صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۱  ، 
کد خبر : ۴۹۸۸۵
مروری بر فیلم «همیشه سر بلند» ساخته سعید تهرانی

چه لمپن هایی که می آیند!


روشنک عباسی
سال 1349 در یکی از محله های تهران پسری با معرفت و جوانمرد به نام علی رحیمی همراه مادر خود زندگی می کند. در همسایگی آنها دختری به نام مریم با مادر مریض خود روزگار می گذرانند. علی اگر چه بسیار به او علاقه مند است اما شرم و حیا مانع از ابراز این عشق شده است.
دستگیری علی از فقرا و کمک به مستمندان و گرفتن حق مظلوم از ظالم در محل زبان زد خاص و عام است و این باعث شده تا اراذل و اوباش محل سعی کنند علی را از پای در بیاورند. علی در جریان یک درگیری با پسری به نام رضا آشنا می شود. این آشنائی زمانی که رضا، علی را از دست تعدادی لات که می خواستند وی را با چاقو بزنند نجات می دهد قوت بیشتری پیدا می کند. دوستی علی و رضا رفته رفته تا جایی قوت می یابد که علی سفارش رضا را برای کار در تراشکاری می کند و این نیز به دوستی آنها عمق بیشتری می بخشد.
از آنجایی که رضا عاشق دختر همسایه (مریم) شده لذا از مادر علی می خواهد که به خواستگاری او برای خودش برود که این امر علی و مادرش را شوکه می کند. علی در یک درگیری بین دل و عقل فرمان عقل را می پذیرد و از مادرش می خواهد که برای رضا به خواستگاری برود. این تصمیم علی، مریم را نیز متعجب می کند چرا که او نیز انتظار دیگری داشت. علی پس از این اتفاق تصمیم می گیرد از آن محله برود. شش سال از این ماجرا گذشته و حالا علی دارای مدرک فوق لیسانس در رشته علوم سیاسی است. فارغ التحصیلی علی مصادف با آشنایی او با دختری به نام رویا است که مدعی است برادرش توسط گروه های مبارز کشته شده است. رویا با در میان گذاشتن وضعیت کاری علی با یکی از دوستان پدرش وارد سازمان امنیت (ساواک) می شود. علی مأموریت پیدا می کند تا گروه های مبارزی که به اصطلاح عدالت جو هستند را شناسایی کند که در این بین متوجه می شود رضا دوست و رفیق سابقش عضو این گروه است. رو یا رویی رضا و علی باعث می شود که تمامی اهالی محل به چشم یک نامحرم به او نگاه کنند و رضا که حالا دختری دارد به عنوان امین و معتمد محل شناخته شده است. علی در بازرسی از خانه رضا دفترچه خاطرات رضا را می خواند و می بیند که رضا درد دل های خود از جمله فداکاری و ایثار علی را در آن خطاب به شخصی به نام آقا می کند. این سئوال در ذهن علی مطرح می شود که آقا کیست؟
در حقیقت مطالب دفترچه خاطرات رضا، علی را نسبت به جایگاهی که هست آگاه می کند. از این رو تصمیم می گیرد که رضا را نجات دهد. با کمک رویا اسلحه ای پیدا می کند و به کمک رضا می شتابد. از قضا رویا که در واقع نفوذی عوامل ساواک است قضیه را لو می دهد و علی گرفتار می شود. در پایان فیلم علی و رضا بار دیگر در کنار یکدیگر علیه ظلم شاه قیام می کنند و همیشه سربلند باقی می مانند.
«سر بلند» نخستین ساخته سعید تهرانی که چندی پیش در سینماهای تهران و شهرستان ها اکران می شد با مولفه های اصلی سینمای دهه چهل سعی داشت تا مخاطب خود را به سالن سینما بکشد.
تهرانی بازیگر نقش علی، ورژن مونوکروم شده فردین، بازیگر سرشناس سینمای قبل از انقلاب با صدای چنگیز جلیلوند، پهلوان بزن بهادر «طهران در سال 49» است که می خواهد مروت، جوانمردی و رفاقت را با داستان فیلم کافه کاباره ای «کوچه مردها» دوباره به سینمای ایران بیاورد البته با این تفاوت که اگر در آن فیلم فردین به خاطر مادرش رگ گردنی می شد و با گردن کلفت های محله زد و خورد می کرد، سعید تهرانی قهرمان سبک «شائولین ووشو» با یک معتاد چای به دست کتک کاری می کند و داعیه احقاق حقوق ضعفا را دارد و این گونه است که باب مراوده اش با رضا، بدل ایرج قادری باز شده و به اتفاق هم در سال چهل و نه به دیدن فیلم «جوجه فکلی» می روند که در سال 53 ساخته شده است
در سکانس های بعدی باب آشنایی علی آقا - بامدل موی «الویس» - و مریم خانم با نماهای بسته از چشم و ابروی دختر چادری باز می شود. علی آقا :قسم راست اهل محل- خواستگار مریم خانمی است که دست بر قضا معشوقه آقای کفترباز، جوان بی کس و کار و بیکار اهل محل است. مریم یا مقیم سقاخانه ای است که بازیگران فیلم به آن می گویند امامزاده و یا درست مثل «پوری بنایی» در سکانس مبتذل«کوچه مردها» مشغول پهن کردن لباس روی پشت بام است. رضا هم قرار است برای کبوترش جفتی بگیرد که جلد امامزاده است
سعید تهرانی در نیمه نخست فیلم به نمادهایی مثل پسری تنها به نام علی و مادر پیرش، شمایل حضرت علی، سقاخانه، دستمالی که قرض داده می شود، مرشدی که ارشاد می کند، چاقویی که به صاحبش پس داده می شود و یکی دو ملودی مشهور از موسیقی فیلم و تم اصلی داستان که خواستگاری علی از نامزدش برای رفیق نااهلش است کاملاً وفادار است و بیننده را با یک آدرس سرراست به دیدن یک فیلمفارسی با قصه چهل سال پیش و امکانات امروزی دعوت می کند. اما ماجرا از قسمت دوم فیلم شروع می شود از آن جا که علی بعد از عروسی رضا و نامزد سابقش همراه مادرش بی خبر محل را ترک و مراتب و مدارج علمی را طی یک سکانس طی می کند. علی که هنوز مثل لمپن ها سخن می گوید و مجرد است، طبق بررسی های سازمان امنیت کشور (ساواک) مردی باهوش و توانا و متعهد است که به روایت سعید رحمانی البته ساواک متدین ها را بیشتر می پسندد.
شخصیت منفعل علی با اغوای ناشیانه و مضحک یک دختر محجبه، جذب ساواک می شود و دست برقضا مأمور رسیدگی به پرونده انقلابیونی می شود که رضا، جوان چشم هرز و بیکار و کفترباز محله، یکی از آنان است. این تعریف فیلمنامه نویس فیلم «سربلند» از مبارزات قبل از انقلاب و مبارزین انقلابی است. او داستانی غیرمنطقی و شکاف دار و آبکی را روایت می کند که در آن زد و خوردهای خنده دار سعید تهرانی برای نجات رضا از بند ساواکی ها، تجسس همراه با شفقت و دلسوزی مأمورین ساواک از خانه رضا، خیرگی نگاه مریم :یک زن چادری شوهردار- به علی نامزد سابقش قضیه را برای بیننده غیرقابل هضم می کند.
فیلم ساز برای آب کشیدن شخصیت یک لات عاشق پیشه ساواکی و برای زنده کردن قریحه به قهقرا رفته بازیگران مبتذل قبل از انقلاب نه تنها از نمادهای مذهبی مثل استفاده از جعبه قرآن در طراحی صحنه آبگوشت خوران، چادر، امامزاده و... بهره می برد بلکه از دستمایه کردن نام«آقای پانزده خرداد» و جانبازی مبارزین ستمشاهی نیز ابایی نداشته و برای خلق یک اثر درجه چندم به حافظه انقلابی ملت دهن کجی کرده و خاطر قهرمانان ملی را آزرده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات