
با توجه به بحثهای انجام گرفته درباره سند حدیث غدیر، شکی باقی نمی ماند که این حدیث از زبان مبارک حضرت رسول اکرم(ص) صادر شده است؛ اما دلالت آن بر امامت امیرالمؤمنین(ع) قطعی می باشد. تردیدی نیست، لفظ «مولی» از نظر وضع لغت،چه در معنای مورد نظر ما (امامت) صریح می باشد یا به خاطر مشترک بودنش با معانی متعدد، محمل است و از نظر قرائتی که اثبات کننده معنای امامت و رهبری است، خالی می باشد یا همراه این قراین، در این مورد خاص، قطعاً جز معنای رهبری و پیشوایی را نمی رساند؛ زیرا همه آن جمعیت انبوه که در آن جا حضور داشتند و کسانی که خبر را بعداً دریافت کردند، اشخاصی هستند که در لغت به نظر آنان ارزش می نهند و همه از مولی همان معمای امامت را دریافت نمودند و کسی هم آن را رد نکرد. از آن پس نیز فهم و برداشت از سوی شاعران و ادیبان تا زمان حاضر تداوم یافته و این دلیل روشنی است که مقصود از «مولی» امام و رهبر است.
امیرالمؤمنین علی(ع) در پاسخ نامه معاویه ابیاتی نوشته که این مضمون در آنهاست. «پیامبر خدا(ص) در روز غدیر خم ولایت خویش را درباره من به شما حتمی ساخت.» هوشمندان و فرزانگانی در قلمرو دانش و ادب و لغت شناسانی بی غرض که جز کاربرد درست واژه ها در اشعار و ترکیبهای ادبی خود درنظر ندارند همین فهم و برداشت را داشته، در آثار خویش همین معنا را بیان کرده اند.
برای این که بدانیم معنای لغوی «مولی»، اولی (شایسته تر در انجام امور) است یا یکی از معانی آن اولی می باشد، باید به نکته های مفسران و محدثان در تفسیر آیه «مأواکم النار هی مولاکم و بئس المصیر» نگاهی بیفکنیم. برخی از مفسران «مولی» را در این آیه به معنای «اولی» دانسته اند. برخی هم یکی از معانی اش را این دانسته اند، «از منافقان و کفار در روز قیامت فدیه گرفته نمی شود، جایگاهشان دوزخ است؛ آتش بر آنان شایسته تر است.» اینان که خود از بزرگان ادب و لغتند، این معنی را از «مولی» فهمیده و آیه را نیز بر این معنی تفسیر کرده اند. بعضی هم که مولی را به معنای ولی تفسیر کرده اند، باز رساننده همین معناست.
علمای لغت از معانی «مولی» یکی هم سرور و آقا ذکر کرده اند؛ غیر از مالک و آزاد کننده. نیز از معانی ولی، امیر وسلطان را گفته اند. از طرفی هم اتفاق نظر دارند که معنای «مولی» و «ولی» یکی است و هر دو معنی نوعی اولویت به کار را در بردارد. امیر در اداره جامعه و اجرای برنامه هایی برای تربیت افراد و دفع تعدی آنان به یکدیگر، از رعیت و مردم عادی سزاوارتر است. همچنین سرور و آقای بردگان هم برای تصرف در کارها از افراد تحت امرشان سزاوارترند. دایره این اولویت در تصرف، به میزان امام امارت و سیادت بستگی دارد. این ولایت و حق تصرف در والی یک شهر، گسترده تر از رؤسای ادارات است. ولایت استانداران بیشتر از فرمانداران است و بالاتر از همه اینها، قلمرو ولایت حکام و پادشاهان است و وسیعترین قلمرو این ولایت در پیامبری است که از سوی خداوند به سوی جهانیان مبعوث شده است و نیز جانشین او.
اگر از این هم چشم بپوشیم که «مولی» به معنای «اولی» است، از این نمی توان چشم پوشید که «مولی» به معنای سرور و به معنای امیر و سلطان آمده است. مفهوم «مولی» در حدیث غدیر نیز جز بر والاتر و گسترده ترین معنای آن منطبق نیست؛ زیرا هیچ یک از معانی دیگر مولی (که به 27 معنی می رسد) ممکن نیست در حدیث غدیر اراده شده باشد، مگر آن که به این دو معنی بازگردد.
برخی معانی دیگر آن عبارتند از: پروردگار، عمو، پسرعمو، فرزند، خواهرزاده، آزادکننده، آزادشده، برده، مالک، پیرو، همپیمان، همخانه و مهمان، هم عهد، ولی، اولی، یک چیز و...
اما «مولی» در اینجا یک معنی بیشتر ندارد و آن هم «اولی» به تصرف است که بسیاری از علمای لغت و ادبای عرب هم این معنی را پذیرفته اند. تا اینجا روشن شد که «مولی» به معنای «اولی» به چیزی است. اگر بپذیریم و بگوییم این یکی از معانی «مولی» است و «مولی» مشترک لفظی است، در حدیث قراینی است (متصل یا منفصل) که اراده معنای دیگر را نفی می کند. اینک قراین:
1)مقدمه حدیث
رسول خدا(ص) پیش از این تعبیر فرمود: «الست اولی لکم من انفسکم»، آیا من از خود شما به شما سزاوارتر نیستم؟ پس از آن فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه». این نشان می دهد مقصود از «مولی» همان اولویتی است که رسول خدا(ص) در طلیعه حدیث بر آن تأکید فرمود و از آنان اشراف گرفت، متن فوق را در حدیث غدیر عده بی شماری از دانشمندان و راویان شیعه و سنی نقل کرده اند.
2)ذیل حدیث
حضرت در ادامه سخن فرمود: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره و اخذل من خذله» و این فراز مؤید معنایی است که ما می گوییم.
3)استشهاد پیامبر(ص)
حضرت از مردم پرسید: ای مردم! به چه شهادت می دهید؟ گفتند به این که جز خدا معبودی نیست. فرمود: دیگر به چه؟ گفتند: به این که محمد بنده و فرستاده اوست. پرسید: ولی شما کیست؟ گفتند مولای ما خدا و پیامبر(ص) است. آنگاه حضرت بازوی علی(ع) را گرفته، بلند کرد و فرمود: هر کس که مولایش خدا و رسول است؛ پس این شخص مولای اوست.
4) سپاس پیامبر(ص) بر تکمیل دین
در نقلها آمده است پیامبر خدا(ص) پس از حدیث غدیر فرمود: ا...اکبر بر کمال یافتن دین و تمام گشتن نعمت و خشنودی پروردگار از رسالتم و ولایت علی بن ابی طالب، راستی چه چیزی جز امامت که کمال دین و تمامیت نعمت و تحکیم پایه های دین در سایه رهبری علی(ع) است، موجب خشنودی خداوند است؟
5) اخبار از وفات
پیامبر خدا(ص) قبل از بیان مسأله ولایت خبر داد که وفات من نزدیک است، شاید بزودی فراخوانده شدم. این خبردادنها می رساند از تبلیغ رسالت حضرت چیز مهمی باقی نمانده بود.
6)تهنیت گویی
حضرت رسول(ص) پس از ابلاغ ولایت علی(ع) فرمود: به من تبریک بگویید. خداوند مرا به نبوت و اهل بیتم را به امامت مخصوص گردانید.
7)توجه به پیام رسانی
اینکه حضرت فرمود: حاضران به غایبان خبر دهند اگر مقصود از مولی بودن علی(ع) تنها لزوم محبت و یاری دادن نسبت به آن حضرت باشد، به آن تأکید مؤکد در آن مراسم حساس نیازی نبود.
8) تصریح پیامبر(ص)
در برخی نقلها آمده است که حضرت پس از اعلام ولایت و تکبیر گفتن به خاطر تمامیت دین و رضای الهی، فرمود: او ولی شما پس از من است، او پس از من ولی هر مؤمن است و هر که دوست دارد حیاتش حیات من و مماتش ممات من باشد و در بهشت خدا جای یابد، پس از من با علی ولایت کند. شاهد گرفتن خداوند بر ابلاغ توسط رسول اکرم(ص)، واهمه پیامبر(ص) از نپذیرفتن این امر از سوی مردم، به کار بردن تعبیر نصب در مورد ولایت امام علی(ع) که اثبات ولایت مطلقه آن حضرت بر همه امت است و عقوبت الهی کتمان کنندگان و... قراین و شواهد دیگری که همه نشان می دهد معنای مولویت و اولویت حضرت علی و امامتش امری آشکار و مستند بود و در مواردی فراوان به آن استشهاد می شد. شهادت به ولایت امیرالمؤمنین(ع) به معنایی که مقصود ماست، روشنایی و حکمتی است که در دل دوستداران او به ودیعت نهاده اند. این ولایت مسؤولیتی سنگین بود که انسانهای حق جو، برای شناخت آن و یافتن کسی که لایق آن است، مسافرتها می کردند و رنجها می کشیدند.