با گذشت چندین ماه از شروع اختلافات شدید سیاسی در کشور لبنان، همچنان امید چندانی به حل ریشه ای این بحران دیده نمی شود، چنانچه حتی می توان گفت پایان منازعات اخیر در این کشور را نمی بایست به منزله پایان اختلافات دیرینه نهفته دانست و دیر یا زود با بهانه هایی خرد و کلان باز اختلافات در این کشور مدیترانه ای از نو برانگیخته خواهد شد. گرچه تا به حال تحلیل های بسیاری از این رویداد و بازیگران آن نگاشته شده است، اما شاید کمتر به این موضوع پرداخته شده است که ریشه اصلی بحران در فقدان شکل گیری هویت ملی و به عبارتی بهتر عدم موفقیت در فرایند ملت سازی در این کشور نهفته باشد.
کشور لبنان به دلیل دارا بودن شکاف های متعدد مذهبی، بومی و غیر بومی و خلاصه تر به دلیل داشتن جمعیتی نامتجانس از زمان استقلال همواره دستخوش ناهمگونی بوده است. گرچه این ناهمگونی ها فی نفسه ضد واحد ملی سازی نیستند ولی شواهد حکایت از آن دارد که آنها تا به حال با موفقیت باعث تاخیر و یا ممانعت از چنین فرایندی بوده اند. به منظور همانند سازی میان فرق مختلف در این کشور و به عبارتی بهتر دست یافتن به همزیستی مسالمت آمیز، پیمان ملی سال 1943 سیستمی پیچیده از تقسیم نسبی قدرت در نظر گرفت که مفاد آن با اندکی جرح و تعدیل و این بار البته با حضور شیعیان جنبش امل در پیمان طائف سال 1989 به تایید رسید. با این وجود این دو پیمان هیچ گاه نتوانستند آتش اختلافات در این کشور را ریشه کن کنند و یک واحد ملی به معنای واقعی کلمه شکل دهند.
لبنان از همان ابتدا یک جمهوری متزلزل بود، عمدتا به این دلیل که هویت محلی و قومی بر هویت ملی غلبه یافته است. در این میان وابستگی خارجی فرق داخلی این کشور به کشورهایی همچون فرانسه و عربستان و رژیم صهیونیستی و تحریکات این دول در تشدید جو بدگمانی بین این گروه ها موثر افتاده و به دلیل حفظ منافع محلی و قومی بر حفظ منافع ملی ارجحیت یافته است. در همین حال جدایی جغرافیایی این فرقه ها از یکدیگر نیز به تشدید تفاوتهای فرقه ای و تقویت کلیشه ها و در نهایت جلوگیری از وحدت ملی کمک کرده است. دیگر عامل موثر بر عدم شکل گیری این هویت واحد را می بایست در توزیع ناعادلانه قدرت سیاسی دانست، چنانچه شیعیان با وجود داشتن اکثریت نسبی در این کشور هیچ گاه به جایگاه شایسته خود در نظام سیاسی دست نیازیده اند. در هر حال آنچه هست این است که واقعیت های داخلی لبنان و سوابق کشورهای منطقه نشان داده است که سرانجام هویت های ملی ساخته می شوند و سرانجام وفاداری به سرزمین ریشه می گیرد. گرچه بخش زیادی از مسائل وحدت در لبنان ناشی از جوانی این کشور است ولی با وجود دشمن مشترک در برابر این فرقه ها (رژیم صهیونیستی) و به دلیل وجود فرهنگ و زبان عربی مشترک در آن بی شک در نهایت دولتی ملی در این کشور آشوب زده پای خواهد گرفت. اما تا زمانی که احساس هویت مشترک ملی و نگاه به منافع ملی جایگزین تفکرات و باورهای فرقه ای نشود، لبنان شاهد چشم اندازی روشن فراروی خود نخواهد بود.