مرا به دور لب دوست هست پیمانی
که بر زبان نبرم جز حدیث پیمانه
21 مهرماه سال 1343 در جلسه 140 مجلس 21 شورای ملی، ماده واحده معروف کاپیتولاسیون به تصویب رسید که در متن آن چنین آمده بود: « به دولت اجازه داده می شود که رئیس و اعضای هیئت های مستشاری نظامی ایالات متحده را در ایران که به موجب موافقتنامه های مربوطه در استخدام دولت شاهنشاهی می باشند از مصونیت ها و معافیت هایی که شامل کارمندان اداری فنی موصوف در بند (و) ماده اول قرارداد وین( که در تاریخ هجدهم آوریل 1961 مطابق بیست و نهم فروردین ماه 1340 به امضا رسیده است) می باشد، برخوردار نماید...»
در بین نمایندگان مجلس کسانی بودند که با این موضوع به مخالفت پرداختند ولی با فشارهایی که از سوی ساواک اعمال گردید لایحه مذکور با 74 رای موافق و 61 رای مخالف از 136 نفر حاضر در جلسه به تصویب رسید. این مصوبه در جلسه ای غیرعلنی و در حالتی کاملا محرمانه به تصویب رسید و صورت مذاکرات صرفا در نشریه داخلی مجلس درج گردید. اما مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی توسط برخی از افراد به دست امام رسید. رجبعلی طاهری در خاطرات خود در این رابطه نوشته است:« یکی از نمایندگان مجلس به نام طباطبایی، از طریق حجت الاسلام پیشوا : یکی از روحانیون مبارز و فعال که با امام در ارتباط بود و نمایندگی ایشان را در کازرون برعهده داشت- خبر تصویب کاپیتولاسیون را به گوش امام می رساند و محتوای آن را توضیح داد...»
جو رعب و وحشت و اختناق به حدی بر فضای سیاسی کشور سایه انداخته بود که هیچ کس جرأت اظهارنظر در این رابطه نداشت و جمعی از عناصر دربار و ساواک در مراکزی همچون قم در تلاش بودند که مانع هرگونه اعتراض شوند. علی رغم همه کوشش هایی که ساواک به کار برد ، حضرت امام از همان روز با عزمی راسخ تر از گذشته موضوع را با شاگردان، دوستان و همپیمانان خود در میان می گذارد و تصمیم جدی مخالفت خود را اعلام می کند تا اینکه روز موعود یعنی روز چهارم آبان 3431 روز تولد حضرت فاطمه زهرا(س)، فرا می رسد و ایشان طی سخنانی انقلابی اقدام به افشاگری علیه این تصمیم آمریکایی می کند. حضرت امام علاوه بر سخنرانی شدید اللحن، بیانیه ای هم علیه کاپیتولاسیون، شاه، آمریکا ، شوروی و انگلیس انتشار می دهد که در بخشی از آن خطاب به ملت می نویسند:« برملت ایران است که این زنجیرها را پاره کنند. بر ارتش ایران است که اجازه ندهند چنین کارهای ننگینی در ایران واقع شود. از بالاترها به هر وسیله ای هست بخواهند این سند استعمار را پاره کنند ، این دولت را ساقط کنند. وکلائی که به این امر مفتضح رای دادند از مجلس بیرون کنند. بر ملت است که از علمای خود بخواهند در این امر ساکت ننشینند، بر علمای اعلام است که از مراجع اسلام بخواهند این امر را ندیده نگیرند، بر فضلا و مدرسین حوزه های علمیه است که از علمای اعلام بخواهند که سکوت را بشکنند ، برطلاب علوم است که از مدرسین بخواهند که غافل از این امر نباشند، بر ملت مسلمان است که از وعاظ و خطبا بخواهند که آنان را که آگاه از این مصیبت بزرگ نیستند آگاه کنند ... بر رجال شریف سیاسی است که ما را از مطالب زیر پرده که در مجلس گفته شده آگاه نمایند. بر احزاب سیاسی است در این امر مشترک با یکدیگر توافق کنند.»