سوال مهم در تحولات لبنان اینست که چه کسانی از استقلال و اقتدار و مقاومت ضد صهیونیستی - آمریکایی زیان می بینند و رویکرد جبهه معارضه، ماهیتی طائفه ای و مذهبی دارد؟ و یا انکه بر نص منافع اسلام و مردم منطقه در مقابل سیاستهای غارتگران غربی و آمریکایی تکیه دارد؟
تنش های اخیر لبنان اساساً با تمامی رویداد های مهم قبلی این کشور متفاوت است و اگر منازعات و درگیری ها و فراز ونشیب های گذشته بیشتر بر اساس رقابت و منافع جریانها و گروههای داخلی لبنان قابل تفسیر بودند، رویدادهای چند ماهه گذشته و بلکه تقریباً دو سال گذشته لبنان به منافع و رقابت های داخلی لبنان گره نخورده است. اگر چنین بود، می بایست در یک تلاش میانجیگرانه با سرعت به نتیجه می ر سید و مطابق میثاق ملی 1943 و یا قانون اساسی این کشور نظام و دمکراسی توافقی را متجلی میکرد. ولی جنگ 33 روزه اسرائیل علیه حزب الله و تنش های سیاسی پس از آن که در نشست های مشورتی و یا تحصن وتظاهرات و طرحهای سیاسی ومیانجیگریهای داخلی و خارجی ، نشان می دهد که نزاع و دعوا بین یک نگاه، اراده و برنامه آمریکایی صهیونیستی ویک نگاه مستقل، اسلامی و یا منطقه ای است. لذا حتی میانجیگری عمروموسی در دو سفر به بیروت بواسطه وتوی آمریکا و عربستان متوقف می ماند و خیرخواهی جناحهای سنی مانند عمر کرامی و سلیم الحص نیز بجایی نمی رسد.
با اینکه جبهه معارضه با مشی دمکراتیک و عاقلانه به اعتراضات خود ادامه می دهد، حامیان منطقه ای و بین المللی و ابزارهای داخلی آنان در لبنان مانند سعد حریری، جنبلاط وسنیوره وبویژه شیخ رسید قبانی مفتی اهل سنت لبنان، بر طبل جنگ مذهبی میزنند تا با تحریک احساسات دینی در لبنان ومنطقه، ضمن سرپوش گذاشتن بر حقانیت خواسته های جبهه معارضه، خدمتی برنامه ریزی شده نیز به بوش و رژیم صهیونیستی نیز ارائه دهند. تحریک فتنه مذهبی در لبنان و منطقه، موجب می شود تا همچون بسیاری کشورهای عربی اقتدارگرا و دیکتاتور که یک اقلیت بر اراده و خواست اکثریت در کشورهایشان حکومت می کند، خواست و اراده مردمی و ملی در لبنان ومنطقه سرکوب شده و بقول کسینجر دمکراسی در شرایط فعلی اولویتی نداشته و برای امنیت سازی باید حتی با دشمنان دیروز نیز همداستان شد.
اسرائیل که هنوز از بازتابهای شکست جنگ تابستان با حزب الله برپای خود نایستاده و آمریکا که به صد دلیل در باتلاق عراق ومنطقه گرفتار است نیازمند یک جریان و جبهه با نقش نیابتی هستند تا آنها را درسایه قرار داده، فرصت بازسازی خسارتها و شکست هایشان را برایشان فراهم کنند. ضمن اینکه جریان موسوم به اعتدال که همان سازشکاران هستند، برای حفظ خود و نظامهای فاسدشان در پس فتنه مذهبی وطائفه ای نفس را حتی خواهند کشید.
آمریکا، رژیم صهیونیستی و سران عربی منطقه که در تحول بزرگ منطقه خود را بازنده اصلی تحولات می بینند و همه چیز را از دست رفته می پندارند، با زشت ترین حربه به میدان آمده اند، تا جلوی اراده مردمی در لبنان، عراق و فلسطین و منطقه را بگیرند.
با شکست عمروموسی در دیدار از بیروت، مجدداً سخنی از میانجیگری جدید است که طی روزهای آتی به جریان خواهد افتاد. معارضه لبنانی که خود را برای مرحله جدید فشارهای سیاسی به حکومت سنیوره آماده می کند، راه را برطرحهای سیاسی نبسته ولی سنیوره و جناح 14 مارس برای استمرار بن بست، زمزمه اولیه طرح نبیه بری را خاموش کرده اند و به امید مداخلات عربی و آمریکایی در استراتژی جدید خود هستند. برای پیشنهاد، تشکیل حکومتی ده نفره مرکب از 3 وزیر از 14مارس و 3 وزیر از معارضه و 4 وزیر مستقل جهت تصویب قانون انتخابات و اجرای انتخابات زودرس پارلمانی و ریاستی را ارائه کرده ولی سنیوره و جناح 14 مارس قبل از ارائه کامل طرح آنرا رد کرده اند.
روز پنجشنبه طرح اقتصادی پاریس-3 را در کابینه به بحث گذارده اند. مذاکره معاون دبیرکل حزب اله با ملک عبداله در عربستان نیز امید برای توافق و تفاهم را نشان نمی دهد و شرایط پیچیده تری که امکان حدوث هر رویدادی را موجه می کند، فراهم می نماید.