مجید هادوی
همانگونه که بوش و مقامات آمریکایی در حال ساماندهی به وضع خود در رویکرد جدید در عراق هستند، حوادث و رویدادهای امنیتی و سیاسی نیز برخی از حقایق دردناک در عراق را تا حدودی گویا میکنند. وقتی خانم رایس مدتها قبل از «سیاست هرجومرج سازنده» دم زد، این سوال مطرح بود که این هرجومرج سازنده با کدام ابزار شکل خواهد گرفت. نیروهای نظامی آمریکایی که مشغول ساختارسازی هستند و لذا باید یک نیروی اجرایی و متمرکز با جریانسازی و هدایت پتانسیلهای موجود در عراق، معادله صحنه عراق و واقعیات آن را بهم زده و شرایط را برای معادلات مطلوب آمریکا مهیا نماید. اینکار از طریق شرکتهای امنیتی و مزدوران استخدام شده آنها که بالغ بر 180 هزار نفرند و اخیرا نیز رسوایی شرکت امنیتی «بلاک و وتر» آنها را در معرض قضاوت همگان قرار داد، به اجرا در میآیند. این شرکتها و تیمهای عملیاتی آنان با بهرهمندی از تمامی پشتوانههای حمایتی آمریکایی دست به ترور، انفجار و ناامنی در تمامی مناطق عراق زده، فضای سیاسی ـ امنیتی را برای مانورهای رسمی مقامات آمریکا فراهم میکنند. ترور و ربایش هزاران دانشمند عراقی و اعضای گروهها و طوایف گوناگون و اقدامات فتنهانگیز تا مرز ترور رهبران دینی و سیاسی و اماکن مقدس، بخشی از اقدامات و برنامههای این شرکتهاست تا مقامات آمریکایی برای توجیه ناکامیها و یا برنامههای جدید خود امکان فرافکنی و اتهام به دیگر کشورها و یا دیپلماتهای ایرانی را بیابند. دستگیری عضو هیئت تجاری ایران که به دعوت رسمی مقامات کردی در سلیمانیه بسر میبرد اگر چه مشکوک به برخی همکاریهای اطلاعاتی از سوی عناصر کردی میباشد ولی در کنار بسیاری از اقدامات این شرکتهای امنیتی و نیروهای آمریکایی و مقامات سیاسی آنان، عملا از حاکمیت ملی عراق چیزی باقی نگذاشتهاست.
کارکرد و حیات نیروهای آمریکایی در تحریک و ایجاد و تشویق واگرایی و تضادسازی در محیط سیاسی و امنیتی عراق است. گروههای بعثی و سنی تا القاعده و عشایر سنی در یک جدال و درگیری مستمر بسر میبرند و بسیاری از آنان نیز خود را فدای خواستهها و وعدههای آمریکایی کردهاند. مجموعههایی از همین گروههای سنی در یک رقابت «قدرت محور» فشار به حکومت مالکی را دریچه کسب رضایتمندی آمریکا میدانند و با پیروی از عملکرد برخی کشورهای عربی، همپیمانی با آمریکا را، مسیری برای کسب قدرت و تغییر اوضاع در عراق میپندارند. علاوی که فراکسیون خود را کاندیدای اجرای سیاستهای آمریکا قرار داده و با حمایت برخی از دولتهای عربی، آماده نوعی که کودتای سیاسی علیه مالکی است، از درون فراکسیون با اختلافات کشنده روبهروست و شعار وی برای «حکومت نجات ملی» بیشتر برای خود و فراکسیون او مصداق دارد. گروههای کردی که امید زیادی به تجزیه کردستان دارند، از هر مسئلهای در روند سیاسی- امنیتی عراق، گامی به سوی کسب زیربناهای لازم جهت این آرزو برمیدارند. مقامات کردی حتی از شعارها و مطالبات بوش هم پیشی گرفتهاند و از وزیر نفت خواستار استعفا و یا تصویب قانون نفت میباشند. حزب اسلامی که در رقابتهای گروهی با دیگر جریانهای سنی 80 درصد کادرهایش را از دستداده، حتی بر وزیر برنامهریزیاش در حکومت تسلط ندارد. جبهه توافق سنی هم که در رفتاری دوگانه، ضمن مشارکت در حکومت، حمایت از گروههای تروریستی ـ بعثی را با جدیت دنبال کرده، در آخرین تلاش علنی، در کنار آمریکاست تا با فشار به حکومت مالکی، امتیازات جدیدی با نام مصالحه ملی دریافت کند.
گروههای شیعه که نگرانیهای متعددی از سیاستهای بوش و تمایلات کشورهای عربی و اقدامات گروههای بعثی و تروریستی دارند، در دو جبهه حکومتی و معارضه آرایش پیدا کردهاند ولی از اختلافات درونی رنج میبرند و پتانسیل ملی آنان گاهی نیز به فرسایش یکدیگر هزینه میشود.
پر واضح است که ماههای آینده، زمان سرنوشتسازی در عراق و منطقه است و گروههای شیعی نیازمند بازتعریف اهداف و برنامههای مرحلهای و محورهای همگرایی در قبال تهدیدات علنی در رویکردهای جدید بوش میباشند. خروج صدریها از ائتلاف شیعی و حکومت، قبل از اینکه فرصتی جدید ایجاد کند، امکان چالش و تهدیدات را افزایش خواهد داد.
در شرایطی که بوش با نادیده گرفتن حاکمیت ملی در عراق، در تدارک تعریف صفبندی و تضادهای جدید در عراق است، همگرایی محکم شیعی و ائتلاف آگاهانه با گروههای سنی مسئولیتپذیر، تضمین مرحله جدید است.