صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۱  ، 
کد خبر : ۴۶۸۲۰

همزیستی بازیگران در پاکستان/حسین امیدى


عاصف زرداری با کسب 481 رای از دو پارلمان مرکزی و چهار پارلمان ایالتی، 69 درصد آرا را برای تصدی ریاست جمهوری جدید پاکستان به خود اختصاص داد و رقبای خود را کنار زد.

اگرچه به قدرت رسیدن زرداری نیز حاصل و برآیند مولفه های داخلی و خارجی برای مدیریتی جدید در پاکستان به شمار می رود ولی شاخص های موجود در زرداری و یا جریانهای رقیب و یا معارض و شرایط عمومی آمریکا موجب می شود که نوعی همزیستی در بین تمامی بازیگران حاکم شده و امکان تکروی را از آنان سلب نماید.

آمریکا که عملا با حمایت پرویز مشرف، هم پیمانی او در مبارزه با القاعده و طالبان را دنبال می کرد، به درک جدیدی رسیده و خود را ناچار از تعامل با تمامی طرفهای پاکستانی می داند. آمریکا نمی تواند ارتش را نادیده گرفته وصرفاً با تکیه بر زرداری به خواسته های خود دست یابد. زرداری نیز نمی تواند برای همراهی با آمریکا و مقابله با طالبان پاکستان، ارتش را نادیده بگیرد و برای ایجاد موازنه در قبال نواز شریف و دیگر جریانهای معارض، استمرار همکاری با ارتش را ضروری می بیند. ارتش نیز که محور تحولات سیاسی - امنیتی در پاکستان محسوب می شود برای موازنه امنیتی در قبال هند و برای از دست ندادن مهار رویکردهای داخلی و منطقه ای نمی تواند آمریکا را کنار بگذارد و باید به نوعی با خواسته های آن کنار بیاید.

از سوی دیگر زرداری برای تشکیل حکومت نیز باید ائتلافی قابل قبول را تدارک کند که بر نگرانی های جاری آن افزوده نشود. ائتلاف با نواز شریف، به جز شروط اساسی وی برای بازگرداندن قضات دادگاه عالی و چودری (رئیس برکنار شده آن) و لغو قوانین دوره مشرف در خصوص افزایش اختیارات رئیس جمهور به واسطه نوع نگاه و رویکردهای متفاوت با حزب مردم امکان پذیر نیست و عملا بر چالش های زرداری خواهد افزود. از سوی دیگر ائتلاف حزب مردم و حزب مسلم لیگ طرفدار مشرف و احزاب کوچکتر نیز، مجموعه مقتدری ایجاد نمی کند و فشار نواز شریف و بقیه گروههای معارض، حکومت ائتلافی جدید را در فشار قرار می دهد.

در بعد امنیتی، اگرچه زرداری متعهد شده تا در کنار آمریکا مسئله مبارزه با تروریسم و طالبان را به سرانجام برساند ولی نوع نگاه زرداری برای حل این مشکل با نگاه آمریکایی برای سرکوب طالبان پاکستان و اقدامات هوایی مستقیم متفاوت بوده و طی یک هفته اخیر به نوعی چالش اولیه تبدیل شده است.

حملات موشکی هواپیماهای آمریکا که از طریق افغانستان به مناطق قبایلی و تحت نفوذ طالبان پاکستان صورت گرفته و تلفات قابل توجهی از مردم به جای مانده موجب شده تا زرداری و ارتش پاکستان، نسبت به روش آمریکا اعتراض کرده و هشدار بدهند. علت این است که ادامه حملات آمریکا، موج ضدآمریکایی را افزایش داده و فشار بر حکومت را از ناحیه طالبان و یا جریانهای معارض حکومت، افزایش خواهد داد، مضافا اینکه روش زرداری برای تعامل با طالبان پاکستان، مبتنی بر مذاکره و تفاهم می باشد. قابل ذکر اینکه جریانهای مذهبی و سیاسی طرفدار طالبان خود را برای مقابله و درگیری گسترده با آمریکا و در نتیجه حکومت زرداری مهیا می کنند و این مسئله می تواند چالش عمده ای بر سر راه حکومت زرداری محسوب شود.

در شرایطی که پست های ریاست جمهوری و نخست وزیری و اکثریت پارلمانی در اختیار حزب مردم است، زرداری تمایلی به اصلاح قوانین مصوب در دوره مشرف را ندارد و دو موضوع امنیت و مشکلات اقتصادی، دستور کارهای اصلی حکومت وی هستند. به همین دلیل زرداری تلاش می کند در محیط همسایگان، شرایط با ثباتی را تعریف کرده و مطالبات و اولویت های همسایه غربی و شمالی را مدنظر قرار دهد. زرداری در دیدار با کرزای، اهمیت همکاری برای مبارزه با تروریسم و یا امنیت سازی در مرزها را مورد تاکید قرار می دهد و در قبال ایران به تقویت مناسبات دو جانبه و تاکید بر خط لوله گاز ایران به پاکستان و هند، به عنوان عاملی جهت کسب درآمد و تسهیلات و پاسخ به نیاز فزاینده جامعه پاکستان نسبت به انرژی اصرار می ورزد.

اگر آنچه توسط نخبگان و نظریه پردازان نئومحافظه کار آمریکایی بیان شده را جدی بگیریم، آمریکا به دنبال سیاستها و رویکردی است تا درآمدهای نفتی - گازی ایران را محدود و یا کاهش داده، فشار اقتصادی را عامل، تعدیل کننده سیاستها و رویکرد ایران معرفی کند. بر این اساس نیز باید انتظار داشت که یک فشار آمریکایی، روند همکاری های پاکستان - ایران در موضوع خط لوله گاز را به تاخیر بیندازد.

اگرچه حزب نواز شریف که با حمایت کشورهای عربی منطقه (امارات، عربستان) در تعامل نزدیک با گروههای اسلامی و یا طالبان پاکستان است، مطلوب آمریکا نیست ولی به جهت ملاحظات و یا نفوذ مستقیم عربستان و امارات در مدارس و جریانهای دینی پاکستان، باید با نواز شریف نیز کنار بیاید و به تعبیر کامل تر و دقیق تر، با کمک نواز شریف، امکان مدیریت زرداری و کارکردهای آن را، میسر و سهل تر نماید. ولی در عین حال اولویت آمریکا در پاکستان پس از موضوع طالبان، مهار قدرت اسلام گرایان در ارکان حکومتی است تا از دستیابی آنان به توان هسته ای این کشور جلوگیری کند. در عین حال که تقریبا تمامی بازیگران پاکستان و آمریکا در یک پیوند و نیاز متقابل به سر می برند ولی نفوذ و اقتدار ارتش در تمامی عرصه های حکومتی، سیاسی و اقتصادی و امنیتی را نمی توان نادیده گرفت. ارتش پاکستان که شرایط فعلی را برای «فعال سازی کامل» خواسته های خود مناسب نمی داند، برای حفظ مناسبات و حمایتهای آمریکا، همکاری محاسبه شده ای را با آمریکا به جریان خواهد انداخت.

ارتش پاکستان نمی تواند عقبه استراتژیک جغرافیای افغانی را در دکترین امنیتی خود در قبال هند نادیده بگیرد و تحت هیچ شرایطی از افغانستان چشم پوشی نمی کند ولی این بدان معنا نیست که «دست بسته» با آمریکا همکاری کند. عامل تعادل بخش و بالانس کننده در سیاستهای آمریکا که از نگاه ارتش پاکستان دور نیست، این است که ارتش فشارهای طالبان را به سوی حکومت زرداری هدایت کرده و در افغانستان، فشارهای طالبانی به نیروهای ناتو و آمریکا افزایش و یا استمرار یابد.

اگر آنچه ژنرال مولن و پترائوس در ارزیابی شرایط نظامیان آمریکایی در عراق و افغانستان بیان کرده اند را جدی بگیریم، تاکتیک فوق که از سوی ارتش پاکستان دنبال خواهد شد، پاشنه آشیل سیاستهای آمریکایی خواهد بود و مانعی در قبال تحقق اهداف آمریکا به شمار می رود.

در نتیجه می توان چنین جمع بندی کرد که آقای زرداری با توجه به پرونده های مالی و قضایی گذشته خود، رفتار محتاطانه ای با نواز شریف در «ائتلاف پذیری» حکومتی اعمال خواهد کرد و عدم اصلاح قانون اساسی را به عنوان اهرم فشار در قبال نواز شریف حفظ خواهد کرد. وی در تعامل با ارتش و فرمانده زیرک آن که از نزدیکان مشرف می باشد، همکاری نزدیک را ترجیح خواهد داد و از ایجاد چالش با آن پرهیز می کند.

زرداری با اعلام همکاری با افغانستان و آمریکا جهت مقابله با طالبان، نمی تواند خط سرخ های داخلی در ارتش و توانمندی طالبان پاکستان را پشت سر بگذارد و لذا تلاش در تعدیل و یا اصلاح سیاستهای آمریکا خواهد کرد تا گفتمان و مذاکره با طالبان را جایگزین حملات نظامی آمریکا کند.

زرداری که یک شیعه پاکستانی است، استمرار همکاری و مناسبات فعال و خوب با ایران را در اولویت خود می داند ولی در قبال فشار و اولویتهای آمریکایی، حوزه مانور گسترده ای در اختیار ندارد.

شاید همین شرایط پیچیده موجب شده تا ضمن تردید و نگرانی در غرب، همکاری و حمایت از زرداری، یک نیاز مرحله ای برای آمریکا و غرب محسوب شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات