در پی تصویب پیمان هسته ای هند و آمریکا در مجلس نمایندگان این کشور، یوسف رضا گیلانی نخست وزیر پاکستان خواستار امضای پیمان مشابهی میان پاکستان و آمریکا شده است.در این باره که دولت آمریکا به درخواست نخست وزیر پاکستان توجه خواهد کرد یا نه، قضاوت زود هنگامی نمی توان انجام داد.
با این حال، نشانه ها در این باره چندان خوش بینانه نیست. علتها را باید در موقعیت متفاوت هند و پاکستان جستجو کرد. در این واقعیت که هند و پاکستان در دو موقعیت متفاوت قرار دارند، بحثی وجود ندارد.
چرخه قدرت در هند در چارچوب نظامی و دمکراتیک و با انتخابات عمومی امکان پذیر شده است و از استقلال در سال 1947 تاکنون نیازی به دخالت ارتش وجود نداشته است. این در حالی است که پاکستان همین دوره را با چندین کودتای نظامی پشت سر گذاشته است.
اما تردیدی نیست که تحولات درونی هند و پاکستان به تنهایی موقعیت متفاوت آنها را توضیح نمی دهد. واقعیت مهمتر اهداف استراتژیک آمریکا در سراسر جنوب و جنوب شرق آسیاست. آمریکا به دلایل متفاوت تری، در حال توسعه مناسبات در تمامی ابعاد با هندوستان است. این که مشاهده می شود با وجود آنکه هند قرارداد پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای (ان. پی. تی) را امضا نکرده، آمریکا معاهده هسته ای با این کشور امضا می کند، به تنهایی کفایت می کند که وزنه جدید هند در محاسبات آمریکا را دریابیم. هند گسترده ترین و امیدوار کننده ترین بازار مصرف کالاهای آمریکایی را بالقوه پس از چین داراست. جمعیت بالای یک میلیاردی هند برای صاحبان کالا و تجارت آمریکا بسیار وسوسه انگیز است، به طوری که گفته می شود جرج بوش رئیس جمهور آمریکا بشدت تحت فشار شرکتهای تولیدی و سرمایه گذاری آمریکا قرار داشته تا هر چه زودتر معاهده هسته ای با هند را نهایی کند.
گویا این نگرانی وجود داشته است که پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و اسباب کشی بوش از کاخ سفید، ممکن است قرارداد هسته ای با هند با موانع جدیدی رو به رو شود و امضای آن به تعویق بیفتد. وجود مخالفتها در هندوستان و در داخل آمریکا، این گونه تردیدها را جدی تر کرده است.
بنابراین «لابی هند» در کنگره کار تصویب نهایی معاهده هسته ای هند و آمریکا را تسریع کرده است، اما منافع آمریکا محدود به منافع اقتصادی نیست و محاسبات راهبردی تری نیز وجود دارد.بهره گیری از قدرت هند برای مهار چین، هدف مهمتری در کاخ سفید است.این که هند در عمل در مسیر مورد نیاز آمریکا قرار بگیرد یا نه، بحث دیگری است.
از نظر آمریکا امتیاز هسته ای به هند می تواند از همکاریهای سیاسی و امنیتی گسترده هند با چین و روسیه جلوگیری کند و این امتیازی است که پاکستان اکنون آن را ندارد. بنابراین، پاسخ مثبت به درخواست پاکستان در آمریکا، در کوتاه مدت محتمل نیست. هندوستان، انتخاب آمریکا در شبه قاره هند می باشد و پاکستان ناچار به پذیرش این امر است. پاکستان در سیاستهای منطقه ای آمریکا جایگاه گذشته را ندارد و بی ثباتی سیاسی اش نیز مزید بر علت شده است. با این حال، اگر توافق هسته ای هند و آمریکا را از منظر رقابتهای هند و پاکستان نگاه کنیم، درخواست نخست وزیر پاکستان، درخواستی قابل درک است.
واقعیت این است که بقای صلح و ثبات شبه قاره هند در گرو حفظ توازن استراتژیک قدرت میان هند و پاکستان است. تحت هر شرایط و به هر دلیلی که این توازن به هم بخورد، حفظ صلح دشوار می شود.
در شرایطی که بقای پاکستان در گرو حفظ توازن استراتژیک با هند و نفوذ استراتژیک با افغانستان توضیح داده می شود، حضور آمریکا در هند و افغانستان، نامطلوب ترین گزینه برای پاکستان است؛ اما این اتفاق افتاده است. این که قدرت مانور پاکستان در برخورد با وضعیت جدید منطقه در چه حدی است، چندان روشن نیست و گزینه های محدودی وجود دارد.
با این حال، راه برون رفت پاکستان از وضعیت نامطلوب از درخواستهای بی پاسخ از آمریکا نمی گذرد، بلکه تقویت مبانی قدرت در داخل و همکاری با دنیای اسلام، راه حل قابل قبول تری است، مشروط بر اینکه پاکستان از مرحله تردید اسلامی شدن قدرت یا غربی کردن آن عبوری سالم بیابد و به مرحله ای برسد که در آن آشتی ملی بر محور اسلامیت، امکان پذیر باشد.