اجلاس نوامبر شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی، بدون صدور قطعنامه ای علیه فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی ایران به کار خود پایان داد و این در حالی بود که پس از ارائه پیش نویس قطعنامه پیشنهادی تروئیکای اروپا و تصویب آن در اجلاس سپتامبر شورای حکام، که در آن مکانیزم مخفی ماشه تعبیه شده بود، بسیاری از تحلیلگران بر این باور بودند که در اجلاس آتی، پرونده هسته ای ایران برای «اقدام» و یا حداقل «اطلاع» به شورای امنیت سازمان ملل فرستاده خواهد شد.
شاید اولین سؤالی که به ذهن بسیاری از مردم کشورمان خطور کرده باشد این است که چرا علیرغم اعلام مواضع صریح و انقلابی دکتر احمدی نژاد، دستگاه دیپلماسی و تیم مذاکره کننده هسته ای در لزوم بهره مندی و اعمال حق تولید چرخه کامل سوخت هسته ای، جلسه شورای حکام تنها به صدور «بیانیه ای» اکتفا کرد و از تهدیدها و ارعاب های پیش بینی شده خبری حاصل نشد.
در پاسخ به این سؤال ، ذکر نکاتی چند ضروری است. نکته اول آن است که صدور یا عدم صدور یک قطعنامه نباید معیار نوع مواجهه غرب با جمهوری اسلامی ایران باشد.ممکن است غرب در حال بازسازی و بازبینی استراتژی ها و تاکتیک های خود باشد و احتمال می رود که در آینده نزدیک ، غرب با چهره جدیدتری وارد صحنه شود تا آب رفته را به جوی بازگرداند.
نکته دوم آن است که شاید دنیای غرب به ویژه آمریکا به این نتیجه رسیده باشد که ظرفیت اروپا برای مقابله با فعالیت های هسته ای ایران به پایان رسیده و باید از ظرفیت های دیگری همچون روسیه و آفریقای جنوبی در قالب طرح هایی چون «لقاح هسته ای و رحم اجاره ای» سود برد. شاید استراتژی آینده غرب، بازی با مهره روس ها و یا کشورهای غیرمتعهد باشد.
و نکته سوم آن که اروپا، آمریکا و زائده آنان یعنی رژیم صهیونیستی در حال حاضر در وضعیت بغرنج و هشدار گونه ای به سر می برند. شورش های فرانسه، افزایش قیمت سوخت، بالا گرفتن جو نارضایتی در اتحادیه اروپا، توفان کاترینا، افزایش تلفات آمریکا در عراق و افغانستان، تشدید مخالفت های مردمی در آمریکا، انجام عملیات های استشهادی در خاک فلسطین اشغالی، درگیری با حزبالله لبنان، انحلال پارلمان اسرائیل و بسیاری دیگر از بحران های فراروی دنیای غرب، مجالی را برای دامن زدن و ایجاد یک بحران جدید یعنی ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل، باقی نگذاشته است.
دستاورد ابتکارات جدید و تاکتیکهای هدفمند
اما از زاویهای دیگر، پیروزی مقطعی جمهوری اسلامی ایران در اجلاس نوامبر می تواند دستاورد ابتکارات جدید و تاکتیک های هدفمند دستگاه دیپلماسی کشورمان در صحنه مذاکرات و تعاملات هسته ای با اروپا و آژانس باشد که موضع جمهوری اسلامی ایران را از حالت انفعالی و تدافعی به موضع تهاجمی و تحمیل اراده ملی تبدیل کرده است.
در این نوشتار انگیزه ای برای نقد عملکرد تیم مذاکره کننده پیشین نداریم و اگر نقدی هم باشد در حوزه تاکتیک ها و ابتکارات خواهد بود چرا که استراتژی کلان جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات هسته ای بهره مندی از فناوری هسته ای و حق اعمال آن بوده است که این مهم مورد پذیرش آحاد ملت و تمامی احزاب و گرایش های سیاسی بوده و خواهد بود.اما در رویکرد جدیدی که برخاسته از تشکیل دولتی جدید می باشد، ابتکارات، خلاقیت ها و تاکتیک هایی در مسیر مذاکره و تعامل با غرب و سازمان های بین المللی رخ داده است که در این مدت کوتاه ثمرات و برکات فراوانی برای مردم و نظام جمهوری اسلامی ایران داشته است که در این فرصت کوتاه، مروری بر این دستاوردها خواهیم داشت.
تصحیح یک نگاه
در همان نخستین روزهای تشکیل دولت جدید، رئیس جمهور کشورمان اعلام کرد: «آغاز به کار F.C.U اصفهان، عزمی ملی است و تصمیمی غیرقابل بازگشت. ما آماده مذاکره بدون پیش شرط هستیم و با آژانس در چارچوب قوانین آژانس و نه فراتر از آن همکاری می نماییم.
و سپس دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی در اولین نشست مطبوعاتی خود تصریح کرد: «هیچ دولتی مجاز به محروم کردن ملتش از حق توسعه فناوری هسته ای نیست. ما گروگان بازی بسته سوخت هسته ای نمیشویم. اروپا باید از موضع فشار و تهدید عقب نشینی نماید. شورای امنیت خط قرمز ما نیست. پایمردی بر حقوق ملت، هزینه هایی دارد که این هزینه ها را با جان و دل پرداخت خواهیم کرد. در صورت ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت، دیگر تعهدی به اجرای مقررات T.P.N و اساسنامه آژانس نخواهیم داشت. اگر به شورا برویم تمامی مسیرهای تعامل و اقدامات داوطلبانه را کنار خواهیم گذاشت و غنی سازی را همه جانبه آغاز خواهیم نمود.»
مسئول جدید تیم مذاکره کننده هسته ای هم در آستانه اجلاس سپتامبر و در جمع خبرنگاران اظهار داشت: «استراتژی غرب در مواجهه با دولت جدید، تبدیل آن به «دولت ضعیف» است. دنیای غرب از یک طرف با انزوای بین المللی ایران و از سوی دیگر با به راه اندازی جنگ قدرت در داخل و رکود اقتصادی، درصدد ناکارآمد نشان دادن دولت جدید است. دشمنان و بدخواهان نظام با فاصله اندازی میان دولت و مردم و اختلاف میان نخبگان، می خواهند دولت را در پیگیری اهداف هسته ای دچار تردید نمایند. یکجانبه گرایان دنیای امروز به تجزیه و تضعیف ایران می اندیشند. آنها درصدد بالکانیزه کردن منطقه خاورمیانه هستند.
آمریکا به دنبال آن است که علاوه بر راهبرد «فشار از بیرون» راهبرد ترویج مخالفت با فناوری هسته ای در درون را نیز ساماندهی کند. اگر رفتار ما در اثر فشار غرب تغییر کند، یقیناً به دولت ضعیف تبدیل خواهیم شد. دستور کار مذاکرات آتی ما با اروپا بر مبنای بازی بردـبرد طراحی شده است. برد ما بهره مندی کامل از چرخه سوخت و برد اروپا گسترش روابط با قدرت برتر منطقه خاورمیانه خواهد بود.»
بلافاصله پس از اعلام این مواضع قاطعانه و صریح از سوی دولتمردان جدید جمهوری اسلامی ایران بود که روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز با درج تحلیلی با عنوان «وضعیت برزخی» نوشت: «ما در دوره گذشته، شاهد حضور عناصری در دستگاه دیپلماسی و تصمیم گیری جمهوری اسلامی ایران بودیم که به همنشینی و همزیستی (بخوانید ادغام در نظام بین الملل) با دنیای غرب می اندیشیدند اما امروزه افرادی با رأی ملت جایگزین آنها شده اند که معتقدند ایران باید هژمون منطقه ای و هماوردی استراتژیک با ایالات متحده آمریکا شود.»
مذاکره در نگاه دولت و تیم مذاکرهکننده جدید
1ـ به اصل مذاکره به عنوان یک ابزار و روش اعتقاد داریم اما بر سر حقوق و منافع ملی کشورمان مذاکره نخواهیم کرد.
2ـ مذاکره باید صریح، شفاف و هدفمند باشد. بنابراین «مذاکره برای تداوم مذاکره» از ارزش و اعتباری در نزد جمهوری اسلامی ایران برخوردار نمیباشد.
3ـ مذاکره باید معقول، سازنده، منطقی، و دوطرفه باشد.
بر این اساس، مذاکره باید بدون هرگونه پیش شرط و منطبق بر خواست دو طرف مذاکرهکننده باشد.
4ـ مذاکره تحت فشار و تهدید و ارعاب، مشروعیتی ندارد. غرب نباید در موضعی طلبکارانه و در مسیری یکطرفه، دستور کار مذاکرات را تعیین و ما را به عنوان متهم، ملزم به پاسخگویی و شفاف سازی نماید.
5ـ مذاکره تنها راه حل نیست.
6ـ به مذاکره کم هزینه و پرفایده پایبند هستیم
7ـ محوریت مذاکره هسته ای ایران باید آژانس بین المللی انرژی اتمی باشد.
8ـ طرف مذاکره ایران تنها اروپا نخواهد بود. افزایش طرف های مذاکره کننده در دستور کار جدی ایران قرار دارد.
9ـ امتداد و زمان پایان مذاکره باید اعلام شود.نباید مذاکره اصل تلقی شود.
10ـ مذاکرات هسته ای ایران و آژانس و یا طرف های دیگر باید صرفاً فنی و حقوقی و از رویکردهای سیاسی عاری باشد.
11ـ ماهیت و موضوع مذاکرات صرفاً هسته ای خواهد بود و اجازه ورود حاشیه های پررنگ تر از متن همچون مواد مخدر و حقوق بشر و تروریسم را به دستور کار جلسات نخواهیم داد.
12ـ مذاکره تنها دالانی برای عبور از بحران و دستیابی به تولید کامل چرخه سوخت هسته ای است.
بهرهمندی از ظرفیتها و توانمندیها
از نگاهی دیگر، دیپلماسی، مستلزم پشتکار، ابتکار و صبوری است . دستگاه دیپلماسی کشور و اعضای تیم مذاکره کننده باید با برنامه ای هدفمند و بدون نیت ماجراجویی، دقیقاً آنچه را که می خواهیم طراحی و اجرا نمایند.تدوین رفتارهای راهبردی جهت برون رفت از برخی بحران ها و بن بست ها، پیش نیاز هر مذاکره سودمندی خواهد بود.
در اولین گام از مذاکرات فراروی، باید موانع احتمالی را شناسایی و تاکتیک ها را مشخص و سازماندهی کرد. در دومین گام با شناخت رفتار و اهداف طرف مقابل و تجزیه و تحلیل آن موضوع ،مسیرمذاکره را ترسیم و در سومین گام با بهره مندی از ناظران قوی و تجزیه و تحلیل اطلاعات و تجربیات نخبگان، می توان تکنیک ها و تاکتیک های مذاکرات را استخراج و به روش هایی هدفمند تبدیل نمود.
یکی از تعاریف آکادمیک از «استراتژی» چگونگی استفاده از ابزار و توانمندی ها در جهت تحقق اهداف می باشد. در دکترین دولت جدید، طرح شناسایی و بهره مندی از ظرفیت های جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک اصل مسلم پذیرفته شده است. بر این اساس اولاً باید به ظرفیت ها و پتانسیل های بی بدیل جمهوری اسلامی ایران در داخل، منطقه، دنیای اسلام و صحنه بین المللی ایمان آورد. و بر تمامی ظرفیت های موجود اشراف کامل داشت.
دنیای غرب به ویژه آمریکا و زائده نامشروع آن رژیم صهیونیستی در طول 72 سال گذشته، تمام سیاست های خود را تحت عنوان «همه چیز بدون ایران» پیگیری می نمایند، اما هیچ کدام از این سیاست ها بدون حضور ایران به نتیجه نرسیده است.
رویکرد جدید ایران
1ـ رابطه ایران با کشورهای دنیا بر اساس تعامل خواهد بود نه تقابل. این تعامل باید متوازن و تابع اصولی تعریف شده باشد تا به توافق منتهی شود.
2ـ غرب با هر زبانی که سخن بگوید با همان زبان با او سخن خواهیم گفت. پاسخ زبان زور، زور خواهد بود و پاسخ زبان سیاسی ، سیاسی و زبان فنی و حقوقی هم فنی و حقوقی خواهد بود.
3ـ فراتر از میثاق های رسمی و معاهدات بین المللی، هیچ تعهدی را نخواهیم پذیرفت.
4ـ غرب باید نگرانی های مشروع ایران را برطرف نماید.
5ـ اجازه بازی در زمین ایران را نخواهیم داد. در رویکرد جدید، دیگر مجالی برای طرح گفتگوهای انتقادی و یکطرفه نخواهد بود و اعتمادسازی یکطرفه جایگاهی نخواهد داشت.
6ـ جمهوری اسلامی ایران اگرچه از سیاست تنش زدایی و تهدید زدایی غافل نمیباشد، اما این به معنای تکیه صرف بر مبانی اخلاقی و قانع سازی طرف مقابل به هر قیمت ممکن نخواهد بود.
7ـ تعامل مثبت ایران با دنیای غرب براساس احقاق حق خواهد بود و نظریه هایی چون ادغام در محیط بین المللی جهت حل مشکلات و معضلات نظام، هیچ جایگاهی در دکترین جمهوری اسلامی ایران نخواهد داشت.
8ـ میزان مشروعیت و پایبندی جمهوری اسلامی ایران به مقررات و معاهدات بین المللی به همان اندازه ای است که غرب به آن پایبند است. از نگاه دیگران، تعهدات کشورمان به آژانس، تنها در چارچوب ابزارهای سه گانه حقوقی شامل T.P.N، اساسنامه آژانس و توافقات پادمانی خواهد بود به شرط آنکه مطالبات آژانس از ایران در چارچوب همین مقررات بوده و آنان نیز پایبندی خود را به این معاهدات اثبات نمایند.
فرصتشناسی
به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران و تحلیلگران سیاسی، امروز بهترین زمان ایستادگی در برابر زیاده خواهی های غرب است و در این فرصت پیش آمده باید به موقعیت ژئواستراتژیک رسید تا غرب در بحث هزینه و فایده نتواند برخورد رویارویی با جمهوری اسلامی ایران را تدارک ببیند.
غرب امروز دچار کمبود فرصت است و ما هم زمان چندانی نداریم. اتلاف وقت برای دو طرف مقابله، زهری کشنده خواهد بود. درنگ امروز، یقیناً پشیمانی فردا را به همراه خواهد داشت. نباید خود را به شکاری قابل دسترس تبدیل نماییم. باید جهش ها را در میدان بازی بشناسیم. امروز موضوع فناوری هسته ای، مسأله چگونه بودن ما نیست بلکه بحث بر سر بودن یا نبودن ماست. امروز هراس غرب از ملتی است که حتی توقفی هوشمندانه را نیز به ایستگاه و سکویی رفیع برای جهش بزرگ و سرنوشت ساز تبدیل خواهد کرد.
مسیر فراروی
برای گام نهادن در این مسیر، باید به هر طریق ممکن از نارضایتی عمومی کاست . توجه به مطالبات بر زمین مانده مردم و افزایش پیوند دولت و مردم، رکنی رکین در ایجاد ظرفیت و توانمندسازی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
توان ذاتی ایرانیان که غربی ها از آن به عنوان «ظرفیت توان رهبری ایران» نام می برند، چون خاری در چشم آنان فرورفته است.
در حافظه تاریخی مردم منطقه، ایران همواره به عنوان یک امپراتور و هژمون منطقه ای ظهور و بروز داشته است و به همین جهت، دشمنان جمهوری اسلامی ایران معتقدند اگر ایران به روزهای اوج خود برسد و تبدیل به رهبر منطقه ای گردد، دیگر قابل کنترل نخواهد بود. به یقین یکی از دلایل حضور شتابزده ناتو به ویژه آمریکا در اطراف مرزهای ایران، ریشه در همان قابلیت ذاتی ایرانیان دارد.
در بحران های فراروی جمهوری اسلامی ایران به خصوص در پرونده هسته ای، بیش از هر چیز باید به سراغ اقناع داخلی و تقویت اداره ملی رفت تا با تکیه بر این ظرفیت ملی ، به سمت اقناع بین المللی پیش رویم.
آنهایی که تصویر صحیحی از پتانسیل ها و یا باور به توانمندی های داخلی کشورمان نداشته باشند، در مسیر آینده دیپلماسی خود برای تنش زدایی چاره ای جز اعطای امتیازهای پی در پی نخواهند داشت.
بدون همراهی ملت نمی توان از بحران هسته ای خارج شد. در برخی برهه ها، تنها کسانی نامحرم بودند که در داخل کشور به سر می بردند. حضور مردم در صحنه دفاع از منافع ملی، باعث تحکیم پایه های استقلال و انسجام داخلی، اقتدار دولت و رقم خوردن افتخارات ملی خواهد بود. بنابراین دیپلماسی ما باید ملی و در مسیری شفاف به پیش رود.
از سوی دیگر، در موضوع هسته ای، جمهوری اسلامی ایران به نقطه اتصال سیاست های دوسوی آتلانتیک تبدیل شده است و در بسیاری از زمینه ها، ابتکار عمل اروپا جای خود را به تبعیت اروپا از آمریکا داده است.
مثلث تروئیکای اروپا درواقع مربعی است که ضلع آمریکای آن در خارج از بازی قرار دارد اما بیش از آن سه بازیگر در درون میدان مؤثر عمل میکند.
اروپا از ابزار محدودی برای برخورد و فشار بر ایران برخوردار است . در عین حال نباید از رقابت های پنهان اروپا و آمریکا غافل بود. این بخش رقابت گونه بهترین فرصت برای بهره برداری جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
اروپا قدردان فرصت بدست آمده باشد
درخواست امروز غرب برای آغاز مذاکرات هسته ای ایران و اروپا، به معنای آن است که بازی هسته ای در زمین ایران پایان یافته و باید خود را برای بازی پیچیده در زمین غرب آماده نماییم. هرچه بازی خود را پیچیده تر نماییم، قدرت پیش بینی رقیب را پایین تر آورده ایم. امروز بهترین فرصت برای پر نمودن حفره ها و چالش های برجای مانده از مذاکرات پیشین است.
حضور دوباره تهران پای میز مذاکره نشان می دهد که ایران با زبان زور بیگانه است و این امر به مشروعیت داخلی و اعتبار بین المللی کشورمان رونق دوچندان خواهد بخشید.
تقاضای جدید غرب و آژانس تأییدی بر موضع گیری ژنرال مشرف بود که در آستانه برگزاری اجلاس نوامبر اعلام کرد منطقه آن قدر بحران دارد که دیگر نیازی به بحران جدید نداریم و رفتار جدید ایران هم نشان داد که نمایش شمشیر داموکلس شورای امنیت، هیچ گونه تأثیری در تغییر رفتار ایران نخواهد داشت. غرب هم به جای پاک کردن صورت مسأله ایران هسته ای باید به قدرت نوظهور ایران هسته ای لب به اعتراف گشاید.
اروپا باید قدردان فرصت به دست آمده باشد. فصل قشون کشی ها و تأثیرگذاری از طریق فشارهای بین المللی و رسانه ای گذشته است. همانگونه که فرانکومارتین، قائم مقام رئیس کمیسیون اروپا هم اعتراف کرد: «بزرگترین منفعت اروپا در مذاکره ای شفاف و اعتمادساز با ایران است. اروپا ایران را شریک مهم و تأثیرگذار خود می داند.اروپا نیازمند عملگرایی و برخورد واقع بینانه با ایران است. نقش جدید اروپا در مواجهه با ایران باید نقش مبتنی بر نرمش و انعطاف پذیری باشد» و سپس روزنامه انگلیسی گاردین در اعترافی تلخ برای اروپاییان نوشت : «گروه جدید مذاکره کننده ایرانی چیره دست و هوشمند است.
گفتگو با آنها سخت و آزاردهنده می باشد. آنان تاکتیک های هوشمندانه ای را برگزیدهاند. موضوع فعالیت های هسته ای خود را تبدیل به اراده و خواستی ملی نموده اند و دیگر اجازه مذاکره بر سر یک حق و اراده ملی را به ما نمی دهند. غرب هیچ چاره ای جز پذیرش ایران هسته ای ندارد. ایران هسته ای یک واقعیت است. تنها دلخوشی غرب آن است که شاید با گذشت زمان کسانی در ایران به قدرت برسند که از مسیر دستیابی به فناوری هسته ای دست بردارند.»
و تیر خلاص آنکه، در گزارش شورای سیاست خارجی آمریکا با اشاره به این مهم که ایرانیان اراده قاطع خود را در صیانت از فناوری بومی شده هسته ای نشان داده اند، آمده است: غرب در رؤیای تغییر رژیم به سر می برد، بی خبر از آنکه ساعت هسته ای ایران سریعتر از تغییر رژیم کار می کند. ایران هسته ای ، قدرتی است که هیچ جایگزینی ندارد.