صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۱  ، 
کد خبر : ۴۸۷۵۰

پایانی بر یک دموکراسی


على تتماج
کشور فرانسه که خود را مهد دموکراسی و مردم سالاری و به نوعی وامدار نهضت های بزرگ آزادی خواهی می داند، در طول ماه گذشته شاهد درگیری ها و ناآرامی های داخلی شد به گونه ای که این رخدادها را می توان سرآغازی برای تکرار انقلاب و تحولات قرن 18و19 این کشور دانست ناآرامی ها زمانی آغاز شد که در «سن سن دنیس » محل اسکان مهاجران مسلمان شمال آفریقا در جنوب شرقی پاریس دو نوجوان 15و17 ساله آفریقایی تبار در حالی که از دست پلیس می گریختند در یک پست برق پناه گرفتند و برق گرفتگی موجب مرگ آنها شد و مردم پلیس را عامل این امر دانستند. موج تحولات فرانسه به گونه ای گسترده بود که بسیاری از ناظران و صاحبنظران سیاسی آن را شکستی بزرگ برای شعارها و ادعاهای دموکراتیک و مردم سالارانه فرانسه ارزیابی کردند. در جریان تحولات آمریکا در اوایل دهه نود در لوس آنجلس که به درگیری های شدید میان مردم و پلیس منجر شد و مخالفت هایی که امروز با بوش صورت می گیرد، فرانسوی ها علت اصلی را عدم مردم سالاری و نقض حقوق بشر می دانند. شاید سیر تحولات امروز فرانسه با مرگ دو نوجوان آغاز شده باشد، اما استمرار آن حکایت از واقعیاتی دارد که در طی چند دهه اخیر به دلیل سیاست های دولت در جامعه ایجاد گردیده و امروز به حد انفجار رسیده است از جمله:
الف) در میان کشورهای اروپایی که پذیرای 20 میلیون مهاجر می باشند، فرانسه با داشتن پنج میلیون مهاجر اولین رتبه را در این قاره داراست  این افراد که بیشتر از کشورهای آفریقا و فقیر به این کشور آمده‌اند، بخش اصلی اقتصاد فرانسه را تشکیل می‌دهند که با درآمد کم، وضعیت معیشتی نامطلوب و داشتن حداقل امکانات بیشترین فایده و سود را برای صاحبان صنایع در فرانسه به همراه آورده‌اند. این افراد که در بسیاری از مناطق حتی به عنوان شهروند محسوب نمی‌شوند در طی سال‌های اخیر تلاش‌های بسیاری برای احقاق حقوق خود به عمل آورده اند، چنانکه چندی پیش نیز راهپیمایی های گسترده ای علیه سیاست های دولت و عدم رعایت حقوق آنها برگزار کردند که در آن زمان نیز به عنوان «آشوب گر» سرکوب شدند. در تحولات اخیر نیز «نیکولا سارکوزی »، وزیر کشور فرانسه ، این افراد را «اراذل و اوباش » قلمداد و به عبارتی آنها را خارج از جامعه فرانسه و افرادی پست و فرومایه مورد خطاب قرار داد.
ب ) هرچند دولتمردان پاریس ، تلاش کرده اند که با حضور فعال در اتحادیه اروپا و گسترش بازارهای اقتصادی به خاورمیانه و سایر نقاط جهان بار دیگر رونق را به اقتصاد کشور بازگردانند، اما همچنان موجی از مشکلات اقتصادی ، افزایش فقر، بیکاری ، تورم و کسری بودجه دولت سراسر فرانسه را در بر گرفته است و در این میان بخش اعظم فشارهای مالی بر عهده طبقات ضعیف و اقلیت های سیاه پوست و مسلمانان می باشد در حالی که بخش عمده جامعه را جوانان جویای کار تشکیل می دهد.
ج ) نکته دیگری که در سال های اخیر در فرانسه مشهود بوده است ، نقش گرایشات دینی و مذهبی در تدوین سیاست دولت است ، به گونه ای که امروز در فرانسه اسلام ستیزی و مبارزه با مسلمانان گسترش چشمگیری یافته است . تصویب قوانین ممنوعیت حجاب در مدارس و دانشگاه ها و ادارات ، جدا کردن مسلمانان از پیروان سایر ادیان و اسکان آنها در مناطق فقیرنشین با کمترین امکانات رفاهی و اجتماعی ، تشدید تدابیر امنیتی و اعمال محدودیت برای حضور مسلمانان در اجتماع از جمله آنهاست . (10 درصد) جمعیت فرانسه را مسلمانان تشکیل می دهند، اما آنها هیچ گونه جایگاهی در پارلمان و ساختار سیاسی ندارند، در حالی که یهودیان با یک درصد جمعیت بیشترین نفوذ و جایگاه را در دولت دارند. این اقدامات سبب شده تا در جامعه ای که خود را مهد دموکراسی و حقوق بشر می داند، بخش اعظمی از جامعه صرفاً به دلیل گرایشات دینی ، حقوقشان پایمال گردد. در سال های اخیر بارها مقامات فرانسوی اسلام را زیربنای تروریسم دانسته و حتی خواستار تشدید تدابیر امنیتی در مناطق مسلمان نشین شده اند، چنانکه ژاک شیراک چندی پیش در راستای سیاست ضدیهودی ستیزی ، هرگونه اهانت به یهودیان را برابر با توهین به قانون و مستحق مجازات دانست .
د) بحران های فرانسه در حالی شکل گرفته است که این کشور در آستانه انتخابات می باشد و احزاب و گروه های سیاسی خود را برای پیروزی بر رقیبان مهیا می سازند. در این میان رقابت شدیدی میان «دومینیک دوویلپن »، نخست وزیر و رهبر افراطیون راست گرا و «نیکولاسارکوزی »، وزیر کشور فرانسه در جریان است در حالی که احزاب کمونیست نیز مبارزات خود را برای سرنگونی دولت آغاز کرده اند. این رقابت ها سبب شده تا بسیاری از گروه ها و احزاب با دامن زدن به بحران های داخلی که در نهایت به شعارهای ایجاد اشتغال ، رفع تبعیض نژادی ، برابری اجتماعی و مدنی ، ختم می گردد برای کسب قدرت و مقاصد سیاسی تلاش نمایند.
هـ) این روزها فرانسوی ها در عرصه بین الملل با چالش های عدیده ای مواجهند:
اولاً شکست در تصویب قانونی واحد و ناتوانی در تحقق اهداف اقتصادی اروپا از جایگاه آن در اتحادیه کاسته است .
ثانیاً فرانسه با مشارکت آلمان و انگلیس نتوانستند چنانکه انتظار داشتند از پرونده هسته ای ایران برای ارتقای جایگاه سیاسی خود بهره برداری نمایند.
ثالثاً تلاش برای حضور در مناطق نفوذ در آفریقا و بعضاً لبنان از دیگر مشغولیات پاریس است .
این امور سبب شده تا دولتمردان فرانسه بیش از آنکه به داخل توجه داشته باشند معطوف به مناسبات جهانی و حفظ ذ جایگاه خود در نظام بین الملل می باشند. این امور از جمله دلایل نابسامانی ها و بحران های اجتماعی در سراسر این کشور بوده است .
در نهایت می توان گفت که ناآرامی های فرانسه نشأت گرفته از واقعیات حاکم بر این کشور است که چند دهه زیر خاکستر مانده و امروز در سراسر این کشور نمود پیدا کرده است و همچنین حاکی از این حقیقت است که فرانسه ای که خود را همواره مهد تمدن و دموکراسی می داند، با بحرانی مواجه شده که نشأت گرفته از نقض حداقل حقوق شهروندان و بی توجهی مسئولان به اقشار زحمتکش و کارگر اجتماع است که در برابر بیشترین کارکرد، کمترین امکاناتی را آن هم با محدودیت های بسیار دریافت می کنند. چنانکه برخی از مقامات فرانسه ، تظاهر کنندگان را اراذل و اوباش خطاب کرده و خواستار سرکوب آنها شده اند. لذا می توان گفت که بحران فرانسه پایانی بر استیلای این کشور بر اصطلاحات زیبایی همچون حقوق بشر، آزادی مدنی و فردی ، دموکراسی و مردم سالاری است که مسلماً لطمات بسیاری بر سیاست خارجی و حضور این کشور در معادلات جهان بویژه در کشورهای اسلامی و در میان مسلمانان خواهد داشت .

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات