اگر مذاکرات ایران و آمریکا درباره عراق همچنان در تعلیق است و مذاکرات هستهای در انتظار تعلیق، تاسیس دفتر حفاظت از منافع ایالات متحده در تهران هنوز به سرانجامی نرسیده و تلاشهای آمریکا برای اعمال تحریمهای بیشتر علیه تهران هم با مقاومت چین و روسیه روبهرو شده است اما گویی تلاطمهایی هرچند اندک در این فضای راکد در حال ارسال پالسهایی مثبت است. توصیه 5 وزیر خارجه پیشین ایالات متحده به رئیسجمهور آینده آمریکا برای مذاکره مستقیم با ایران و اظهارات دیروز رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس مبنی بر <قابل بررسی بودن برقراری روابط مجالس ایران و آمریکا> نشانههایی مثبت و گامهایی رو به جلو است. ارزش توصیههای 5 وزیر خارجه پیشین آمریکا در این است که آنها بهرغم اینکه از دو حزب دموکرات و جمهوریخواه هستند اما در یک موضع و آن هم لزوم گفتوگوی مستقیم با ایران همنظرند.
این یکی از محسنات نظامهای استقراریافته است که مقامهایی که بعضا 30 سال از دوران مسوولیت آنها میگذرد، هنوز در ساختار تصمیمگیری آمریکا مرجع مشورت و توصیه هستند؛ نقیصهای که در ایران امروز و بالاخص پس از استقرار دولت نهم عیانتر دیده میشود و افراد
صاحب نظر و تجربهای در عرصه سیاست خارجی همچون میرحسین موسوی، علیاکبر ولایتی، کمال خرازی و حسن روحانی بهرغم مسوولیتهایی که در برخی نهادها دارند، کمتر مورد شور و مشورت قرار میگیرند و در موارد اخیر- مقاله ولایتی و نقدهای روحانی-دیده شد که چگونه مورد طعن و انتقاد دولتیان قرار گرفتند. حال اینکه افراد صاحبنظری چنین، میتوانند لااقل در بعد تصمیمسازی به یاری تصمیمگیران بشتابند.
اظهارات روز گذشته علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجالس هفتم و هشتم که سالها معاون وزارت امور خارجه بود، نمونهای دیگر از این پتانسیلهای مغفول است؛ اینکه فارغ از مباحث جاری در سطح دولتها، نمایندگان منتخب ملتها بر بستری از منافع ملی و تعامل سازنده بتوانند در جهت رفع تنش و حفظ ثبات گام بردارند. از این رو است که میتوان پالسهای مثبت ارسالشده از جانب برخی چهرهها در ایران و آمریکا را سازنده دانست و به امید آن نشست که حتی در میانه تلاشهای واشنگتن برای تنگ کردن حلقه فشارها بر ایران و رکود فضای تنشزدایی با آمریکا در تهران، برخی پتانسیلها فعال شوند و تحرکی در این مناسبات قفلشده ایجاد کنند.