صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۶  ، 
کد خبر : ۴۹۸۹۷

جان سیاست / رضا گرمابدری


 بسم الله الرحمن الرحیم

شاید باورش سخت باشد که بشنویم بین سالهای 1971 تا 2001 سطح آبهای جغرافیای ایران پانزده متر کاهش داشته و در برخی نقاط رانش و یا نشست 50 سانتیمتری در زمین رخ داده است. اما باید باور داشت که با انکار واقعیت، واقعیت تغییر نمی کند. به گزارش «نشنال ژئوگرافی» ارزیابی ها نشان می دهد سطح آبهای زیرزمینی ایران به طور میانگین در پانزده سال گذشته، سالانه نیم متر کاهش یافته است. مهم تر از آنچه که واقع گردیده چیزی است که احتمال دارد بعد واقع شود یعنی با از بین رفتن آبها، خاک و سنگ ها استحکام خود را از دست می دهند که این امر، منجر به فشردگی زیر بافتهای زمین و سرانجام نشست آن می شود. عکسهای ماهواره ای تهیه شده توسط «مهدی متق» از مرکز GFZ یک مرکز تحقیقاتی آلمان در زمینه زمین شناسی، موضوع را جدی نشان می دهد. با بررسی عکسهای گرفته شده از سطح زمین در سال 1997 و اطلاعات سطح آبها، به روایت این گروه تحقیقاتی روند رو به پایان ذخایر آب های زیرزمینی، در حال تبدیل شدن به یک بحران است.

بنا بر این گزارش، بیشتر مناطق ایران خشک هستند و تنها 10 درصد مناطق ایران آب مورد نیاز را از باران تامین می کند. در دیگر نقاط کشور حدود 50 درصد آب از منابع زیرزمینی تامین می شود. در حال حاضر این وضعیت در باغهای پسته رفسنجان مشهودتر است زیرا به گفته «کوروش محمدی» از دانشگاه تربیت مدرس، باغداران این منطقه مجبورند برای دسترسی به آب مورد نیاز هر ساله چاه های عمیق تری حفر کنند.

اگر وضعیت در حد یک دهم آنچه که توصیف شد، باشد باز هم بسیار خطرناک است و جنس این خطر با بسیاری از خطرات قابل تصور و خطراتی که انقلاب اسلامی پشت سر گذاشته تفاوت دارد.

با نادیده انگاشتن و کنار گذاشتن گزارشات پیش گفته که منشأ خارجی دارد و استناد کردن به جدیدترین مشاهدات داخلی و برخی تبلیغات روز وزارت نیرو و سازمان آب در ارتباط با صرفه جویی در آب، با تمام وجود می توان معضلی به نام کمبود آب را حس کرد. مسئله آنقدر مهم و حیاتی است که نمی توان با تغافل و عبور سرسری از آن ذهن را از آن خالی کرد و اصلا نباید اجازه داد با موضوعی به این اهمیت این گونه برخورد شود. اگر قرار باشد با تبعیت از رسم جاری که چشم اندازها و برنامه های حوزه های مختلف بر اساس آن ترسیم و تدوین می شود به این مهم نیز پرداخته شود، باید با قطعیت اعلام کرد ضمانت اجرا و تحقق تمامی این برنامه ها در گرو حل این معضل است. هیچ رشد، توسعه، پیشرفت و تعالی در نبود آب، امکان پذیر نیست. صحبت از آب به معنای صحبت از حیات است. از این رو همه باید درباره آب با تمامی وجود احساس مسئولیت کنند. هیولاهای همیشه عطشان و سیراب نشدنی، رشد جمعیت، صنعت و کشاورزی آن به آن حجم عظیمی از این مایه حیات را از حیز انتفاع خارج می کنند بدون اینکه طبیعت تضمینی برای جایگزین ساختن مقدار از دست رفته ارائه کرده باشد.

در جهانی با ویژگیهای جهان امروز دیگر نمی توان با قطعیت گفت فلان کشور پر آب است و مشکل آب ندارد.

 کمبود آب آهسته و بی صدا حضور خودش را اعلام می کند و اختصاص به ایران و برخی کشورها که فعلا کم آب شناخته می شوند، ندارد. «رونالد بورگن» از دانشگاه «برکلی» کالیفرنیا می گوید: «روندی مشابه روند موجود در ایران در غرب آمریکا در نزدیکی گسل سن خوزه و سن فرانسیسکو در قرن بیستم مشاهده شده است اما مشکل آن در حد ایران نیست.» نتیجه کلی بحث آب می تواند این باشد که هیچ کشوری نمی تواند خود را از معضل کم آبی مصون بدارد بلکه می تواند دوره زمانی ابتلا به آن را دورتر تصور کند. اگر بتوان وضعیت آب در ایران را زنگ خطری دانست که طبیعت از سر مهربانی آن را برای ایرانیان زودتر به صدا درآورد در ادامه می توان به اقتضای آن چاره جویی کرد.

چاره جویی متناسب با حد و اندازه مشکل و معضل صورت می گیرد از این رو لازم است برای بار دیگر نگاه دقیقی به مشکل انداخت؛ کمبود آب حیات و کیان ایران را در معرض خطر قرار داده است. این نمای واقعی و عریان از مشکل با اینکه بگوییم تامین آب شرب مردم تهران با مشکل مواجه است فرق می کند. حد و اندازه راه حل مشکل دوم می تواند این باشد که مسئولین بگویند با انتقال آب از فلان سد و یا رودخانه همجوار و حتی بسیار دور به تهران این مشکل قابل حل است، در حالی که اینگونه صحبت کردن و طرح دادن برای حل مشکل اول به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست زیرا راه حل با مشکل نسبتی ندارد. اما شاید با گشودن دریچه ای بتوان محیطی را دید که در آن راه های منتهی به راه حل معضل را یافت. یکی از نعمتهای ملی ارزشمندی که خداوند نصیب ایرانیها نموده است داشتن مرزهای ساحلی بیش از دو هزار کیلومتر است که از طریق آن به منابع عظیم آب اقیانوسها متصل است. با سرمایه گذاری ویژه در طرحهایی که بتواند آب دریا را در حجم بسیاربسیار زیاد، شیرین و قابل استفاده در صنعت، کشاورزی و شستشو کند، ایران اولین کشوری شود که توانسته است در جهان به چنین امکانی دست یابد. پذیرش چنین ایده ای که ظاهرا تنها راه حل واقعی و قابل اعتماد است، اگرچه در ظاهر بسیار مشکل و حتی ناممکن به نظر می رسد اما با تکیه به هوش و استعداد ایرانی شدنی است اگرچه ممکن است چندین سال به درازا بکشد و نیازمند هزینه های بسیار سنگینی باشد ولی در هر صورت باید این کار را شروع کرد و امید بستن به اینکه در چرخش آب و هوایی مناطق مختلف کره زمین احتمال دارد در فلان سال نوبت بارشهای فراوان در جغرافیای ایران فرا رسد و یا اینکه می توان از آب رودخانه های خروشان کشور «الف و ب» رفع نیاز کرد، فقط فرصت را از ایران سلب می کند و نباید با سرگرم شدن به این راه حلهای کوچک وقت کشی کرد. با اجرای چنین طرحی می توان بسیاری از نقاط خشک اما مستعد کشاورزی را آباد نمود. انتقال نفت توسط لوله هایی به طول صدها کیلومتر تجربه مناسبی برای بخش انتقال است و تمرکز برنامه باید در شیرین ساختن آب باشد. در صورت موفقیت در بخش اصلی ایده که ذکر آن گذشت می توان آب های موجود در رودخانه ها و سدها را با مدیریت صحیح و برنامه ریزی شده صرف آشامیدن کرد که توان تامین نیاز صدها ساله در ایران را خواهد داشت. کسی چه می داند شاید از این طریق بتوان دوستی با طبیعت و بهره بردن از سایر امکانات آن را بیشتر توسعه داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات