صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۵  ، 
کد خبر : ۴۹۰۹۴

اتحادیه اروپا در سال 2005


على تتماج
اعضای اتحادیه اروپا در حالی سال 2006 را آغاز کردند که ضمن رویکرد به تحولات داخلی کشورشان باید به اهداف اتحادیه برای ایجاد انسجام بیشتر و حضور پررنگ تر در عرصه معادلات جهانی توجه می نمودند.
بر این اساس تحولات قاره سبز در دو بعد تدوین گردید:
الف) سیاست داخلی:
با توجه به اینکه اتحادیه اروپا متشکل از 25 کشور با اهداف متفاوتی می باشد، مهمترین اولویت و کارکرد این اتحادیه در سال 2005 به تحولات داخلی معطوف گردید تا مانع از فروپاشی آن شود.
1- تصویب قانون اساسی واحد که برخلاف انتظار همگان، استقبال خوبی از آن به عمل نیامد و مردم کشورهای چک، هلند و فرانسه به آن رأی منفی داده و انگلیس نیز حاضر به برگزاری همه پرسی قانون اساسی نگردید.
2- به دلیل بحران های سیاسی و اقتصادی اتحادیه و نیز عدم هماهنگی برخی از کشورها، پذیرش اعضای جدید به سال های آینده موکول شد که در این میان مسأله ترکیه که چالش بزرگ اروپا قلمداد می شود به 10 سال آینده موکول گردید.
3- اتحادیه اروپا به رغم تلاش های بسیار در سال 2005 با بحران اقتصادی شدیدی مواجه بود عواملی نظیر: رکود اقتصاد جهانی، افزایش بهای نفت، کسری بودجه فرانسه و آلمان، عدم هماهنگی در تراز تجاری اعضا، ریاست انگلیس بر اتحادیه اروپا که معطوف بودن آن به جنگ عراق مانع تمرکز آن بر اقتصاد قاره گردید، ورود روزافزون کالاهای چین و شرق آسیا به اروپا که تولیدات داخلی را کاهش داد و... بر این نابسامانی دامن زد.
4- تلاش برای استقلال نظامی و کاهش وابستگی به ناتو که به تشکیل ارتش محدود اروپا منجر گردید.
5- سال 2005 را باید سال دگرگونی سیاسی در بانیان اتحادیه اروپا دانست. هر چند در انگلیس حزب کارگر به رهبری «تونی بلر» توانست بار دیگر اکثریت پارلمان را کسب کند و دولت را تشکیل دهد اما صف بندی های جدید در برابر حزب حاکم گسترش یافت و عملکرد نخست وزیر مورد انتقادهای شدید قرار گرفت. در آلمان نیز «شرودر» به رغم تلاش های بسیار وادار به برگزاری زودهنگام انتخابات پارلمانی گردید که حزب دموکرات مسیحی به رهبری «آنجلامرکل» دولت ائتلافی را تشکیل داد. فرانسه نیز روند آرامی را برای تغییرات سیاسی آغاز کرد که منجر به تغییراتی در هرم قدرت گردید. در سایر کشورها نیز با برگزاری انتخابات متعدد تغییراتی ایجاد شد تا قاره سبز شاهد چینش جدیدی در بازیگران اتحادیه باشد.
6- هر چند اروپا خود را مهد تمدن و حقوق بشر می داند اما در ماه های آخر سال 2005 تحولات اروپا را که از بحران های فرانسه آغاز شد و به سایر کشور ها سرایت کرد، می توان نوعی نهضت بیداری دانست که واقعیاتی نظیر نقض آزادی بیان و حقوق شهروندی، اعمال رفتارهای نژادپرستانه، نارضایتی عمومی از عملکردهای دولتمردان که به دلیل گرایش آنها به اتحادیه و غفلت از امور داخلی صورت گرفته و... حکایت می کرد.
7- رشد روزافزون اسلام زدایی و اعمال محدودیت های بیشتر برای مسلمانان در فعالیت های اجتماعی و اجرای آداب دینی و مذهبی (حتی انتخاب محل سکونت)، مبارزه گسترده با مقوله حجاب و حتی تصویب قوانین برای ممنوعیت ورود زنان و دختران محجبه به مراکز آموزشی و اداری و... که در لوای نام مبارزه با تروریسم، افراط گرایی دینی صورت می گرفت در شرایطی که ناکامی در قبال تحولاتی نظیر انفجارهای لندن و رخدادهای فرانسه را در لوای نام افراط گرایان دینی عنوان و بر تشدید محدودیت ها علیه مسلمانان مبادرت ورزیدند.
ب) سیاست خارجی:
با توجه به رویکرد جهانی اتحادیه اروپا مهمترین کارکردهای آنها در این عرصه عبارتند از:
1- قابت پنهانی با آمریکا: هر چند از اروپا و آمریکا به عنوان متحدان سنتی یاد می شود اما در سال های اخیر بویژه با معطوف شدن آمریکا به جنگ عراق، اروپایی ها با فراغ خاطر بیشتری برای تحقق اهداف خود برای کاهش وابستگی به آمریکا گام برداشتند. تقویت بعد نظامی گری و کاهش حوزه فعالیت ناتو، مخالفت با سیاست های آمریکا در معادلات جهانی حتی سازمان ملل، اعمال تحریم های اقتصادی علیه کالاهای آمریکایی، درخواست برای خروج نیروها و تخلیه پایگاه های آمریکایی از اروپا، به چالش کشاندن آمریکا با بازگشایی پرونده زندان ها و پروازهای مخفی سیا در اروپا که موجی از انتقاد به آمریکا را در پی داشت، گسترش مناسبات با شرق اروپا و روسیه برای کاهش حوزه نفوذ واشنگتن و... از جمله این اقدامات بود. این اقدامات سبب شد تا اروپا در مقابل آمریکا قرار گیرد هر چند که همچنان توانایی مقابله را نداشت.
2- پرونده هسته ای ایران: هر چند اروپایی ها سعی داشتند تا از پرونده هسته ای ایران برای حضور فعال تر در معادلات جهانی به عنوان بازیگری بزرگ و کسب امتیازات از ایران، آمریکا و جامعه جهانی بهره برداری نمایند اما دپیلماسی جدید ایران و بازگشایی مراکز تحقیقاتی در نطنز و سایر مراکز هسته ای و نیز بازگشایی U.C.F اصفهان این امیدها را به یأس مبدل نمود در حالی که امروز اروپایی ها توانایی عقب نشینی و یا اعمال فشار بیشتر بر ایران را ندارند.
3- تحولات خاورمیانه: با توجه به اهمیت خاورمیانه در عرصه جهانی، اروپایی ها رویکرد جدیدی به این منطقه داشتند. آنها چند هدف را پیگیری می کردند از جمله: ایجاد جریان نفت و انرژی دائمی به اروپا با توجه به افزایش بهای نفت، کاهش نفوذ آمریکا و جایگزین شدن به جای آن با توجه به افزایش موج آمریکاستیزی که در خاورمیانه ایجاد شده، حضور در مناطق بحرانی به عنوان بازیگری جهانی، جلوگیری از حضور بازیگران جدید نظیر چین، روسیه و هند در خاورمیانه، بهره گیری از بازارهای مستعد خاورمیانه که می تواند باعث خروج آنها از بحران اقتصادی شود، پیشگیری از اصلاحات یکجانبه آمریکا، جلوگیری از روند اسلام گرایی در کشورهای عربی و اسلامی و... این اهداف سبب شد تا با توجه به اهمیت تحولات سرزمین های اشغالی، اروپایی ها با حضور در این منطقه در قالب کمیته چهارجانبه و به صورت مستقل برای ایفای نقش در برقراری صلح در خاورمیانه تلاش کنند چنانکه امنیت مرزهای رفح به آنها واگذار گردید. اروپایی ها با گرایش نسبی به فلسطینیان و انتقاد از رژیم صهیونیستی توانستند تاحدودی برخلاف آمریکا، چهره خود را در میان ممالک اسلامی و عربی بهبود بخشند. البته باید در نظر داشت که هدف اصلی اروپایی ها جلوگیری از حل یکجانبه مسائل خاورمیانه و فلسطین توسط آمریکا برای حفظ منافع خود، می باشد در حالی که با مخالفت با گروه های جهادی سعی دارند تا از تکرار روند پیروزی اسلام گرایان در خاورمیانه جلوگیری نمایند.
گسترش روابط با ممالک اسلامی و عربی با برگزاری اجلاس های مشترک با اتحادیه عرب، شورای همکاری خلیج فارس، جنوب مدیترانه و روابط دوجانبه با این کشورها از جمله دیگر هدف های اتحادیه اروپا در سال 2005 بود.
اروپایی ها از روند اصلاحات یکجانبه آمریکا در منطقه ناراضی بوده و لذا با پیگیری تحولات مربوط به سوریه و لبنان بویژه با ایفای نقش در کمیته تحقیق در خصوص ترور حریری که به ریاست مهلیس آلمانی و اکنون دادستان بلژیکی صورت می گیرد، ضمن اعمال نفوذ در کشورهای خاورمیانه، سعی دارند تا تغییراتی در روند اصلاحات آمریکایی ایجاد نمایند تا مانع استیلای کامل این کشور بر خاورمیانه شوند.
4- مقابله با بازیگران جدید: از چالش های اروپا ظهور بازیگران جدیدی نظیر چین، هند، روسیه و کشورهای آمریکای لاتین و اتحادیه آفریقا می باشد. بر این اساس اروپایی ها با گسترش روابط با این کشورها از یک سو حضور نظامی در مناطق بحرانی و استراتژیک نظیر، افغانستان، آسیای میانه و قفقاز را پیگیری می کردند و از سوی دیگر انجام اصلاحات در ساختار سازمان ملل و کسب رأی بیشتر در شورای امنیت، اعمال نفوذ در سازمان های بین المللی نظیر آژانس بین المللی انرژی اتمی، حضور فعال در معادلات جهانی و موضع گیری در برابر تحولات بین المللی را در دستور کار خود قرار دادند.
با بررسی تحولات اتحادیه اروپا در سال 2005 می توان گفت که این اتحادیه 25 عضوی در سال گذشته در حالی که برای توسعه خود برنامه ریزی کرده بود به دلیل اختلافات داخلی و تعدد منافع و اهداف اعضا، بیشتر به سوی اتحاد و هماهنگی 25 عضو خود معطوف شد و نتوانست چنانکه باید فعالیت مبتنی بر توسعه داشته باشند.
در بعد خارجی هم آنها تاحدودی در برابر آمریکا وسایر بازیگران جدید مقاومت نمودند اما نتوانستند به نحو مطلوبی این امر را استمرار بخشند و در بسیاری موارد مجبور به همکاری و تسلیم شدند. لذا در سال 2006 آنها ناگزیرند که ضمن حل بحران های اقتصادی و هماهنگی میان اعضا به تحولات جهانی روی آورند تا در عرصه های جهانی و ایفای نقش در تحولات بین المللی منزوی نگردند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات