رضا گرمابدری
شهادت دکتر مفتح در 27 آذر سال 58 به دست گروهک منحرف فرقان انقلاب و بویژه دانشگاه را با ضایعه سنگینی مواجه کرد، اما از برکت خون این شهید بزرگوار یکی از دغدغه های مهم حضرت امام(ره) که از سال های دور ذهن جوال و بصیر ایشان را به خود مشغول کرده بود، نام و نشان مشخصی با عنوان «وحدت حوزه و دانشگاه» پیدا کرد و برای تحقق در زمره اصلی ترین اهداف داخلی نظام جمهوری اسلامی اسلامی ایران قرار گرفت.
اهمیت این نکته به آنجا بازمی گردد که از نگاه حضرت امام(ره) برنامه استعمار که به دست رضاخان در ایران به اجرا درآمد، از یک سو با روحانیت زدایی و از سوی دیگر با واگذاری مناصب به دانشگاهیان وابسته به غرب به تدریج اسباب کینه ورزی این دو قشر را نسبت به یکدیگر فراهم کرد و به اعتقاد ایشان «یک جا نقشه شان گرفت و آن جدا کردن روحانیت از دانشگاه ها [بود]. یک روحانی حق نداشت، پیش خودمان حق نداشت که از یک دانشگاهی یک صحبتی بکند. دانشگاهی هم آخوند را به نظرش می آمد که یک موجود مضری است انگلیسی ها آوردند، گذاشتند اینجا.»
چنین اعتقاد مطمئن و مشخص از سوی حضرت امام(ره) که در قبل و بعد از انقلاب به دفعات و با زبان های مختلف آن را بازگو می کردند، بر این موضوع دلالت داشت که نظام اسلامی سعی خواهد کرد وضعیت گذشته حاکم بر دانشگاه ها را که روی دیگر آن هم به نوعی در حوزه های علمیه مشاهده می شد متحول سازد و مدت های مدیدی در این باره بحث و گفت وگو شد و مقام معظم رهبری نیز به دفعات با تأکید بر اهمیت این موضوع به تبیین مسأله پرداختند تا مباحثی که بیش از آنکه رافع مشکل باشند با افزودن به مشکلات حرکت آغاز شده را در حوزه اجرایی با رکود جدی مواجه ساخته بود، روشن کنند به عنوان نمونه در جایی فرمودند: «وحدت حوزه و دانشگاه یعنی وحدت در هدف و هدف این است که همه به سمت ایجاد یک جامعه اسلامی پیشرفته مستقل، جامعه امام، جامعه پیشاهنگ، جامعه الگو حرکت نمایند.»
یا در جایی دیگر در ارتباط با نسبت این دو مکان مقدس با یکدیگر و ارتباطی که با دین و علم دارند، فرمودند: «در نظام اسلامی، علم و دین پابه پا حرکت کنند. هدف حوزه و دانشگاه یعنی این... دو شعبه از یک موسسه علم و دین. موسسه علم و دین یک موسسه است و علم و دین باهمند. این موسسه دو شعبه دارد، یکی حوزه های علمیه و شعبه دیگر دانشگاه ها. باید این دو با هم مرتبط و خوشبین باشند، با هم کار کنند، از همدیگر جدا نشوند و از یکدیگر استفاده کنند.»
اما سوال اساسی امروز این است که با وجود نظر تشخیصی و صحیح حضرت امام(ره) و بیانات تبیینی و روشنگرانه مقام معظم رهبری و نیز تلاش صاحبنظران حوزه و دانشگاه که طی چند سال گذشته سعی کردند بحث وحدت حوزه و دانشگاه را محقق کنند؛ چرا پس از گذشت نزدیک به سه دهه در این ارتباط کار چشمگیر و در خوری انجام نشده است؟!
در پاسخ به این سوال به شکل خلاصه باید گفت: لازم است باور کنیم اهمیت موضوع و امور مترتب بر آن آنقدر ارزشمند است که دشمن طی سال های گذشته و حال با فعال نگه داشتن جریانی نامرئی و قدرتمند پیوسته به دنبال آن بوده که با مشغول نگه داشتن مسئولان و خنثی ساختن برنامه هایی که برای پیشبرد این موضوع تدوین شده است، اجازه ندهد هیچ اقدامی به نتیجه برسد. شاید ذکر این عبارت از قول یکی از منسوبان به سازمان نفاق که در اوایل انقلاب در دانشگاه مسئولیت داشت برای توجه دادن به بخش امنیتی موضوع کافی باشد، وی در جایی اظهار داشته که باید دانشگاه را از دست نظام خارج کنیم.