صدام حسین، دیکتاتور 69 ساله عراق درحالی صحبگاه شنبه 9 دی 1385 به چوبه دار جنایات سه دهه حیات پر نخوت سیاسی اش آویخته شد که اعدام زودهنگام و ناگهانی وی همانند دیگر مقاطع حیات و قدرت سیاسی اش با علامت های بزرگی از ابهام، تردید و سوال مواجه است. تجزیه و تحلیل چرایی انتخاب زمان و شرایط فعلی برای اعدام، بازتابهای گوناگون رسانه ای و منطقه ای مرگ صدام، بررسی نوع بهره برداری های صورت گرفته و پیامد این واقعه در فضا و محیط امنیتی عراق از جمله سوالات مهم در بین انبوه پرسش هایی است که پیرامون این موضوع مطرح است که پاسخ به آنها به لحاظ تحولات سیاسی منطقه ای جهانی و نقش امروزیی عراق در این تحولات حائز اهمیت ویژه ای است.
آیا اعدام صدام زود هنگام بود؟
در حالی صدام به خاطر تعداد محدودی از جنایاتش که محوریت آنها کشتار بی رحمانه 148 نفر از شیعیان روستای دجیل در سال 1361 به اتهام تلاش برای ترور صدام، به حکم اعدام محکوم شد که بیش از 500 مورد از جرایم ارتکابی وی از جمله جنگ 8 ساله به ایران و کشتار صدها هزار نفر از فرزندان برومند کشورمان، ملت عراق و تهاجم به کویت که روزگاری از بزرگترین حامیان صدام بود بمباران شیمیائی اکراد حلبچه و سرردشت و قتل عام علمای عراق و... بدون طرح و رسیدگی باقی ماند. بدون شک طراح و برنده اصلی اعدام ناگهانی صدام در زمان و شرایط فعالی، جزآمریکا نمی باشد. آمریکا با اعدام زود هنگام صدام به چند دستاورد مهم دست یافت. عدم بازگشایی پرونده جنایات صدام علیه ایران به پشتیبانی همه جانبه غرب و نابود کردن سند زنده جنایات غرب و آمریکا در اقدامات صدام علیه ایران، ملت عراق و کویت از مهمترین دستاوردهای قتل سریع دیکتاتور است. آمریکائی ها ماهرانه تا لحظات آخر با فریب و نیرنگ طوری به صدام قبولاندند که همه این اقدامات و دادگاه ها و غیره سناریویی بیش نیست و لزومی ندارد که وی به خیلی از مسائل گذشته اشاره ای کند. به همین دلیل نیز شاید تا لحظه خالی کردن زیر پای صدام، وی باور نمی کرد که زمان مرگش فرار رسیده است.
ایجاد فضای تنفس برای آمریکای گرفتار در باتلاق مشکلات و مصایب عراق و تبلیغات روانی برای القا حرکت پیروزمندانه آمریکا در این کشور برای کاهش فشار گزارش بیکر- همیلتون و افکار عمومی خسته آمریکا از اقدامات نسنجیده بوش کوچک دیگر دستاورد و دلیل تعجیل آمریکا در اقدام به اعدام دیکتاتور دست پرورده خود در عراق است.
اعدام صدام بازتاب داشت؟
خبر اعدام صدام بلافاصله در دنیا انعکاس یافت و واکنش های مثبت و منفی بین المللی را به دنبال داشت. اتحادیه اروپا ضمن محکومیت جنایات صدام، مجازات مرگ را برای وی نپسندید و از قول وزیر خارجه فنلاند که کشورش ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را برعهده دارد گفت:مرگ نباید در مورد هیچ پرونده ای اعمال شود. نوری مالکی نخست وزیر عراق پس از اعدام صدام از تمام مردم کشورش خواست تا اعدام وی را بهانه برای حمله به عراقی ها و دامن زدن به اختلافات فرقه ای و قومی قرار ندهند.
کشورهایی مثل عربستان، مصر و افغانستان زمان اجرای حکم اعدام صدام را محکوم کردند. هند و اردن از پیامد اختلافات قومی مرگ صدام اظهار نگرانی کردند. بازتاب اعدام صدام در آمریکا مختلف بود و از محکومیت حکم مرگ تا نجات جهان از شریک خائن و اعلام آماده باش به سفارتخانه های این کشور در مجامع اسلامی را شامل می شود. اما تندترین عکس العمل را سرهنگ قذافی رهبر لیبی با اعلام سه روز عزای عمومی و قطع برنامه های عیدقربان از خود نشان داد.
در بین بازتابهای مرگ صدام، اقدامات رسانه ای برخی از شبکه های ارتباطی از جمله بی بی سی، رادیو فردا آمریکا شبکه الجزیره قابل توجه است. بسیاری از این رسانه ها و به ویژه شبکه العربیه و الجزیره با پخش نوار مونتاژ شده اعدام صدام از تلفن همراه یک سرباز آمریکایی که در آن مشاجره و صداهایی شبیه صلوات با دعای (عجل فرجهم) به گوش می رسد را نشان دادند تا شیعه بودن اعدام کنندگان صدام را برجسته نمایند و محاکمه را که می بایست در اصل در دادگاههای بین المللی به عنوان جنایات جنگی تحت بررسی قرار می گرفت، به حدیک انتقام جویی فرقه ای و شیعی از سنی ها تقلیل دهند. در پس اجرای حکم اعدام که به طور حتم از سوی آمریکایی ها صادر شد، آنها در یک بهره برداری دوگانه تلاش می کنند یک جریان خبری-تحلیلی قدرتمند با هدف دامن زدن به تخاصم مذهبی میان شیعه و سنی را شکل دهند. شبکه خبری سی ان ان در همین راستا مدعی شد، عوامل اعدام صدام شعارهایی در حمایت از مقتدا صدر می دادند و به صدام گوشه و کنایه می زدند.
شبکه الجزیره هم مدعی شد، در پایان کار صدام، افراد مجری اعدام به روش شیعیان صلوات فرستادند. به گفته ناظران سیاسی آمریکا بعد از اعدام صدام هم از جنازه و طریقه اعدام او برای تفرقه افکنی در بین مردم عراق سوء استفاده می کند و از طرفی با تغییر راهبرد خود در عراق و با هدف افزایش نیرو در این کشور تمهیدات سناریوهای بعدی خود را فراهم می آورد.
فضای امنیتی پس از صدام چگونه خواهد بود؟
اما در پاسخ به این سوال که آیا فضای امنیتی عراق پس از صدام به سمت آرامش سوق خواهد کرد یا نه؟
باید متذکر شد که در این زمینه دو دیدگاه مطرح است؛ یکی پاسخ مثبت به این سوال می دهد و معتقد است که ریشه بسیاری از ناآرامی های عراق در رفتار هواداران بعثی و تکفیری صدام نهفته بود که آنها با از دست دادن رهبر خود، از هم فرو خواهند پاشید و رفتارهای نامطلوب و تروریستی به جد کاهش خواهد یافت اما دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که شورش ها و ناامنی های عراق را تنها وابسته به گروه حامیان صدام و بعثی ها نمی داند بلکه معقتد است که عوامل مختلفی در ناآرامی های این کشور بحران زده نقش دارند. آمریکایی ها به یک طریق در ایجاد و گسترش بی ثباتی و نا امنی نقش دارند، عربها به گونه ای دیگر به دلیل عدم تحول پذیری ساختاری عامل ناامنی در عراقند و بالاخره رژیم صهیونیستی بیشترین تلاش را برای ایجاد ناامنی در عراق از خود نشان می دهد که این بحران در سرزمین های اسلامی باقی بماند و افکار عمومی دنیا و به ویژه مسلمانان معطوف به عراق و مراکز بحران زده اسلامی می گردد تا آنها در سایه این غفلت، به اقدامات وحشیانه خود علیه فلسطینی ها با خیالی آسوده بپردازند.