
بصیرت:تبیین:«علی لاریجانی» دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران و فرستاده ویژه رییس جمهور به چین دیدارهای مهمی را با رییس جمهوری چین و عضو ارشد شورای دولتی چین انجام داد. در این سفر «جواد وعیدی» معاون امنیت بینالملل شورای عالی امنیت ملی ، محمد جعفری معاون امنیت داخلی این شورا «غلامحسین نوذری» معاون وزیر نفت و «محمد بیک محمد لو» معاون وزیر دفاع، آقای لاریجانی را همراهی میکردند. این اولین سفر مسئول پرونده هستهای ایران است که بعد از صدور قطعنامه ضد ایرانی 1737 شورای امنیت صورت میگیرد. از برآیند سطح اعضای دیپلماتیک در این سفر این گونه برداشت می شود که ماموریت اصلی هیئت، پیرامون پرونده هستهای ایران است و اما مسایل انرژی و گسترش روابط اقتصادی ماموریتهای بعدی آن است.
انجام این ماموریت در این برهه زمانی این سوال را به ذهن تداعی میکند که چه عواملی سبب شد تا ایران اولین حلقه رای زنی دیپلماتیک را پس از صدور قطعنامه 1737 از چین شروع نماید؟ پاسخ به این سوال از چند جهت قابل تحلیل و بررسی میباشد.
الف) شفاف سازی سیاستهای ایران در پرونده هستهای ؛ همانطورکه ایران قطعنامه 1696 را نپذیرفت و خواستههای شورای امنیت را بر خلاف منافع ملی کشور دانست، با قطعنامه 1737 نیز با شدت بیشتری برخورد کرد.
ایران برای شفاف کردن خواستههای خود و مقاومت در برابر زیادهخواهی های گروه غربی در پرونده هستهای در مدت باقیمانده باید رسماً آنرا به اطلاع کشورهای درگیر برساند و به احتمال قوی رایزنیها و سفرهای دیپلماتیک با کشورهای دیگر شورای امنیت علاوه بر چین هم تداوم داشته باشد و خواستههای به حق ایران بصورت صریح و شفاف بیان گردد.
ب) شکستن اجماع در شورای امنیت بویژه اعضای دارای حق وتو؛ چین از کشورهای دارای حق وتو در شورای امنیت خواهان حل مسالمتآمیز پرونده هستهای ایران در شورای حکام آژانس میباشد و تنها راه حل پرونده هستهای ایران را سیاسی میداند. تداوم رایزنیها با این کشور طرح مسایل انرژی و گسترش سطح روابط اقتصادی میتواند تاثیر مثبتی در روند حل مسالمتآمیز پرونده هستهای ایران داشته باشد.
ج) گسترش روابط اقتصادی؛ در رایزنیهای مقامات دیپلماتیک قبل از صدور قطعنامه 1737 ، برای تعدیل و رای منفی و ممتنع به قطعنامه ضد ایرانی خواستههایی وجود داشت که خواسته چینیها ، عقد قراردادهای کلان و بلند مدت در بخش انرژی و گسترش سطح اقتصادی بود. از طرفی همکاریهای اقتصادی در طول چند سال گذشته با چین شروع شده و در سالهای اخیر به بالاترین حد خود رسیده است. کشور چین با 1400 میلیارد دلار مبادله تجاری با کشورهای مختلف بعنوان دومین کشور تجاری جهان شناخته میشود که در این میان روابط خوبی با ایران دارد. سرمایهگذاری چینی ها در پروژههای مختلف نفت و گاز، هتل و آلومینیوم .. انجام گرفته است. قرارداد 16 میلیارد دلاری گاز در ماه اخیر از جمله آنهاست. یکی از دلایل سفر هیئت ایرانی به چین علاوه بر موضوع پرونده هستهای پیگیری موضوعات طرح شده در سفر آقای احمدینژاد به شانگهای در خردادماه سال جاری بود.
هـ) جلوگیری از رادیکالتر شدن پرونده هستهای؛ آقای لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی بعد از تصویب قطعنامه ضد ایرانی 1737 ، در زمان طرح این موضوع در مجلس برای تصویب سیاستهای مقابلهای اظهار داشت که ما بدنبال رادیکال کردن پرونده هستهای نیستیم.
این امر باعث شد که سیاست جمهوری اسلامی ایران در مقابله با قطعنامه در یک روند معقولانهتر و بدون شتابزدگی انتخاب شود تا با تقویت خط دیپلماسی و راههای دیپلماتیک این راه تداوم یابد. لازم به یادآوری است که قطعنامه فعلی بر اساس ماده 41 فصل هفتم منشور سازمان ملل به گونهای تنظیم شده که باب تفسیرهای موسع را باز گذاشته است. لذا برخورد هوشمندانه ایران مانعی در راه آمریکا و همپیمانانش در تندتر کردن شرایط علیه ایران خواهد بود.
از این رو نزدیکی به چین میتواند اجماع شورای امنیت را بشکند و منافع بسیار متعددی در مسئله پرونده هستهای برای ایران بدست آورد. اگر چه در طول چند سال گذشته به غیر از رای مثبت اخیر چین، از سیاستهای مستقل این کشور در پرونده هستهای منافع زیادی بدست آوردهایم . تاثیراین سفر بقدری مهم است که رژیم صهیونیستی را به تحرکات دیپلماتیک واداشت و قرار شد اولمرت نخست وزیر این رژیم ،بخاطر کاهش تبعات مثبت این دیدار، به چین سفر نماید.
درخت تنومند انقلاب ریشه های مردمی دارد و تنه ی آن همان تولید ملی و حمایت از کالای باکیفیت ایرانی است که هفت شاخه ی آن یعنی علم و پژوهش، معنویت و اخلاق، اقتصاد درونزا، عزت ملی و ارتباط با صلابت با دنیا، عدالت اجتماعی، سبک زندگی و استقلال و آزادی هستند که دست دعا به هفت آسمان دارند و هیچ کس نمی تواند صدمه ای به آن بزند چون ریشه ی مردمی و دست دعا به هفت آسمان دارد و خداوند یگانه پناه آن است که یاری دهنده ی انسانهاست و ریشه های مردمی و دعای خیر مردم سبب به ثمر نشستن درخت انقلاب می شود و از جانب خداوند هم مهم دیدن مردم است که ریشه ی درخت انقلاب اند که هشتاد و چند میلیون ایرانی همین گونه هستند و خدمت به مردم راه مقابله با بیگانه و حفظ درخت انقلاب است.