این یادداشت برخلاف معمول یادداشتهای این ستون نگارش شده است. شما هم به خاطر تیتر یادداشت تعجب نکنید، زیرا ترس و نگرانی فوق العاده از آن نگارنده نیست. کمی صبر کنید و حوصله به خرج دهید، گوینده جمله مذکور را می شناسید.
داستان از این قرار است که با صدور قطعنامه 1737 شورای امنیت بر علیه فعالیتهای هسته ای کشورمان، چند روزی است که موضوع به یکی از سوژه های خبری- تحلیلی رسانه های داخلی و خارجی تبدیل شده است. البته این موضوع بسیار هم مهم است و تصویب طرح دوفوریتی در مجلس شورای اسلامی و الزام دولت به تجدید نظر در روابط و تعامل با آژانس بین المللی انرژی هسته ای، این اهمیت را آشکار می سازد. در همین راستا روزیکشنبه (3/10/85) از رادیو «گفتگو» تماسی با نگارنده گرفته شد و برای شرکت در برنامه گفتگوی روز دوشنبه با موضوع بررسی قطعنامه، بازتابها و پیامدهای آن دعوت شدم. قبل از قبول دعوت، سوال کردم میهمانان دیگر چه کسانی هستند و گفته شد که یک نفر از مجلس و یک نفر هم از وزارت خارجه برای برنامه دعوت شده اند. روز دوشنبه وقتی وارد استودیو شبکه رادیو گفتگو شدم، مشخص شد، میهمان دیگر برنامه، آقای دکتر صادق زیبا کلام حاضر در استودیو و آقای دکتر پرویز مجتهدزاده میهمان تلفنی برنامه گفتگو هستند. با شناختی که از دیدگاههای زیبا کلام داشتم، چالشی بودن بحث قابل پیش بینی بود. سخنان مقدماتی جناب آقای دکتر دبیری مجری برنامه با معرفی میهمانان و طرح موضوع آغاز گشت و از این سخنان اینگونه برداشت شد که آقای دکتر زیباکلام تابحال در چندین برنامه در همین شبکه با موضوع هسته ای شرکت کرده است. آقای زیباکلام اولین سوال، یعنی ارزیابی کلی از قطعنامه را اینگونه پاسخ داد:«آقای دکتر دبیری، با تصویب این قطعنامه، من می ترسم و فوق العاده نگران هستم. وقتی من اوضاع منطقه و عراق را می بینم و اینکه آمریکایی ها پس از مدتها تلاش الان با تصویب این قطعنامه به موفقیت دست یافته اند از آینده نگران هستم.» صحبتهای آقای زیبا کلام با همین لحن و ادبیات ادامه یافت و در پایان ایشان اشاره کردند به همین مقدار بسنده می کنیم و مایلم دیدگاه دکتر جوانی را بشنوم. اینجانب که با دیدگاههای ایشان از قبل آشنا بودم، پس از سخنان مقدماتی گفتم، جناب آقای دکتر دبیری بحث شنیدنی و جذابی خواهیم داشت چراکه من با دیدگاههای آقای زیباکلام کاملا مخالف هستم و اوضاع را اینگونه که ایشان می بینند و ترسیم می کنند، نمی بینم. به طرح دیدگاههای خود پرداختم که این دیدگاهها برای خوانندگان صبح صادق در موضوع هسته ای کاملا روشن است. در ادامه بحث آقای دکتر مجتهد زاده هم وارد بحث شد وبه مدت 90 دقیقه این گفتگوی چالشی انجام و به صورت زنده برای شنوندگان این برنامه پخش گردید. در این برنامه، میهمان حاضر در استودیو به راحتی نظرات مخالف خود نسبت به سیاستهای هسته ای نظام، مواضع رئیس جمهور و اقدام مجلس را بیان کرد و در خلال برنامه مرتب برنگرانی خویش از روند درحال طی شدن پرونده در شورای امنیت تاکید می کرد. حاصل کلام ایشان این بود که ما باید خواسته طرف مقابل که تعلیق غنی سازی هست را بپذیریم تا از وقوع رخداد های ناگوار جلوگیری شود. پیش فرض ایشان برای چنین نظری این بود که اگر این کار نشود، اولا آمریکایی ها در نهایت با ما برخوردی همانند عراق خواهند داشت و ثانیا در این اقدام آنان به نتیجه مورد نظر دست خواهند یافت. پاسخ ها و استدلالهای اینجانب متمرکز در رد این پیش فرضها بود. نکات کلیدی در پاسخ ها را می توان در محورهای زیر خلاصه کرد.
الف- ایران نه عراق و نه افغانستان، بلکه کشوری است که اکنون به لحاظ قدرت دفاعی و پشتوانه مردمی، قدرت برتر منطقه است.
ب- آمریکا 72 سال است که با جمهوری اسلامی مبارزه می کند و با صراحت از ساقط کردن جمهوری اسلامی سخن می گوید و اگر آمریکا می توانست به جای حمله به افغانستان و عراق، به سراغ ایران می آمد.
ج- جنگ 33 روزه لبنان، توان اسلام در به شکست رساندن قدرت نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی را به نمایش گذاشت.
د- شرایط کنونی آمریکا با توجه به مشکلاتش در منطقه، به گونه ای نیست که این کشور در برخورد با ایران بخواهد دست به چنین ریسکی بزند و بر فرض که این حماقت هم انجام شود، دلیلی بر موفقیت او با توجه به مسایل عراق و آنچه در لبنان گذشت وجود ندارد.
ه- مسایل هسته ای ایران برای آمریکایی ها، بهانه است برای جلوگیری از پیشرفت ایران
به هر حال این گفتگو دراین چارچوب انجام شد و دکتر مجتهد زاده هم دریک موضع بینابین به طرح دیدگاههای خود پرداختند. در دقایق پایانی بحث، زیبا کلام این نکته را مطرح کرد که آنها فقط با بخش غنی سازی درایران مخالف هستند و ما می توانیم از این بخش صرف نظر کنیم! در پاسخ به این نظر این سوال را مطرح کردم که آقای دکتر، اگر جمهوری اسلامی به این نظر عمل بکند و از غنی سازی در داخل ایران چشم بپوشد و در این راستا با سرمایه گذاریهای کلان در احداث نیروگاههای هسته ای، سوخت این نیروگاهها را به واردات سوخت که در انحصار چند قدرت می باشد گره بزند، در آینده چه تضمینی وجود دارد که این قدرتها سوخت ما را تامین بکنند؟ آیا آنها فردا برای تامین سوخت ما، خواسته های سیاسی نخواهند داشت؟ البته دیگر زمان برای پاسخ ایشان به این سوال نبود و وقت برنامه پایان یافت. ولی جواب روشن است که در این دنیای کنونی که معاهدات، مقررات و قوانین بین المللی به راحتی زیر پاگذاشته می شوند و براساس قدرت، سازمانهای بین المللی به صورت ابزاری برای قدرتها ایفای نقش می کنند، هر ملتی که می خواهد مستقل باشد و حقوق ومنافع خویش را تامین نماید، باید به توان خود تکیه کند و با وحدت و انسجام در برابر فشارها دست به مقاومت بزند. همین راهی که اکنون ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی در بحث هسته ای در پیش گرفته است. ملت ایران اکنون به دانش و فناوری هسته ای دست یافته و ورود به باشگاه هسته ای پیدا کرده و با توجه به قدرت ملی برای مقاومت در برابر فشارها از یک سو و ضعف دشمنان از دیگر سوی، هیچ دلیلی وجود ندارد که براساس تحلیلهای نادرست از اوضاع، خود را تسلیم تهدیدهای زروگویان کند.