای آزادی دو نظامی اسیر این کشور، گستردگی تهاجم و آمادگی این رژیم از یک سو و اعتراف مکرر فرماندهان و مسئولین اسرائیلی و آمریکایی از دیگرسو بیانگر این واقعیت است که «جنگ ششم» ازپیش طراحی شده و آمریکا و اسرائیل مترصد بهانهای برای آغاز آن بودند.
ناکامی آمریکا در اجرای دکترین اقدام پیشدستانه و طرح خاورمیانه بزرگ _ که علیرغم میل آمریکاییها، پیروزی اصولگرایان درعراق، لبنان، فلسطین را به همراه داشت _ را میتوان مهمترین شکست راهبردی آمریکا درمنطقه قلمداد کرد. این شکستها آمریکاییها را به اقدامات انفعالی واداشت به گونهای که در فلسطین پس از پیروزی حماس، تلاش اصلی خود را برجلوگیری از تشکیل دولت حماس و فشار اقتصادی و سیاسی بر این دولت متمرکز کرد و پس از گسترش موج خشونت و ترور، اسرائیل را به حمله فراگیر و گسترده علیه دولت خودگردان و به اسارت درآوردن مسئولین دولت خودگردان و سرکوب شدید مبارزان فلسطینی واداشت. این موج نه تنها برای اسرائیل و آمریکا موفقیتی نداشت بلکه موج گسترده محکومیت بینالمللی و افکارعمومی را برای آمریکا و اسرائیل در پی داشت.
در لبنان نیز تلاش آمریکا برای اجرای قطعنامه 1559 و خلع سلاح لبنان به نتیجه نرسید و علیرغم تلاش برخی از وابستگان آمریکا در لبنان در گروه 14 مارس برای متهم و منزویکردن حزبالله، پایگاه این حزب در میان تودههای اجتماعی لبنان هرروز محکمتر میشد، اگرچه با خونخواهی حریری آمریکا توانسته بود سوریه را از لبنان خارج کند،اما در اجرای قطعنامه 1559 و خلع سلاح حزبالله ناکام مانده بود.
درعراق نیز محصول تجاوز آمریکا با هزینه بیش از صدها میلیارد دلار و دادن بیش از 30هزار کشته و مجروح از آمریکاییها و صدها هزار نفر از مردم مظلوم عراق، نه تنها منجر به تشکیل یک حکومت الگوی «لیبرال دمکراسی» مورد نظر غرب نشد، بلکه با رشد اسلامگرایی و تشکیل یک حکومت اصولگرای شیعه در عراق، بزرگترین لطمه به راهبرد منطقهای آمریکا وارد شد.
3/1_ حمله به لبنان آغاز مرحله دوم طرح خاورمیانه بزرگ
از سخنان گردانندگان آمریکا چنین استنباط میشود که حمله وحشیانه رژیم صهیونیستی به لبنان نه فقط اقدامی در جهت سرکوب حزب الله بلکه آغازی برای اجرای مرحله دوم طرح خاورمیانه بزرگ توسط آمریکا و متحدانش است.
در واقع تأکید جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا و کاندولیزا رایس ، وزیر خارجه این کشور، بر لزوم ادامه جنگ نشانگر آن است که ایالات متحده آمریکا نبرد اخیر را صرفاً مقدمهای برای برداشتن گام بعدی خود در خاورمیانه میداند.
گامی که از یک سو، مستلزم تضعیف گروههای اسلام گرای فلسطینی و لبنانی و به تبع آن ایجاد تحرکی تازه درروند صلح اعراب و اسراییل است و از دیگر سو، تحت فشار قراردادن دولتهای ایران و سوریه را برای همسو شدن با نظم منطقهای جدید در پی دارد.
گام نخست آمریکا در طرح خاورمیانه بزرگ در حقیقت با لشکرکشی به عراق آغاز و به شکست انجامیده بود.
از این رو دستور آمریکا به رژیم صهیونیستی برای حمله به لبنان را باید برآیند تلاشهای ناکام آمریکا در منطقه دانست چرا که وجود این حزب با توانمندی نظامی که در بسیاری از ابعاد از قویترین ارتشهای منطقه نیز برتر است، میتواند زمینهای باشد برای:
1_ تداوم مقاومت درفلسطین اشغالی
2_ درگیربودن، وجود سایه ترس و وحشت دائمی بر رژیم صهیونیستی
3_ بیاثرماندن فشارهای آمریکا بر سوریه جهت پذیرش راهبردهای طرح خاورمیانه بزرگ
4_ الگویی برای نهضت مقاومت در عراق
5_ شکست راهبردهای آمریکا در محکومیت ایران و تعطیلی توانمندی هستهای ایران
6_ تداوم پویایی نهضت بیداری اسلامی در جهان
بنابراین اقدام رژیم صهیونیستی در حمله به لبنان از پیش طراحی شده بود و اقدام حزبالله در اسارت دو نظامی صهیونیست تنها بهانهای برای آغاز زودهنگام آن محسوب میشود. درهمین زمینه روزنامه «السفیر» در روز شنبه 31/4/85 به نقل از یک مقام اطلاعاتی لبنان مینویسد:
«اسرائیل چهار روز پیش از به اسارت گرفتهشدن نظامیان اسرائیلی همه جاسوسان خود را در لبنان به حالت آمادهباش درآورده و آنها را به تجهیزات اطلاعاتی پیشرفته مجهز کرده بود تا اطلاعات مربوط به نقاط حساس وتأسیسات زیربنایی ومقراستقرار حزبالله درمناطق مختلف لبنان را دراختیار آنها قرار دهند.»
2- ارزیابی دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران درحمایت از حزبالله
ارتش رژیم اشغالگر قدس در دوهفته اخیر به بهانه واهی اقدام به حمله نظامی همه جانبه هوایی، زمینی و موشکی و توپخانهای به کشور لبنان کرده و بسیاری از زیربناهای اقتصادی، پلهای ارتباطی و مراکز خدماتی عمومی این کشور را منهدم نموده و باکشتار بیرحمانه غیرنظامیان اعم از زن، کودک، پیر و جوان، ماهیت پوچ، زبون و ددمنشانه خود را آشکار کرد.
حال با توجه به تحولات اخیر لبنان و فلسطین این سؤال مطرح است که جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک کشور اسلامی که هم مطابق قانون اساسی رسالت دفاع از ملل تحت ستم و مقابله با قدرتهای سلطهگر را به عهده دارد و هم به لحاظ وظیفه انقلابی، انسانی و اسلامیاش که مبشر نظمی نوین بر پایه عدالت در عرصه بینالمللی است، چه دیپلماسی را برای حمایت از تحولات منطقه درپیش خواهد گرفت و چگونه از حزبالله لبنان حمایت خواهد کرد؟
1/2_ جایگاه حزبالله در سیاست خارجی ایران
پاسخ صریح و روشن به سؤال فوق مستلزم بازبینی جایگاه حزبالله لبنان در استراتژیهای منطقهای و دیپلماسی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است. به عبارت دیگر اگر از مسائل انسانی و اسلامی حمایت از مظلوم و دادرسی به دادمسلمان و هر انسان در بند که البته در جای خود بسی ارزشمند و جداً قابل توجه است، بگذریم، آیا حزبالله لبنان به لحاظ مسائل عقلانی و تز سیاسی هزینه _ فایده، ارزش این همه حمایت و سرمایهگذاری معنوی و سیاسی درعرصه بینالمللی را برای ایران دارد و در موقع لزوم پتانسیل و توان بازپرداخت این هزینهها را خواهد داشت یا نه؟
جمهوری اسلامی ایران، حزبالله لبنان را یکی از دستاوردهای انقلاب و بیداری اسلامی حاصل از آن میداند و به این فرزند معنوی، به دیده «عقبه استراتژیک» خود مینگرد. نگاهی به آموزهها، اصول و مبانی فکری تشکل اسلامی حزبالله درستی این مطلب را نشان میدهد. از سوی دیگر حزبالله لبنان امروزه به مثابه خط مقدم جبهه دنیای اسلام و به ویژه جمهوری اسلامی ایران در مقابل استکبار و جهان صهیونیسم محسوب میشود. کمترین وظیفه ایران اسلامی در قبال خط مقدم ضدصهیونیستی، اعلام حمایت سیاسی _ معنوی از آنهاست.
وظیفه انسانی اسلامی همه کشورهای اسلامی و ایران این است که از همکیشان خود که آماج حملات وحشیانه صهیونیستهای نژادپرست هستند، حمایت و حداقل ابراز همدردی نمایند. این امر درمورد ایران، پشتوانه و حمایت قانونی را نیز به همراه دارد.
متقابلاً مواضع سیاسی و عملکرد حزبالله لبنان آثار و نتایج زیادی برای جمهوری اسلامی ایران داشته است. سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزبالله بارها درقبال تهدید ایران موضع جوانمردانه و قاطعی در دفاع از کشورمان اتخاذ نموده و نقش فعالی را در تهدیدزدایی از جمهوری اسلامی ایفا کرده است. به طوری که کارشناسان رسانهای و تحلیلگران سیاسی از این امر با عنوان «اتحاد استراتژیک» ایران و حزبالله یاد مینمایند.
فراتر از مسائل ذکرشده، حزبالله لبنان با مرام شیعی ناب، مولود اندیشه حضرت امام(ره) و از دستاوردهای صدور انقلاب اسلامی دربین کشورهای منطقه محسوب میشود. براین اساس درطی سالهای بحرانی لبنان، کمکهای قابل توجهی از ایران جهت پایداری و بقاء حزبالله، ثبات و نجات این کشور از تفرقههای قومی و سیاسی، جنگهای خانمانسوز داخلی و حفظ تمامیت ارضی لبنان به این کشور شده است.
2/2_ ابعــاد کمکهای ایران
کمکهای جمهوری اسلامی ایران به حزبالله لبنان و مردم مقاوم این کشور، گسترهای از حمایتهای سیاسی معنوی تا کمکهای اقتصادی را شامل میشود. این مساعدتها را میتوان به صورت زیر دستهبندی نمود:
الف) حمایتهای سیاسی معنوی؛ حمایتهای سیاسی معنوی ایران از حزبالله لبنان در ابعاد مختلف ملی،منطقهای و بینالمللی و در عرصههایی مثل سازمانها و مجامع بینالمللی، فضای رسانهای و ... تبلور مییابد.
جمهوری اسلامی ایران در سازمانها و مجامع بینالمللی بارها براحیای حقوق تضییع شده ملت لبنان و مشروعیت بخشی به جهاد و مبارزه حزبالله در برابر دشمن اشغالگر تأکید و تلاش نموده است. این حمایتها از طریق فضاسازیهای رسانهای در شبکههای جهانی متعلق به ایران از جمله شبکه العالم و جامجم و همچنین شبکههای تحت نفوذ ایران مشهود است. ایران از نفوذ منطقهای و بینالمللی خود در راستای خنثیسازی و جلوگیری از اقداماتی که درصدد تضعیف حزبالله هستند، استفاده مینماید. اثبات حقانیت حزبالله، دفع اتهامات مختلف از حزبالله در سطوح دولتها و افکارعمومی جهانیان، برگزاری اجلاسها، نشستها و همایشهای بزرگ منطقهای برای زنده نگهداشتن آرمان حزبالله و برقراری روابط و همکاریهای همهجانبه مثبت با حزبالله از مصادیق کمکهای معنوی و فعالیتهای دیپلماتیک جمهوری اسلامی به نفع حزبالله لبنان محسوب میشود. تلاشهای جمهوری اسلامی ایران سبب شد حزبالله به عنوان جنبش مردمی در بین گروههای سیاسی و طوایف مختلف لبنانی شناخته و مورد حمایت قرارگیرد و این گروهها برنامههای خود را با دیدگاههای حزبالله هماهنگ سازند.
ب) کمکهای آموزشی؛ یکی از ضروریات هر مجموعه انسانی برای رسیدن به اهدافاش، آموزش است. حزبالله لبنان به عنوان تشکلی نوظهور با وجهه سیاسی، اجتماعی و نظامی، جهت ارتقاء، ساماندهی و نظم سازمانی نیاز به امر آموزش درحوزههای مختلف داشت. این مهم توسط جمهوری اسلامی ایران و درقالب برنامهها و کمکهای آموزشی انجام پذیرفت. آموزش نظامی، ارتقاء سطح تحلیل سیاسی و توجیه چگونگی مقابله نیروهای جوان حزبالله با تهاجمات برون مرزی از جمله کمکهای آموزشی ایران به حزبالله لبنان محسوب میشود. انتقال برخی تکنولوژیها و فنآوریهای آموزشی پیشرفته روز نیز بخشی از نیازهای حزبالله را برطرف میکند.
ج ) کمکهای اقتصادی؛ یکی از وظایف و رسالتهایی که دولتها دربخش سیاستخارجی برای خود تعریف مینمایند، کمک به دولتها و حمایت از سازمانهایی است که در راستای منافع آنها، میتوانند مورد بهرهبرداری قرارگیرند. از همین روی، جمهوری اسلامی ایران نیز به دولتها و سازمانهای مختلف و متعددی مساعدتهای دیپلماتیک، اطلاعاتی و اقتصادی و مالی مینماید. دولت و ملت لبنان به لحاظ برخی مشترکات و مواضع سیاسی مقبول کشورمان از این قبیل کمکها بینصیب نبوده و البته در این میان حزبالله لبنان به سبب مرام و مواضع سیاسی نزدیک به جمهوری اسلامی ایران، مبانی مشترک مذهبی و پیگیری برنامه وحدت اسلامی از جایگاه ویژهای در سیاست خارجی و دیپلماسی ایران برخوردار بوده است. کمکهای اقتصادی ایران به حزبالله لبنان شامل تقویت زیرساختهای مناطق محروم جنوب و شیعهنشین، کمک به آسیبدیدگان حزبالله و ارسال اجناس و کمکهای غیرنقدی در شرایط بحرانی در قالب کمکهای بهداشتی، دارویی، غذایی، امدادی و ... میشود. درهمین حمله اخیر صهیونیستها به لبنان، چندین تن مواد دارویی و غذایی از طریق هلالاحمر جمهوری اسلامی ایران به این کشور ارسال شده است.
3/2_ اقدامات ایران در شرایط کنونی
درشرایط حساس کنونی که حزبالله لبنان سخت مشغول دفاع از هجوم همهجانبه ارتش تا بن دندان مسلح رژیم صهیونیستی است و نه تنها هیچ حمایت جدی از سوی مجامع جهانی و حتی اعراب متوجه آنها نیست، بلکه گاهی همگرایی با رژیم صهیونیستی دربحران جدید از خود بروز میدهند، اقدامات حمایتی و کمکهای مختلف ایران مانند گذشته و حتی بیشتر از آن در افزایش روحیه پایداری و مقاومت حزبالله مؤثر خواهد بود. اقدامات ایران در شرایط کنونی را میتوان به صورت زیر احصاء نمود:
1_ تداوم و افزایش فعالیتهای دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران در حمایت از فلسطین ولبنان؛ رایزنی تلفنی رئیسجمهور محترم کشورمان با سران کشورهای منطقه و دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی و همچنین سفر و رایزنی وزیرخارجه با همتایان خود از کشورهای مختلف اسلامی و غیراسلامی مثل فنلاند، فرانسه و اسپانیا ازجمله این اقدامات است. این فعالیتها در سه سطح سازمان ملل، مجامع حقوقبشری و درسطح سازمانهای اسلامی مثل کنفرانس اسلامی، اتحادیه عرب و فعالسازی سازمانهای منطقهای مثل شورای همکاری خلیجفارس انجام میگیرد.
2_ تلاش برای جلب حمایت از حزبالله لبنان؛ جمهوری اسلامی ایران با افزایش تماسها و تلاشهای سیاسی و ارزیابیهای کارشناسی از تهاجمات، قصد دارد دولتها را در وضعیتی قرار دهد که آنها به موضعگیری به نفع حزبالله بپردازند.
3_ پشتیبانی رسانهای؛ ایران سعی میکند جریان خبری به نفع حزبالله درجهان شکل گیرد تا با پوششهای خبری تحولات درسطح منطقه و جهان، افکارعمومی دنیا را از جنایات رژیم جعلی قدس آگاه و حمایت سیاسی، تبلیغی و معنوی آنها را به نفع حزبالله جلب نماید.
4_ حمایت مراجع عظام تقلید؛ مراجع تقلید در کشورهای مختلف شیعی و علمای بزرگ کشورهای اسلامی ضمن محکومیت جنایات حقوقبشری اسرائیل در لبنان، خواستار کمکهای مردم مسلمان به حزبالله و ملت لبنان شدهاند.
5_ حمایتهای مردمی ایران؛ مردم همیشه در صحنه دفاع از لبنان وفلسطین ازطریق تظاهرات و اختصاص کمک مالی و اعلام آمادگی برای اعزام به منطقه در پرتو فضای رسانهای ایجاد شده در کشور، با حزبالله اعلام همبستگی میکنند.
4/2_ نتایج حمایتها
حمایتهای مردمی و مواضع صحیح دولتی آثار و نتایج ذیل را به همراه داشته است؛
1_ حزبالله لبنان از حد یک تشکل حزبی و کم تأثیر در کشور موزائیکی لبنان خارج و به بازیگری اصلی در معادلات ملی و منطقهای تبدیل شده است که به رغم افزایش فشارهای سیاسی و جنگی و تبلیغاتی غرب، روزبهروز محبوبیت آن در منطقه افزوده میشود.
2_ تثبیت جایگاه ملی حزبالله در درون لبنان؛ به رغم تبلیغات غرب و رژیم صهیونیستی برای معرفی حزبالله به عنوان عامل جنگ و بدبختی ملت لبنان که در داخل نیز با مخالف خوانی برخی از جریانات و گروههای سیاسی همراه است، محبوبیت سیدحسن نصرالله و نیروهای مجاهد حزبالله بیشتر میشود و مردم لبنان و جهان اسلام حمایت قاطع خود از دبیرکل حزبالله را اعلام مینمایند. بهطوریکه امروز حزبالله با تحکیم موقعیت داخلی خود به محورحل اختلافات داخلی و نماد مقاومت ملی تبدیل شده است.
3_ به چالشکشاندن قطعنامه خلع سلاح حزبالله(1559)؛ نمایش قدرت مقاومت و نشاندادن گوشه کمی از تواناییهای نظامی حزبالله، بحث خلعسلاح حزبالله را به لطیفهای سیاسی تبدیل کرده است.
4_ افزایش توانمندیهای حزبالله در برابر تهاجمات رژیم صهیونیستی را از دیگر نتایج و آثار حمایتهای جمهوری اسلامی ایران میتوان محسوب کرد. شجاعت و شهامت حزبالله لبنان در به اسارت گرفتن دو سرباز رژیم صهیونیستی و سپس مقاومت و پایمردی در مقابل حملات ناجوانمردانه و ددمنشانه این رژیم، پرستیژ نظامی و حیثیت سیاسی بینالمللی این رژیم را به تمسخر گرفت و به اسطوره شکستناپذیری رژیم جعلی منطقه به رغم حمایتهای پولی و تجهیزاتی آمریکا و اروپا پایان داد و نشان داد که سیدحسننصرالله علاوه بر مدیریت شجاعانه و زیرکانه جنگ در نبرد نابرابر، مدیریت افکارعمومی جهان عرب و مسلمانان و انسانهای آزاده دنیا را نیز به دست گرفته و نقشه منزوی ساختن حزبالله که از سوی اضلاع مثلث شوم وقایع اخیر یعنی آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی ترسیم شده بود، با امدادهای الهی نقش برآب کرده است و درنهایت پیروزی از آن جبهه حق خواهد بود.
اما در این بین سکوت سازمانهای بینالمللی و شورای امنیت و سران دولتهای عربی و حمایت کشورهایی مثل جمهوری اسلامی ایران و مردم مسلمان کشورمان و جهان، در تاریخ خواهد ماند.
3- تجاوز اسرائیل به لبنان و نقض حقوق بینالملل توسط سازمانهای بینالمللی درحمایت از حزبالله
درحالی که بیش از ده روز از تجاوزات اسرائیل به مرزهای لبنان میگذرد اما هیچگونه اقدامی از سوی سازمانهای بینالمللی و شخص دبیرکل سازمان ملل صورت نگرفته و قطعنامهای هم که در هفته گذشته علیه رژیم صهیونیستی در شورای امنیت صادر شد توسط آمریکا برای چندمین بار وتو شد. به راستی سازمان ملل در حفظ صلح جهانی از چه جایگاهی برخوردار است؟ و چه اقداماتی را باید در مقابل تجاوزگریهای اسرائیل انجام دهد؟
1/3_ نقش سازمان ملل در مقابل متجاوزان
براساس قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل مصوب 1974 تجاوز عبارت است از «توسل به زور توسط یک دولت علیه حاکمیت، تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی دولتی دیگر یا کاربرد آن به هرنحو که مغایر با منشور ملل متحد است...» براین اساس کشوری که مرتکب چنین کاری شود متجاوز نامیده میشود و شورای امنیت سازمان ملل موظف است براساس ماده 41 و 42 منشور ملل متحد دوگونه اقدامات علیه متجاوز انجام دهد:
الف) به موجب ماده 41 شورای امنیت میتواند از اعضای سازمان ملل درخواست نماید تا علیه دولت «متخلف» تحریمهای اقتصادی یا سیاسی اعمال نمایند.
ب) چنانچه شورای امنیت تشخیص دهد که عملیات موضوع ماده 41 کافی نیست و یا عدم کفایت آنها ثابت شده باشد میتواند از طریق نیروهای هوایی، دریایی و زمینی برای حفظ و اعاده صلح و امنیت بینالمللی به اقدامات لازم و ضروری مبادرت ورزد که چنین اقداماتی علیه تجاوز میتواند مشتمل بر عملیات نمایشی و محاصره و سایر عملیات نیروهای هوایی، دریایی وزمینی اعضای ملل متحد باشد.
در همین راستا طبق آنچه دبیر کل سازمان ملل در 17 ژوئن 1992 در گزارشی تحت عنوان «دستور کار برای صلح» اعلام نموده، وی میتواند موارد ذیل را جهت مهار متجاوز انجام دهد. 1_دیپلماسی پیشگیرانه 2_ ایجاد صلح 3_ برقراری صلح در ابعاد مختلف آن 4_ بازسازی نهادها وزیر ساختهای ملتهایی که به لحاظ جنگها و منازعات داخلی تجزیه شدهاند. 5_ توجه به اسباب و علل مخاصمه مانند محرومیت اقتصادی، بیعدالتی اجتماعی و استبداد سیاسی. با این وجود به طور کلی مسؤولیت اصلی و اولیه حفظ صلح به عهده شورای امنیت سازمان ملل است که طبق فصول 6و7 منشور ملل متحد میتواند اقدام نماید. به موجب فصل 6 منشور شورای امنیت میتواند جهت نیل به حل مسالمتآمیز اختلافات توصیههایی بنماید و به موجب فصل 7 که به ماده 39 منشور استناد میکند، شورای امنیت میتواند اقدامات اجرایی علیه متجاوز اعمال نماید.
2/3_ اقدامات سازمان ملل در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی
حملات گسترده رژیم صهیونیستی به لبنان به وضوح متجاوز بودن این رژیم را بر اساس قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل مصوب 1974 ثابت میکند و بنابراین بر اساس مواد حقوقی 41و42 منشور ملل متحد شورای امنیت باید جهت جلوگیری از اقدامات رژیم صهیونیستی اقدام نماید. در این راستا در هفته گذشته کشورهای اسلامی و عربی در مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامهای را تنظیم نموده و توسط قطر به عنوان یکی از اعضاء غیر دائم شورای امنیت در این شورا ارائه شد. در این قطعنامه که از رژیم صهیونیستی خواسته شده بود حملات خود را به نوار غزه لبنان پایان دهد با وجود اینکه فرانسه، چین، روسیه، به همراه هفت عضو غیر رسمی شورای امنیت به آن رأی مثبت داده بودند لکن با وتوی آمریکا مواجه شد(انگلستان رأی ممتنع داده بود) وجان بولتون سفیر آمریکا در سازمان ملل اعلام کرد که قطعنامه صادر شده ارزشی نداشته است.
با این وجود شورای امنیت هفته گذشته بار دیگر در باره اوضاع لبنان تشکیل جلسه داد و بعد از 12 ساعت بحث و بررسی به دلیل امتناع و مخالفت آمریکا با هر گونه آتش بس بدون نتیجه به کار خود پایان داد. دبیرکل سازمانملل نیز در مقام ایجاد کننده صلح بینالمللی ضمن اینکه بر برقراری هر چه زودتر آتشبس تأکید نموده است اما طرح پیشنهاد وی به نادیده گرفتن حزب الله منجر میشود. عنان معتقد است که حزب الله باید دو سرباز اسرائیلی را آزاد نموده و جنگ پایان یابد تا نیروهای بینالمللی برقراری صلح در منطقه مستقر شوند. این مسأله در حالی است که هیچ تضمینی جهت آزادی صدها اسیر لبنانی در بند رژیم صهیونیستی وجود ندارد. از طرف دیگر تأکید عنان براجرای کامل قطعنامه 1559 توسط لبنان به معنای خلع سلاح این کشور در مقابل ارتش مجهز اسرائیل است. بنابراین اقدامات دیپلماتیک دبیر کل سازمان ملل که باید در راستای مهار تجاوزگری اسرائیل پیش برود، به ضربه زدن به منافع لبنان منجر میشود. با این حال سازمان ملل در زمینه استقرار نیروهای حافظ صلح در منطقه به پیشرفتهایی رسیده است و کمیساریای عالی امور پناهندگان سازمان ملل نیز با انتشار بیانیهای در ژنو اعلام کرد که برای کمکرسانی به دهها هزار نفر در لبنان آماده میشود. براساس این بیانیه امدادرسانی در زمینه کمکهای اولیه، اسکان آوارگان و مهاجرین از برنامههای این سازمان میباشد. در واقع باید گفت که کمکهای انسان دوستانه سازمان ملل علاوه بر اینکه آخرین تلاشهای این سازمان در جهت مهار متجاوز و کمک به لبنان محسوب می شود، شمشیر دولبی به حساب میآید که از یک سو این سازمان خود را از اتهام عدم اقدام در برابر حملات اسرائیل تبرئه نموده و از سوی دیگر میتواند به ابزار فشاری علیه حزبالله در جهت خلع سلاح تبدیل شود چه اینکه دبیر کل این سازمان نیز در طرح پیشنهادی خود بر خلع سلاح تأکید نموده بود.
از دیگر اقدامات سازمانهای بینالمللی در مقابله با تجاوزات صهیونیسم واکنش نهادهای حقوق بشری به وقایع لبنان است. کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل نسبت به کشتار غیر نظامیان در لبنان هشدار داد و سازمان عضو بینالمللی از شورای امنیت درخواست نمود تا یک جلسه اضطراری تشکیل داده و قواعدی را برای حمایت از غیر نظامیان گرفتار شده در جنگ لبنان تصویب نماید. این سازمان همچنین خواستار اعزام یک هیأت حقیقت باب برای تحقیق در مورد حملات علیه افراد و اموال غیر نظامی و سایر نقضهای حقوق بشرند تا بتوان راه حل الزامآوری برای جلوگیری از کشتار غیر نظامیان پیدا نمود. آنچه این سازمانهای بینالمللی بیان نمودهاند چندان راضی کننده نیست چرا که هرجا سخن از کشتار نظامیان آورده است اقدامات مقابله به مثل حزب الله را در کنار آن کشتار وسیع رژیم صهیونیستی قرار داده و قضاوتی در مورد یک جنگ نابرابر نموده است در حالیکه همه رسانهها، مطبوعات و افکار عمومی جهان از بهانهجویی اسرائیل و قتل عام وسیع و مغرضانهای رژیم صهیونیستی مطلع بوده و همواره صهیونیسم را محکوم میکنند.
3/3_ ارزیابی اقدامات سازمانهای بینالمللی
با نگاهی به اقدامات و موضعگیریهای سازمانهای بینالمللی نسبت به حمله اسرائیل میتوان چند نکته اساسی را مشاهده نمود:1_ ساختار تبعیضآمیز جامعه بینالمللی حاکی از آن است که هنوز قدرت و زور حرف اول را میزند و قدرت، تعیینکننده حقانیت یک کشور میباشد. بطوریکه نماینده آمریکا در سازمان ملل از یک طرف قطعنامه صادره علیه رژیم صهیونیستی را همانند چندین دفعه گذشته وتو نموده و آن را بیارزش تلقی میکند و از سوی دیگر با وقاحت تمام تصریح میکند که کشته شدگان لبنانی در مقابل کشتهشدگان صهیونیستی ارزش چندانی ندارند. با این حساب هیچ پشتوانه اجرایی برای قطعنامههای شورای امنیت وجود نداشته و همواره این شورا در راستای منافع کشورهای قدرتمند عمل کرده است چرا که همین عدم پشتوانه در اجراشدن یک قطعنامه علیه دولت تجاوزگر همراه آمریکا، زمانیکه علیه یک کشور جهان سومی مستقل باشد با انواع و اقسام ابزارهای فشار همراه خواهد بود.
2_ دومین مسأله نفوذ لابی صهیونیسم در سازمانهای بینالمللی که همواره مانع از محکوم شدن این رژیم در سازمانهای بینالمللی شده است. به طوری که رژیم صهیونیستی چند ماه پیش به صراحت اعلام کرد که جان بولتون نماینده آمریکا درسازمان ملل به عنوان جاسوس مخفی این رژیم در شورای امنیت محسوب میشود.
3_ مسأله مهم دیگر اینکه سازمانهای بینالمللی درراستای ارزشهایی حرکت میکنند که کشورهای قدرتمند به ویژه آمریکا آنها را دنبال میکنند. بنابراین از این جا مشخص میشود که چرا کوفیعنان در سخنان خود همواره بر خلع سلاح حزب الله و دموکراتیک بودن دولت سنیوره تأکید میکند. دموکراسیهای هدایت شده در واقع موضوعی است که آمریکا جهت اجرایی کردن آن سعی دارد از سازمانهای بینالمللی به عنوان یک کانال استفاده نماید.
4_ نکته دیگر آنکه نظم بینالمللی و ساختار نظام جهانی را تنها کشورهای قدرتمند تعیین میکنند و سازمانهای بینالمللی تنها ابزار این کار میباشند با این حساب زمانیکه منافع فرانسه در منطقه نسبت به گسترش حوزه نفوذ رژیم صهیونیستی به لبنان، در معرض خطر قرار میگیرد در کنار روسیه و چین به قطعنامه شورای امنیت علیه اسرائیل رأی مثبت داده و همواره بر پایان دادن به جنگ تأکید می کند. بنابراین در تحلیل نهایی باید گفت که سازمانهای بینالمللی خود در موارد زیادی ناقض حقوق بینالمللی میباشند.
4- تحولات لبنان و بازبینی نقش آمریکا
با حمله رژیم صهیونیستی به نوار غزه و لبنان بار دیگر خاورمیانه محور تحولات بینالمللی قرار گرفته است. در حالی که رژیم صهیونیستی با طرحی از پیش تعیین شده در راستای سیاستهای توسعه طلبانه (با چراغ سبز متحدان غربی) جنگی تمام عیار را علیه ملت و دولت لبنان آغاز کردهاست، حزبالله با اقتدار و تدابیر اتخاذ شده سدی عظیم در برابر این تحرکات ایجاد نموده است. مواضع و عملکردهای حزبالله موجب شد تا تمام سناریوهای طراحی شده از سوی غرب در قضیه لبنان ناکارآمد و دگرگون گردد. همین عامل سبب شد جابهجایی در نگاه آمریکا در بحران لبنان بوجود آید. آمریکا در طول چند روزه بحران حرکتهایی با فرازو نشیبهای بسیار متفاوت اتخاذ کرد. حرکت با چراغ خاموش، حمایت آشکار از رژیم صهیونیستی و رایزنی با کشورهای مختلف، حرکتهای معنادار آمریکا در بحبوبه بحران اخیر است. حال این سؤال مطرح است که دلایل انتخاب این روند پلهای مشکوک چیست؟ چرا آمریکا یکباره بدنبال حل بحران و گزینههای بهتر و کمهزینهتر نبود؟
1/4- حرکت با چراغ خاموش
بعد از تهاجم گسترده رژیم صهیونیستی به لبنان و واکنشهای گسترده جهانی، آمریکا مشی سکوت را در طی روزهای اول دنبال کرد و تنها به موضعگیریهای پراکنده پرداخت. انتخاب چنین تاکتیکی از طرف آمریکا دلایلی داشت که برخی از آنها عبارتند از:
1- پیگیری صبر تا با حمله رژیم صهیونیستی به مراکز حیاتی و عمومی لبنان که احتیاجات ضروری مردم را تامین میکنند، کاملا منهدم و تخریب شوند. با این کار مقاومت را بر مردم سخت کند و به نوعی مردم را وادار سازد در برابر نیروهای مقاومت موضعگیری کنند.
2- آمریکا و اسراییل خواستار یک لبنان ضعیف هستند تا اهرم قدرتی نداشته باشد و در صورت نیاز از این کشور به نفع خویش باجخواهی کنند.
3- سکوت در برابر استفاده رژیم صهیونیستی از سلاحهای غیرمتعارف برای تضعیف روحیه و مقاومت مردم لبنان
4- خروج بی سرو صدای حداقل 25 هزار نفر آمریکایی از لبنان، نشان از توسعه جنگ طولانی مدت را دارد و چراغ سبزی به رژیم صهیونیستی است تا حملات گسترده خود را به آسانی انجام دهد.
5- تضعیف حلقههای استراتژیک ایران و سوریه با نگاه به رویکرد جنگهای پیشگیرانه .
6- هدایت و مدیریت طرح خاورمیانه بزرگ با حداقل هزینهها به سود آمریکا به پیش رود.
7- آمریکا در حالی در تحولات خاورمیانه ایفای نقش میکند که اولا در عرصه داخلی به عنوان دولتی ضعیف که توانایی حضور در معادلات جهانی را ندارد، میشناسند. ثانیاً در تحولات عراق و افغانستان ناکام مانده، ثالثاً حضور بازیگران جدید در منطقه از نقش تک قطبی آنها کاسته است رابعاً اقتدار و نفوذ گذشته را ندارد. نشریه نیویورک تایمز در تحلیلی نوشت:
انفعال دولت بوش در حل بحران لبنان نشان از ضعف آمریکاست چون واشنگتن مثل سابق اقتدار و نفوذ گذشته خودش را ندارد. د رچنین شرایطی دولتمردان کاخ سفید تلاش میکنند تا با بحرانیتر کردن منطقه که رویکرد کشورها به آمریکا برای حل بحران را در پی دارد، همچون گذشته خود را بزرگترین و اولین بازیگر تحولات خاورمیانه معرفی کند.
با این کار هم چهره تخریب شده خویش در جهان اسلام را بازسازی میکنند و هم از برگ برنده آن برای اعتبار جمهوریخواهان در آستانه انتخابات میان دورهای آمریکا استفاده نمایند. این روند باعث شد وزیر دفاع فرانسه (میشلالیوت ماری) در برابر آمریکا موضعگیری کند «آمریکا خواهان حل و فصل فوری (بحران خاورمیانه) نیست و هماکنون تلاشهای شورای امنیت سازمان ملل در این باره را مسدود کرده است تا به اهداف خویشتن برسد».
2/4- حمایت آشکار و همهجانبه از رژیم صهیونیستی
آمریکا مهمترین حامی 60 ساله صهیونیستها این بار هم علیرغم فشار افکار عمومی جهان حمایتهای همهجانبه دیپلماتیک، نظامی و رسانهیی را به نفع رژیم صهیونیستی ادامه میدهد، برخی از این حمایتها را میتوان بصورت ذیل دستهبندی نمود.
1- حمایتهای دیپلماتیک؛ آمریکا در برابر تلاشهای جامعه بینالمللی و افکار عمومی جهان، فعالیتهای دیپلماتیک و رایزنیهای مختلف سیاسی را با سران کشورهای G8 و اتحادیه اروپا و برخی از کشورهای عربی مثل مصر و عربستان برای جلب حمایت آنها از اقدامات رژیم صهیونیستی بعمل میآورد. سفر رایس به کشورهای اروپایی و منطقه در همین راستا قابل ارزیابی میباشد و اظهار نظر رایس قبل از سفرهای دیپلماتیکاش شاهد مثال خوبی برای اثبات مدعای فوق است:« آتش بس یک مصالحه اشتباه است در صورتیکه منجر به تغییرات مورد نظر آمریکا در خاورمیانه نشود».
2- حمایتهای نظامی؛ اگر چه آمریکا یکی از حامیان اصلی نظام رژیم صهیونیستی در طول 60 سال گذشته میباشد و تجهیزات بسیار مدرن که فروش آنها به سایر کشورها طبق مصوبات کنگره ممنوع میباشد، در اختیار این رژیم قرار میدهد . این بار هم برای آسیب رساندن به نیروهای حزبالله به جهت اینکه نیروهای مقاومت در سنگرهای از پیش طراحی شده مستقرند حمله زمینی رژیم صهیونیستی را بارها با شکست مواجه کرده است، آمریکا اعلام رسمی نمود که بمبهای لیزری و قابل هدایت با ماهواره برای هدف قرار دادن سنگرهای این رژیم در اختیار این رژیم قرار خواهد داد.
3- حمایتهای حقوقی بینالمللی؛ یکی از سنتهای دیرینه آمریکا در حمایت از رژیم صهیونیستی وتو کردن قطعنامههای صادره در شورای امنیت سازمان ملل علیه این رژیم میباشد. بطوریکه تاکنون 69 بار قطعنامههای شورای امنیت را به نفع رژیم صهیونیستی وتو کرده و این بار هم قطعنامه پیشنهادی کشورهای اسلامی برای حل بحران لبنان به رغم حمایت چین، روسیه و فرانسه با اینکه 12 ساعت برای تصویب آن جلسه گرفتند وتو نمود.
3/4- دلایل حمایت آمریکا از حملات رژیم صهیونیستی
1- بر هم خوردن توازن قوا؛ بسیاری از تحلیلگران معتقدند ورود آمریکا و کشورهای عربی به صحنه سیاسی بحران لبنان نشان میدهد که اصلیترین حامیان رژیم صهیونیستی سخت دل نگران بر هم خوردن توازن قوا و تقویت جنبههای بازدارندگی به نفع جنبش حزبالله لبنان هستند. به اعتقاد کارشناسان نظامی هنوز توانمندی حزبالله کاملا رو نشده است و احتمال تغییر و تحولات به نفع نیروهای مقاومت وجود دارد. تحلیلهای رژیم صهیونیستی و آمریکا از میزان توانمندی حزبالله غلط از آب درآمد، بدین جهت سریعاً وارد معرکه کارزار شدند تا این بحران را به نفع رژیم صهیونیستی به پیش ببرند.
2- شکست سناریوی جنگ داخلی لبنان؛ بعد از ترور رفیق حریری، آمریکا و حامیان صهیونیست با تصویب قطعنامه 1559 در شورای امنیت سعی کردند که از گروههای سیاسی داخل لبنان برای فشار حزبالله استفاده کنند با بی نتیجه بودن این سناریو بخاطر ابتکار عمل حزبالله و وحدت و همدلی جریانهای سیاسی عملاً فاز نظامی را در دستور کار قرار دادند. قبل از اسارت گرفتن سربازان اسراییلی، شاهد بودیم که هواپیماهای اسراییلی مکرراً فضای لبنان را نقض کردندو حتی یک مورد ترور داخل خاک لبنان انجام دادند و فضا را برای تنش و درگیری مهیا کردند، تنها اقدام حزبالله در اسارت گرفتن سربازان اسراییلی، این عملیات نظامی را اجرایی کرد.
3- عملیاتی نمودن بخشی از طرح خاورمیانه بزرگ با استفاده از قوه قهریه در راستای عملینمودن ادعای رایس در مورد آغاز مرحله دوم طرح خاورمیانه، از دیگر اهداف آمریکاست.
5- روند حمایتهای مردمی از حزبالله
«قاطعانه تأکید میکنم که حمایتهای مردمی از مقاومت اسلامی از قبل بیشتر و گستردهتر شده است» این عبارت، گزیدهای از سخنان دبیر کل حزبالله لبنان در مصاحبه با شبکه خبری الجزیره است. با نظر داشت این مسأله، به بررسی فرایند افزایش حمایتهای مردمی در ایران، کشورهای اسلامی منطقه و جهان از مقاومت اسلامی لبنان خواهیم پرداخت.
1/5- ضرورت حمایت
در شرایط کنونی حزبالله لبنان، از دو امتیاز مهم برخوردار است: الف) حمایت گسترده مـردمی 2) خودکفایی در تجهیزات نظامی در مقابل تجاوزات رژیم صهیونیستی . اسراییل که طی یک طرح از پیش تعیین شده با هدف از بین بردن دومین حلقة مقاومت اسلامی در خاورمیانه به لبنان تهاجم نموده، نگرانی آن قبل از آنکه از بابت تواناییهای نظامی حزبالله لبنان باشد، ناشی از پایگاه مردمی قدرتمند مقاومت اسلامی در لبنان و کشورهای منطقه است. چرا که با فرض (محال) اینکه رژیم اشغالگر قدس بتواند از بعد نظامی بر حزبالله غالب شود، به راحتی نمیتواند نفوذ سیاسی آن در لبنان را تضعیف کند. به طوری که افرادی از قبیل میشل عون، سعد حریری، امیل لحود و دیگر شخصیتهای سیاسی برجسته لبنانی، حزبالله را پارهای از لبنان میدانند. از سوی دیگر، اسراییل از قضیه الگو شدن حزبالله در منطقه نگرانی جدی دارد. در این میان برخی سران کشورهای مصر، اردن، عربستان و... در این موضوع با رژیم صهیونیستی دیدگاه مشترکی دارند. آنچنان که «عمیرپرتز»، وزیر جنگ اسراییل دراین باره گفته است: « این اولین بار است که حملات نظامی اسراییل مورد تایید و حمایت دولتهای عربی قرار میگیرد و ما میخواهیم که این تایید و متقاعد کردن افکار عمومی را به اینکه وجود حزبالله با این قدرت مانع از اجرای قطعنامههای بینالمللی میشود، حفظ کنیم.» این حمایتهای نامطلوب، و مواضع منفعلانه در حالی صورت میپذیرد که حمایتهای مردمی از مقاومت اسلامی لبنان در منطقه و جهان در حال افزایش است. با این وصف حمایت از حزبالله بسیار ضرورت دارد.
2/5- روند افزایش حمایتهای مردمی از حزبالله در لبنان
در یک نظرسنجی گستردهای که شبکه اینترنتی الجزیره دربارة درگیری جاری در لبنان انجام داد. 3/91 درصد پاسخ دهندگان اعلام کردند که مقاومت حزبالله در برابر تجاوزات اسراییل مشروع و قانونی است. در این نظرسنجی که 200 هزار نفر شرکت کرده بودند تنها 7/8 درصد گفتند که این درگیریها، یک «ماجراجویی غیره منتظره»محسوب میشود. از سوی دیگر تظاهرات مردمی در کشورهای مختلف منطقه و جهان نیز مؤید روند رو به رشد حمایت از حزبا... در لبنان است که این مسأله را میتوان ناشی از جریانشناسی و دشمن شناسی در میان مسلمانان و بی نتیجه ماندن تلاشهای آمریکا و اسراییل در ایجاد تفرقه میان گروههای سنی و شیعی دانست. در این میان اشاره به برخی از حمایتهای سیاسی، معنوی و مردمی از حزبالله قابل توجه است. در آتن مردم در حمایت از حزبالله در مقابل سفارت رژیم اشغالگر قدس تجمع کردند و خواستار توقف حمله به مردم بیگناه لبنان و غزه شدند. در آلمان، مردم با حمل تصاویر قربانیان حملات ددمنشانه اسراییل از سازمان ملل، اتحادیه اروپا و سازمانهای بینالمللی خواستند تا هر چه سریعتر به این تجاوزات پایان دهند. در کشورهای اسلامی نیز سیل تظاهرات ادامه دارد در منامه پایتخت بحرین، درمصر اعضای جماعت اخوانالمسلمین و اعضایجنبش کفایت به ریاست جرج اسحاق و اعضای حزب سکولار مصر، در اردن و .. نیز مردم بر حمایت از مقاومت اسلامی تأکید میکنند.
3/5- چشم انداز حمایتهای مردمی
در شرایط کنونی حمایتهای مردمی از مقاومت اسلامی لبنان بسیار تأثیرگذار است. به طوری که در این باره سیدحسن نصرالله در مصاحبه با الجزیره بیان میکند: «پشتوانه حزبالله در جنگ با اسراییل تنها قدرت نظامی آن نیست بلکه حمایتهای مردمی از مقاومت اسلامی یکی از پشتوانههای اصلی حزبالله لبنان در برابر اسراییل است.»
آنچنان که واضح است، کشتار غیرنظامیان، تخریب شهرها، روستاها و تاسیسات زیربنایی که نمونة کاملی از جنایت علیه انسانیت است باعث شده است که افکار عمومی در منطقه خاورمیانه و سراسر جهان به میزان و حجم این وحشیگریها پی ببرند و به حمایت از حزبالله لبنان برخیزند. این تحولات مردمی پیامهای خطرناکی برای رژیم صهیونیستی دارند اسراییل و حامی اصلی آن باید به این نکته اساسی توجه نمایند که در منطقه تحولات جدیدی در حال شکل گرفتن است. مصداقاً اینکه تظاهرات مردم اردن، این پیام را به آمریکا و اسراییل میدهد که اگر شما بخواهید دست به اقدامات جنونآمیز بزنید، جبهههای جدیدتری را علیه خود بازگشایی میکنید که یکی از آنها جبهه اردن است که با توجه به بعد مسافت کم با فلسطین اشغالی و دسترسی به موقعیتهای استراتژیک این منطقه و مرز مشترک گسترده با سرزمینهای اشغالی پیامهای جدی و خطرناک برای رژیم صهیونیستی به همراه دارد. یکی از اشتباهات استراتژیک صهیونیستها در حمله به غزه و لبنان این بود که تا قبل از این، دو جبهه متفاوت در مقابل خود داشتند لیکن الان در حال ایجاد جبهههای متعدد در مقابل خود هستند که یکی از آنها آنچنان که گذشت، جبهه اردن است.
اقدام اساسی درشرایط فعلی این است افکار عمومی ملتها و به ویژه جهان اسلام فشار خود را علیه کشورهای عربی و نهادهای بینالمللی برای فعال شدن در عرصه دیپلماسی بیشتر کنندو آنها را وادار به تحرک نمایند. اگر فشار افکار عمومی به نهادهای بینالمللی افزایش یابد، سناریوهای فعلی آمریکا و اروپا برای خارج کردن رژیم صهیونیستی از بحران کنونی به نوعی به هم میریزد؛ بنابراین حمایتهای مردمی در این زمینه بسیار میتواند تعیین کننده تلقی گردد.
6- ظرفیت وتوان حزبالله در مقابله با رژیم صهیونیستی
اکنون پس از دوهفته از جنگ برهمگان روشن شد که هدف رژیم صهیونیستی در تهاجم به لبنان به انزوا کشاندن حزبالله و نابودی این جنبش مردمی است. اما نکته حائز اهمیت این است که حزبالله لبنان تاچه میزان توان و قدرت مبارزه با رژیم صهیونیستی را دارد؟ به عبارت دیگر ظرفیتها و قدرت حزبالله در مقابله با رژیم تا دندان مسلح چیست؟ تردیدی نیست که حزبالله ازپایههای قدرت بسیاری برخوردار است. در این نوشته مختصر به چهارمحور از آن اشاره میشود.
1/6- توان رزمی و نظامی
بخشی از توان حزبالله در نبرد با رژیم صهیونیستی را تجهیزات و سلاحهای کوچک تشکیل میدهد. درواقع باتوجه به محدودیت جغرافیایی سرزمین اشغالی فلسطین و عدم عمق استراتژیک این تجهیزات از کارایی بالایی برخوردار است. به همین جهت حزبالله موفق شد درعرض سیزده روز 2500 موشک به شهرکهای یهودینشین درشمال فلسطین شلیک نماید و این منطقه را برای صهیونیستها به منطقه ارواح تبدیل کند. در این راستا حزبالله تاکنون توانسته به طور تدریجی از موشکهایی تا برد 50 کیلومتر استفاده نماید. باتوجه به اظهارات سیدحسن نصرالله به نظر میرسد موشکهایی که تلآویو را هدف بگیرد نیز حزبالله دراختیار دارد. یکی از خصوصیاتی که در توان نظامی حزب وجود دارد،تحرک نظامی آنهاست. حزبالله مانند ارتشهای حرفهای به سرعت قادر به جابجایی خود و واردکردن ضربه به دشمن است و همین امرباعث شد که رژیم صهیونیستی نتواند حزبالله را مورد هدف قراردهد. اصل غافلگیری دومین ویژگی توان مبارزاتی حزبالله است. نظامیان رژیم صهیونیستی معترفند که حزبالله در جنگ با اسرائیل بسیارغافلگیرانه عمل کرده است. شناخت محیط عملیاتی و ایجاد زمینههای لازم برای مبارزه با ارتش رژیم صهیونیستی بخشی دیگر از توان رزمی حزبالله در این نبرد را تشکیل میدهد. لذا شناخت محیط از یک سو و بهرهگیری از سلاحهای مؤثر و قابل حمل از سوی دیگر تحت استراتژی جنگهای نامتقارن، به توان و قدرت حزبالله دربرابر رژیم صهیونیستی که دارای 125 هزار سرباز آماده و 600 هزار ذخیره و 2650 تانکِ پیشرفته مرکاوا، 257 جنگنده اف 16، 55 بالگرد کبرا، 39 آپاچی و... میباشد، برتری بخشیده است.
تلفات جانی رژیم صهیونیستی طی سیزده روز جنگ 1به 9 بوده و 15 تانک مرکاوا و چهار بالگرد آن ساقط شده است. این رژیم با وجود برخورداری از یک ارتش مجهز که در اطلاعات نظامی همواره از آن بهعنوان دومین یا سومین ارتش جهان یاد میشد، نتوانست به هیچیک از اهداف نظامی خود دست یابد. برعکس غالب رسانههای جهان در ارزیابی جنگ از جمله سی.ان.ان، آسوشیتدپرس و روزنامه صهیونیستی هاآرتص اعلام کردند که حزبالله چهارمین یا پنجمین ارتش منطقه خاورمیانه است. شبکه تلویزیونی NTV در گزارشی گفت: «زمانی ارتش اسرائیل را به ارتش وحشت میشناختند اما گروه کوچکی به نام حزبالله برای اولین بار توازن وحشت را برقرار کرده است. حزبالله اسطوره شکستناپذیری اسرائیل را درهم شکسته است.»
2/6_ روحیه و رهبری مبارزه
روحیه و داشتن اعتماد به نفس و شجاعت شهادتطلبی و رهبری ازجمله عوامل غیرملموس قدرت محسوب میشود. این مسأله مهمترین و اصلیترین پایههای قدرت و اقتدار حزبالله است. واشنگتنپست نوشت: «نصرالله مردخدا، اسلحه و حکومت است» شبکه تلویزیونیNTV نیز گزارش داد «شهامت ققنوسوار حزبالله در برابر ماشین جنگی و مرگبار اسرائیل باعث گردید تا باد پیروزی برای بار دیگر برپرچم حزبالله و زیدن آغاز کند» همه رسانهها اعتراف دارند که حزبالله گروهی با اعتماد به نفس بالا، روحیه شهادتطلبی توصیفناپذیر و دارای قدرت رهبری و روحیه شجاعانه و متهورانه و... میباشد. «بن جدو» خبرنگار الجزیره از مشاهدات خود در لبنان گزارش کرد که من نصرالله را در اوج آرامش و اطمینان دیدم، آرامشی غیرقابل تصور که با اتکا به قدرت لایزال خداوندی، محکم، با حرارت و با اقتدار سخن میگفت. یادداشتنویس لسآنجلس تایمز نیز نوشت که «امروز ما شاهد رویش نسل جدیدی از کودکان لبنانی و فلسطینی هستیم که مرگ را به تمسخر گرفتهاند.»
3/6_ پایگاه اجتماعی
یکی دیگر از ظرفیتهای حزبالله لبنان برخورداری از پایگاه اجتماعی وسیع و عمیق درلبنان است. درواقع مردمیبودن جنبش حزبالله یکی از مزیتهای بالای این گروه در نبرد با رژیم صهیونیستی است. حزبالله هم در میان مسیحیها و هم در میان اهل تسنن و هم در میان شیعیان لبنان از موقعیت غیرقابل توصیفی برخوردار است. افزون بر این اغلب گروههای سیاسی به طور کلی حزبالله را و عملکرد آن را قبول دارند و تاکنون نیز حمایتهای خود از حزبالله را ابراز داشتهاند. ازسوی دیگر دولت لبنان به ویژه رئیسجمهور لبنان حمایت کامل خود را از حزبالله کراراً اعلام کردند و بنابراین انسجام و وحدت در سطوح مردمی، گروهها و دولت با حزبالله به یک نقطه قوت بسیار بالایی تبدیل شده که به رهبری حزبالله لبنان در نبرد با رژیم صهیونیستی کمک قابل توجهی کرده است. رژیم صهیونیستی که با هدف ایجاد شکاف میان دولت، ملت و گروههای سیاسی با حزبالله تهاجم وحشیانه خود علیه تأسیسات زیربنایی و مردم بیدفاع را دنبال میکرد، به واسطه پایگاه مردمی حزبالله و شناخت مردم از صداقت، ایثارگری و خلوص حزبالله نتوانست به منویات شوم خود دست یابد.
4/6_ پایگاه مردمی فرامرزی
محبوبیت حزبالله در بیرون از مرزهای لبنان یکی دیگر از پایههای قدرت واقتدار این گروه را تشکیل میدهد. به نوشته رابین رایت «سخنرانیهای سیدنصرالله امروزه به رایجترین ملودی زنگهای تلفن همراه در منطقه خاورمیانه تبدیل شده است. امروز جوانان عرب از نصرالله به عنوان فخر عرب نام میبرند.» نظرسنجی شبکه الجزیره نیز بیانگر گسترش نفوذ حزبالله درمیان مسلمانان است. براساس نظرسنجی این شبکه 92 درصد مردم منطقه معتقدند: «حزبالله مدافع هویت مسلمانان و عزت و شرف اعراب است.»
منابـــع :
برای تجزیه و تحلیل سوژههایی که دراین شماره پرداخته نشد و همچنین در راستای مساعدت مطالعاتی بیشتر به مسئولان و هادیان سیاسی سپاه وبسیج منابع ذیل معرفی میگردد تا ضمن بهرهبرداری از آنها، درسخنرانیها و گردهماییها نیز مورد استفاده عزیزان قرار گیرد.
1- علیخانی، مهدی، «اهمیت ژئوپلتیک لبنان و بازیگری به نام حزبالله»، سیاست روز، 31 تیر 1385.
2- عسگری،محمود،«بررسی سیاستهای منطقهای ایران»،ماهنامه اطلاعات راهبردی،سال چهارم،شماره 36.
3- انعامی علمداری، سهراب، «جایگاه سیاست تغییر رژیم در راهبرد خاورمیانهای آمریکا»، اطلاعات راهبردی، سال چهارم، شماره 36.
4- رضوی، سلمان، «اهداف و برنامههای کابینه جدید رژیم صهیونیستی»، اطلاعات راهبردی، سال چهارم، شماره 37.
5_ همشهری دیپلماتیک، «عزت مقاومت»، ضمیمه روزنامه همشهری، 2 مرداد 1385.
6_ ویژهنامه جنگ لبنان و اسرائیل، «واپسگرایی ژئوپولتیکی؛ جهان در آستانه جنگ سرد دوم»، روزنامه شرق، 28 تیرماه 1385.
7_ علایی، حسین، «افتخارآفرینی حزبالله لبنان»، روزنامه کیهان، 26 تیر 1385.
8_ «ضرورت حمایتهای سیاسی و نظامی جهان اسلام از حزبالله»؛
9_ «تحولات لبنان در گفتگو با یک کارشناس نظامی و مسائل استراتژیک»؛
10_ «پرواز مرگ برفراز تلآویو» و «نسیم پیروزی بر پرچم حزبالله»، صبحصادق شماره 260 و 261.