
رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع نخبگان جوان تاکید ویژه ای بر ایجاد گفتمان پیشرفت علم و فنّاوری در کشور داشتند و فرمودند «علم مایه قدرت و ثروت است. کشور شما و نظام جمهوری اسلامی باید به این قدرت و اقتدار دست پیدا کند تا بتواند از ملت خود، از کشور خود، از ارزش های خود و از نظام خود پشتیبانی کند و مصونیت ببخشد و اگر در کنار این به ثروت احتیاج دارد تا بتواند مشکلات گوناگونی را که میراث سالها حکومت استبدادی در این کشور است برطرف کند باید علم را به دست بیاورد، برای یک ملت علم وسیله ای است برای رسیدن به اقتدار ملی و ثروت ملی.» (5/6/87)
همانطور که ملاحظه می شود رهبر معظم انقلاب به روشنی هدف از کسب دانش و انگیزه تبدیل کردن دانش به یک گفتمان در جامعه را بیان فرمودند؛
اما سؤال اساسی این است که در عصر کنونی این بحث دارای چه جایگاهی است؟ و اینکه علم چگونه مایه قدرت و ثروت می باشد؟
1- رابطه علم و قدرت و ثروت
رابطه این دو هم همبستگی و همخوانی است و هم رابطه علّی و معلولی. زیرا علم از یک سو بر قدرت و مولفه های محسوس و نامحسوس آن تأثیر می گذارد و هم متقابلاً قدرت و ثروت چنین تأثیری را میتوانند در علم و توسعه آن بگذارند افزون بر این، این رابطه به گونه ای است که هم افزایی هم دارد یعنی تأثیر و تاثر متقابل بر توسعه و فزونی آن بطور فوق العادهای. از سوی دیگر رابطه علّی و معلولی نیز وجود دارد؛ زیرا قدرت و ثروت بویژه در عصر کنونی ناشی و معلول علم و دانش است. علم سلطه انسانها را بر طبیعت بوجود آورد و با توسعه سلطه انسانها بر طبیعت ثروت و قدرت انسان های برخوردار از این فنّاوری و علم نیز تولید و توسعه پیدا کرد.
1/1- رابطه علم و ثروت: اکنون همه محققان توسعه بر این اعتقادند که دانش و تکنولوژی از ابزارهای تعیین کننده دستیابی به توسعه است. توسعه و گسترش امکانات بهداشتی، درمانی، رفاهی، آموزشی، ارتباطی و سایر مقولههای توسعه بدون دانش و تکنولوژی قابل تصور و تحقق نیست. اساساً رابطه دانش و توسعه که ثروت خمیر مایه اصلی آن را تشکیل می دهد به گونهای به هم پیوند خورده است که ملاک اصلی در تمایز توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی جوامع محسوب می شود. در واقع تکنولوژی و دانش بویژه دانش های استراتژیک بهره وری در سطح مطلوب از منابع را هموار ساخته و دستیابی به اهداف و مقاصد را آسان می کند. به عنوان مثال دانش بیوتکنولوژی که یکی از دانش های استراتژیک بشمار می آید دارای کاربردهای زیادی در بخش های کشاورزی، پزشکی، دام و آبزیان، فرآورده های غذایی، دارویی، صنعت، محیط زیست و صنایع نظامی می باشد. به همین جهت این دانش ضمن بالا بردن سطح مطلوبیت جامعه تأثیر بسزایی بر اقتصاد و ثروت ملی خواهد گذاشت؛ زیرا سودآوری این دانش در جهان بصورت نجومی است. بر اساس آمار موجود بازار جهانی داروهای ترکیبی حاصل از بیوتکنولوژی در سال 2002 معادل 34 میلیارد دلار بوده است که تا سال 2010 به بیش از 57 میلیارد دلار خواهد رسید. به همین جهت کشورهای توسعه یافته سرمایه گذاری زیادی در این خصوص کرده اند. به همین ترتیب دانشهای دیگری مانند دانش هسته ای، دانش هوا و فضا، دانش و فنّاوری ارتباطات و اطلاعات (ICT) نانو تکنولوژی و سلولهای بنیادی دارای آثار و پیامدهای بسیار مثبت و عمیق در افزایش ثروت و موقعیت اقتصادی کشورهای دارنده آن می باشد. نکته اساسی دیگر اینکه علم و دانش در عصر کنونی آنقدر در زندگی اقتصادی انسان نفوذ و رخنه کرده است که انسان قرن بیست و یکمی را نمی توان بدون دانش و فنّاوری تصور کرد. به همین جهت در این عصر رقابت بر سر کسب حفظ و افزایش دانش بسیار اساسی است. سرعت توسعه دانش نیز به قدری زیاد است که هر کشوری با کوچکترین تعلل در این خصوص، دچار خسران بزرگی خواهد شد. به عنوان نمونه اکنون دانش نانو یا نانوتکنولوژی انقلابی را در علم ایجاد کرده است که یک کشور در صورت عدم دستیابی به آن محکوم به ناکامی علمی خواهد بود. صاحب نظران اظهار می کنند که شکوفایی بسیاری از فنّاوری های مهم از جمله فنّاوری اطلاعات و بیوتکنولوژی به عنوان دو دستاورد بسیار عظیم قرن بیستم بدون بهره گیری از نانو تکنولوژی دچار اختلال خواهند شد. به همین ترتیب گفته می شود که این علم، انقلاب در شرف وقوع برای آینده اقتصاد جهان خواهد بود. بنابراین همانطور که بین دانش و توسعه و ثروت رابطه مستقیم وجود دارد. بین دانش های قدیم و نو ظهور نیز رابطهی ویژهای برقرار است. بدین معنا که کشف علم جدید و یا به عبارت دیگر ظهور دانش جدید به مثابه انقلابی است که پارادایم های گذشته را به هم ریخته و سازمان و ساختار جدیدی را ایجاد می کند.
اکنون در عصر جدید ظهور و سقوط پارادایم های علمی بواسطه رقابت سخت و شدیدی که در عرصه کشف دانش های نوین وجود دارد و اساساً بواسطه سرعت توسعه دانش ها، بسیار کوتاه شده است اگر در چند دهه قبل ما شاهد حضور یک دانش یا پارادایم علمی در طول سالهای متمادی بودیم اکنون این فاصله بسیار کوتاه و اندک شده است. این وضعیت هم فرصت است و هم تهدید. مثلاً برای کشورهایی مثل ایران که برای توسعه علمی عزم کردهاند و در مرحله خیزش علمی قرار دارند فرصت است؛ زیرا با سقوط پارادایم علمی همه بازیگران موقعیت یکسانی پیدا میکنند و بدینسان بازیگری که تا قبل در سطح بازیگران صاحب پارادایم علمی سابق نبود در صورت بهرهگیری از فرصت نه تنها هم سطح آنها خواهد شد بلکه به جهت نقشی که پارادایم علمی جدید در بناسازی دستاوردهای خود دارد، جایگاه فراتری پیدا میکند.
مثالی که در خصوص نانو تکنولوژی زده شد دقیقاً ترسیم چنین وضعیتی است. نتیجه ای که از این بحث گرفته می شود این است که علم بویژه در عصر حاضر هرگز تعهد نکرده است که همواره در دست کشورهای خاصی باشد. رهبر معظم انقلاب در جمع نخبگان جوان به این موضوع به خوبی اشاره فرمودند:«ببینید در طول تاریخ علم در بین ملتهای دنیا دست به دست گشته شما هیچ ملتی را پیدا نمی کنید که از اول تا آخر دانش در اختیار آنها بوده، نه، این یکی از سنتهای خداست.»
از سوی دیگر ظهور و سقوط پارادایم علمی یک تهدید نیز محسوب می شود زیرا در صورتیکه کشورها التفات و توجهی به پویایی و دانش نداشته باشند و به سقوط پارادایم ها توجه نکنند، تنزل و سقوط بی سابقه ای در رتبه علمی و متعاقباً در جایگاه های اقتصادی پیدا خواهند کرد.
2/1- رابطه دانش و قدرت: نگاهی به سیر تحول و تطور قدرت در اعصار گذشته، نشان می دهد که قدرت هیچگاه ثابت نبوده است. علت اصلی این تحول به دگرگونی ها در اولویت منابع قدرت برمیگردد. زمانی جغرافیا و شکل طبیعی کشورها به عنوان اصلی ترین منبع قدرت محسوب میشد، بعدها این موضوع جای خود را به موقعیت سوق الجیشی یا ژئوپلتیک داد؛ هر کشوری که در یک موقعیت ژئوپلتیکی ممتاز قرار داشت برخوردار از قدرت می شد. در این راستا تئوریهای متنوعی نیز از سوی جغرافیدانان سیاسی ارائه شد که از جمله تئوری مکیندر؛ ماهان و یا اسپایکمن پیشرو هستند. به عنوان نمونه مکیندر میگفت هر کس بر قلب جهان مسلط شود بر جزیره جهانی مسلط خواهد شد و هر کس بر جزیره جهانی مسلط شود بر کل جهان مسلط خواهد شد. این بیان به معنای کالبد شکافی منابع قدرت و نشان دهنده اولویت ژئوپلتیک در منابع قدرت بود. بعدها تکنولوژی تسلیحاتی پیشرفت کرد و مهمترین منبع قدرت، ابزارهای نظامی و مدرن شد. هر کشوری که از تسلیحات پیشرفتهتر و دارای قدرت انهدامی بیشتری باشد قدرتمندتر از سایر دول محسوب میگردید. از همین رو یکی از تلاشهای اولویت دار دولتها کسب و افزایش این منبع از قدرت بود. دستیابی به سلاح های اتمی و کشتار جمعی دقیقاً ناشی از چنین انگیزه هایی بود. اما این منبع قدرت اگرچه بیشترین بازی را در کلاس قدرت داشته و شاید هنوز موقعیت نسبی خود را حفظ کرده باشد اما به تدریج از رتبه خود تنزل کرد و جای خود را به اقتصاد و قدرت اقتصادی داد. در این دوره که عمدتاً از دهه 1970 به بعد را شامل می شود هر کشوری که اقتصاد قوی تری داشته باشد در جهان قدرتمند تر و دارای کلاس بالاتری از قدرت است.
با این حال دوره اقتصادی محور صرف نیز که بر درآمدهای ناخالص ملی استوار بود سپری شد و بتدریج این اندیشه شکل گرفت که منبع اصلی قدرت دانش وعلم است. هر کشوری دانش و علم مدرن را در انحصار خود قرار دهد گویا قلب جهان یا روابط بین الملل را بدست خواهد آورد. بنابراین در عصر جدید دانش و تکنولوژی حرف اول را در جهان می زند. اکنون همه بر این اعتقادند که هرکس دانش او بیشتر باشد قدرتش بیشتر است. دانش و تکنولوژی از زوایای مختلف بر قدرت تأثیرگذار شده است. در این راستا از یک طرف دانش و تکنولوژی هم مایه قدرت سخت و هم ایجاد کننده ابزار قدرت است و از سوی دیگر خود فی نفسه نیز به عنوان قدرت منتهی از نوع نرم محسوب می شود. در نوع اول یعنی مایه قدرت سخت، ابزار ساز و زمینه ساز قدرت عریان بوده و مالاً بدنها را به سلطه در می آورد. و در نوع دوم اقناع ساز بوده و روح آدمی را به تسخیر در می آورد. بعنوان نمونه دانش ارتباطات و اطلاعات (ICT) در عصر حاضر نقش تعیین کننده ای را در ایجاد، توزیع و انحصار قدرت بازی می کند به گونه ای که باید آن را یکی از منابع عمده قدرت در کلیه زمینه های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، نظامی و جنگ روانی قلمداد کرد.
بنابراین تردیدی باقی نمی ماند که دانش و تکنولوژی در عصر حاضر جایگاه کشورها را در کلاس قدرت تعیین می کند.
2- تأثیر دانش و تکنولوژی بر موقعیت جمهوری اسلامی
اگرچه رهبر معظم انقلاب در جمع نخبگان جوان، برخی از تأثیرات دانش و تکنولوژی بر قدرت جمهوری اسلامی ایران را اشاره فرمودند اما در این جا با یادآوری این موضوع به سایر موارد دیگر توجه شود:
1- یکی از پیامدهای مثبت دانش و تکنولوژی بویژه دانش های استراتژیک مانند هستهای، نانو و یا بیوتکنولوژی و... افزایش قدرت نرم جمهوری اسلامی است رشد و توسعه دانش و فنّاوری در ایران، مقبولیت ایده ها و آرمان ها و ارزشهای جمهوری اسلامی ایران را بدنبال خواهد داشت. اساساً دانش و فنّاوری قدرت هنجارسازی دارند. تردیدی نیست که فزونی اقبال ملتها به کشور ایران متعاقباً نفوذ و اثرگذاری آن را نیز افزایش خواهد داد. از سوی دیگر تصور مثبت، مقدمهای برای اقبال ملل مختلف به تمام کالاهای ایرانی اعم فرهنگی، اقتصادی و نظامی خواهد بود.
2- دانش معطوف به تولید قدرت و ثروت، ضریب امنیتی جمهوری اسلامی ایران را بالا خواهد برد. همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند با دانش می توان تهدید را از بین برد. در واقع دانش باعث افزایش قدرت ملی شده و متعاقباً تحکیم بقاء نظام جمهوری اسلامی ایران را بدنبال خواهد داشت به عبارت دیگر پایه های مقبولیت نظام از یک سو و پایه های دفاعی نظام از سوی دیگر مستحکم میشود.
3- دانش باعث افزایش قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران خواهد شد. دانش و تکنولوژی به همان میزان که بر قدرت ایران می افزاید می تواند بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران را نیز افزایش دهد.
4- توسعه دانش و تکنولوژی به افزایش استقلال سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی کشور منجر خواهد شد. همانطور که رهبر انقلاب فرمودند:«روزی که ما بتوانیم درآمد کشور را از راه دانشمان به دست بیاوریم و در چاههای نفت را پلمپ کنیم آن روز برای ما روز خوبی است.» در واقع به معنای استقلال اقتصادی و تضمین پایدار و همیشگی درآمد های اقتصادی است. به همین ترتیب دانش و فنّاوری نقش تعیین کننده ای در حفظ و تضمین استقلال سیاسی دارد.
5- دانش و تکنولوژی بویژه دانشهای استراتژیک مانند هستهای، نانو و سلولهای بنیادی و... موازنه قدرت منطقهای و جهانی را برهم خواهد زد.
6- پیشرفت فنّاوری های برتر در ایران، باعث خارج شدن جمهوری اسلامی از دور باطل توسعه نیافتگی است اساساً مخالفت غربی ها با ایران از همین منظر قابل ارزیابی است.
7- دستیابی به دانش روز سبب حل دایمی چالشهای داخلی در ابعاد مختلف میشود.
نتیجه
دستیابی به دانش و تکنولوژی در واقع دستیابی به قدرت و ثروت است. در شرایط نوین جهان هر کشوری که زودتر به یافته های بنیادین علمی دست یابد می تواند از آن در جهت رشد و فنّاوری و توسعه علوم دیگر استفاده کرده و قدرت درونی خود را به طرز معجزه آسایی دگرگون نماید و متعاقباً موازنه قدرت را در سیاست بینالملل به نفع خود تغییر دهد.