صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۰  ، 
کد خبر : ۴۹۶۲۰

استفاده ابزاری از زنان


حسن رشوند
یکی از مهمترین نهادهای حکومتی جمهوری اسلامی، مجلس خبرگان رهبری است. اهمیت فوق العاده این مجلس از آنجاست که مطابق اصل 107 و 111 قانون اساسی وظایف مهم تعیین رهبر، نظارت بر او و عزل وی را برعهده دارد. در کنار چنین وظیفه سنگینی از همان ابتدای شکل گیری این نهاد، کم و بیش یکی از مباحث مهمی که مطرح بود و در برخی دوره ها تا حد ایجاد تردید در ذهن شهروندان پیش رفته است، بحث شرایط و ویژگی های نامزدهای خبرگان رهبری است.
شاید وجود شرایطی در قانون در نگاه اول آنچنان سهل به نظر آید که با وجود تربیت ده ها مجتهد در حوزه های علمیه، انتخاب هشتاد و اندی مجتهد برای چنین جایگاهی چندان سخت به نظر نرسد، ولی اگر به برخی از همین شرایط از سر دقت و تأمل بنگریم، خواهیم دریافت که برخورداری از بینش سیاسی و اجتماعی آن هم با پیچیدگی های امروز آن خیلی هم آسان نخواهد بود.
در سال های اخیر نیز بحث انتخابات خبرگان و شرایط کاندیداتوری برای چنین جایگاه رفیعی به انحای مختلف در کشور مطرح شد و احزاب سیاسی درصدد بودند همان پنداری که در مورد انتخابات شورای اسلامی شهر و مجلس شورای اسلامی داشتند، به نوعی به انتخابات مجلس خبرگان تعمیم دهند. غافل از اینکه نه وزن سیاسی و معنوی نامزدهای این انتخابات هم وزن نامزدهای انتخاباتی شوراها و مجلس بود و نه کارکرد این دو قرابتی با هم داشت.
در این مسیر ناهمگون، عناصر دوم خرداد پس از گرفتن قدرت در سال 76 بیشترین تلاش را کردند تا در اذهان توده های مردم القا کنند که می توان همان نگاه به نامزدهای مجلس شورای اسلامی و چه بسا نازل تر از آن شورای اسلامی شهر و روستا را به خبرگان رهبری تعمیم داد، ولی علی رغم شیطنت های پنهان و آشکار، پنجمین دوره انتخابات خبرگان رهبری در اوج اقتدار سیاسیون دوم خرداد به گونه ای رقم خورد که انتظار آن را نداشتند.
شاید هم عناصر در کمین نشسته سیاسی دوم خرداد تصور نمی کردند در کمتر از چهار سال همه آن مناصبی که به دست آورده بودند یکباره از دست دهند، لذا با این امید که حکومت آنها مستدام خواهد بود به انتظار نشستند تا تصمیمات و سیاست های خود را برای خبرگان دوره ششم پیاده کنند، ولی اکنون که ابزاری برای رسوخ در این جایگاه رفیع نمی یابند بار دیگر متوسل به شیوه هایی شده اند که پیش از آنها گروه های مطرودی همچون نهضت آزادی ـ هر چند به دروغ ـ به دنبال آن بودند.
امروز که در آستانه ششمین دوره مجلس خبرگان قرار گرفته ایم و ملت ایران می رود تا بار دیگر حماسه بی نظیر خویش را در انتخاباتی از جنس دیگر به نمایش بگذارد با برخی مباحث همچون کاندیداتوری زنان در انتخابات خبرگان مواجه شده ایم. مباحثی که کمتر اعتقادی بدان دارند و در دوران هشت ساله مسئولیت خود کمترین تلاشی را برای فراهم کردن زمینه حضور زنان در انتخابات شوراها و مجلس به عمل آوردند.
سوال اینجاست که بستر خدمت زنان در این جایگاه ها به نسبت تخصص و علوم فراگرفته آنها بیشتر بود یا در مجلس خبرگان؟ چرا جایی که می توانستند مسئولیت ها را به زنان توانمند ایرانی واگذار کنند، نکردند و امروز با وجود اینکه ما شاهد یک حداقل از حضور بانوان با مراتب اجتهادی در حوزه ها هستیم، برخی در مقام دفاع از آنها برآمده اند و قصد دارند از این قشر فهیم و اندیشمند استفاده ابزاری کرده و مطالبات غیرمقطعی و ناصواب خویش را در انتخابات خبرگان رهبری در شکل جدیدی تعقیب کنند.
مواضعی که از برخی شخصیت های مهم دوم خردادی در خصوص دفاع از زنان در انتخابات خبرگان گرفته شده حاکی از تاکتیک جدید و استفاده ابزاری از زنان است. به عنوان نمونه یکی از این افراد طی اظهارنظری گفت: «فضای انتخابات را زنانه کنید. زنان نیمی از این جامعه هستند و علاوه بر این انسان هایی احساساتی و زودباور هستند این امتیاز را نادیده نگیرید، نیمی از آرای صندوق ها همیشه متعلق به همین موجودات احساساتی است.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات